« خريد و فروش کارت هوشمند سوخت | صفحه اصلی | برنامه ریزی استراتژیک برای شرکتهای نرم افزاری 5 - صبر »
15 دليل براي «ميوه فروش» شدن به جاي «مهندس نرم افزار» شدن!
July 7, 2007 10:52 AM
سالها پيش آنقدر از فشارهاي پروژه و دشوار بودن توليد نرم افزار در ايران خسته شده بودم که با يکي از دوستان همدانشگاهی تصميم گرفتيم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! 15 دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:
1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرد و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.
2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.
3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.
3- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به فیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!
4-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
5-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.
6-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.
7- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.
8-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.
9- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.
10- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!
11- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.
12-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟
13-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.
14- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!
15- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
.....
برای تصمیم گرفتن کافی نیست!؟
نمی دانم چرا با وجود همه این استدلال های منطقی، میوه فروش نشدم. آرزو می کنم حداقل یک نفر این مطلب را بخواند و به راه راست هدایت شود! دست از مهندسی نرم شدن بردارد و به قول بچه ها یک کار «شرافتمندانه» پیدا کند. امیدوارم...
همین!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: mahyar در ساعت July 7, 2007 01:03 PM
انگیزه درس خوندن از آدم گرفته میشه !
ارسال شده توسط: یکی از دانشجوِهاتون در ساعت July 19, 2007 07:31 PM
علتش تنبلي مفرط ايراني جماعت. نمونش به جاي كارگر ايراني كارگر افغان ميآريم كه حسابي عينه ... كار كنه همون طور كه خودتون هم مثال زديد و در آخر اينكه ناز پرورده ايم حتما بايد پشت ميز بشينيم مثل خودم
ارسال شده توسط: morteza در ساعت September 4, 2007 01:15 PM
به نظر من انجام پروژه های نرم افزاری به نسبت سختی هاش در آمد بیشتری داره! یعنی هر قدر کار کنی پول میگیری.
مشکل اصلی اینجاس که تو کشور پیشرفته ما یه بی سواد می تونه میوه فروش بشه و در آمد بالایی داشته باشه ولی یه درس خونده و به اصطلاح مهندس براش کار نیست!
ارسال شده توسط: امیر در ساعت September 4, 2007 01:47 PM
اینم هست که هر روز نباید یه چیزه جدید یاد بگیری، میوه فروشی از ابد الدّهر همین شکلی بوده ولی کامپیوتر هر روز عوض می شه
تازه اگه هم میوه فروشی بلد نیستی میری یه جا یاد می گیری ولی وقتی تو مهندسی نرم افزار چیز جدیدی بیاد تو حتماً بیشتر از استادات بلدی!
ارسال شده توسط: مسعود مشرف در ساعت September 4, 2007 01:51 PM
dj said:
hello
please jam kon binim baba!
ارسال شده توسط: uyu در ساعت September 4, 2007 04:25 PM
درسته
ارسال شده توسط: حسن در ساعت September 4, 2007 04:50 PM
تازه وقتی میوه فروش بشی وقتی خسته شدی یه دونه از همون میوه های ابدار و تازه رو می خوری ولی ما چی با همه خستگی سردرد هم اضافه میشه و به خاطر پیدا کردن باگ از پشت میز نباید تکون بخوریم و بعد از چند ساعت می بینیم که رنگ و رومون حسابی پریده.دلم هندونه می خواد!!!!!!!
ارسال شده توسط: میوه فروش تنها ببخشید مهندس تنها در ساعت September 4, 2007 05:31 PM
moshkel injast ke too mamlekete ma hamechiz shode tehran....va gar na yek mohndese narm afzaram mitoone mesle yek miveforoosh hal kone
ارسال شده توسط: reza_19qvc در ساعت September 5, 2007 12:22 AM
اصلا در ایران هر چه بفروشی نونت تو روغنه. به شرطی که اصلا تو کار تولیدش نباشی.
{ میوه، گوشی، آب هویج، فرش و...}
ارسال شده توسط: khalil در ساعت September 5, 2007 06:28 AM
ای بابا باز موضوع تکراری علم یا ثروت
Dont Wory !!! Be Happy
مهندسی نرم افزار یه رشته نو ظهور آینده خیلی درخشانی داره هر قسمتتش رو بگیری نمیدونی تهش گذاشت نمیدونی تا کجا میره من این توووووو .پوو..!!!! ببخشید میگفتم افتخاری که یه کدنویس به برنامه اش میکنه یه میوه فروش به میوه هاش نمیکنه همین مهمه برام و برات و براش و براتون و براشونند و ...
