« از لذت تولید نرم افزار تا مدیریت مالی شرکتهای نرم افزاری | صفحه اصلی | دردسرهاي تهيه RFP »

استاد فول چارت!!!

&"October 23, 2004&"

یکی از استادان گرانقدرم در دوره کارشناسی، جناب آقای روحانی رانکوهی، همیشه از استادانی که دروس مختلفی را تدریس می کردند انتقاد می کردند و به آنها می گفتند: "فول چارت" : یعنی همه دروس چارت آموزشی را تدریس می کنند! همانطور که اسم عام دانشجو "تنبل" و اسم خاص من هم "دلار باز" بود! چون در زمان دانشجویی سر کار می رفتم و استاد این شیوه دانشجویی را نمی پسندیدند، بگذریم ....
انوقتها  با وجودیکه برای استاد احترام ویژه ای قائل بودم به نظرم این حرفشان درست نبود. فکر می کردم استاد "فول چارت" بودن نه تنها بد نیست بلکه این مساله که یک نفر دروس مختلف را در یک زمان تدریس کند نشانه تبحرش در همه دروس است و عمق دانش وی را نشان می دهد.


 

تا اینکه ......
در ترم جاری بدون اینکه بخواهم سه درس متفاوت کارشناسی مهندسی کامپیوتر را برای تدریس در دانشگاه به من واگذار کردند. دروس سیستم عامل و مهندسی نرم افزار 1 را در آموزش عالی جهاد دانشگاهی و درس مبانی کامپیوتر و برنامه سازی را در دانشگاه شهید بهشتی.
مشکل همینجا پیش آمد. با وجودیکه هر سه این دروس را قبلا چندین بار جداگانه تدریس کرده بودم و فکر می کردم مشکل خاصی در این ترم پیش نمی آید مواجه شدم با سه سبک مختلف کار برای هر کدام از این سه درس.
- درس مبانی یک درس سخت از نظر تدریس است که باید در تمام طول ترم با کمک حل کردن مثال در کلاس و دادن تمرین به دانشجویان کلاس را به جلو برد. اکثر بچه ها ترم اول هستند و باید به آنها انرژی القا کرد و تلاش کرد که حداکثر دانشجویان با کلاس جلو بیایند چون اگر این اتفاق نیافتد در تمام طول تحصیلشان با مشکل مواجه می شوند.
- درس سیستم عامل یک درس با مفاهیم و الگوریتم های زیاد که فشار زیادی در زمان تدریس به آدم وارد می شود چون این درس در کنکور کارشناسی ارشد هم هست و باید کل مفاهیم را پوشش بدهی و همیشه این نگرانی وجود دارد که در زمان باقی مانده از ترم بتوانی این کار را انجام بدهی.
- درس مهندسی نرم افزار 1: یک درس شیرین که مفاهیم حفظی زیادی ندارد بلکه در آن شیوه ارائه درس و ذکر تجربیات مختلف آدم برای دانشجویان و کار عملی خارج از کلاس مهم است. ضمن اینکه خروجی زیاد مهم نیست. چون لازم نیست همه بعد از این کلاس یک تحلیل گر بشوند (این کار اصولا غیر ممکن است!) همینکه یکی دو نفر بتوانند تحلیل گر خوبی بشوند و بقیه فقط این اسم به گوششان خرده باشد کافیست.
جمع شدن این سه درس باعث شده که در سه زمان مختلف مجبور شوم سه سبک مختلف تدریس را به کار ببرم و سه جور آدم متفاوت باشم و این کار واقعا سخت است و گاهی وقت ها همه چیز قاطی می شود!
از طرف دیگه من که عادت دارم برای هر کلاس حداقل یکی دو ساعت پیش مطالعه داشته باشم مواجه شدم با حجم زیادی از مطالعه شبانه که خودش با فشار کاری رادمان در حال حاضر مشکل را تشدید کرده است. امیدوارم این ترم به خوبی به پایان برسد و تجربه آن به عنوان راهگشای من باشد تا در ترم های آینده حداکثر یک یا دو درس نزدیک به هم را قبول کنم.

خلاصه ......
این ترم به معنی حرف استاد پی بردم و متوجه شدم چرا استادان حرفه ای معمولا یک یا دو درس بیشتر تدریس نمی کنند. چون نیاز به مصرف انرژی زیادی نیستند و با تمرکز روی یک درس ضمن اینکه کیفیت کارشان افت پیدا نمی کند می توانند یک سبک را برای تدریس به کار ببرند (بگذریم که این مساله بیشتر به نفع مدرس است تا دانشجو ، برای دانشجو این قضیه زیاد تفاوتی پیدا نمی کند.)

همین!

Ali Vahed | 9:36 PM