« فرصت شغلی برای یک متخصص MT | صفحه اصلی | حس خوب+حس بد = ؟ »

استعفا می دهیم! اخراج می شویم! (قسمت 2- زمانی برای استعفا)

May 27, 2007 12:00 PM

برای اینکه بررسی کنم که یک نیروی کامپیوتری (در یک نگاه کلی تر یک شاغل در بخش های فنی) چه زمانی خود باید استعفا دهد و از یک شرکت خارج شود، بهتر است دلایل منطقی را که یک نفر می تواند در انتخاب یک شغل و ماندن در آن داشته باشد را طرح کنم.
به نظر من می توان دلایل زیر را در انتخاب یک شغل در مرحله اول و ماندن در آن در مرحله دوم برشمرد:
- نوع کار: برخی کارها به خاطر ماهیت خودشان از یک پیچیدگی و جذابیتی برخوردارند که  می تواند به عنوان یک انگیزه قوی در انتخاب و استقامت در یک شغل مطرح شوند. برای مثال تجربه کار در پروژه های توزیع شده، هوش مصنوعی و یا پروژه ها و مساله های سخت برای من این خاصیت را دارند.
- محیط کار: محیط کار، شرکت و پرسنل و مدیریت آن و فضا و جوی که در یک شرکت است شاید دلیل بسیار مهمی برای انتخاب و ادامه کار باشد. محیط های با آرامش، بدور از تنش، شاید گاهی شیک و تر و تمیز با آدم های خوب واقعا نعمت بزرگی است!
- پیشینه و شهرت یک شرکت: برخی ها یک شرکت را از روی اسمش انتخاب می کنند، هر چقدر شرکت بزرگ تر، قدیمی تر و یا با اعتبار خاصی باشد، علاقه مند به حضور در آن بیشتر است. برای مثال شاید در میان عامه مردم شرکت نفت چیز دیگری است! کارمند ایران خودرو  بودن یعنی همه چیز! در همکاران سیستم بودن یعنی که از بقیه سرتر هستم! .... (به این مساله بعدا از نگاه هویت بخشی سازمانی نگاه ویژه ای خواهم داشت)
- پول: این عامل را به هیچ وجه نمی شود نادیده گرفت. شاید هیچ کدام از عوامل بالا نباشد ولی انسان به خاطر پول حاضر به انجام یک کار باشد. تجربه کار برای کسانی که در عسلویه کار می کنند شاید از این دست باشد.

