« برنامه ريزي استراتژيک شرکت هاي نرم ا?زاري 9 - توازن | صفحه اصلی | اینترنت 50 ساله! »
مشاور
October 8, 2007 09:59 AM
داستان زیر را یکی از دوستانم برایم ایمیل زده بود، قبلا به نوعی شنیده بودمش اما متن زیر کامل تر است، هر چند دوستان صنایعی جای مشاور را با مهندس صنایع تغییر داده بودند اصل داستان مربوط به مشاوران است. منبع آن را نمی دانم که همانگونه که گ?تم ایمیل شده بود برایم، به هر حال ذکر آن را خالی از لط? ندانستم، در آینده برخی داستانهای دیگر که در مورد مشاوران ذکر می شود را هم در اینجا نقل می کنم.
"چوپاني مشغول چراندن گله گوس?ندان خود در يك مرغزار دورا?تاده بود. ناگهان سروكله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. رانندگي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، ك?شهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوس?ند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟
چوپان نگاهي به جوان تازه به دورانرسيده و نگاهي به رمهاش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تل?ن راه دور وصل كرد، وارد ص?حهي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS ) را ?عال كند، شد. منطقهي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 ص?حهي كاربرگ Excel را به وجود آورد و ?رمول پيچيدهي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 ص?حهي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گ?ت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوس?ند داري.
چوپان گ?ت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توا?ق كرديم، ميتواني يكي از گوس?ندها را ببري.
آنگاه به نظارهي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوس?ند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گ?ت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوس?ند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گ?ت: تو يك "مشاور" هستي.
مرد جوان گ?ت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار سادهاي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضا?ا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوس?ند، سگ مرا برداشتي."
همین!
نظرخواهی
تعری? مشاور: مشاور کسی که دور محل برخورد محل گلوله، علامت سیبل می کشد!
ارسال شده توسط: shahriari در ساعت October 8, 2007 01:54 PM
سلام
من وحید هستم.لیسانس نرم ا?زار وساکن مشهد.و مدارک مایکروسا?ت مثلmcad,mcsd,mcdba رو دارم.یک چند تا سوال داشتم.اگر جواب بدید ممنون میشوم
وبلاگ جامعی دارید.به نظر شما آینده نرم ا?زار در ایران و بخصوص در شهرهایی مثل مشهد چطوره؟ تازه خدمتم تموم شده.بنظر شما آینده ای وجود داره که همچنان برنامه نویسی رو ادامه بدم؟مدتیه تو این ?کرم ?یلد کاریمو عوض کنم.دارم با خیلی ها مشورت می کنم اما واقعا سردگمم.
رو چه مباحثی کارکنم در زمینه ?ناوری اطلاعات که موقعیت بهتری در آینده داشته باشه. و آخر اینکه امیدی هست در ایران با این وضع اس?بار ?ناوری اطلاعات از این راه زندگی کرد و پیشر?ت نموده
ارسال شده توسط: vahid در ساعت October 8, 2007 09:35 PM
سلام. مطلب جالبی بود،چیزی که امروزه خیلی زیاد میشه به چشم دیدش! :)
من یک ایمیل ارسال کردم به آدرس قدیمیتون flashreference در مورد MAS ! الان پیشنهاد تعری? پروژتونو دیدم.خوشحال میشم که در این زمینه از راهنمایی های شما است?اده کنم.ممنون
ارسال شده توسط: ali1k در ساعت October 9, 2007 01:31 AM
salam ostad man fereshtam avayele mehr baratoon payam gzashtam ke taze terme 1 sakht afzar hastam ghol dadam k moratab biam too sayt va az rahnamiyatoon estefade konam hala bara avalin soal mikhastam beporsam ke man bara dars mabanie barname nevisi che ketabe mokameli estefade konam be hatare dar zemn ostad man e_mail nadaram age mishe too sayte khoobetoon javabamo bedin kheili kheili mamnoon
ارسال شده توسط: fereshteh` در ساعت October 10, 2007 12:33 PM
سلام. جالب بود. خسته نباشید. شما چطور مشاورید یانه؟
ارسال شده توسط: nasiri در ساعت October 10, 2007 12:43 PM
در مورد تهیه پروپزال(با ?رمت نما تن) جهت پاسخ به یک rfp کمک میخواستم
ارسال شده توسط: mohammad در ساعت October 11, 2007 02:07 PM