« سیستمهای مدیریت آموزشی، تعاریف کلاسیک | صفحه اصلی | فروش پایان نامه، نظام عرضه و تقاضا! »
نگاهی به وب سایت های سران نظام
May 31, 2007 06:06 PM
امروز به شکل تصادفی وارد یکی از وب سایت های دولتی مربوط به یکی از سه قوه شدم، بهانه ای شد که نگاهی بیاندازم به چند وب سایت دولتی مربوط به سران سه قوه و مقام رهبری ایران.
وب سایت هایی که دیدم اینها بود:
1- www.leader.ir و www.khamenei.ir مربوط به آقای خامنه ای، رهبر ایران.
2- www.predsident.ir و www.ahmadinejad.ir وب سایت های رسمی و شخصی رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد
3- www.majma.ir وب سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس آن آقای هاشمی رفسنجانی
4- www.majlis.ir وب سایت مجلس شورای اسلامی و سازمان پژوهش های آن
5- www.iranjudiciary.org وب سایت قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
6- www.shora-gc.ir یا www.irisn.com وب سایت شورای نگهبان قانون اساسی
در این نوشته می خواهم اشاره ای کنم به برخی نکات در ساخت این وب سایت ها و نظراتم از جنبه یک ارزیابی سطحی جلوتر نخواهد رفت و جنبه های ریز و دقیق طراحی گرافیکی، امنیت، ساختار اطلاعاتی، معماری، ابزارهای پیاده سازی و .... را در بر نمی گیرد. پیشنهاد می کنم یکی از دانشجویان کامپیوتر در رده کاردانی و یا کارشناسی به عنوان پروژه درسی این موضوع را انتخاب کند و این بررسی را به شکل درست و کلی انجام دهد. چرا این بررسی مهم است؟
اول آنکه وب سایتهایی که اسم بردم و چند وب سایت دیگر، مهمترین سایت های کشور از جنبه حکومتی بوده و هر کس در داخل و یا خارج از کشور که بخواهد به اطلاعات رسمی و بی واسطه رده بالای نظام دسترسی پیدا کند به این نشانی ها مراجعه می کند، هم چنین دایرکتوری ها و وب سایت های مرجع این سایت ها را لینک کرده و ایندکس می کنند. مساله دیگر اهمیت اطلاعاتی آنهاست که به عنوان یک سند شناخته خواهد شد . از سوی دیگر امنیت آنها بسیار مهم است، جلوگیری از نفوذ ها و حمله ها مخصوصا در مورد مخالفین نظام و افراد بیکار بسیار حائز اهمیت است. تجربه نشان داده است اینگونه سایت ها برای هکر ها بیشتر جذاب است تا یک سایت عادی.
طراحی گرافیکی، سرعت، چند زبانه بودن و .... از دیگر نکاتی است که برای ایجاد یک تاثیر مثبت روی مخاطب و جواب دادن به همه نیازهای آن در اینگونه سایت ها بایستی به شکل ویژه دیده شود.نکته دیگری که در این وب سایت ها مطرح است، آن است که این نهاد ها معمولا مشکلی در پرداخت هزینه وب سایت ندارند و حاضرند بودجه های کلانی را برای ساخت یک وب سایت خوب خرج کنند (خوش به حال اجرا کنندگان! ) و از طرف دیگر شرکتهای کامپیوتری هم معمولا به خاطر اسم این وب سایت ها در صورتی که به عنوان مجری انتخاب شوند بسیار لذت خواهند برد (به عنوان یک نمونه کار عامل خوبی برای کلاس کاری یک شرکت می باشند!)
بگذریم، بهتر است بپردازم به نظراتم در مورد این سایت ها:
1- انتخاب دامنه: متاسفانه در مورد وب سایت قوه قضائیه در گرفتن آدرس دقت نشده است. نشانی org. برای سازمانهای آمریکایی یا بین المللی است نه یک قوه رسمی و بزرگ کشور. همچنین در نشانی دوم وب سایت شورای نگهبان انتخاب دامنه com. (نشانه یک وب سایت تجاری آمریکایی و یا با کمی اغماض شرکتهای تجاری در سرتاسر دنیا) . بنابراین باید دقت شود که نشانی ir. برازنده یک وب سایت رسمی برای قوای اصلی کشور است.
2- اطلاعات: به جز وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد، بقیه وب سایت ها جنبه رسمی دارند و اطلاعات آنها سندیت دارد. اول اینکه نمی دانم رهبری چرا دو وب سایت دارد . اگر یکی شخصی و دیگر رسمی بود هیچ. ولی دلیل دو وب سایت با دو ابزار جداگانه و دو آدرس جداگانه که در بخش های اطلاعاتی اشتراکات زیادی دارند را نمی دانم. مخاطب گیج می شود. می دانم یک وب سایت "پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای" و دیگری "پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری" است و طبیعتا توسط در نهاد پشتیبانی می شود اما بهتر است در قالب یک پرتال مشترک بوده و در دو زیر دامنه اطلاعات اختصاصی هر دو نهاد و در بقیه فضا، اطلاعات مشترک دو مجموعه قرار گیرد.
3- معماری: تقریبا به نظر می رسد همه وب سایت ها از سیستم های مدیریت محتوی (CMS) ها و یا پرتال ها در ساخت وب سایت ها استفاده کرده اند.وب سایت شورای نگهبان را که می دانم توسط پرتال سیگما، محصول شرکت سیگما است که از دوستان رادمان هستند و محصول داخلی خوبی دارند. اما توجیه ساخت وب سایت مجلس را به کمک ابزار متن باز (و نه خیلی قوی) PHPNUKE را نمی دانم. اصولا استفاده از این ابزار به خاطر بار زیاد روی سرور و همچنین سوراخ های امنیتی زیاد مناسب نیست. مگر آنکه شرکت سازنده پیش بینی های لازم را انجام داده باشد. وب سایت قوه قضائیه هم که از این نظر بسیار بد طراحی شده است. عدم استفاده از بخش های خبر و .... و به جای آن گذاشتن یک تصویر بزرگ از نشریه "ماوی" که باعث کندی سایت است و اطلاعاتش هم توسط موتور های جستجو خوانده نمی شود از بدترین انتخاب هاست. برایم جای تعجب است که قوه قضائیه که می دانم تیم های خوبی از منظر IT دارد و همچنین رویکرد خوب خود جناب آقای شاهرودی به فنآوری های نوین (برای مثال به بحث ویدئو کنفرانس های قوه قضائیه توجه کنید) چرا یک وب سایت با این ضعف ساختاری و معماری را دارند. همچنین دلیل لینک های صفحه اول به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و صدا و سیما را نمی دانم. بهتر نبود در یک بخش مجزا این لینکها قرار گیرند.
4- طراحی ظاهری: تقریبا در تمامی سایت ها جنبه های ظاهری و زیبایی لحاظ شده است. اما سایت شخصی آقای احمدی نژاد، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری و وب سایت مجلس شاخص تر هستند. به نظرم باز هم وب سایت قوه قضائیه از این جنبه هم ضعیف تر است. در وب سایت مجمع تشخیص هم که انگار این قضیه یا خیلی جدی نبوده و یا یک نگرش واحد در مورد آن وجود ندارد. تفاوت های تند رنگ ها، تعداد زیاد تصاویر برای صفحات اول و استفاده از تصویر به صورت اغراق شده برای بیشتر منو ها ایده خوبی برای یک سایت رسمی نیست. ظاهر این وب سایت بیشتر شبیه سایت های خبری است تا یک وب سایت رسمی.
5- لگو و بنر سایت: بهترین بنر سایت ها را متعلق به وب سایت leader.com می دانم که هم به اندازه کافی رسمی است، هم زیبا و هم نشان دهنده ماهیت. بقیه هم خوب هستند. وب سایت های متعلق به رئیس جمهور هم خوب هستند. اما باز هم ارتباط بنر وب سایت قوه قضائیه و جریان آن دیش ماهواره و کیبورد کامپیوتر را نفهمیدم. دلیلی نیست برای نشان دادن استفاده از IT در یک سازمان اغراق کنیم. خود یک وب سایت پویا نشان دهنده توجه به این قضیه هست. استفاده به جا از پرچم ایران هم در همه بنر ها به نظرم شایسته است. اما یک نکته نوشتن اسم سایت به سه زبان در وب سایت Khamenei.com است. چون بیننده در صفحات فارسی است، نیازی به نوشتن سه زبان دیگر نیست. بلکه یک نوشته با خط رسمی فارسی (برای مثال نستعلیق) بهتر از فونت کوفی برای سایت است و کافی بود لینک یا دکمه ای برای رفتن به صفحات با زبان های دیگر پیش بینی شود.
6 مقدمه اولیه: برخی سایت ها از صفحه مقدمه اولیه به صورت فلش و یا صفحات ساده انتخاب زبان استفاده کرده اند که در طراحی های جدید وب سایت ها دیگر استفاده نمی شود و قدیمی شده است. دلیل آن است که کاربر مجبور است یک کلیک اضافی برای ورود به سایت داشته باشد. حتی اگر قرار است سایت چند زبانه باشد بهتر است یک صفحه به صورت پیش فرض بالا بیاید (که در مورد سایت های رسمی بهتر است همان فارسی باشد و یا از طریق تشخیص IP انتخاب شود) و از آنجا امکان رفتن به صفحات با زبان های دیگر قرار داده شود. بکار بردن فلش های سنگین به عنوان مقدمه هم گرچند زیبایی بیشتری به سایت می دهد اما به دلیل کند کردن زمان دسترسی به سایت حداقل برای صفحات اول توصیه نمی شود.
