« اتمام پروژه | صفحه اصلی | استاد فول چارت!!! »

از لذت تولید نرم افزار تا مدیریت مالی شرکتهای نرم افزاری

&"October 22, 2004&"

"روز چهارشنبه بیژن با خانم ولیزاده مشغول راه اندازی سیستمهای ستاد بودند و برنامه اموال آنها (پروژه آبتین) را روی  ایستگاههای کاری نصب کردند. آخر وقت با بیژن صحبت می کردم تا از وضعیت نهایی مطلع شوم. خیلی خوشحال بود. می گفت جزو تجربه های اولیه اش است که یک سیستم را در این حد نصب کرده است. همزمان کاربرهای متفاوت با سیستم کار کنند. سیستم ما تقریبا یک اتوماسیون برای یک اداره  به صورت کامل است. به بیژن گفتم پس هنوز Package نساختی بدونی اون چه لذتی داره ....! به جای اینکه در یک سازمان از یک سیستم  چند نفر استفاده کنند در چند سازمان متفاوت از یک سیستم استفاده کنند.... "


از این تجربه که بگذریم لذت تولید نرم افزار در همین نکته ظریف است. همان مساله معروف یک بار تولید N بار استفاده.صنعت نرم افزار برخلاف خیلی از صنایع دیگر این خاصیت را دارد که یکبار یک محصول تولید می شود و بعد می توان از آن استفاده های بیشمار کرد. این همان مساله است که برای من انگیزه باقی ماندن در این صنعت را ایجاد می کند. وگرنه نرم افزار به لحاظ فرآیند تولید یک فرآیند گران قیمت می باشد. دلیل این امر گرانی قیمت هزینه نیروی کارشناسی است که در این صنعت نسبت به صنایع دیگر وجود دارد. در صنایع دیگر هر چند ار ابزار و تجهیزات بیشتری استفاده می شود اما نیروی کار بیشتر در حد نیروی کاردان و یا کاربری است تا کارشناسی در حالیکه در نرم افزار حجم نیروی کارشناسی (مدیر پروژه، تحلیل گر، برنامه نویس , آزمایش کننده و حتی نصاب)  بیشتر است. علاوه بر این فرآیند تولید در نرم افزار معمولا زمان بیشتری نسبت به صنایع دیگر دارد و این مساله نیز هزینه ها را بالاتر می برد.

اما حسن نرم افزار در آن است که با تولید یک بسته نرم افزاری با در نظر گرفتن نیازهای مشتریان متفاوت می توان آن را به مشتریان مختلف عرضه کرد بدون اینکه هزینه زیادی برای هر مشتری جدید متقبل شد(هزینه مواد اولیه و یا تولید مجدد (تحلیل، طراحی و پیاده سازی) حذف می گردند ) و برای هر مشتری جدید فقط هزینه های عمومی شرکت، هزینه بازاریابی و فروش، منطبق سازی (که معولا از بقیه بخش ها بیشتر است) و هزینه های نصب و پشتیبانی باید در نظر گرفته شود. این مساله باعث می شود که در شرکتهای نرم افزاری معمولا رفتار کسب درآمد برای هر محصول یک نمودار تقریبا سینوسی است و یک زمان هزینه های بالایی دارند (زمان تولید) و یک زمان درآمد بالا (زمان فروش) . شرکتی موفق است که یا سرمایه زیادی داشته باشد تا نقاط فرود نمودار مشکل ساز نباشد و یا بتواند نقاط اوج فروش یک نرم افزار را با نقاط فرود تولید یک نرم افزار دیگر همزمان کنند تا با کمبود نقدینگی مواجه نشوند.

باز هم در این مورد مطلب خواهم نوشت ........

"چند وقت پیش با آقای مجید نوید در مورد سند زدن در حسابداری شرکت های نرم افزاری صحبت می کردم. صحبت جالبی می کرد. می گفت اینکار بسیار متفاوت از خیلی شرکتها است. در زمان تولید یک نرم افزار معمولا شرکتهای نرم افزاری فقط هزینه می کنند و درآمدی از آن پروژه ندارند، حال اگر به عملکردشان نگاه شود شرکت زیانده نشان داده می شود. در حالیکه اگر در زمان فروش همان نرم افزار بدون در نظر گرفتن زمان تولید از حسابهای شرکت گزارش گرفته شود سود غیر منطقی و بالایی نشان داده می شود. نکته ای که اکثر شرکتهای نرم افزاری به آن دقت نمی کنند و حسابداری آنان اصولی نیست و با تغییر دوره ها و یا تعیین حسابهای سرمایه ای و یکسری چیزهای دیگر که من از آنها سر در نیاوردم [!] می توانند از عملکرد مالی خود در زمانهای متفاوت جمع بندی مناسبی داشته باشند."

همین!

Ali Vahed | 2:33 PM