« سخت است، باور کنید سخت است! | صفحه اصلی | توليد محتوي يا تکثير محتوي؟ »
سیستم های مدیریت آموزشی، نگاه ایرانی
September 5, 2007 08:02 PM
در نوشته ای مرتبط، تعاریفی کلاسیک در مورد سیستمهای مدیریت آموزشی (LMS) آورده بودم و در نوشته ای دیگر مقایسه این سیستمها را با سایر نرم افزارهای آموزش الکترونیک e-learning را ذکر کرده بودم. در این نوشته می خواهم از دیدگاه خودم، به عنوان کسی که در تجربه تولید سیستم مدیریت آموزشی نیکا در در رادمان سهمی کوچک داشته است، به این موضوع بپردازم.
با بررسی هایی که انجام داده ام، به این نتیجه رسیده ام که در کشور ما، دو نوع عمده سیستم مدیریت آموزشی وجود دارد:
1- سیستم های مدیریت آموزشی کلاسیک که در سطح معاونت های آموزشی، مؤسسات و مجتمع های آموزشی و مدارس به جهت مکانیزه کردن فرآیند های مدیریتی و پشتیبانی آموزشی استفاده می شود. این گروه از سیستم ها که هم از لحاظ تولید کننده، محصول آماده و مصرف کننده در اقلیت عجیبی هستند، از فنآوری اطلاعات و ارتباطات به شکل جدی برای بهبود فرآیند آموزشی و افزایش کارایی و اثربخشی آن استفاده کرده اند. اما همانگونه که گفتم هم از نظر اقبال مشتریان و هم از نظر سطح کیفی محصولات و تعدد سازندگان، غریبانه، مورد کم توجهی هستند.
2- گروه دوم سیستمها، نرم افزارهایی هستند که نمی توان آنها را یک سیستم مدیریت آموزشی دانست. این سیستمها صرفا یک بخش اطلاع رسانی هستند. برای مثال یک وب سایت مدرسه ایستا، نرم افزاری که صرفا یک کارنامه چاپ می کند، تلفن گویای صرفا اطلاع رسانی، یا نهایتا وب سایتی که قابلیت نمایش نمرات را دارد از این جمله است. مشاهده کرده ام که مخصوصا در سطح مدارس و مجتمع های آموزشی، این سیستمها محبوب تر هستند.
دلیل این محبوبیت را می توانم در موارد زیر بر شمارم:
- عدم ورود عمقی کامپیوتر، نرم افزار و سخت افزار در سطح سازمانهای آموزشی علی الخصوص مدارس و آموزش و پرورش که باعث می شود، کاربرد ICT در سطح باقی بماند.
- نگاه مدیران آموزشی به این سیستمها که آنها را صرفا جهت تشریفات و کلاس کار مجموعه خود می دانند، صرفا کافی است یک وب سایت داشته باشند تا در تبلیغات خود اسم ببرند، اما درک استفاده عملیاتی از آن را ندارند.
-عدم دانش کاربری در سطح مدیران و پرسنل مدیریتی و اداری مجموعه های آموزشی در بهره برداری از نرم افزار که باعث می شود در مقابل تغییرات مقاومت کرده و از اینکه نرم افزار در کارشان تاثیر بگذارد جلوگیری می کنند.
- نداشتن بودجه کافی برای خرید نرم افزار و سخت افزار مناسب: چون بسیاری از مدارس دولتی بوده و بودجه مشخصی برای IT خود ندارند و خیلی از مدارس غیر انتفاعی هم با کمبود بودجه مواجه هستند، حتی اگر علاقه هم داشته باشند که استفاده خوبی از کامپیوتر در مجموعه خود داشته باشند، پول خرید نرم افزار و سخت افزار مناسب را نداشته باشند و تنها به اندازه ای قادر به پرداخت باشند که یک سیستم ساده صرفا اطلاع رسانی ایستا برایشان ایجاد شود.
- ضعف تولید کنندگان داخلی: اکثر تولید کننده ها نگاهی سطحی به سیستمهای آموزش دارند و آنرا مشکل نمی دانند. این نگاه غیر جدی باعث می شود که سیستم خوبی تولید نکنند. بر عکس که در سیستمهای مالی، تولید کنندگان پرقدرت وارد شده و کار را درست انجام می دهند.
- عدم وجود یک استاندارد و رویه مشخص از سوی نهادهای تاثیر گذار مانند وزارت آموزش و پرورش و یا وزارت فرهنگ و آموزش عالی که باعث می شود، آشفتگی در فروش و خرید محصولات نرم افزاری پیش بیاید.
هر چند داشتن نرم افزار و سخت افزار ساده و ابتدایی را هم بد نمی دانم و به عنوان یک حداقل لازم می دانم، اما فکر می کنم مدیران آموزشی ما برای جا نماندن از قافله، ناچارند که رویکردشان را نسبت به سیستمهای مدیریت آموزشی و آموزش مجازی تغییر دهند که این تغییر نگاه باعث می شود مشکلات فوق برطرف شود. صرفه جویی حاصل از IT آنچنان است که سرمایه گذاری در این بخش را توجیه پذیر می کند، کاربران نیز ناچارند نظر مدیر را بپذیرند و تولید کننده هم وقتی مشتری جدی و خوب وارد بازار شود دیگر نمی تواند محصول ضعیف و ناقص تولید کنند و سرمایه کافی و انگیزه لازم برای سرمایه گذاری در تولید محصول خوب برایش فراهم می شود.
همین!
نظرخواهی