7- تکنولوژی ساخت: به نظر می رسد وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد از تکنولوژی ها و تکنیک های طراحی و پیاده سازی جدید تری برخوردار باشد (که طبیعی هم به نظر می رسد) استفاده از سرویس های RSS و بکارگیری AJAX از اینجمله است. که اولی (RSS ) به نظرم الزامی برای بقیه سایت ها هم هست و باید سایر وب سایت های کشور هم از این سرویس استفاده کنند تا ارتباطشان با خبرگزاری ها و سایر خبرخوان ها بهتر شود.
8- ابزارهای پیاده سازی: به جز وب سایت قوه قضائیه که فکر می کنم کمتر برنامه سازی دارد، بقیه از ابزارهای مختلف استفاده کردند. چند تا از PHP ، دو سه تا از ASP.NET و یکی هم از JSP . به نظر می رسد وب سایت رهبری که با JSP ساخته شده است ، انتخاب بهتری برای وب سایت رسمی ایران است. PHP با وجودیکه زبان و ابزار ساده ای است و ASP.NET هم با وجودیکه امکانات قویی دارد ، به نظر نمی رسد انتخاب مناسبی باشند، اولی به دلیل ضعف ها و سادگی های زبان و دومی به خاطر قوانین کپی رایت. ناسلامتی ما با آمریکا قطع رابطه کرده ایم و در تحریم هستیم! پس بهتر است از ابزارهای تجاری آنها استفاده نکنیم و با استفاده از زبان جاوا، هم از این نظر خیالمان راحت باشد هم مسائل امنیتی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. البته این را هم خوب می دانم که با PHP و ASP.NET می توان وب سایت ایمن ساخت و با جاوا وب سایت بد و این به سازنده بر می گردد. اما کلیت را مد نظر قرار داده ام.
9- سرعت به روز رسانی: به جز سایت شخصی رئیس جمهور که احتمالا به دلیل مشغله کاری ایشان دیر به روز می شود، بقیه سرعت به روز رسانی خوبی دارند. هر چند وب سایت مجلس و ریاست جمهوری را مناسب تر می دانم.
10- محتوی و امکانات: به جز اطلاعات ایستا که در همه موجود است، تقریبا همه بخش اخبار جدی دارند (به جز سایت شخصی رئیس جمهور که نیازی به آن ندارد). اما از منظر امکانات و اطلاعات متعدد وب سایت مجلس یک سر و گردن بالاتر است. هر چند وب سایت دفتر رهبری و مجمع هم خوب و کامل هستند و انواع اطلاعات ، گالری تصاویر، مستندات و امکان سوال و جواب در آنها وجود دارد. اما در وب سایت مجلس به جز اطلاعات، کلی کتاب، امکان ورود به شبکه نخبگان و .... وجود دارد که نشان دهنده رویکرد جدی مدیران این سایت به خدمات رسانی در کنار اطلاع رسانی در وب سایت هستند.
11- وب سایت شخصی: به جز آقای احمدی نژاد (و رئیس جمهور قبلی آقای محمد خاتمی) نمی دانم چرا بقیه سران نظام رویکرد جدی به داشتن یک وب سایت شخصی و یا حداقل یک وبلاگ و یا یک زیرسایت شخصی در این سایت ها ندارند. لزومی ندارد که حتما خودشان پشت کامپیوتر بنشینند و بنویسند. اما وجود یک صفحه شخصی برای آنها باعث می شود مخاطب با راحتی بیشتری با آنها ارتباط برقرار کرده و رابطه عاطفی بیشتری تشکیل شود. امیدوارم مشاوران رسانه ای و فنآوری اطلاعات سران رده اول نظام اهمیت وجود این سایت ها را درک کرده و نسبت به ایجاد یک بخش خاص و شخصی برای این مسؤولان اقدام نموده و به روز رسانی آن و انتقال دو طرفه اطلاعات را در دستور کار خود قرار دهند.
در یک جمع بندی کلی بیشتر وب سایت رهبری و مجلس را پسندیدم و ناراحت شدم برای وب سایت قوه قضائیه که با وجود اینهمه توانمندی در این قوه می توانست بهتر باشد و نیست. امیدوارم مدیران همه این وب سایت ها، و مدیران وب سایت های دیگر مهم دولتی و یا خصوصی بزرگ، اهمیت وب سایت خودشان را به عنوان محل حضور در دنیای سایبر و مجازی جدی بگیرند و بیشتر تلاش کنند در بهتر کردن وب سایت خود.
همین!
تا یادم نرفته این نکته را اشاره کنم که من شاید صلاحیت یک منتقد جدی و با دانش را برای مقایسه این وب سایت ها نداشته باشم. نظراتی که دادم صرفا برداشت های شخصی خودم به عنوان یک بیننده است نه یک نظر کارشناسی جدی و برای نظرات مخالف نظر خود و یا استدلال های مدیران این سایت ها احترام قائل هستم و نظرشان را کامل می پذیرم چون آنها در گود هستند ما خارج از آن.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: ali1k در ساعت June 3, 2007 02:43 PM
با شما موافقم. همانطور که گفتم در ساخت یک سایت ، نقش پیاده ساز غیر قابل انکار است. برنامه ساز PHP خوب خیلی دیده ام که وب سایت های خیلی خوبی هم ایجاد می کنند.خود ما در خیلی از پروژه ها با استفاده از PHP کار کرده ایم و به عنوان یک زبان به نظرم ساختار قشنگی هم دارد، گرچند قابلیت های PHP5 را نمی شناسم. اما متاسفانه یک رویکرد رایج در مورد برخی برنامه نویسان وب آن است که با PHP یا ASP شروع به ساخت سایت های سطحی و نامناسب می کنند و از همه قابلیت های آن استفاده نمی کنند و به همین خاطر محصولشان کیفیت خوبی ندارد. در حالیکه در Java کمتر برنامه نویسان این شکلی سراغ دارم.
ارسال شده توسط: ali در ساعت June 3, 2007 04:18 PM
بسمه تعالی
سیری در مفاهیم اسلام
وقتی که به این فکــــر فرو رفتم که آیا مسلمانی من از کجـــا سرچشمه گرفته است و در این تحقیق با خود گفتم : آیا اگر در کشوری دیگـــر یا قومی دیگر به دنیــا آمده بودم اکنون من مسـلمان بودم یا نه ؟ و درست که تحقیق کـــــردم دیدم که اگر در هر قومی بودم تا آن وقت که به تفــــــکر و تحقـــیق نمی پرداختم مطمئناً من هــم یکی از افراد آن قوم و در مذهب همان قوم بودم ، خواه آن قوم ، شیعه یا سنی باشد
حال از هر فرقه یا حتی از هر دین و مذهب و مرامی که بودند ، مثلاً یهودی یا مسیحی یا هر دین دیگر هم که آن قوم بودند یقیناً من هم یکی از آنها بودم ، ولی بعضی در جواب گفتند : که برای آنهایی که دین اســلام به گوش آنها نرسیده و مخصوصاً حرف اهل تشیــع را نشنیده اند عذر آنها پذیرفته است ، ولی وقتی که گفتاراهل تشیع را شنیدند دیگر عذر و بهانه ای ندارند جز اینکه دین اسلام را به پذیرند وشیعه شوند .
باز هم فکر کردم فعـــلاً که من در این قوم که شیــعه هستند می باشم و حـــــرف این قوم هم بتبع غیـــر از این نمی تواند باشد و در این صورت من به نتایج مطلوب نرسیده ام و باز در این فـــــــــکر فرو رفتم که حـالا باید چه کرد و بالاخره باید حقیقت را با دلایل و برهـان قاطـــع کشف نمود و صرفاً از گفتۀ دیگــران نمی توان به حقیقت اصل دیــن رسید . چون که هم عقــــل این را نمی پذیرد و هم اینکه مـــذهب ما هم می گوید اصـــول دین تقــــلیدی نیست و با دلایل و برهان مــشهود ما هم از گفتۀ دیگران ، نمی توان به یقیــن رسیـد .خواه عامـۀ مـردم باشند و یا از عـلمــا ، مقــدسین ، استــادان دانشگاه ، دکتــرها و خلاصه از هر قـشر و طبقه که باشند از گفته فرد یا گروه نمی توان به حقیقت دین دست یافت .
به دلیل اینکه هر قوم و مذهبی هم ، همه این اشخاص و افراد را دارند و آنها هم به همین صورت تبلیغات دارند و هم علما و مردم بتبع ، باورهایشان را به مردم می گویند .
