« ما و دولت | صفحه اصلی | نسبيت زمان ، حرارت بخاري و سرعت رسيدن به آخر ماه! »

هنر ساده سازي

&"September 15, 2007&"

در دوره تحصيل دانشگاه و پس از آن، هميشه عاشق روش تدريس استاداني بودم که هنر "ساده سازي" را خوب مي دانستند و خوب بکار مي گرفتند. ساده سازي از نظر من آن است که يک مطلب دشوار و پيچيده علمي را بتواني با ذکر مثالهايي ملموس و با يک زبان قابل فهم به شکلي بيان کني که اکثريت دانشجويان کلاس متوجه شوند. متاسفانه، برخي درس دادن را فقط آن مي دانند که مطلبي را از يک کتاب حفظ و بعد آن را در کلاس به همان شکل خام منتقل کنند. اين نکته مهم است که يک مدرس درس، بيشتر از آنکه خود ايجاد کننده يک علم باشد، آن را از منبعي (کتابها و يا مقالات ديگران) به گروه ديگري منتقل کند. مدرس يک درس نبايد الزاما در آن صاحب نظر باشد، بلکه بايد انتقال دهنده خوبی باشد براي آن (اين ديدگاه من است و قابل نقد) اگر چه اگر يک مدرس، صاحب نظر و اثر در يک موضوع باشد، مي تواند پيش زمينه بهتري براي تدريس آن  داشته باشد، اما فقط اين کافي نيست. به عبارت ديگر چه بسيار دانشمنداني که از تدريس يک موضوع ساده عاجزند و چه بسيار مدرساني که علم ثبت شده ديگران را به بهترين شکل به دانشجویان منتقل مي کنند. (اگر انسان هم دانشمند باشد هم استاد خوب که نو علي نور است.) اما به نظر من کسي مي تواند در مورد يک موضوع، ساده حرف بزند که تخصص کامل در مورد آن داشته، همه زواياي آن را خوب بشناسد و به تمامي مسائل آن اشراف داشته باشد. يعني سادگي ارائه نهايت کمال است در دانستن يک موضوع .
از بين اشخاصي که بسيار خوب هنر ساده سازي را با روش خود انجام مي دهند  مي توانم به دکتر الهي قمشه اي، آقاي قرائتي و ... در رسانه ملي و از بين استادان خودم ، به استادانی مانند آقاي روحاني رانکوهي، آقاي دکتر ناظمي و آقاي مهندس پوروطن اشاره کنم، که قبلا در مورد هر سه عزيز نظرم را نوشته بودم و می دانید.
القصه، سعی می کنم من هم این درس را یاد بگیرم و به کار گیرم، نوشتم تا هم تاکیدی باشد برای خودم، هم شاید مورد بهره کسی قرارگیرد. 


همين!

Ali Vahed | 6:09 PM