من هم نرم افزار خوندم دارم آرزوم اینه که جاوا و #C رو کامل یاد بگیرم و بعد بمیرم به این مرگ افتخار میکنم نه اینکه از صبح برم سر کوچه با لباس عرقی صنوق میوه جابجا کنم و هی داد بزنم حراجش کردیم ( به میوه فروش ها بر نخوره )
مهنس به جای اینکه یه صفحه وب رو به این موضوع تکراری علم یا ثروت اختصاص بدی یه ترفند یه نکته یه نظریه یه اختراع اصلا یه پروژه تعریف میکردی......
از دور میبوسمتون
بدرود
ارسال شده توسط: ایمان در ساعت September 5, 2007 09:59 AM
مدینه گفتی و کردی کبابم!
ارسال شده توسط: vahid در ساعت September 5, 2007 11:41 AM
داداش من شما هنوز شمارش بلد نیستی اونوقت ادعای مهندسی نرم افزار هم داری دلایل شما 16 تا است نه 15 تا شماره 3 را دوباره تکرار کردی ایکاش حداقل یک بار مطلب را خودتان می خواندی بعد می زد روی سایت البته از صراحت کلامم ببخشید .
ارسال شده توسط: blorestani در ساعت September 5, 2007 12:01 PM
حق با شماست، اما در مورد وبلاگ، سعی نمی کنم مطالبم را با بازبینی بگذارم، دلم می خواهد همان شکل ابتدایی و بدوی را داشته باشد و طبیعی است که از این مشکلات هم پیش می آید، نکته دیگر آنکه راستش را بخواهید زیاد شمارش و جمع و تفریقم خوب نیست و ....
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت September 5, 2007 01:35 PM
كسايي كه اين مشكلات رو دارن رويكرد مهندسي به نرم افزار ندارن. بلكه بجاي اينكه Engineer باشن Craftsman هستن. به نظر ميياد ناليدن از مشكلات نرم افزار جنبه احساسي پيدا كرده و اين نتيجه استفاده از روشهاي سنتي هستش. شركتهايي هستن كه در اين زمينه به نتايج خوبي دست پيدا كردن.
موفق باشين.
ارسال شده توسط: Amin در ساعت September 5, 2007 02:03 PM
من دردی را که گفتی کاملا میفهمم! امیدوارم یه روز تو این مملکت هم هرکس سر جای خودش باشه تا بشه از حقوق این نرم افزار ساز های بیچاره هم دفاعی کرد
ارسال شده توسط: mohammad در ساعت September 5, 2007 02:09 PM
ba salam, be khoda ke bayad sartapaye in kesi ke in maghale ro neveshte tala gereft,
ba ejazatoon badaz 15 sal sar va kalle zadan ba anvae mokhtalefe omore software emrooz be hamin natije faghat ba ye kami taghir residam, man nazarm be baghali bod vaghe-an por sodtare.
Aslan ham shokhi nemikonam
ارسال شده توسط: MHF در ساعت September 6, 2007 01:33 AM
in [.........] shera chie?
por daramad terin shogle donya male tahlil garane narmafzare
ارسال شده توسط: v در ساعت September 6, 2007 02:37 AM
a
ارسال شده توسط: meisam در ساعت September 6, 2007 09:24 AM
بعضي از دوستان مثل اينكه بهشون خيلي برخورده!!
بابا بي خيال
اين يه طنزنامه است راجع به گوشزد كردن مشكلات نرم افزاري ها كه يادشون نره
خدا رو شكر همه كه اين مشكلات رو قبول دارين! نه؟؟
ارسال شده توسط: No One در ساعت September 6, 2007 02:28 PM
اصلا تو ایران به درس و علم و تکنولوژی اهمیت داده نمی شه مثلا آمار بازدید از سایت های تفریحی تو ایران هزاران برابر آمار بازدید سایت های علمی هستش .
با وجود 10 ها برابر تلاش و زحمت برای تحقیق و تالیف مقالات علمی نسبت به جمع آوری جک !!! و ...اما باز هم فرهنگ جامعه اینطوری ایجاب می کنه .
وقتی که محبوب ترین افراد در نزد جامعه یا بازیکنان فوتبالند یا بازیگر و خواننده دیگه چه انتظاری میشه از پیشرفت جامعه داشت.