پس در نتیجه مـن باید به تحـقیقم ادامـه می دادم . مـدتی در این تفکــر بودم تا به این نتیجه رسیـدم که بایـد با معانی کلمات آشنـــا شوم تا بتوانم تحقیق کنــم . بعد از آن شـــروع کردم به خواندن قرآن از روی تحقیق و نشانه هایی که در قــرآن آمــده و با تعـمق در این نشانه ها اول از اسم اســلام شــروع کردم که ببیـنم اســـلام به چه معانی و مفاهیمی می باشد . و از آیات قرآن فهمیدم که اسلام یعنی : تسلیم در برابر امر حق و در واقع تسلیـم به دارالســلام می باشد . پـس در نتیجه در این که نام من مسلمـــان می باشد از نظر نامـگذاری هیچ مشکلی ندارم بلکه کاملاً خواستـار آن می باشم ، ولی تا اینجا فقط اسم دینم را فهمیدم و اکنون باید ببینم که مسلمــانی چه شرایط و دستوراتی دارد و در همـین راستا گفتم : باید ببینم چگونه باید تسلیـم به دارالســلام شــد و اگر تسلیم در حقیقــت صورت گرفت ، چه نتایجی در بر دارد و قرآن چه دلایلی را اعـــلام می کند که بتوانم برای تسلیم شدن خود ، بدون شک و تردید باشم . چونکه اگر تردید باشد تســلیم شدنی که ثابت و استـوار باشد ممکن نیست . اگر چه به زبان آن را بگویم ولی قـلباً تا برهان، قاطع نباشد تسـلیم هـم با شک همراه می باشد .
باز در این موضوع فکرکردم که باید اول تســـلیم شد و بعد به نتایج حاصــل از آن رسید ، و باز بفـــکرم رسید که روزی چند نفر با هم مباحثه داشتند . هر کس می خواست حرف خودش را که باور کرده بود ، حق است ، ولی این باورها با تحقیق و دلیل نبودند یا اینکه قسمتی از بـاورهایشان حقیقت نداشت ولی در عین حال می خواستند هر کدام حـــرف خودشان را که باورشـــان شده بود ، به دیگران تفهیم کنند . در جواب به آنها گفتم : لازمۀ این مباحثه این است که ما نباید هر کدام حــرف خودمان را که باور کرده ایم و یقیناً ندانسته ایم که حرف ما حق باشد ، آن را مـلاک قرار دهیم . چونکه اگر باورها را بخواهیم ملاک قراردهیم محال است به اتحاد و حق بودن باورها برسیم .
در این زمینه قرآن هم در ســـورۀ نســـاء آیۀ 81 می فــرماید : آیا تدبّر نمی کنید در قرآن اگر این کلمات از نزد غیر خدا بود در آن اختلاف زیاد می یافتند .
بازبا دلایل مبرهن برایم روشن شد که تنها راه این است که باید از خـود و منیت ، و در واقع از خودخواهی باید گذشت تا به حقیقت دست یافت . یعنی : آن کسی که استـاد دانشگاه است نگوید من چون استــادم حرف من درست است یا آنکه دکتــر یا مهنـدس می با شد نگوید من همه چیز را فهمیده ام و حرف من درست است و یـا آنکه روحانی یا طلبه است نگوید حق با من است چونکه من عــالم می باشم و یا هر کس از هر رشته که باشـد اگر بخواهد تسلیم امر حق باشد از خود بگذرد و پیــرو حـــق باشد نه اینکه حــرف خود را بخواهد به جای منطق و برهان به ثبت برساند .
باز در سورۀ بـقره آیۀ 130 دربارۀ حضرت ابراهـیم می فرماید : هـنگامی که مـربی ایشان (پدر یا عـمو یا هر کـس دیگر ) می خواسـت مــطابق با باور خودش او را امر و نهی کنـد حضرت ابراهــیم می گفت : من تسلیم امر پروردگارم می باشم یعنی اینکه نه حرف خود را در نظر می گیرم نه حرف هیچ کس دیگر را فقط مــطیع امر پروردگـــار می باشــم ، و باز در سورۀ صف آیۀ 9 تا آخر می فرماید : هنگامی که پیامـــبر به مردم توصـــیه می کند که : بیایـیـد تجارتی بکنید که شما را از عــذاب نجات می دهد . ایـنکه جهــــاد کنید در راه خدا با مال و فرزند که این بهتر است برای شمـا و بعد در آیۀ 13 هــمین سوره می فرماید : شما یاوران خدا باشید همچنانکه عیسـی بن مـــریم به حواریین خود گفت : آیا شما یاوران من هـستید ؟ حــــواریین گفتند : ما یاوران خــــدا هستیم و آن وقت بعضی ایمـان آوردند و بعضی کافر شدند و در سورۀ آل عمران آیۀ 51 توضیحات بیشتر داده شده ، در واقع از همین جاهاست که خدایان دیگری، با خدا، برای مردم خـود خواه پـدید می آینـــــد یعنی : که بعضی می گوینـد ما یاوران خدائیــــم و بعضی دنبال شخـص پیامبــــرانشان هستند و به تبع کسانیکه دنباله رو اشــخاص هستند با اطمینان کامل پیرو حق نیستند بلکه بطریقی خود را راضی می کنند که ما هم پـیرو کدام شخص هـستیم و از همین جاهـاست که اختلافات شروع مـی شود . چونکه دنباله روی یک شخص را با حرف انتخاب کردن کار آسان و بدون مشکلات می باشد . ولــی در واقع تســلیم شدن در برابر امر حق کار بسیار مشکلی است . ولی اگر صبــــور باشد و تسلیم شدن، واقعی باشد، کارها پـس از مشکلات ، آسـان و نتـــــایج حاصل از آن برای تســلم شونده معلوم و مشهود می شود و اگــــر باز هم بخواهیم بگو یـیم که ما باید پیرو شخـص پیامبـــر یا امام باشیم در خطبه 159 نهج البلاغه که شروع آن "فرمان خــداوند حکـم لازمست" به نحوی بیان می شود که تو می خواهی پیــــــرو کـدام پیامبر باشی و هر کدام از پیامبــــران صفاتشان را بیان می فرماید و از پیامـبر خودمان و صـــفات عـــالی ایشان شــروع می کنـد و صفات حضرت موسی را بیان می فــرمــاید و باز صفات حضرت داوود و حضرت عیســـی را بیان می فرماید که در واقع اگر ما بخواهیم از اشخاص هم پیروی کنیم جــز تســلیم در برابر حق راه دیگری نداریم . که آنهم از خود گذشتن و تسلیم امر حق شدن و به دستورات قرآن خوب عمـل کردن است .در آن صورت است که هر تســــلیم شونده ای خود مـتــوجه می شود که از جایی یــاری و هـدایت می شود البته با چشم ظاهر نه ، بلکه قلباً مـتوجه این موضوع خواهد شد و دیگر با اطمینان می تواند بگوید خود ، قدمی به سوی خالق و حقیقت ، برداشته است و در واقع نوری را و چراغ راهنما را هر چنـــد اندک باشد می بیند .در این صــورت می تواند بگوید این مشتی است نمونۀ خروار و در این سیر با اطمــینان خاطر می تواند به حــــرکت خود ادامه دهد یعنی : از خــــود پـرستـــی به خـــــدا پرستی سفرش را آغاز کند ودر واقع می بیند که تاکنون دنبال هر چیز از این متاع دنیا بوده ، وقتی که به آن رسیده ، متوجه شده است که آن چیزی که فکر می کرد ، نبوده ، هر چند در نظر بعضی از آنهائیکه به این متاع نرسیده اند جلوه گر و مهم به حساب آید .
در سوره نور قسمتی از آیۀ 38 می فرماید : کار ایشان ( دنیا طلبان ) به سرابی در بیابان مانند است ، که تشنه خـــیال می کند ، آب است ولی وقتی به آن رسید حساب کار خود را دریافت می کند . یعنی : در حقیقت متذکر برنامه های پروردگار خود می شود.
