« مصاحبه به سبک مدیر کل فنآوری اطلاعات وزارت امور خارجه | صفحه اصلی | شرکت فوتبالی، فوتبال شرکتی، بخش دوم، نگاشت بخشهای مختلف شرکتی نرم افزاری در یک تیم فوتبال »
شرکت فوتبالی، فوتبال شرکتی، بخش اول، مقدمه
November 21, 2007 10:08 AM
سالها پیش و در ابتدای راه حرفه ای در یک شرکت کامپیوتری کار می کردم که اکثر کارکنان آن عشق فوتبال داشتند و یک تلویزیون 29 اینچ (که آن سالها اصلا رایج نبود) فقط برای تماشای فوتبال کنار گذاشته بودند! به حدی عشق فوتبال موج می زد که خیلی وقت ها با هم ورزشگاه می رفتند و کل کل طرفداری از تیم ها رایج همه نشست های شرکت بود، یادم نمی رود برای یک بازی حساس، کلید اتاقی که تلویزیون در آن بود گم شده بود، چون کلید ساز پیدا نکردند، مدیر فروش شرکت سریع رفت و یک تلویزیون خرید تا تماشای فوتبال را از دست ندهند! منی که تا قبل از آن اصلا نه فوتبال را دوست داشتم و نه حتی نگاه می کردم (نشان به آن نشان که بازی ایران-استرالیا را که همه سر تماشای آن دیوانه شده بودند را در حالیکه همه همکلاسی ها در دانشکده تماشا می کردند در اتاق انجمن علمی دانشکده راحت خوابیده بودم!) مجبور بودم پا به پای آنها در بحث ها شرکت کنم و یواش یواش، مجبور شدم اصطلاحات فوتبالی را بشناسم تا در این بحث ها کم نیاورم! از آن سالها و کارکردن در یک "شرکت فوتبالی" گذشت تا این روزها که خودم هر چند هنوز فوتبال را دوست ندارم اما مانند یک علاقه مند دائمی، همیشه خبرهای آن را دنبال می کنم و تحلیل های آن را می خوانم.
در چند بخش سریالی می خواهم بحثی را طرح کنم که بارها در گفتگو هایم با دانشجویان، همکاران، مشتریان یا مدیران شرکتهای کامپیوتری دیگر بکار می برم، آنهم شبیه سازی یک شرکت نرم افزاری در قالب یک تیم فوتبال است.
چرا این شبیه سازی سودمند است، چون فوتبال یک زبان همه فهم است، این روزها هر کسی را که ببینی ساختار یک تیم فوتبال را می شناسد و می داند هر پست و بازیکن چه نقشی دارد و چه کاری انجام می دهد و این را مدیون برنامه ها و فوتبال هایی باید بدانیم که از شبکه های مختلف تلویزیونی در حال پخش است (و برخی مواقع باعث سرسام گرفتن انسان می شود). بنابراین می توان با یک نگاشت یا مدل سازی ساختار یک شرکت را هم با "زبان فوتبال" بیان کرد تا همه با وظایف بخش های مختلف یک شرکت آشنا شوند و مشکلات و معضلات آن را بدانند و بتوانند برنامه ریزی صحیح تری در مورد آن داشته باشند. امیدوارم مکتوب این مباحث هم مانند گفتار آنها سودمند و جذاب باشد، امیدوارم ....
همین!
نظرخواهی
سلام ، بشدت منتظز مطلب تون هستم اگه ميشه كل بحث رو در يك پست بزاريد ممنون
ارسال شده توسط: hiva در ساعت November 21, 2007 04:06 PM
ممنون از لطف شما.
اما چون بحث طولانی است و من هم متهم شدم به اینکه پست های وبلاگم طولانی است تصمیم گرفتم بشکنمش در چند مطلب که خواننده را خسته نکنم. ضمن اینکه بین آن مباحث دیگری که بسته به روز برایم جذاب است را هم از دست ندهم.
امیدوارم مطلب به درد بخوری باشد.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت November 21, 2007 05:50 PM
نایس!
من میخوام ببینم که نتیجه ی این شبیه سازی چی از آب در میاد!
ارسال شده توسط: یگانه در ساعت November 21, 2007 08:04 PM
سلام
در مورد مقایسه فوتبال و کلاً بازی با توسعه نرمافزار، چند نکته به نظرم رسید که عرض میکنم.
