« نگاه حرفه ای!؟ | صفحه اصلی | راه اندازی پرتال آموزشی، تجربه ای متفاوت »
محمد تقی روحانی رانکوهی - استاد
&"April 11, 2006&"
قبل از نوشتار:
از این نوشتار همانگونه که در مطلبی قدیمی گفته بودم می خواهم ذکری بکنم از استادان خودم در زمان تحصیل در رشته نرم افزار. این نوشتار به هیچ وجه شکل معرفی کامل و بیوگرافی ندارد، بلکه بیشتر نظرات شخصی خودم است در مورد این افراد و بدون آنکه بخواهد شکل نقد داشته باشد که شایسته آن نیستم. از سوی دیگر نمی توانم برای نوشتن این مطالب از این عزیزان شخصا به صورت حضوری اجازه بگیرم ، بنابر این با کسب اجازه وبلاگی می نویسم و امیدوارم تعریفم را به حساب تعارف نگذارند و از انتقادم رنجیده نشوند که تحملش برایم سخت است. به مرور در این زمینه خواهم نوشت.
و اما استاد روحانی رانکوهی:
در مورد آقای روحانی فکر می کنم همین نکته کافی است که شاید هیچ دانشجوی نرم افزاری در کشور نباشد که حداقل در یک درس اسم ایشان را نشنیده باشد. مولفکتابهای شیوه ارائه مطالب علمی و فنی، ذخیره و بازیابی اطلاعات و پایگاه اطلاعات، که هر سه در تدریس دروس متناظر استفاده می شود و مترجم کتاب ساخت نرم افزار شیء گرا که می تواند در درس مهندسی نرم افزار و درس ساخت نرم افزارهای شی گرا استفاده گردد و کتب دیگری که من نمی شناسم.
فکر می کنم از بین کسانی که افتخار شاگردی ایشان را داشته اند کمتر کسی باشد که در توانایی و تبحر ایشان در کلاس شک داشته باشد.
جزوه هایی که بچه ها سرکلاسشان می نویسند مثل یک کتاب می تواند در ترم های بعدی هم مورد استفاده قرار گیرد و اکثر بچه ها جزوه های این درس را نگه می دارند.
شوخ طبعی و بکارگیری قصه ها و مثال های جالب از ایشان باعث می شود کلاس های ایشان طرف دار زیادی داشته باشد و حتی کسانی که با ایشان کلاس ندارند، سعی می کنند به صورت منظم سر کلاسشان باشند.
همه این موارد به همراه چهره و رفتار کاریزماتیک ایشان -سبیل پر پشت، راه رفتن با غرور و طمئنینه خاص و نگاه نافذ- باعث شده که ایشان در بین دانشجویان کامپیوتر طرفدار زیادی داشته باشند.(بچه هایی که در orkut بدوند حتما گروه طرفداران ایشان را یادشان هست)
یکی از ویژگی های آقای روحانی اسم هایی است که برروی دانشجویان می گذراند. "تنبل" به عنوان یک واژه عمومی متناظر همه دانشجویان است و برای همه بکار می رود! "شومن" برای یکی از بچه ها که خبر نگار بود. "فولچارت" برای استادانی که چندین درس را ارائه می کنند و ...... (اسم خودم "دلارباز" بود چون آن موقع سر کار می رفتم و استاد فکر می کرد شدید پول در می آورم! )اسم های دیگر را یادم نیست. حداقل 6 ، 7 سال پیش بود که با ایشان کلاس داشتم، نمی دانم.
کسانی را می شناسم که بدون آن که در کلاس ایشان حضور داشته باشند، با مطالعه کتابهای ایشان به حدی از دانش رسیده اند که همان را درس داده اند.
در یک کلام اگر بخواهم جمع بندی کنم، اطلاق کلمه "استاد" شایسته این مرد بزرگوار است.
در عین حال آقای روحانی، تا آنجایی که من فکر می کنم، مخالفآن بود که دانشجویان در زمان تحصیل کار کنند و خودشان هم تا آنجایی که من فکر می کنم بیرون از دانشگاه کاری نمی کردند و آن را دوست هم نداشتند. غلبه وجه "آکادمیک" ایشان نیز بر وجوه دیگر این مطلب را توجیه می کرد و شایسته بر طرح ادعای آکادمیک بودن. اما چیزی نبود که من دوست داشته باشم و وجه "عملی"، "صنعتی" و یا به قولی "تجاری" رشته مهندسی برایم به اندازه بخش آکادمیکش لذت داشت و فکر می کردم علم بدون عمل آنقدر ها خوب نیست.
به همین دلیل هر چند ایشان را بسیار دوست دارم و احترام خاصی برایشان قائلم به عنوان یک مهندس نرم افزار سرمشقم نبوده اند. گرچه در روش تدریس سعی می کنم جا پای استاد بگذارم که این کجا و آن کجا!
همین!