باز در سـورۀ قصص آیه 75 می فـرماید : قارون از قوم موسی بود ولی او سـرکشی و زیاده خواهی کرد در این قوم و او دارای گنج ها شد که کلیدهایش برای ثروـتمندان دیگر مهم به حساب می آمد و قـوم مـوسی به قارون گفتند : زیاد در این مال و اموال دل آسوده مکن که خدا دوست ندارد آنان را که به مال و اموال خود شادمانند و بدست آر در آنچه خدا به تو داده است سـرای آخرت را و فـراموش مکن نصیب خودت را از دنیا ، یعنی : تا وقتی که به این مال و امـوال دلبسته باشی از اینها چیزی نصیب تو نمی تواند بشود جز زحمت و رنج آن و در ادامه می فرمایـد : خوبی کن چـنانکه خدا به تو خوبی نموده یعنی : این مال و دارایی که خدا به تو عطا فرموده ، نداده است که تنها خودت استفاده کنی بلکه به تـو بخـشیده که بخـشنـده بودن را به تو بیامـوزد ولـی تو بـواسطـه عدم تسـلیم خود در برابر امر حق آنهـا را نمی بخشی و در این رابطه ، ادامۀ آیه می فرماید : و فساد مکن در زمین که خدا دوست ندارد فساد کنندگان را و در آیۀ بعد باز قارون می گوید : این ثروت را بواسطۀ علم خود بدست آورده ام و در ادامه آیه به او گفته شد : که خدا هلاک کرد پـیش از تو را در قرن های گذشته کسانیکـه خیلی بیشتر از تو توانا بودند و بیشـتر در جمـع کردن برای خود. وآیا سؤال نمی شود از گناه مجرمین و باز در آیۀ بعد می فرماید : پس قارون بیرون آمد در قوم خود با ظواهر آراسته ، آن وقت آنهائیکــه خواستار مــتاع دنیا بودند می گفتند : ای کاش ما هـم از دنیا مثل قارون بهـره منـد می شدیــم که او بهـره اش از دنیا بسیار بزرگ است ، بازهـم آیۀ بعـد می فـرماید : آنهائیکه علم به آنها داده شد ، گفـتند وای بر شما مردم دنیا پرست . آن نعمـات و برکاتی که خدا به آنهائیکه ایمان آوردند و عمـل صالـح انجام دادند می دهد ، خیلی بهتر است از اینکه شما به ظاهر می بینید و این فهم و ادراک القـا نمی شود جـز به صابـرین و باز در ادامه می فرماید : پس فرو برده شد ، به آنچـه که خواستارش بود و خانه زمـین ، یعنی : که در این مـال و ثروتی که بـرای خود جــمع آوری کرده غـرق شـده بود که دیگر هم خود را فــراموش کرده و هـم نعمت ها و برکات پروردگارش را از یاد بـرده بود و به اشیائی دل بسته بود که هیچ سودی به حال او نداشت جـز پریشان حالی و افـسـردگی و دید یاری کـننده ای از غیر خدا نـدارد و از پیـروزشدگـان نیست و حالا مـا می توانیم از این نشانـه ها استفـاده کــنیم و ببینیم آیا از کدام گــروه هــستیم ، اگــر از قارونیان باشیــم خود را می توانیم ببینیـم که ما هم به زیر زمین و آنچه خواسـتارش بوده ایم گــرفتار شــده ایم و اگر از تسلیم شـدگان بـه پروردگار بوده ایـم آثار آن را در زندگی خود شاهد می باشیم و اگر با دقــت آیات بعد را مطالعه بفــرما یید ، بیشتر متوجه نشانه ها می شوید. در صورت تسلیم شدن ، خود شاهد تمام این نشانه ها خــواهـیم بود و مـتوجه می شویم که در بخشش است ، که ما بهره مند می شویم حتی از همین دنیا ، و در آخرت که آن چگونه است هم به یقین می رسیم . باز هم در سورۀ آل عـمران آیۀ 9 و 10 می فرماید : آنانکه کافر شدند بی نیاز نکندشان اموالشان و فرزندانشان و این چیز ها که به آن دل بستند هیزم آتــش آنها می شود . همچنان که آل فرعون و آنان که پیش از فرعون بودند و تکـذیب کردند آیات خدا را پس خدا گرفتشان به گناهانشان و خدا سخت است عقوبتش. و البته در همه جا می بینم که عقوبت خدا برای مـجازات نیست، بلکه بـرای آموزش ما و برای تسلیم شــدن به دارالسلام است چون که در همه جای قرآن رحمانیت خدا به نحوی روشن و آشکار می باشد ، مثلاً در سـورۀ زمر آیات 52- 46 بعد از اینکه بواسطه اعمال خود مردم و نتیجه کارهایشان که به آنها رسید و نمودار شـد بر ایشان گناهانشان، می فرماید : بگو ای بندگان من که اسراف کردید بر نفس خود نا امید از رحمت من نباشید ، خدا همه گناهان شما را می بخشد و باز در سورۀ فرقان آیۀ 69 بعــد از آنکه بعضی از گـناهان مردم را می شمرد و برای آن دسته که گناهان بزرگتر دارند عذاب مضاعف را بیان می فرماید آنها را بشارت می دهد که اگر توبه کردید و عمل صالح بجا آوردید نه تنها بخشیده می شوید بلکه گناهان شما تبدیل به ثواب می شود و در چند آیه بعد نشانه آن گروه از مردم را که گناهانشان به ثواب مبدل میگردد را بیان می فرماید.
باز در سوره یوسف آیۀ 91 حضرت یوسف درباره برادران خود و رفتارشان می فرماید : که سرزنش و مجازاتی برای شما نیست امروز می بخشد خدا شما را و او بالاترین بخشندگان می باشد .(داستان حضرت یوسف وبرادرانش مفصل در این سوره بیان شده) در نتیجه ما می توانیم بگوییم که اصلاً خدا نه غضب دارد نه عذاب بلکه خود ما باعـث مشکلات و گرفـتاری هایمان می شـویم. اینها نه تنها بد نیست بلکه برای ما بسـیار خوب و ضـروری می باشد به دلیـل اینکه در سورۀ یوسف آیۀ 41 بعـد از اینکه حضرت یوسف به دو نفـر که با هــم در زندان بـودند تعبیر خواب آنهـا را می گویــد و به آن کــسی که از زندان نجات می یابد یادآوری می کند که نزد شـاه ، بی گناهی اش را بگوید در واقع به غیر از خدا متوسل شد در اینجا قرآن می فرماید : چندین سال باز در زندان ماند برای اینکه به غیر خدا متوسل شد و در اینجا می فهمیم که در واقع حضرت یوسف هیچ گناهـی را مرتکــب نشد ولی هنوز نیاز به آمــوزش دارد به خاطــر یک نقــص کوچکی که هــنوز دارد ، خدا می خواهـد این نقـص هم بر طرف شود تا اینکه پاک و خالص باشد و در واقع تا برای بندگی خدا خالص نشود به او مأموریت هم داده نمی شود چون که نمی تواند بعهده بگیرد و ما اکنون می توانیم از همۀ این نشانه ها که در قـرآن آمده و در اعــمال و رفتار خودمـان هم ببینیم که این مشکلات و نارسایی ها یی که داریـم اینها از کجا و برای چه هدفی می باشـند . اگر خوب توجه کنیم می بینیم که همۀ این مـشکلات که برای ما پیش می آید اینها درسها و آموزش هایی برای ما دارند و هیج کدام بد نیست، مجازات و عذاب هم نیستند بلکه برای برطرف شدن نقص های ما پدید می آیند و اگر ما توانستیم نقص هایمان را پیدا کنیم و آنها را از خود دور کنیم مشکلات هم به طبع برطرف خواهـند شـد ، چونکه این را من خودم به تجربه به آن رسیده ام و در این مسأله هـیچ شکی ندارم ، ولی نه اینکـه بگویم من همۀ نقص هایم را بر طرف کرده ام بلکه تا آن مقداری که توانسته ام نقصی را بر طرف کنم ، نتایج حاصـل از آن را هم دیده ام و هر فرد دیگر هم می تواند تجـربه کند و ببیند تا اطـمینان حاصل کند و ما اکـنون می توانیم از این الگوها که در قرآن زیاد تذکر داده شده استفاده کنیم و به حقیقت کتاب آسمانی پی ببریم . همچنان کـه حضرت ابراهیم از خود و خود خواهـی های دیگران گذشت و تسلیم امر حق شد و در نتیجه به امـنیت رسید ، هر کس دیگر هم چنانچه واقعاً تسلیم امر حق شود به امنیت خواهد رسید ، امنیتی که دیگر هیج فرد یا گروهی و یا شیئی نتواند آن را ناامن کند یعنی : اگر من می گویم مسلمان هستم نادانسته یا دروغی و فریبکارانه نباشـد تا به نتایج حاصل از تسلیم شدنم برسم.
ودرخطبه 178 نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام چگونگی دیدن خدا را بیان می فرمایند : و به خوبی روشن می کنند که دیدن خدا با چشم و دل و در آثار و افعال ما دیده می شود و دیگر اینکه بدانیم که هر کس در هر گوشه کره زمین که باشد خواه از هر قوم و مذهب یا نژادی که باشد اگـر تسلیم امر خدا باشد آن هم مـسلمان است یعنی : به محـل امن تسلیم شده که هیـچ بیم و هــراسی و ناامنی در آن نیست و باز در سورۀ حج آیۀ 77 می فــرماید : که شما کوششـتان این باشد مطیع فرمان خدا باشید و حقیـقـتاً کوششتان این باشد و ننهاد خدا بر شما دردیـن رنجی بلکه شما از ملـت پدرتان ابراهــیم هستید ، او شمــا را مسلمان نام گذاشت از قبل و درحال حاضر ، پس وقتی که ما ملت او باشیم بقیه ادیان آسمانی هم ملــت او هستند چونکه او قبل از همۀ پیامبران این ادیان فعلی بوده است و باز در سوره بقره آیۀ 129 می فـرمایـد : و کسی که رو بگرداند از ملت ابراهیم جز این است که سفـیه یا نادان است ؟چون که خدا او را در دنیا برگـزید و در آخرت هم از شایستگان می باشد و در اینجا به خوبی برای ما مـعلوم می شود که هر کس ( کلمه هــر کس یعنی خدا افراد خاصی را مشخص نکرده ) می تواند در این گروه که ملت ابراهیم است ، قرار گیرد وفقط تنها مسأله تسلیم شدن در برابرامر خدای متعال می باشــد واگر هــر کس در دنیا حاصل عمل خود را ببیند ، اطمینان حاصل می کند که در آخرت هم به نتایج اعمال خود خواهد رسید .
