« برنامه ريزي استراتژيک شرکت هاي نرم افزاري 8 - سالانه بيانديش، ماهانه عمل کن. | صفحه اصلی | هنر ساده سازي »
ما و دولت
September 12, 2007 08:25 PM
پنج شش سال پیش زمانی با یکی از دوستانم که یک شرکت واردات موفق داشتند و وسوسه شده و یک کارخانه تولیدی بزرگ را با دشواری فرآوان راه اندازی کرده بودند صحبت می کردم، از سختی های کار جدید نسبت به قبلی می گفت، پرسیدم : از دولت توقع چه حمایتی دارید، بالاخره شما اکنون به جای وارداتی سود آور، کار آفرینی کرده اید و لایق تشویق و حمایت، گفت: دولت کاری به کار ما نداشته باشد و چوب لای چرخمان نگذارد، ما خودمان می دانیم چه شکلی، کارمان را بکنیم و نیازی به حمایتش نداریم!
در این سالها، شاید به محتوی حرفش پی برده باشم و واقعا درک کرده باشم.اینکه از دولتها توقع خیر نداریم، لااقل شر نرساند.
چرا؟
در کشور ما، دولت به جز فعالیت ها و وظائف رسمی حاکمیتی، بنگاه اقتصادی است بزرگ. بنگاهی که شاید هیچ کس به بزرگی آن نباشد، با سرمایه ای عظیم، نیروی انسانی بیشمار و قوانین تعریف شده توسط خودش وارد عرصه های تجاری شده است و کار می کند، از صنایع بزرگ تولیدی گرفته تا شرکتهای کوچک و بزرگ ملی و حیاتی همه وابسته به دولت هستند. فرقی هم بین دولت زمان جنگ، سازندگی بعد از آن، اصلاحات بعدی و دولت عدالت محور جاری نیست، همه این بنگاه اقتصادی را به دست گرفته اند و حاضر نیستند آن را به مردم واگذار کنند (دقت کنید به حساسیت های رهبر در اجرای سیاست های اصل 44 و تذکرات و یادآوری های مکرر ایشان در این زمینه)
به خودی خود این که دولت یک بنگاه اقتصادی بزرگ داشته باشد بد نیست. مشکل آنجاست که چون سیاست گذار و مجری خودش است، گاهی وقت ها تصمیم هایی می گیرد که به نفع خودش است تا سایر مردم و شرکتهای کوچک و بزرگ خصوصی. رجوع کنید به سیاست های انحصار در خودرو سازی در سالهای دور و نزدیک، رفتار مخابرات در مقابل اپراتور دوم و .....
کاش می شد دولت به نقش اصلی خود که همان سیاست گذاری های کلان، استاندارد سازی ها و نظارت ها و راهبری های کلان است بر می گشت و کار مردم را به خودشان وامی گذاشت.
در این مدت، این بنگاه بزرگ اقتصادی بلاهایی سرمان آورده است که گاهی به حرف آن دوستم پی می برم که ایکاش دست از سر ما برمی داشت، لطفش را نمی خواهیم:
- شرکتهای کامپیوتری دولتی و نیمه دولتی از سالهای دور و نزدیک تشکیل شده اند،که با رانت دولتی بودن خود، شرایط رقابت را در پروژه های بزرگ برای سایرین سخت کرده اند، هر چند در اجرای برخی پروژه های ساده هم ناموفقند و هم اکنون بیشترشان شده اند دلال پروژه، پروژه را می گیرند و با کسر مبلغ بالایی از سود آن، اجرا را به شرکتهای دیگر می سپارند.
