« تولد، رشد و مرگ نرم افزار! | صفحه اصلی | برنامه ريزي استراتژيک 2- کنترل هزينه ها »
بهمن پوروطن- هميشه استاد
May 9, 2006 04:34 PM
در زندگي شخصي، حرفه اي و دانشگاهي اگر بخواهم 5 نفر را نام ببرم که در زندگيم تاثير فراوان داشته اند حتما استاد پوروطن يکي از آنها است.
با آقاي مهندس پوروطن اولين بار زمان گرفتن درس مباني کامپيوتر در دوره کارشناسي آشنا شدم. آن زمان فرد جواني را ملاقات کرده بودم که مثل استاد هاي معمول نبود و با قيافه و لباس متفاوت و با برخورد متفاوت تر در دانشگاه حاضر مي شد، يادم مي آيد در مصاحبه اول با ايشان، آنقدر ما را از خودشان ترساندند که تمام طول ترم را مثل تراکتور(!) کار کرديم و انصافا چه موثر بود، همين تجربه در طول ترم هاي بعد هم اتفاق افتاد به نحوي که به صورت مستقيم دروس برنامه سازي پيشرفته، ساختمان داده ها، سيستم عامل، ذخيره و بازيابي اطلاعات و مهندسي نرم افزار را با ايشان گذراندم، کارآموزي پيش ايشان رفتم، سر کلاسهاي ديگرشان حضور داشتم و حل تمرينشان در دروس مباني، برنامه سازي پيشرفته، ساختمان داده و ذخيره و بازيابي اطلاعات در دانشگاه شهيد بهشتي و امير کبير بودم.به عبارت ديگر با ايشان مهندس شدم! تجربه چند ساله همکاري خارج از دانشگاه با ايشان و افتخار شاگردي بعدي نيز، باعث شد که بتوانم ايشان را "هميشه استاد" شخصيم بدانم. کسي که به نوعي سرمشق من در مهندسي نرم افزار بوده اند.
استاد پوروطن کلاسهاي جالبي دارد، جزوه نوشتن در آنها سخت است، مطالب متنوع مسلسل وار مطرح مي شود، در پروژه ها "نمي شود" نداريم و معمولا پروژه هاي پايان ترم مشکلي مي گيرند. اين موارد به همراه اخلاق منحصر به فردشان باعث شده است که ايشان علاقه مندان متعصب دو آتشه و همچنين منتقدان سفت و سختي داشته باشند. از ديد برخي دانشجويان به عنوان يک مرجع و از ديد ديگري يک استاد غير معمول مي باشند. در گروه هم ورودي هاي ما و پس از آن را که مي دانم اين شکلي است، دانشجويان جديد را نمي دانم.
يکي از درس هاي مهمي که آقاي پوروطن به ما ياد داد اين بود که از هيچ کاري نترسيم و هيچ کاري را خوار ندانيم.آنقدر با ايشان پروژه مشکل و طاقت فرسا انجام داده ايم که امروز هر کاري به نظرمان شدني باشد. هوش سرشار و ايده هاي نويي که ايشان در حل مسائل به کار مي برند معمولا راهگشا است. همين است که به نظر من ايشان بهترين گزينه براي تدريس دروس برنامه سازي (مثل مباني و برنامه سازي) و همچنين تدريس تخصصي دوره هاي ACM مي باشند .(تا جايي که مي دانم چندين دوره طراح و داور مسابقات ACM بوده اند.)
آقاي پوروطن با سابقه تحصيل در دانشگاه شهيد بهشتي (جزء اولين دوره ها) علاقه خاصي هم به اين دانشگاه دارند و دوره هاي متعددي در دانشگاه تدريس داشته اند، هر چند اين ترم ها به دليل عضويت در هيات علمي دانشکده کامپيوتر صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک) بيشتر آنجا هستند و کمتر در بهشتي درس مي گيرند (ويا اصلا نمي گيرند)
آقای پوروطن را خارج از دانشگاه هم به عنوان یک مهندس نرم افزار متبحر می شناسم.کسی که به خوبی یک پروژه را تعریف می کند و نیازهای کاربران را درک می کند، تجربه طولانی ایشان در شرکت بهین سیستم و شرکتهای بعدی نشانگر این امر است. هر چند من فکر می کنم با وجودیکه آقای پوروطن هم در دانشگاه و هم در کار موفق هستند، وجه دانشگاهیشان بارز تر است.