باز در سوره بقره آیۀ 61 می فــرماید : آنـانکه ایمان آورند و آنانکه از دین یهــود می باشند یا از نصارا می باشند و صابیان یعنی کسی که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشد و عمل صالح انجام دهد پــس برای ایشان است مزدشان نزد پروردگار و دیگر برایشان خوف و اندوهی نمی باشد .
باز در سورۀ بقره آیۀ 111 – 110 می فرماید : گفتند داخل نمی شود به بهشت جز اینکه باشد یهودی و یا از نصاری و اینست آرزوهایشان ، بگو بیاورید برهان خود را اگر راست می گویید ، بلکه هر کس تسلــیم خدا شود و نیکو کار باشد پــس برای اوست مزدش نـــزد پروردگار و دیگر برای او خوف و اندوهی نــمی باشد .
باز در سورۀ بقره آیۀ 112 می فرماید : و گفتند یهود : نیستند نصاری بر چیزی ( یعنی دارای حقیقــتی نمی باشند ) ، و گفتند : نصاری : یهود بر چیزی نیستند . در صورتی که هر دو کتاب را می خوانند . چونکه در هـــیچ کدام از کتاب های آسمانی دین را مخـصوص به یک پیامبر و یک قـــوم نکرده است و در ادامه آیه می فرماید : و این چنین گفتند آنانکه نمی دانند مثل گفتن ایشان را پس خدا حکم می کند بین ایشان روز قیامت در آنچه اختلاف داشتند و در واقع اگر خوب ببینیم قیامت هم هر روز هست .
باز برای آنها که می گویند آنها قبله دیگری دارند و ما قبله دیگر در آیۀ 114 همین سوره می فرماید: و برای خدا مشرق و مغرب هر کجا رو آورید روی خــدا است و خدا هم وسیع است و هم دانا یعنی اینکه خـدا محدود به جایی و مکانی نیست و ناآگاه هم ، از اعمال و رفتار ما نیست .
باز در سوره بقره آیۀ 176 می فـــرماید: خوبی این نیست که شما رو به ســوی قبله مشرق بنمایید و یـا مـغرب ، بلکـه خوبی اینست که ایمان بیاورید به خدا ، روز آخرت ، ملائکه ، کتاب و پیامبـران و اینکه مـال خود را به دوستی و مهربانی به نزدیکان ، یتیمان ، نیازمندان ، درماندگان و سؤال کنندگان بدهید و آنهایی که گرفتار در بند هستند و به پا دارید نماز را و زکات بدهید و به عهد و پیمان خود زمانی که عهد بستید وفا کنید و در سختی ها و هنگام ترس از جنگ صبر کنید و در ادامه می فرماید : که اینها هستند که راست گفتند و اینها هستند که از پرهیزکارانند .
ودر نتیجه ما مـــتذکر می شویم که نیکوکاران چه کسانی هستند ، یعنی ما تــنها به اینکه ، به سوی قبلۀ ابراهیم نماز می خوانیم دل آسوده نکنیم و بگوییم دیگر کار درست است. بلکه در آیات ، خوب دقت کنیم و ببینیم چه دستوراتی به ما داده شده یعنی وقـــتی که اول آیه می فرماید: ایمان به خدا، یعنی درست توجه کنید و ببینم ایمان به خدا یعنی چه ؟ فقط با ورد زبان نباشد بلکه اسلام ابراهیمی باشد که تسلیم شد ، و در امنیت قرار گرفت. این می شود ایمان .
و يوم الا خر هم يعني به چيز زود گذر مـادي دل نبنــديم وملائكه يعني : بداند همه اشياء وافراد ملائك خدا هستند كه مأمور به انجام وظيفه مي باشــند وبه ظاهردر دست ما هــــستند ودر باطن، كارها طور ديگري انجام مي شود وپيامبران را الگوي خود قرار دهيم يعني : صفاتشان رابکار گیریم نه فقط اسمي از آنها را به خود ببنديم .
ديگر اينكه مالي كه خــدا به ماعطا فرموده ، نداده است كه ذخيره كنيم بلكه داده است تا ما هم ببخشــيم وبخشش راياد بگيريم وبا مهرباني. يعني اينكه همچنانكه خدا از روي مهرباني مي بخشد ونه بخاطر خود نمايي و يا عوض و پاداشي مي بخشد ما هم هـــمانطور ببخشيم وآنها را مال خود ندانيم بلكه بدانيم كه اينها تنهـا براي آموزش وامتحان به ما داده شده وما بايد بيشتر دردادن آنها خوشحال باشيم نه گرفتن و ذخيره كردن آنها وبعد از آن در بخشيدن آنها به چه كساني در آيه توضيح داده مي شود وبعد نماز بپا داشتن را مي فرمايد ونماز هم همين طور كه از اسم آن مشخص است در اصل صلات مي باشد يعني : ارتباط تنگاتنگ يعني : وصل شدن با خالق ودر واقع بر پاداشتن اين اتصال یعنی : هم اتصال با اوبر قرار نمایيم وهم اين اتصال را گسترش دهيم وباز در سوره معارج در آيه 17 مي فــرمايد : جمع آورد وذخــيره كرد كه همانا انسان طبعاً حريص است واگر بـرسد به او شري جـزع مي كند واگــر برسد به او خيري آنرا منع مي كند و همين طور كه از ظاهر آيه مــشخص است چون حريص مي باشد اگر در جمع آوري بيشـتر به دست آورد، هــم اينكه بخل مي ورزد ونمي دهد وهم آن را خير مي داند وبه هــمين جهت موقعي كه از او چيزي گرفته شود آن را شر مي داند وناراحت مي شود وجزع مي كند وباز در ادامه آن مي فرمايد الا المصلّين : نماز گذاران يعني آنهائيكه ارتباط با خدا دارند وباز دنباله آن مي فرمايد : آنهائيكه دائم درنماز هستند يعني : دائم در ارتباط با خدامي باشند وباز در سوره ماعون تمام سوره مــشخص مي كند كه نماز يعني چه ؟ مي فــــــرمايد : آيا ديدي چه كسي دين را تكذيب نمود آن كـــس كه يتيم را از خود مي راند وبراي طعام دادن مسكين چاره جويي نمي كند ودر ادامه مي فرمايد : پس واي برنماز گذاران و در اينجا مشخص مي شود كه نمازگذاران حقيقي چه كساني هــــستند یعنی : كسي كه يتيم را مي راند وكسي كه براي طعــام دادن مسكين چاره جويي نمي كند هم تكذيب كنندهْ دين مي باشد وهم نماز گذاري او ريائي وفريب كارانه مي باشد . ودر ادامهْ آن مي فرمايد : آنها از نماز شان بي خبر مي باشند يعني : نماز را اصلاً نفهميده اند چيست ودر ادامه براي تاييد بيشتر
مي فرمايد : كارهايشان ريائي وخودنمايي است وحقوق نيازمند را نمي دهـند و باز در سوره مدثر آيه 40تا 47 مي فرمايد : پرسيده مي شود از مجرمين كه چه راهي شما را بدين مكان عذاب كشاند؟ آنان مي گويند : ما نبوديم ازنمازگـذاران ونبوديم از آنهائيكــه طعام به مسكين مي دهند وبوديم از آنها كه عــمر خود را در سرگرمي دنيا به سر مي بردند و بوديم از آنهائيكه دين را تكذيب مي كردند وباز در اينجا هــم معلوم مي شود كه نماز، اين كلمات كه با زبان مي گوييم نيست بلكه اصل نماز حقوق نيازمند را اداكردن ،عمر را به بازيچه نگذراندن ودر بندگي خدا به سر بردن است يعني : فرمان اورا اطاعت كردن وبا او ارتباط داشتن وخدا را همه جا حاضر وناظــــر دانستن وباز در سورهْ عــــنكبوت آيهْ 44 مي فرمايد تلاوت كن آنچه كه به تووحي مي شود از كتاب وبه پا دارنماز را كه اهل نماز از بدكاري ومنكر بازداشته مي شوند ودر اين نشانه ها هم باز مشخص مي شود كه اگر ارتباط با خدا باشـد وانسان خدا را همه جا شاهد وناظر بداند همهْ زشتـي هـــا از او دور مي شود يعـــني : هم حقوق همه مردم را رعـــايت مي كند وهــم از كــارهاي زشت جــدا مي شود ودر ادامــه مي فرمايد وياد خدا بزرگتر است يعني : ياد خدا را فراموش نكنيم وخدا را در همه جا حاضر وناظر بدانيم اين از نماز هم بالاتر است ودر ادامهْ آيه مي فرمايد : وخدا مي داند آنچه شما مي سازيد يعني : خدا از كارهاي ما آگاه است كه چه چيزي را به اسم نماز بــراي خود مي سازيم و باز در سورهْ مريــم آيهْ 31 وقتي كه حضــرت مسيح در كودكي با مردم سخن مي گويد ، مي فرمايد : او گفت : من بنده خدا هستم وداده شده است به من كتاب وعطا شده است به من نبوت وقرار داده است مرا مبارك هر كجا باشم وسفارش كرده است مرا به نماز و زكات تا زماني كه زنده هستم پس در نتيجه معلوم مي شود كه نماز در هر ديني بوده هست و اين صورتها كه هردینی به صورتی نمازمي گذارد مقصد واصل نيست بلكه منظور از نماز همان ارتباط واتصال با خالق است ودر نتيجـــه او را در هـــمه جا به يــاد داشــتن وحاضر دانستن است .