- امنیت شغلی: برخی برایشان هیچ چیزی به اندازه امنیت شغلی در یک کار مهم نیست. حاضرند در یک بخش دولتی فسیل شوند ولی چون خیالشان راحت است که سر ماه حقوقشان را می گیرند و هیچ کس هم نمی تواند به سادگی اخراجشان کند، حاضرند همه چیزشان را بدهند تا کارمند دولت شوند.
- ارتباط انسانی: بعضی از افراد به خاطر روابط انسانی و عاطفی، اعم از فامیلی یا دوستی، استاد و شاگردی و ... در یک محیط مشغول به کار می شوند. پسرهایی که پیش پدر کار می کنند، شاگرد هایی که دوست دارند پیش استادشان کار کنند، پسر یا دخترهایی که به خاطر علاقه به طرف مقابلشان حاضرند در یک شرکت کار کنند و ... از این دسته اند.
- پرستیژ اجتماعی: برخی از مشاغل هستند که عنوانشان یک پرستیژ و اعتبار اجتماعی در بین افراد ایجاد می کنند. استاد بودن، مدیر پروژه بودن، رئیس بودن و ... حتی اگر در یک مجموعه ساده هم باشد،چنان اسمی دارد که افرادی حاضرند هیچ چیز نداشته باشند ولی این عنوان را داشته باشند.
-تبلی فردی(!) : برخی اوقات یک فرد یک کار را از روی تنبلی می پذیرد، نزدیکی به محل زندگی، ساعات کار کم، نامنظم بودن، کار کم و .... از نمونه این دلایل است که به تنهایی و یا در کنار سایر پارامتر ها در انتخاب و ماندن در یک کار مهم است.
- قدرت سیاسی و یا اجتماعی: در برخی کارها انسان در محیط هایی است که در آنجا می تواند کلی آدم و شرکت جدید را بشناسد و این برای آینده مفید باشد، مخصوصا اگر آن اشخاص دارای یک قدرت اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی خاصی باشند که آشنایی با آنها، برای فرد مورد نظر ما مهم باشد.
-تعهد: برخی مواقع بع دلیل رودربایستی (نمی دانم املای این کلمه را درست نوشته ام)، تعهد کتبی به یک سازمان (برای مثال در مورد بورسیه های یک سازمان) و یا تعهد اخلاقی به یک شرکت، یک کار ادامه پیدا می کند.
-ناچاری: برخی مواقع کاری هیچ کدام از مزیت های فوق را ندارد اما به دلایلی چاره ای به جز ادامه آن نداریم، عدم وجود کار جدید، شرایط خاص زندگی یک فرد، محیط های ناآشنا ، کار در خارج از کشور، نیازهای مالی و ..... همه گاهی یک فرد را مجبور می کند در هر محیطی و یا هر میزان پولی کار کند و چاره ای جز آن ندارد.
- سایر دلایل: دلیل دیگری به ذهنم نمی رسد اما ناچارم یک سایر موارد بگذارم که اگر چیزی جا ماند در اینجا اضافه شود!
وقتی پارامتر های فوق طرح شد، می توان راحت تر در تصمیم گیری در مورد یک کار و ادامه آن انجام داد. به نظر من بهترین راه حل آن است که در این مورد مهندسی عمل کنیم. یعنی اینکه پارمتر های مهم برای ادامه یک کار را برای خودمان مشخص کنیم. به هر یک بر اساس میزان اهمیتی که برای ما دارد یک وزن بدهیم و در مورد یک کار خاص به آنها نمره دهی کنیم. در نهایت می توان یک میانگین وزنی از مجموع نمرات این پارامتر ها بدست آورد.
حال اگر این میانگین از یک حداقل کمتر بود و یا از میانگین یک شغل جدید با محاسبه هزینه های تغییر شغل کمت بود، به صلاح یک نفر است که از کاری که دارد استعفا دهد و یک کار جدید را انتخاب کند.
البته همانطور که گفتم، تغییر یک کار، تغییر مثلا یک لباس نیست که انسان هر وقت خواست و به سادگی آن را انجام دهد. هزینه های تغییر شغل را نباید نادیده گرفت. مدت زمان بیکاری، سختی انطباق با شغل جدید، ریسک عدم توانمندی و یا شناخت غلط از یک کار و .... پارامترهایی است که حاصل جمعشان هزینه این تغییر را بدست می دهند.
نکته دیگر تعهدات انسان نیز نباید نادیده گرفته شود و با یک نگاه خودخواهانه صرفا به خود فکر کرد و مجموعه کاری که در آن مشغول به کار هستیم را نادیده بگیرم و منافع خود را به منافع وی ترجیح دهیم که در دراز مدت به ضرر ماست.

چند وقت پیش یک خانم کارشناس کامپیوتر مراجعه کرد به رادمان برای استخدام. رزومه اش را که نگاه کردم دیدم در دوسالی که از گرفتن مدرکش می گذرد حداقل 5 یا 6 کار عوض کرده بود و در هر کاری کمتر از دو یا سه ماه مانده بود. از وی دلیلش را پرسیدم، برای هر کدام توجیهی آورد. هر چند در زمینه کاری که لازمش داشتیم، ادعای زیادی مطرح کرد، اما استخدامش نکردیم. پرسید چرا؟ گفتم شما که اینهمه کار عوض کرده اید از چند دلیل خارج نیست یا هنوز خودتان را نمی شناسید ، یا تعهد کاری درستی ندارید و یا برای شرکتهایی که کار کرده اید مشکلی ایجاد کرده اید که در هر حال تضمینی نیست که در کار ما هم چنین نباشید، پس خداحافظ!

در مطالب بعدی به مسائل دیگری در این مورد اشاره خواهم کرد...
همین!

Ali Vahed | 12:00 PM

 

نظرخواهی