ارسال شده توسط: ahad در ساعت September 6, 2007 03:35 PM
نرم افزار یعنی رنج... افتخاره که بگی رنجورم؟؟؟
برای شادی روح پرفتوح IT صلوات بعدی رو رساتر ختم کن....
الهم صل علی...
ارسال شده توسط: majid در ساعت September 7, 2007 03:03 AM
با همه حرفات موافقم ، به یه بنده خدایی یه نرم افزار کار شرکت رو با کلی تخفیف دادیم 90 هزار تومن ، بعد چند رو یه احضاریه از دادگاه اوومد که شما این آقا رو اغفال کردین ، کاشف به عمل اوومد یارو قیمت یه سی دی رو با قیمت رایت جمع کرده بود شده بود 300 تومن ، حالا بقیه پولشو میخواست !
وقتی تو یه سی دی 300 تا نرم افزار تاپ رو میریزن میدن 500 تومن دیگه چه انتظاری داری یارو بیاد نرم افزار منو و تو رو بخره ؟
ارسال شده توسط: kianoosh در ساعت September 7, 2007 09:28 AM
salam
doroste hame baraye pol dar avordan miran soraghe kar vali man hich vaght baraye pol dar avordan soraghe computer naraftam ke yad begiram va agaram bekham ye roozi ye narm afzari doroste konam ke bekham arzash konam hamishe bishtar az khode narmafzar be donbale inam keyekari bekonam ke hich vaght nashe hata raje be shekstane ghoflesh fekr ham kard .
ba tashakor az kasi ke in harfa tahadi barash jaleb bod va khodesh alan modatie ke dobnare kar mikone va daghighei 15000 rial daramad dare
harfamo shokhi nadonid va bedonid ke hamash vagheiate
man w hastam az iran
hamegio khosh bashid
ارسال شده توسط: vahid در ساعت September 7, 2007 12:17 PM
تا موقعی که حق کپی رایت رعایت نشه مشکل ما همینه که هست. در ضمن تقصیر خودمونه. تا موقعی که دانشجوی نرم افزار داره درس می خونه عین احمقا هر کاری بهش می دن با دوذار پول انجام می ده هم کاره مزخرف انجام می ده هم تر می زنه به بقیه. یک مشکل دیگه ای هم که وجود داره مربوط به همون قانون کپی رایته. الان ماشاالله هر ننه قمری با هزار تومن یه سی دی می خره توش 50 نرم افزاره که اگه همونارو بخواد اونور بخره 10 میلیون باید پول بده. بعدم می شینه از هر کدوم یه پیزی یاد می گیره و می یاد تر می زنه تو بازار
در هر صورت تمام این مشکلات تقصیر خودمونه بیخودم اینارو تقصیر دیگران نندازیم
ارسال شده توسط: علیرضا در ساعت September 7, 2007 10:30 PM
سلام خسته نباشید
مطلب جالبیه ولی به نظر من، مهندسای نرم افزار عزیز دل و جان که علاقه به شغل شریف میوه فروشی دارن میتونن با یه تحلیل سیستم و یه تحلیل فعالیتها و یه تحلیل پایگاه داده و.... خلاصه با طراحی مهندسی حالا هر چی مدل آبشاری یا باز گشتی یا ....
اینا همه رو گفتم که بگم اینا فایده نداره نرم افزار وقتی به درد میخوره که تو این ایران اول خودمون از برناممون سود ببریم بدش بفروشیمش مثلاً یه میوه فروشی آنلاین که مدیرانش مهندسین نرم افزار باشن نه میوه فروشها !!!!!!!!!!
ارسال شده توسط: فائز در ساعت September 8, 2007 12:50 PM
بدبختي ما اينه كه اگه درس بخونيم ديگه بازاري نميتونيم بشيم و اگه بازاري بشيم ديگه نمي تونيم درس بخونيم.