پس به اين نتيجه مي رسيم كه مــا در صورت ظاهر ونامگذاري آن با كسي ويا گروه وملتي اختلاف نداريم بلكه منظور ازاصل نماز ارتباط با خالق است وآن هم هر كس خودش بهــتر مي داند كه آيا از نماز گــذاران مي باشد يا نه .
باز در سوره طه آيــه 130 مي فــرمايد چشــمانت را ندوز به ســوي آنهائيكه ما بهره مند شان كرديم از شكوفه اين دنيا تا آنها را در آزمايش قرار دهيم از آنها كه همانند تو هستند و رزق پروردگار تو بهتر است وپايدارتر و در ادامه مي فرمايد : وامر كن اهلت را به نماز وصبور باش برآن ما از تو روزي نمي خواهيم بلكه ما به تو روزي مي دهيم و باز هم در اين آيه وهمهْ آيات ديگر خوب روشن است كه اولاْ نماز اين صورت ظاهر نيست ودوم اينكه اصل نماز از همه چيز گذشتن وبه او تسليم شدن وبه فكر آينده اهل وفرزند نبودن وذخيره نساختن است واهتمام داشتن به امورجميع مردم است چونكه ما همه يكي هـــستيم وبه نظر ما مي آيد كه جدا از همديگر هــستيم ما اگر بــراي ديگران خوبي وسلامتي بخواهيم و از خود بگذريم آن نتيجه اش به خــود ما بر مي گردد واگر تنها براي خــود وفرزندان خود بخوا هــيم وجمـع آوري كنيم غيرممكن است كه از جمع آوري اين اموال ، آن بهــرهْ دلخواه به خــود وفرزندانمان برسد چونكه خــداي متعال برعـــكس اين ظاهر كه ما مي بينيم عمل مي كند وفقــط ما در صورت از خود گذشتن وتسليم او شدن است كه مي توانيم به آرزوي خود برسيم حتي در همين دنيا ودر سوره آل عمران آيهْ 12 مي فرمايد : همانا نشانه اي است يراي شما در دو سپاه كه روبه رو شدند با هم كه يكي درراه خدا مــبارزه مي كرد وديگري كه كافر بود ، مي ديدنــد نشان دو برابر به چـــشم خود وخدا است كه تاييـد مي كند به ياري خود هركه را بخواهد ودر اين است عبرت براي صاحبان بصيرت ودر اينجا مثال دنيا وزينت آن وفرمان خداست چونكه درادامه آن مي فرمايد : زينت داده شـــد براي مردم دوستي شهوات (اميال نفساني ) اززنان وفرزندان وذخاير طلا ونقره و مركب هاي نشاندار وچهارپايان وكشت و زرع و اينها متاع زندگي دنيا مي باشد وحال آنكه نزد خداست بهترين پاداش وبازگشت ودر ادامه خيلي توضيحات بيشتري در همين سـوره داده شده ودر آيه 18 همين سوره باز مي فرمايد:" همانا دين نزد خـدا،اسلام است واختلاف نكردند در آن آنـانكه داده شدند كتاب را الا بعد از آنكه آمد برايشان عــلم واختلافات به واسطه خود خواهي وستمگري بين خودشان و هركس كه كافر شود به آيات خدا ، پس خدا زود حساب رسي مي كند " ودر اين آيه هم خوب معلوم مي شود كه كلاْ دين نزد خدا تسليم شدن است و وقتي كه براي مردم معلوم مي شود آنها اختلافاتشان معلوم مي شود ودر نتيجه بعضي كافر وبعضي تسليم خواهند شد.
باز در سورهْ آل عمران آيه 82 مي فرمايد : آيا غيراز دين خدا را مي طلبيد وحال آنكه هرچه در آسمانها وزمين است تسليم او هستند چه بخواهند چه نخواهند وبازگشتشان به سوي او مي باشد باز در اين آيه مي بينيم وقتي كه تمام مــــوجودات تسليم او مي باشند خواه يا ناخواه واين انسان كه اشرف مخلوقات مي باشد بواسطه روح خود خدا كه به او داده شده يـــعني :عقل واز اين جهت به او اختيار داده شده اگر بخواهد اطاعت امر نكند وسركشي كند چه ظلم بزرگي به اين روح خدايي كـــه به او داده شده كرده است چون كه در سورهْ بقره آيهْ 53 مي فرمايد : وهنگامي كه گفت مــــوسي به قوم خود كه اي مردم همانا شما ظـلم كرديد به نفــس خود به واسطه گرفـــتنتان گوساله را پس بازگشت كنيد به آفريدگار خود وبكشيد نفس هاي خود را ،اين بهتر است براي شما نزد آفريدگارتان و بازگشت شما را پذيرفـته است كه او بازگشت كننده مهربان مي باشد يعني : شما بواسطه دنباله روي كردنتان از گوساله كه همان گوساله سامـــري و زر و زيور دنيا مي باشد خود را در ظلمت وگمراهي گرفتار كرديد پس اكنون بكشيد آن نفس خودبين و فريب كار را تا از ظلمت وجهل بــــيرون بياييد ودر واقــع تا انسان دنبال اميال نفساني وشهوات باشد در چاه ظلمــت گرفتار و گمراه است .
و بازگشت به خـــدا در واقع بازگشت به عقل سليم وروح منفوخ مي باشد كه او هـــميشه در انتظار بازگشت ما مي باشد چون كه در سوره ْ بقره آيه 28 دربارهْ بشر ، خدا مي فرمايد : هنگامي كه او را در اعتدال قرار دادمش ودميدم درآن از روح خودم پــس براو سجـــده كنيد، يعني : اگر انسان مطيع پروردگار خود شد و از نفس طغيان گر ، خود را آزاد ساخت به آن روح منفوخ ملحق مي شود و در واقع به نفس مطمئنه خواهـد رسيد كه ديگر گمراهي در آن نخواهد بود ودر هـــمين رابطه در ســورهْ فجر آيه 26 تا آخر مـــي فرمايد : اي كساني كه به نفس مطمئنه رسيده ايد بياييد بسـوي پروردگار خود كه هم خود خـــشنود گشتيد وهم خــدا ازشمــا راضي وخشنود گشت .
در حقيقت ما تا از خواسته هاي نفساني جدا نگرديم محال است به خــشنودي ورضايت خاطر برسيم چون كه نفس طغیانگروفریبکار جز گمراهي چيز ديگري به همراه ندارد چون كه در سوره بقــره آيه 267 مي فرمايد : شيطان به شما وعده فقر مي دهد وامر مي كند به زشتي ولي خدا وعده مي دهــد به شمـا به آمرزش از نزد خود وفضيلت وخدا داراي وسعت بسيار ودانا مي باشد يعني : تاوقتي كه ما دنبال جمع آوري مال وثروت واشياء بيرون از خود مي باشيم هيچ وقت احساس بي نيازي و سعادت نمي كنيم چون كه دنبال هـواي نفس وشيطان بوده ايم ولي وقتي كه ازاين خواهش ها خود را بي نياز دانستيم وخود را آزاد كــرديم آن وقـت احساس سعادت وخوشبختي مي كنيم وهيچ موقع هم فقير ومحتاج به غير نمي شويم ودرتمام امـور زندگي حـتي در همين دنيا هم سعادتمند وبي نيازخواهيم بود .البته آنهم نه به ظاهر بلكه ظاهرهميشه فريبنده است ولي هركس به نعمت وسعادت رسيد خود متوجه خواهد شد .
باز در سورهْ آل عمران آيۀ 83 مي فرمايد : بگو ايمان آورديم به خدا وآنچه نازل شده برما وآنچه نازل شد بر ابراهيم و اسماعيل واسحاق و يعقوب وفرزندان آنــها و آنچــــه داده شد به مــوسي وعــيسي وانبياي ديگرپروردگار وتفـرقه اي بين هـــيچ كدام از آنهـا نيست و آنها همه تسليم خدا مي باشند و باز آيۀ بعد مي فـــرما يد : وهركس غير اسلام ديني داشته باشد پس از او پذيرفته نخواهد شد ودر آخرت از زيانكاران مي باشد و در ايـن آيه به خوبي معلوم مي شود كه دين اسلام يعني تسليم دربرابر امرحق ، نه اينكه تنها به نام گذاري آن دل آسوده كنيم .
باز در آيه 91 همين سوره مي فرمايد : هرگز به مقام نيكوكاران نخواهيد رسيد مگــر ببخشيد آنچه دوست داريد وآنچه ببخشيد خدا به آن آگاه است و در واقع علت نبخشيدن ما آن است كه يقين نداريم و ياري خدا را كه از جايي ناپيدا است نمي بينيم ولي اگر مدتي اين بخشش را امتحان كنيم ديگر خدا را همه جا حاضر و ناظر مي بينيم با چشم عقل ، وديگـــر در شك بسر نمي بريم بلكه با يقين قــلبي و اطمينان خاطر مي باشيم واين يكي از اصــولي ترين برنامه های هردين و روش هر پيامبري بوده و خواهـــد بود و پايه نماز هم بر هــمين اصل استوار مــي باشــد .
