« رادمان، پنج | صفحه اصلی | جذب همکار برای تکمیل تیم سیستم های تلفن گویا »
نسل جدید مدیران ICT
December 3, 2007 09:14 AM
همانطور که پیشتر گفتم، این چند وقته به دلایلی جلسات متعددی با مدیران IT وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی داشته ام. یکی از نتایج این جلسات برای من طبقه بندی مدیران فنآوری اطلاعات و ارتباطات سازمانها در دو گروه عمده است :
- گروه اول، مدیران کلاسیک با سن بالاتر از 50 سال که اغلب خود کامپیوتری نبوده اند و اغلب از رشته هایی نظیر آمار یا ریاضی کاربردی و یا برنامه ریزی فارغ التحصیل شده اند (و اگر کامپیوتر هم خوانده باشند به لحاظ طی زمان زیاد عملا با آن فاصله گرفته اند) و به لحاظ تجربه به پست مدیریت رسیده اند. این گونه مدیران کاملا یک نگاه کلاسیک و مبتنی بر قوانین بر مساله IT در سازمان خود دارند و مدیریت آن را با مدیریت در بخش های دیگر متفاوت نمی دانند. از ماهیت پروژه های نرم افزاری و زمان و هزینه اطلاع کمی دارند و نرم افزار را به کمتر به عنوان یک محصول کاربردی در سازمان می شناسند.
- گروه دوم، مدیران جدید و جوانی هستند که در رشته های مرتبط با کامپیوتر تحصیل کرده اند و جوانی و عملگرایی مشخصه بارز آنها است.تصمیمات سریع می گیرند، به دنبال ایجاد تحول در سازمان خود هستند، نگاه دقیق تری به مفاهیم پروژه های نرم افزاری و مدیریت وکنترل این پروژه ها دارند، اغلب دستی هم در آتش دارند و در شرکتهای خارج از سازمان خود یا سابقه قبلی دارند و یا به عنوان مشاور و یا ... فعال هستند. بسیاری از آنها در دانشگاه ها هم فعالند و یا تحصیل می کنند یا تدریس. اما در عوض به دلیل جوانی تجربه و رفتار مدیریتی گروه اول را ندارند و از این جنبه بعضی وقت ها تحت فشار قرار می گیرند.
نکته مثبت آنکه، نسل دوم هر روز گسترش پیدا می کند و رویکرد مدیریت ارشد سازمانها به جذب و بکارگیری نیروی های جوان -بین 30 تا 40 سال- هر روز بیشتر می شود.این نسل جدید با روحیه عملگرایی که دارد به دنبال تحول است و اگر در چرخه دیوانسالاری دولت و بوروکراسی آن گم نشود و خسته نگردد، زمینه ساز یک تحول در همه سطوح سازمانها خواهد شد.
بخش های خصوصی نیز برای ارتباط با این دو گروه باید دو رویکرد متفاوت را پیش گیرد. با نسل اول مبتنی بر قرارداد و موافقت نامه و جلسات متعدد حضوری و presentation های مختلف، با نسل دوم مبتنی بر دست به آچار شدن و انجام یک کار سریع بدون در نظر گرفتن محدودیت ها و خطوط قرمز سازمانها که بعدا به دنبال درست کردن آن می روی! خلاصه گفتن و جلسات کم اما سریع به نتیجه فکر کردن.
الیته لازم به ذکر است که این طبقه بندی یک قاعده کلی و جهان شمول نیست و استثنائاتی هم دارد.
با گروه دوم مدیران راحت تر هستم، دوستان خوبی در بینشان دارم و جدیدا پیدا می کنم، حرفهای مشترک و درد های مشترک داریم و از این لحاظ به عنوان یک فعال بخش خصوصی راحت تر با آنها ارتباط برقرار می کنم. حتی اگر مانند گروه اول نتوانم با آنها قرارداد نرم افزاری ببندم! که با گروه اول به لحاظ تجربه و برش مدیریتی راحت تر می توان کار کرد، اما نسل دوم را با همه مشکلاتش بیشتر ترجیح می دهم و آرزو می کنم هر روز در عرصه سازمانها بیشتر شاهد اینگونه مدیران باشیم و فرصت برای ایجاد تحول در اختیار آنها قراردهیم.
همین!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: محسن در ساعت December 5, 2007 10:21 PM