ارسال شده توسط: حسين مرگاني در ساعت September 10, 2007 04:18 PM
سلام، دمت گرم زدی تو خال ولی فکر نمیکنی 16 دلیل آوردی و گفتی 15تا؟
ارسال شده توسط: Soroosh در ساعت September 12, 2007 03:30 PM
اي ول بابا
ارسال شده توسط: عمو ميوه در ساعت September 20, 2007 10:09 PM
مشكل نرم افزار و سختي كار آن منحصر به ايران نيست. آيا از Micosoft شركتي شناخته شده تر داريم؟ باگ هاي موجود در تمام package هاي ارائه شده توسط اين شركت دستمايه بسياري از جوك ها شده است. ولي آيا از بيل گيتس پولدارتر داريم؟
اين همه version در تمامي نرم افزارهاي ارائه شده توسط شركت هاي مختلف به چه دليل است؟ باگ ها يا نيازهاي مشتري، يا خوش فكري هاي برنامه نويس در تخمين نياز بازار علت توليد versionهاي مختلف و متعدد است. اشكال ما در اين است كه دوست داريم مثلاٌ يك نسخه 1.0 درست كنيم و ديگه بهش دست نزنيم. متاسفانه اين تفكر در تمام كارهاي ما ايراني ها وجود دارد و به محض اينكه پاسخ هاي اوليه از يك كار را گرفتيم كار را تمام شده مي دانيم و تبعاً با اين طرز فكر موفق نخواهيم بود.
ارسال شده توسط: كيوان در ساعت September 26, 2007 06:16 PM
مشكل نرم افزار و سختي كار آن منحصر به ايران نيست. آيا از Micosoft شركتي شناخته شده تر داريم؟ باگ هاي موجود در تمام package هاي ارائه شده توسط اين شركت دستمايه بسياري از جوك ها شده است. ولي آيا از بيل گيتس پولدارتر داريم؟
اين همه version در تمامي نرم افزارهاي ارائه شده توسط شركت هاي مختلف به چه دليل است؟ باگ ها يا نيازهاي مشتري، يا خوش فكري هاي برنامه نويس در تخمين نياز بازار علت توليد versionهاي مختلف و متعدد است. اشكال ما در اين است كه دوست داريم مثلاٌ يك نسخه 1.0 درست كنيم و ديگه بهش دست نزنيم. متاسفانه اين تفكر در تمام كارهاي ما ايراني ها وجود دارد و به محض اينكه پاسخ هاي اوليه از يك كار را گرفتيم كار را تمام شده مي دانيم و تبعاً با اين طرز فكر موفق نخواهيم بود.
ارسال شده توسط: كيوان در ساعت September 26, 2007 06:17 PM
یک دلیل برای مهندس نرم افزار شدن:وجود تحلیلگران کودن در صنعت نرم افزار
ارسال شده توسط: hamidreza.s در ساعت December 28, 2007 04:05 PM
اینجانب به مدت 3 سال تمام به عنوان برنامه نویس حرفه ای در صنعت شریف تولید نرم افزار بودم و دارای لیسانس نرم افزار و مدارک بین المللی شبکه و برنامه نویسی تحت وب می باشم
نتیجه کلی : 1. روانی مطلق 2. بی پولی 3. شخصیت گوشه گیر و عصبانی و...
شغل فعلی اینجانب: پیمانکار ساختمان به قول شما با کارگران افغانی طرف شدن از برنامه نویسی هزار مرتبه راحت تر است
ارسال شده توسط: A a در ساعت December 28, 2007 05:42 PM
بهتره به جای حرفای چرت و پرت به کارتون بچسبید!
ارسال شده توسط: alireza در ساعت December 28, 2007 07:30 PM
دقیقا به دلیل وجود همین مشکلاته که در کشورهای پیشرفته درآمد یک مهندس نرم افزار چندین برابر یک میوه فروشه. ولی متاسفانه توی ایران همه چیز برعکسه!
ارسال شده توسط: amin در ساعت December 29, 2007 01:43 AM
اینکه 16دلیل هست نه 15 دلیل. مورد 3 را دوبار تکرار کردی.
در ضمن سوپر مارکت درآمدش بیشتره!
ارسال شده توسط: پرهام در ساعت December 31, 2007 02:19 PM
منم 7،8 سال پیش همین فکرها رو کردم که توی انتخاب رشته مهندسی نرم افزار که دوست داشتم رو نزدم ، اما حالا شدم مهندس عمران که چند سال بیکار بودم و حالا دارم با ماهی 250 تومن تویه شرکت مهندسین مشاور کار می کنم. و حالا تاسف می خورم که کاشکی می رفتم سراغ همون مهندسی کامپیوتر که اقلاً دوستش داشتم.
بیکاری معضل همه جوونهاست ، چه نرم افزار چه سخت افزار چه عمران و ...
ارسال شده توسط: امیر در ساعت January 13, 2008 02:34 PM
matlabe jalebie, yani ye tanze! man nemidoonam chera bazia enghad jedi gereftan!
ارسال شده توسط: Javid در ساعت January 31, 2008 05:52 PM