ديگــر اينكه مـا در نامگذاري با كسي محاجه ومجادله نداشتـــه باشيم وببينيم اصل دين چيست و راه و روش و صفات پيامبران چگونه بوده وخواهد بود وباز اگر از اول سورهْ بقره باتوجه به اين آيات با دقت شـروع بــه تلاوت قرآن از روي تدبر وتعمق نماييم خيلي بيشتر برايمان روشن مي شود كه حقيــقت چيست وراه و رســم دين حق كدامست مثلا آيه اول مي فرمايد : اينســـت كتاب وهـــــيچ شــكي در آن نيست و هـــدايت اســـت براي پرهيزكاران. حال ما ببينيم ما موقعي كه اين كتاب را تلاوت مي كنيم قبول داريم كه شكي در آن نيست و تـلاوت مي كنيم يا با ترديد و شك هــمراه است ؟واگر يقين داريم و تلاوت مي كنيم ،مي فـــرمايد : هــدايت است بــراي پرهــــيزكاران .
حال ببينيم پرهـــيزكاران چه كساني هستند . و اگر خواستيم قـــرآن براي هـــدايت ما باشد بايد از كارهائيكه خدا امر فرموده پيروي كنيم واز كارهائيكه نهي فرموده دوري كنيم و الّا هدايت اين قرآن بـــراي ما نيست ودر آيۀ بعد مي فــرمايد : چه كساني هــــستند آنها ، آن كساني كه ايمان به غـــــيب دارند واقامه صلوات مي كنند واز آنچه روزيشان داديم انفــاق مي كنند .
حال ببينيم چه كساني ايمان به غـــيب دارند يعني ببينيم كه آيا اينكه مي گويم كارها دست خــــداست يقينا" مي گوييم يا حرف است واين كه چشم به ظواهر ندوزيم وبدانيم كه سعادت وخوشبختي بطريق ديگـــر است ،نه به اين ظواهر فريبنده . اقامه صلوات هم اتصال با خالق برقـــرار كردن وايـن اتصال را حفظ كردن است واز آنچـــه روزي ما قرار داده بخشيدن ، يــعني : اولاً ببينيم كه ما چــه چيزي از خود داريم آيا اين من كه مي گويم وفكر مي كنم اين بدن مال من است يا اين چشم وگوش ودســت و پا وهمه اعضاي ديگر اينها مال من است ؟اگر از من است از كجا آورده ام ؟و در اين، فكر بسيار بايد نمود وبالاخره به اين نتيجه خواهيم رسيد كه مال ما نيست وبعد اشياء واموال ديگر كه به دست آورده ايم با چه ابزاري بوده است؟ اولاً كه آن اشياء را هم اگر ايمان به غيب داشته باشيم مي دانيم كه آنها هم براي آموزش و آزمايش ما قرار داده شده نه اينكه ما چون توانا بوده ايم براي جمع آوري آنها اين چيزها را بدست آورده ايم بلكه اين به طــريقي ديگــر وبراي آموزش، به ما رو آورد ه است . بدانيم كه در بخشيدن آنها سود ماست نه در جمع آوري وذخيره سازي و آيه بعد مي فرمايد : وآنا نكه ايمان آوردند به آنچــــه به تو نازل شده وآنچه پيش از تو نازل شده وبه آخــرت ايشان يقين دارند يعني : ما به همه اديان آسماني وهمه پيامبران خـدا بايد ايمان داشته باشيم واز تفرقه وجدايـــي پرهيز نمایيم بلكه ببينيم اصل چيست وصفات پيامبران چگونه بوده؟و چگونه زيستن را ياد بگيريم ، نه اينكه به اسم گذاري تنها دل آسوده وديگر كاري به اصل مطلب نداشته باشيم و به پايان كار هم فكر كنيم وببينيم اگر هــم در اين مدت كوتاه دنيا خود را راضي نگهداريم وبه ظواهر دل ببنديم در آخرت بالاخره گرفتار هستيم. چونكــه اين مدت دنيا خيلي كوتاه است و به نظر ما زياد مي آيد. چنانكه در قرآن سوره يونس آيه 44 مي فرمايد : روزي كه محشور مي شويد متوجه مي شويد انگار نبوديم در اين دنيا مگر ساعتي از روز و اين برنامه آشكار مي شــود بين شما كه زيان كردند آنانكه تكذيب نمودند ملاقات خالق خود را ونبودند ازهدايت يافتگان واگر هم اكنون دقــت كنيم مي بينيم كه اين مدت عمر كه تاكنون گذرانيده ايم مثلاً 60 سال يا كمتر يا بيشتـر كه از عمر ما گـــذشته در واقع چيزي نبود انگار همين ديروز بود كه بچه بوديم وچه بازي هايي مي كرديم و كم كم خود را در آرزوهايـي انداختيم وهيچ ازاين آرزوها هم كاسته نشده بلكه هر روز بيشتر شده ولي خوشا به حال آن افـرادي كه توانستــند در جواني خود را بشناسنــد وخود را از اسارت اين ديونفس طغيانگــر رها سازند كه درواقــع تا انسان به خود شناسي نرسد غير ممكن است كه حس آزادي واعتماد به نفس پيدا كند .
اكنون اين جانب خواستم اين نوشته رابه بزرگان ، علما ، دانشمندان وهمچنين به جــناب عالي تقـــــديم واز پيشنهاد ات و راهنمايي ها يا انتقادات شما با دلايل مبرهن ومنطقي كه در حــقيقت حجت و نور راه باشد استفاده و در آينده كتابي را در اين زمينه با توكل به خداي متعال به چاپ برسانيم .
لطفاً جواب اين نامه را در هرصورت ارسال فرمائيد كه خيلي سپاسگزاريم .
بسمه تعالی
سیری در مفاهیم اسلام :
قسمت دوم
ما اکنون می توانیم از نشانه هائی که در قرآن داده شده و در تمام امور زندگی استفاده درست ولازم را به عمل بیاوریم و ازنتایج حاصل از آنها سفر خود را به سوی خود شناسی و خود آگاهی آغازودر واقع بخداشناسی برسیم .
حال اگر بخواهیم چنین سفری را آغاز کنیم به چه ابزارهائی نیاز داریم ؟
وبه این فکر خود را مشغول نمائیم و بب ینیم در این دنیا ابزارها ووسایل نقلیّه فوق العاده ای ساخته شده و انسان برای سیر در زمین بسیار کوشش نموده و خود را به این ابزارها مشغول نموده ، ولی در سفر به سوی خود شناسی بازمانده و کوشش لازم را ننموده و در نتیجه با مشکلاتی و نارسایی هایی خود را گرفتار نموده است .
کم کم دارد این کمبود ونقصان را ، که در حقیقت از خود فاصله گرفته را احساس می کند . فعلاً ما باید ببینیم که برای این سفر خود شناسی به چه علومی باید برسیم وبه چه معادن و منابعی باید دسترسی وبه چه طریقی باید آنها را استخراج و به استفاده برسانیم . آن وقت به این نتیجه می رسیم که باید اول معلّم این علوم را بشناسیم و استفاده لازم را از معلّم ببریم و انجام وّظیفه نمائیم تا به هدف خود نائل گردیم .
حال ببینیم معلّم چه کسی است ؟ و کلاس درس کجاست ؟
تا ما در آن کلاس حضور پیدا کنیم و تدریجاً آن علوم را فراگیریم و به کار ببندیم .و باز از نشانه هائی که در قرآن آمده ، متوجه می شویم که معلم ، همان روح عالم هستی یا عقل کل عالم، پروردگار یا خالق هستی ، خدای متعال می باشد
در نام گذاری معلم با کسی مجادله نداریم .چون همۀ مردم جهان به نوعی و به اسمی خدا را می خوانند .
حال ببینیم اینکه می گوئیم : خدا معلّم است ، به چه دلیل و برها ن می گوئیم .
اولاًاینکه ما دائم در سجده های نماز اورا به نام « رب اعلی و عظیم » یاد می کنیم .
و دیگر اینکه در سورۀ حجر آیۀ 27 می فرماید :
« هنگامی که پروردگارت به ملائکه گفت : من خلق می کنم از گل چیزی ، پس وقتی که بیاراستمش واز روح خود در آن دمیدم : پس آن وقت براو سجده کنید . »
یعنی اینکه این انسان اگر از خود خواهی و منیّت خود رارهاساخت ، دیگر این آب و گل نیست .بلکه خود او جزء روح خدایی خود می باشد . و درنتیجه می شود مسجود فرشتگان ودر واقع خود ، جزء وجود خدای متعال می باشد .
یعنی تازمانی که ما خود را جدای از خداوند متعال می دانیم و فکری می کنیم که هرکدام ما برای خود کسی هستیم وبه روح خدائی خود توجه نداشته باشیم ، در گمراهی و ضلالت می باشیم . ولی وقتی که از خود خواهی ، خود را رها ساختیم و تسلیم به عقل کل شدیم ، دیگر درظلمت نیستیم ودرنور قرار خواهیم گرفت .
چونکه در آیۀ بعد می فرماید : « همۀ فرشتگان به این روح منفوخ خدائی سجده کردند ، جز ابلیس ! که سرپیچی نمودو تسلیم حق نشد . »
یعنی اینکه همه موجودات تسلیم امر پروردگار هستند و در واقع همین دست ، پا ، چشم ، گوش ، و حواس پنج گانه که ما فکر می کنیم در اختیار ماست ، از آن خداست .