به عنوان يک شاگرد هميشگي، روش ايشان را در تدريس و همچنين در مديريت شرکت بسيار مي پسندم هر چند تفاوت سليقه هايي نيز وجود دارد. ايرادي که خودم به ايشان مي گرفتم آن بود که اکثر مواقع براي بچه هاي خوب کلاس درس مي دادند و بقيه بچه ها (متوسط هاي رو به پايين در آن درس) معمولا کلاس را از دست مي دادند، اما نکته اي مهم و قابل توجه اي که ايشان به آن پايبند بود نمره آخر ترم بود، به کسي که شايسته بود نمره خوب مي دادند و به قول خودشان اگر به اين نتيجه مي رسيدند که يک نفر ياد گرفته حتما بايد درس را پاس کند حتي اگر امتحانش را بد داده باشد اما از سوي ديگر براي پروژه پاياني اهميت فوق العادي قائل بوده و آن را ملاک پاس کردن و يا نکردن مي دانستند.
اين روزها خيلي از شاگردان قديميشان (همکلاسي هاي خودم) که اگر بخواهند ياد استادي بکنند اول از همه حال آقاي پوروطن را مي پرسند. واقعا که خيلي ها دلشان براي کلاس ايشان تنگ شده است، يکيش خود من!
نمي دانم روزي بتوانم زحمات ايشان را جبران کنم يا نه، فقط اين را مي دانم به هر کس که سرش درد مي کند براي ياد گرفتن و دلش مي خواهد يک "مهندس نرم افزار" بشود، توصيه موکد بکنم که سرکلاسشان برود و تمرينات و پروژه را جدي بگيرد، واقعا موثر است.
از ايشان بسيار آموختم و متاسفانه خيلي چيز هاي ديگر را فرصت نکردم که ياد بگيرم، مديونشان هستم و تا آخر عمر قدردان.
همين!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: مريم در ساعت June 12, 2006 10:20 AM
man ham ba poor vatan dashtam too amir kabir vali ba raveshesh hal nemikardam mikham man ro rahnamayi konid ke behesh alaghe mand besham chon terme 2 bahash bar nadashtam va pashimoon shodam
ارسال شده توسط: m در ساعت August 20, 2006 02:22 AM
سلام دوست عزيز...
من هم اگه بخوام چند نفر را نام ببرم كه هميشه ازشون چيز يادگرفتم و ازشون تاثير گرفتم، يكي شون حتما استاد پوروطن ه و اون يكي هم خود شما آقاي واحد. هميشه به دوستي شما افتخار كرده و مي كنم...
ياد درس مباني كامپيوتر افتادم . من بخاطر همون ترسي كه گقتي درس را با آقاي پوروطن نگرفتم و بعدش چقدر پشيمون شدم... تابستونش پروژه پايان درس شما را كه tetris بود نوشتم كه بتونم برنامه سازي پيشرفته را با ايشون بگيرم و از اون به بعد شدم مشتري پر و پاقرص كلاس هاي استاد. ياد اون روزا به خير...
ارسال شده توسط: mahyar در ساعت October 4, 2006 11:01 AM
سلام دوست عزيز
من از دوستان و همكاران قديم ايشون در مركز تحقيقات مهندسي هستم.
مدتهاست از ايشون بي خبرم
ممنون ميشم اگه اي ميل من رو به ايشون بدهيد.
با تشكر
محسن - سبزوار
ارسال شده توسط: mohsen در ساعت November 29, 2006 12:14 AM
با اينكه پوروطن رو به عنوان يه آدم خيلي خوب و كاري و باتجربه از خيلي از دكترهاي دانشكده مون قبول دارم، اما اكثر مواقع عدالت رو رعايت نميكنه و اين مسئله بزرگترين مشكل اكثريت بچه هاي دانشكده ي ما باهاش بود و هست و خواهد بود
ارسال شده توسط: حميد در ساعت January 1, 2007 11:37 AM
خیلی با نظر شما موافق نیستم. از نزدیک با آقای پوروطن هم درس داشته ام و هم کار کرده ام. در طول ترم اگر احساس کند کسی بلد است نمره می دهد. ندیدم نورچشمی داشته باشد. تازه اگر در معرض توجهش باشی خطرناک تر است!
مخالفت نمی کنم که جانبداری کنم. نظر خودم را می گویم.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت January 2, 2007 01:45 AM
خاک بر سر توی [...] و اون پوروطن [.....].