بسیاری از بزرگان عرصه مهندسی نرمافزار اعتقاد دارند که توسعه نرم افزار یک بازی تیمی است ( گریدی بوچ). بعضی دیگر حتی فرآیندهای تولید نرم افزار را بر این اساس ارائه کردهاند (آلیستر کابرن) و حتی اعتقاد دارند که این موضوع نه تنها در مورد نرم افزار که در مورد سایر رشتههای مهندسی نیز صادق است.
اما چند نکته بسیار مهم باید مد نظر قرار گیرد و اول آن این که این دو با هم تفاوتهایی دارند که گاه بنیادی و گاه بسیار ظریف و تأثیر گذار است.
نکته دوم آن که مبنای "فوتبال" در این مقایسه چیست؟ هر کدام از این دو عرصه دارای دستهبندی و مدلهایی هستند که بیتأثیر بر نتیجه مقایسه نیست.
همانطور که همه فوتبالیها و علاقمندان آن میدانند(البته فکر کنم شما خواب را به فوتبال ترجیح میدهید ;( ) نگاهها و سبکهای متفاوتی در فوتبال وجود دارد. به عنوان مثال کاپلو با وجود آن که تیم رئال مادرید را قهرمان اسپانیا کرد ولی برکنار شد چون تیمش قشنگ و با طراوت بازی نمیکرد. به عنوان مثالی دیگر خیلی ها اعتقاد دارند مربیانی مانند مورینیو که خود فوتبالیستهای بزرگی نبودند, بیشتر نتیجه گرا بوده و زیباییهای فوتبال در درجه چندم برایشان اهمیت دارد.
دنبال این مطلب صرف از نظر زیرساخت و روش مقایسه بسیار جالب و جذاب خواهد بود, ولی این که روش و معیار چیست و نیز چه مدلهایی از هر یک مد نظر است، فوتبال - نرمافزار, در این مقایسه بیتأثیر نیست.
بابت مطالب جالب وبلاگتان, ممنون و خسته نباشید.
ارسال شده توسط: مهرداد در ساعت November 23, 2007 11:00 AM
سلام
بابت تذکرات ممنون.
واقعیتش شباهت ها و تفاوت های دو کار تیمی نظیر توسعه نرم افزار و فوتبال (یا هر ورزش گروهی دیگر) برایم قابل فهم است.
در این سلسله مطالب، نه از یک نگاه علمی، بلکه با یک دید شبیه سازی کننده، از زبان فوتبال -که امروزه زبانی همه فهم می دانم- استفاده خواهم کرد در بیان شکل یک "شرکت نرم افزاری". شاید بحثم بیشتر از آنکه مبانی آکادمیک داشته باشد، ساده سازی شده است برای اینکه همه بدانند چگونه یک شرکت نرم افزاری شکل می گیرد، چگونه مدیریت می شود، چگونه پیروز می شود و یا به چه دلایلی شکست می خورد. باز هم تاکید می کنم با یک زبان ساده شده و صرفا دیدگاه شخصی یک نفر که در این زمینه علاقه مند است(و البته خود را صاحب نظر و رای نمی داند، صرفا یک علاقه مند ساده)
اینگونه نوشته ها که در وبلاگم کم هم نیستند را بیشتر از آنجهت می نویسم که خوانندگان وبلاگ بتوانند حداقل یک دقیقه پس از خواندن آنها صبر کنند و فکر کنند که با چه چیز دیگری می توانند یک فعالیت مهندسی را شبیه سازی کنند. اینکه امنیت و حفاظت از نرم افزار را به شکل فعالیت های دفاعی حیوانات مثال زدم، اینکه روش توسعه نرم افزار را بر مبنای رستوران های Fast Food دیدم و ربطه بهار با تحول سازمانی و .... از جمله این نوشته ها هستند که قصد ندارند چیز جدیدی به دانش کسی اضافه کنند، قرار است ببنیم که در مورد فعالیتهای مورد علاقه ما،نمونه هایی در دنیا هست و بتوانیم از آنها الگو بگیریم. درست مثل کاری که طراحان شیء گرا انجام دادند و یا در هوش مصنوعی و ....
به هر حال امیدوارم مطالب به درد بخوری شود، واکنش های بوجود آمده قبل از درج اصل شبیه سازی ها در وبلاگ نگرانم کرده است که آیا واقعا این مطالب به درد خواهند خورد یا خیر!؟
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت November 24, 2007 07:54 AM