ولی این انسان به واسطۀ اختیاری که به او داده شده ، فکر می کند که خودش همه کاره است و درمعنا خود را خدای خود می پندارد . یعنی این خود خواهی و منیّت خود را به جای عقل قرار داده و درواقع تا انسان ،این خود خواهی و منیّت رااز خود دور نکند عقل از او گریزان می شود . یعنی خود را در ظلمت خود بینی گرفتار کرده واز عقل دور می شود . چونکه ما در پرتو آن نور خدایی و عقل هستیم ، و به واسطۀ حجابها ئی که از خود می سازیم خود را محبوس می سازیم و نور عقل را در خود نمی یابیم ، ولی او از هر چیز به ما نزدیکتر می باشد ، چونکه در سورۀ ق آیه 15 می فرماید : « من از رگ گردن به شما نزدیکتر هستم .»
یعنی او از این شریان حیاتی که در واقع زندگی حیوانی و طبیعی ما به واسطۀ این رگ گردن پایدار است ،او قبل از این وجود داشته و در واقع آن وجود حقیقی ما ازلی بوده و ابدی هم خواهد بود . و ما اندک زمان محدودی با این بدن زندگی می کنیم و بعد این بدن را رها می کنیم .ولی هستیم و دوباره در آزمونی دیگر خواهیم بود . و در سورۀ ق آیۀ 3 می فرماید :
« همانا ما میدانیم که زمین چه چیزی از ایشان می کاهد »
یعنی اینکه ما به خیال خود می گوییم : فلانی مرد و تمام شد . ولی خداوند می داند که این بدن اوست که در زیر خاک پنهان می شود ولی خود او نه مردن برای اوست و نه زمان و مکان برای او می باشد و نه خواب دارد .
در سورۀ سجده آیۀ 10 می فرماید :
« بگو آن ملکی که مأمور مرگ شما می باشد ، شما را دریافت می نماید و سپس به سوی پروردگارتان رجوع خواهید نمود »
و ما از همۀ این نشانه ها در می یابیم که این ما و من که می گوییم ، دروغی بیش نیست . بلکه به واسطۀ اختیاری که به ما داده شده ، سوء استفاده کرده ایم . و این لباس به نام بدن را خود پنداشته ایم . ولی حقیقتی پنهان در این لباس (به نام بدن) وجود حقیقی دارد که زنده بوده و خواهد بود و نه مرگی دارد و نه خواب . چونکه ما در خودمان هم با همین بدن مشاهده می کنیم . که بدن اینجا افتاده و به خواب رفته و می گوید : من دیدم در خواب کجا رفتم و آمدم و چه کار هایی انجام دادم . و عجیبتر آنکه بعضی مواقع در خواب کارهایی انجام می دهد که بعد از مدتی دقیقاً همان در زمین اتفاق می افتد و یا تعبیر کارهای انجام شده در خواب در زمین اتفاق می افتد . و باز در سورۀ حدید آیۀ 21 می فرماید : « آنچه در زمین برای شما به وقوع می پیوندد ، در کتابی نوشته شده ، قبل از آنکه به وقوع بپیوندد .»
که در واقع همه چیز را خدای متعال برا ی ما به خوبی روشن نموده ولی ما به واسطۀ خود خواهی در غفلت و ناباوری خود را گرفتار آمال و آرزوهایی نموده ایم که هیچ سودی برای ما نخواهد داشت و به خیال باطل خود اینها را عقل می پنداریم و باز در دنبالۀ آیات که با تأمل مرور کنیم ، می بینیم که انسان در اوائل امر دچار این مشکل خودپرستی و امیال نفسانی می باشد ، ولی به تدریج متوجه می شود که این خود خواهی ها نه تنها او را گمراه کرده و هیچ سودی به حال او نداشته ، بلکه او را در ظلمت و تاریکی قرار داده که دیگر نوری را مشاهده نمی کند . البته اگر ساعتی را با خود در تفکر و اندیشه باشد و متوجه شود و بازگشت نماید و از مخلصین شود به صراط مستقیم خواهد رسید و معلم را در درون خود پیدا خواهد کرد و کلاس درس را هم، زمان عمر خود می یابد و کتاب را هم، تمام هستی می یابدو در مورد کتاب که می گوییم : همۀ هستی ، کتاب خداست . بعضی می گویند در اینکه کتاب ما قرآن است ، گفتگویی نداریم ، خیلی واضح و روشن است . ولی در این مسئله هم ظاهراً همین طور است ولی در قرآن که وارد می شویم ، می بینیم که قرآن فقط این نوشته به نام قرآن نیست ، بلکه این نوشته ها متذکر و یاد آور می شوند نشانه هایی را که در کل خلقت پدیدار شده و می شوند ودر واقع قرآن یعنی خواندن حقیقت و درستی و راستی است که دربارۀ قرآن در سورۀ آل عمران آیۀ 2 می فرماید : " ما نازل کردیم کتاب را به حق و تصدیق کننده ، بین دستهایتان ، و نازل کردیم تورات و انجیل را قبل از شما و هدایت برای مردم و نازل کردیم فرقان را" پس در این آیه روشن می شود که این کتاب حقیقت است ، که هم کتابهای آسمانی قبل را قبول دارد و هم کارهای خودمان را که انجام می دهیم . در آیه دست ها ( اَیدیهِم ) نام برده شده و در واقع کارهایی که انجام می دهیم و خیر خود را در آنها می جوییم ،ولی نمی دانیم که خیر ما در آن است که به دیگران خیر برسانیم و اگر تنها برای خود خوبی خواستیم از آن به ما خیری نخواهد رسید -آن وقت یادآوری اینها یعنی : تمیز حق و باطل -در صورتی که چشم ظاهر بین ما خلاف آن را می بیند و فرقان به همین معنا است (یعنی حق را از باطل جدا ساختن) . در واقع یادآور چیز هایی که به خیال و وهم خود آنها را خیر خود می دانیم ، ولی از اشتباهات ماست که به واسطۀ خود خواهی یعنی فریب نفس طغیانگر انجام می شود با آنهایی که حقیقتاَ خیر ماست ، جدا کننده می باشد که به معنای فرقان است ودر واقع کتابی که به نام کتاب آسمانی خود می شناسیم ، فرقان می باشد که قرآن می نامیم یعنی خواندن حقیقت و در سورۀ جاثیه آیۀ 4 می فرماید : در اختلاف شب وروز و آنچه نازل می شود از آسمان برای روزی شما . که زنده می شود زمین به واسطۀ آن ، و باد ها نشانه هایی است برای آنهائیکه تعقل می کنند و از این آیه هم معلوم می شود که تنها این نوشته ها نیست که آن را آیات کتاب خدا بدانیم ، بلکه در همه زمین وآسمان و گردش شب و روز و آنچه پدیدار می شود ، برای ما آیات و نشانه هایی است که برای آموزش ما پدیدار شده ومی شود . و در نتیجه می توانیم بگوئیم : همۀ هستی ، کتاب خداست ، آموزگار هم همان ربّ اعلی است ، که همیشه در سجده ها از آن یاد می کنیم و آن را ستایش می کنیم و دیگر اینکه اصلاً برای چه هدفی مارا آموزش می دهد ؟ و چه آموزشی را باید شروع کنیم ؟
در سورۀ بقره آیۀ 29 می فرماید : و هنگامی که پروردگارت
ارسال شده توسط: علی در ساعت June 4, 2007 10:16 PM
سلام رنگ زمینه ی وبلاگت خسته ام میکنه نمیدونم اشکال از منه یا از انتخاب رنگ backgroung
موفق باشی
ارسال شده توسط: s.ali در ساعت June 7, 2007 06:31 PM
سلام. مطلب بسیار جابی بود.
در اینکه هنوز اهمیت وب سایت برای دولتی های ایران کاملا روشن نشده هیچ شکی نیست و باید با فرهنگ سازی ، به گسترش این امر کمک کرد. اما در مورد ضعف PHP با شما اصلا موافق نسیتم. این ضعفی که شما اشاره کردی ربط یه برنامه نویس و نحوه برنامه نویسی اون داره. به نظر من اون قسمت رو ویرایش کنید.
موفق باشید.
ارسال شده توسط: ایمان در ساعت June 16, 2007 01:26 AM
اصلا نمی دونم چه کسی رو مسئول انتخاب دامنه و نام می کنند !!!
نمونه اون ایمیل ها و ساب دومین های irib.ir هست !
وقعا نمی دونم چند سال بعد می خواهند با این همه بی نظمی چه کار کنند
به طور مثال برنامه با نام شب ایرانی (اگر فرض کنیم از شبکه ۱ پخش می شه ) چه دلیل داره که ساب دومین اون این طوری باشه ؟
shabeirani.irib.ir
می تونستند این ساب دومین
shabeirani.tv1.irib.ir
ست کنند و حداقل ایمیل shabeirani@tv1.iribi.ir
متاسفانه انسان ها متفکری بر سر این کارها نمی گذارند این نمونه بود و یک مشت از خروار
ارسال شده توسط: milad در ساعت July 5, 2007 06:08 PM