ارسال شده توسط: سام در ساعت February 6, 2007 10:18 PM
کامنت فوق حاوی لغت های ناشایست بود که مجبور شدم برای جلوگیری از بلاک شدن بر اثر کلمات کلیدی آن ها را حذف کنم.
لقبی که دوست عزیز به من نسبت داده بودند، یک چیزی در مایه های پاچه خواری بود و استاد پوروطن را هم یک جورهایی نوازش کرده بودند.
فکر می کنم نیازی به انجام این کار در مورد اقای پوروطن ندارم، چون دیگر نه با ایشان درس دارم و نه کار، شاید بیش از یک سال هم هست که ایشان را ندیده ام. اما اگر منظور ستایش کردن است، بله ایشان را به عنوان یک مدرس کامپیوتر و یک مهندس نرم افزار ستایش می کنم.
در مورد خود ایشان هم، نقد شما را اگر منصفانه باشد خواهم پذیرفت، هر چند در مورد واژه ای که به کار برده بودید موافق نیستم. دوستان دیگری هم بوده اند که مخالف نظر من هستندو مطالب آنها را می بینید.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت February 7, 2007 08:02 AM
استاد پور وطن برای من نیز همیشه استاد است!
یک ترم به عنوان استاد مدعو در دانشگاه بهشتی کلاس داشتند که اون ترم یکی از بهترین درس های دانشگاهم رو با ایشون گذروندم!شخصیتی جالب و تاثیر گذار!
خدا حافظ ایشان باشه،
ارسال شده توسط: Ehsan در ساعت December 4, 2007 06:59 AM
من در ترم حاضر که اولین ترم من توی دانشگاه امیر کبیره با ایشون کلاس دارم. استاد خوب و خیلی با سوادیه! فقط به نظرم بیشتر از "یاد گرفتن دانشجو" به "درس دادن استاد" اهمیت میده.
ارسال شده توسط: sahand در ساعت January 3, 2008 09:49 PM
آقا بس کنید این حرف ها رو
من خودم3 ترم با این استاد درس داشتم
فکر میکنم اونهایی که مخالفن نمره ی خوبی
از این استاد نگرفتن.من هم نمرهی خوب گرفتم هم بد.متاسفانه تو دانشگاه فقط نمره مهمه.پس دوستانی که این قدر طرفداری میکنن در مورد کسانی که کل ترم صرف انجام پروژه میکنن و بعد نمرهی خوب نمیگیرن چه جوابی دارن؟اگه فاکتور نمره رو در نظر نگیریم انصافا استاد پوروطن تکه ولی ای کاش نمرههاشم رو حساب کتاب باشه و همین جوری رندوم نمره نده.
ارسال شده توسط: dsf در ساعت April 25, 2008 04:52 AM
بعد از مدتها، سر زدم به اینجا و دیدم که جواب کامنتم رو دادید!
گفتید که پوروطن نورچشمی نداشته! اما ما توی ورودی خودمون توی امیرکبیر، تعداد زیادی نورچشمی ایشون رو دیدیم! یه بار هم سر درس نرم افزار 1، در این مورد باهاش حرف زدم، اما قبول نکرد و باز هم همون روال افتضاح قبلی اش رو توی نمره دادن حفظ کرد!
ارسال شده توسط: حمید در ساعت April 25, 2008 03:29 PM
سلام.من با نظر شما کاملا مواقم.با اینکه هنوز ترم اولی ام و چیزی راجع به ایشون نمیدونم ولی تنها استادی هستن که از سر کلاسشون بودن احساس رضایت میکنم.واقعا روش درس دادنشون رو دوس دارم.هرچند که تکالیفشون رو نمیتونم کامل حل کنم.ولی فوق العاده هستن !
ارسال شده توسط: shirin در ساعت November 1, 2008 10:39 PM
kheili bahale man hamin alan bahash dars daram amma bazi vaghta mitarsam bioftam chon vaghan bazi vaghta harfasho nemifahmam masalehasham nemifahmam migi chikar konam? alan terme1 polytechnicam
ارسال شده توسط: R.min در ساعت November 2, 2008 04:23 AM
salam!
man ham daneshjooye terme 1hastam va farda gharare avalin emtehaneshon ro az ma begiran!va hame ta sar hade marg ma ro tarsondand!migan az 8sobh ta 5bad az zohr tool mieshe!
vaghean intoorie?
heili doamon konid ke mashroot nashim!
mamnoon!!!!!
ارسال شده توسط: narges در ساعت November 5, 2008 12:40 AM