- نحوه برخورد دولت با کارمندان و کارگران به شکلی بوده است که انگار فقط خودش را می بیند، طرح هایی مثل قراردادهای کوتاه مدت، پیشنهادهای نظیر کم کردن ساعات کار خانمهای دارای فرزند به تعداد فرزندانشان، سیاست های قیمت گذاری برای بخش خصوصی در عین افزایش حقوق کارگران و هزینه مواد اولیه، تعطیل کردن ناگهانی برخی روزها، کاهش ساعات کاری در ماه مبارک رمضان، جلو بردن یا نبردن ساعات کاری، تغییرات مداوم در سیاست های بودجه ریزی، عدم توجه به برنامه های بلند مدت و .... بیش از آنکه به نفع شرکتهای خصوصی، کارمندان و یا کارگران باشد به نفع دولت است انگار (یا بعضی وقت ها بدتر به نفع هیچکس نیست). اینکه دولت به دلیل آنکه سرمایه زیادی دارد (بخوانید پول نفت)، نگران کار شرکتهای خود و سود ده بودن یا زیان ده بودن آنها نیست، به ما چه؟ چطور می تواند چون خیالش راحت است برای بخش خصوصی که در تولید کار می کند، تصمیم گیری کند که باید چنین کنی یا چنان؟ مطئنا یک بخش خصوصی یک بنگاه خیریه نیست که هدفش سود دهی نباشد، تصمیم غلط تو باعث می شود که بخش خصوصی راه فرار آن را پیدا کند و در نهایت یا آسیب ببیند یا با پیداکردن راهکاری ضرر را به سایرین (بخوانید کارگران و کارمندانش) منتقل کند. اینجاست که شرکتهای خارجی به راحتی، نبض اقتصادی کشور را به دست می گیرند و در ضعف رقیب جولان می دهند (مشاهده کنید حجم تبلیغات شرکتهای خارجی را در کشور در مقابل صنایع داخلی)
حتی اگر یک شرکت خصوصی در یک واکنش طبیعی، به این تصمیمات توجه نکند و کار خودش را بکند هم با مشکل مواجه است، مایی که نود درصد مشتریانمان دولتی هستند، کسی که با بانک های کشور کار می کند، فردی که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم این تصمیمات عجیب و غریب دولتها در خانواده اش تاثیر گذار است چه باید بکند.
جالب است که همانطور هم که گفتم ربطی به دولت حاکم ندارد و انگار از ابتدای تاریخی که می شناسیم، دولتهایمان چنین بوده اند، رجوع کنید به رفتار غیر حاکمیتی و بازرگانی دولتها از تشکیل دولتهای مدرن در کشور تا کنون.یک راننده تاکسی روزی می گفت، چون دولت های ما، همگی درآمدشان از فروش نفت بوده است و نه مالیات مردم، راحت هستند و هر تصمیمی که بخواهند می گیرند، اگر تنها محل درآمد دولت از مالیات بود (آنچنان که در کشور های پیشرفته دنیا چنین است) دولت نمی توانست یک شرکت تجاری باشد، نمی توانست بدنه بزرگی داشته باشد، نمی توانست در هر کاری که دلش می خواهد به عنوان یک مجری وارد شود، نمی توانست هر تصمیمی که می خواست بگیرد و در مقابل نهاد های مردمی مالیات دهنده پاسخگو تر بود. گمانم راست می گفت.
دلم می خواست به همکار بزرگم (بخوانید رئیس جمهور محترم) بگویم ، درست است که شرکت تو (بخوانید دولت) بسیار بسیار بزرگتر از شرکت ما است، اما حق تو نیست که تصمیمی بگیری ، که ندانی مابه ازاء آن برای ما چیست؟ چون ماییم که تو را انتخاب کرده ایم و تو در مقابل ما مسؤولی، از تو توقع حمایت نداریم که نیازی به آن نداریم، فقط بگذار کار خودمان را بکنیم و کاری به کارمان نداشته باش، خودمان بلدیم گلیممان را از آب بیرون بکشیم و نگران وضع زندگی کارمندانمان، یا فروش بیشتر به مشتریانمان با افزایش کیفیت و یا کاهش قیمت باشیم که چیزی است که هر کس اندکی اقتصاد بداند متوجه می شود که چاره ای به جز آن نداریم.
همین!
پی نوشت:
1- این نوشته یک نوشته انتقادی به سیاست های دولت فعلی نیست. مشکلی است که فکر می کنم همیشه وجود داشته است و فکر هم می کنم همچنان باقی بماند، مگر آنکه عزم جدی برای رفع آن گرفته شود.
2- من یک صاحبنظر در بخش های سیاسی و یا اقتصادی نیستم، این نوشته صرفا نظرم به عنوان مسؤول یک مجموعه تولیدی بسیار کوچک در کشور است، که تصمیم های ناگهانی دولت در بخشهای کاری و اقتصادی، تاثیر منفی در کارش دارد و در خود این حق را می بیند که گلایه کند از آن.
3- امیدوارم رئیس جمهور عزیر که به شجاعت در تصمیم گیری شهرت پیدا کرده است، با کمک مشاورانشان، تصمیمی بگیرند و در یک برنامه مشخص، حضور دولت را در به عنوان یک بنگاه اقتصادی کم رنگ تر کند و ....
4- معتقدم که رفع این مشکل زمانی بیش از اینها نیاز دارد، شاید عمر هیچ دولتی برای اجرای آن کافی نباشد، مگر آنکه در یک برنامه بلند مدت و به عنوان یک استراتژی فرادولتی مورد توجه قرار گیرد، چنانکه الان هم مورد توجه است اما نمی دانم در اجرا چگونه است.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: زهرا در ساعت September 12, 2007 10:30 PM
هر چند این کامنت با موضوع مطلب سازگار نیست، اما در مورد موضوع در مورد تحقیق، فکر نمی کنم موضوع در زمینه به بزرگی مهندسی نرم افزار کم باشد. در این وبلاگ که کلی سوال طرح شده است که می توانید روی پاسخ آنها فکر کنید، یا سری به وب سایت های تخصصی مهندسی نرم افزار بزنید.
اگر می خواهید تخصصی تر کمک کنم باید ، محور موضوع و علاقه خودتان را طرح کنید، تا یک موضوع مشخص به شما پیشنهاد کنم.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت September 12, 2007 11:27 PM
معذرت ميخوام اين كامنت اينجا مطرح شد.درباره موضوعاتي كه تو درس نرم افزار داشتم بيشتر مقاله پيدا كردم مثل مدلهاي مختلف توليد نرم افزار كه از همه بيشتر بهش راغب بودم.
نميدونم چرا ولي فكر ميكنم به خاطر مطالعه كمم تو اين زمينه خيلي با موضوعات مطرح مهندسي نرم افزار آشنايي ندارم.موضوعاتيم كه ميدونم در حد مطالب گفته شده در درس مهندسي نرم افزار.به خاطر همين از شما ايده خواستم كه ببينم يه آدم نرم افزاري به جستجو در چه زمينه هايي علاقه مند.
راستي چرا شما تو وبلاگتون آدرس ايميلتونو نميذاريد تا اين كامنتهاي بيربط اينجا مطرح نشه؟!
ارسال شده توسط: zahra در ساعت September 16, 2007 01:25 PM
درست.
در مورد روشهای مختلف تولید نرم افزار می توانید به نوشته ای در همین جا با عنوان فرآیند توسعه نرم افزار مراجعه کنید تا مروری داشته باشید بر فرآیند های کلاسیک ساخت نرم افزار، در مورد روشهای جدید هم مانند روش XP توضیحاتی داده ام در مطالب دیگری.
به عنوان کار تحقیقاتی در این زمینه می توانید چند موضوع را انتخاب کنید:
- بررسی روشهای جدید مانند متدولوژی های خانواده Agile
-مقایسه چند روش ساخت با یکدیگر و برررسی مزایا و معایب آنها
- متدولوژی های ساخت و مهندسی نرم افزار روی محیط های چند عامله
- و ....
نشانی ایمیل من هم
ali@radmanitd.com است یا
alivahed@gmail.com
موفق باشید.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت September 16, 2007 02:55 PM
سلام از اینکه میمبینم به این سرعت به نیازم جواب دادید یه دنیا ممنونم و باید بگم فکرشم نمی کردم کمکم کنید اما امیدوارم که حالا با نوشتم پشیمونتون نکنم واقعیت اینکه من موضوع متودولوژی ssadm رو به عنوان تحقیق پروژهم انتخاب کردم اما هیچ منبع فارسی سراغ ندارم باید از اینترنت search کرده و خودم ترجمه کنم که وقتم کم امانش باشه یه منبع بهم معرفی کنید. بابت زحماتی که بهتون می دم عذر می خوام و بابت لطفتون یه دنیا ممنون.
ارسال شده توسط: پری در ساعت October 7, 2007 09:42 PM