« "خستۀ برنامه نویسی"، نه "خسته از برنامه نویسی" | صفحه اصلی | دارایی من: نوت بوکی با رینگ اسپرت! »

پروژه جاري، اولويت اول زندگي من است.

December 12, 2007 11:12 PM

سال 82 تصميم گرفتيم  که آرمان ، ماموريت و اصول ارزشي رادمان را تدوين کنيم. يکي از اصول ارزشي که با تبادل نظر با همه بچه هاي شرکت تعيين شد، اين عبارت بود "پروژه جاري، اولويت اول زندگي من است"
توضيح اينکه در زماني که پروژه اي گرفته شد، به آن احترام بگذاريم و به عنوان اولويت اول در کار و زندگي نگاه کنيم به شکلي که کارهاي با اولويت پايين تر را به پس از پايان پروژه و يا در زمان هاي خالي بين وظائف پروژه موکول کنيم. چرا؟ چون در مهندسي نرم افزار-همانند همه رشته های کاربردی- اصلی مهم وجود دارد "مشتري مداري" که با عباراتي نظير "هميشه حق با مشتري است" ، "تا پايان پروژ به مشتري لبخند بزنيد" و .... بيان می شود. تلاشمان بوده است که با همين شکل با مشتري و نيازهايش برخورد کنيم ،به اولويت هاي زماني اش و بايد ها و نبايد هايش احترام بگذاريم، در برخي جاها موفق بوده ايم در تحقق اين هدف و برخي جاهاي ديگر هم خير.اگر بخواهم توضيح بيشتري بدهم بايد مقداري از نحوه کار شرکت را در بخش توليد بيان کنم. در رادمان گروه توليد را به دو بخش تقسيم کرده ايم:
- پيشاني تيم يا frontend : که وظيفه شکافتن و جلو بردن يک پروژه توليد را بر عهده دارند.
- عقبه تيم يا Backend : که وظيفه تکميل کد ها، ايجاد ماژول هاي ثانويه و بهبود طراحي واسط کاربري را بر عهده دارند.
اين دو گروه را از روي برنامه نويس "روزکار" يا "شب کار" انتخاب کرده ايم که قبلا در موردش صحبت کرده ام.(اینجا)
چرا؟

در گروه پيشاني ، هدفمان آن است که با يک سرعت بالا نيازهاي اوليه مشتري را شناسايي کنيم و در قالب زيرسيستمهاي نرم افزاري پياده سازي کنيم، در عقبه، هدف توسعه بسته هاي عمومي نرم افزار و نگهداري سيستم است. گروه اول نياز به برنامه نويسي دارد که کار اولويت اول زندگيش باشد، گروه دوم نياز به برنامه نويس منظمي دارد که کار خودش را هر چند غير سريع اما خوب انجام دهد. در کنار برنامه نویسان تمام وقت -یا به قول اعضاء شرکت، بچه های شیفت شب!- که عمده بار تولید سریع را به دوش دارند، داريم نيروي کاري که صبح سرساعت مي آيد و سر ساعت مي رود و مرخصي و پنج شنبه هايش را هم مال خودش مي خواهد و من هم خيلي دوستشان دارم و لازمشان هم دارم. شايد زمان کار دو گروه اول و دومي که اشاره کردم را اگر در طول يکسال جمع بزني مثل هم بشود، چون گروه پيشاني ممکن است يک هفته کار نکنند اما در يک روز کار يک هفته را انجام دهند. سعی می کنم برنامه نويس گروه دوم را مجبور نکنم که مثل اولي باشد و بالعکس، بلکه تلاش می کنم کسي را پيدا مي کنم که خودش با کمال ميل در يکي از گروه باشد و روحيه اخلاقي و شرايط فرديش اجازه ورود به يکي از اين دو گروه را بدهد.مي دانم که کار خستگي دارد، فرسودگي دارد، زندگي آدم را مختل مي کند، مي دانم شايد به مصداق "موجيم که آسودگي ما عدم ماست" ، تنها از من چيزي باقي مي ماند که انجام داده ام، و این باعث مي شود که نتوانم خودم را گول بزنم که بگذار راحت زندگي کنم، اما اگر پروژه اي عقب است براي آن تلاش نکنم. به من چه که شرکت مشکل دارد، به من چه که مشتري نياز حياتي به يک بخش از نرم افزار دارد، به من چه که تکنولوژي هر روز عوض مي شود، اينجملات برایم بی معنی است، پروژه جاری اولویت اول زندگی من است. امیدوارم بتوانیم به این اصل ارزشی اخلاقی خود پایبند باشیم.

همين!

Ali Vahed | 11:12 PM

 

نظرخواهی

سلام
یک سئوال خصوصی ؟
آیا شما برای شرکت خودتون تا کنون نرم افزار تجاری خردید کرده اید .
ویندوز ، آفیس ، دلفی ، فتوشاپ و ویژوال استودیو چندین هزار دلار قیمت هزینه دارن و اکثر کابران عادی به صورت سرگرمی و نه برای کسب درآمد از اونا اصتفاده می کنن و از طرفی برای هر دینار قرض و دین در برزخ باید هفتصد رکعت نماز مقبوله پرداخت کنیم ( اگه داشته باشیم در غیر این صورت گناه های طرف رو باید گردن بگیریم )
نتیجه : سعی کنیم به تدریج هزینه های نرم افزاری خودمون رو پرداخت کنیم .
در جایی هم گفته بودید که یک کابر با برنامه های اداری اکثر کارهاشو می تونه انجام بده همین برناه اداری یعینی آفیس 400 دلار( هزار تومان ) قیمت داره پس رایگان نیست .
از نوشته ها و تجارب زیبایتان تشکر می کنم .

انشا الله که همیشه موفق باشید .

ارسال شده توسط: reza در ساعت December 14, 2007 05:31 PM

من خیلی وقته وبلاک شما رو می خونم استاد... بسیار لذت می برم و ازش استفاده میکنم .....البته تا حالا نظر ندادم ولی چون این دوست عزیزمون نظر دادن منم دیدم فرصت خوبیه...
من یه طرفدار جامعه اوپن سورسم و سعی کردم کاملا به نرم افزارهای آزاد مهاجرت کنم الانم کلا کارهام رو با لینوکس انجام می دم ..... یکی از سوالات ذهنی من همیشه این بوده که میشه ما یه شرکتی تو ایران داشته باشیم که بتونه از اوپن سورس پول در بیاره یا حداقل از ابزار های اوپن سورسی نرم افزار تولید کنه و بفروشه بجای دات نت از qt یا gtk استفاده کنه از javaاستفاده کنه و....... این شاید خیلی آرمانی به نظر برسه ولی واقعا گوگل چطور از یه گاراژ شد گوگلی که الان ما می بینیم ..... چرا محصولات آی تی این قدر بی ارزشن تو مملکت ما ؟ چرا برنامه نویس های ما تنبل هستند؟ چرا کسی نمی خواد قبول کنه مهندسی نرم افزار یکی از سخت ترین و حساس ترین کارهاست ... تحلیل مدیریت اقتصاد روانشناسی تکنولوژی ریاضی و .... هزار تا عامل دیگه تو این پروسه درگیرن ... چرا هیج حمایت کننده ای نیست؟ ......

ارسال شده توسط: hisitech در ساعت December 14, 2007 06:46 PM

در مورد سوال خصوصی آقای reza باید بگویم که همه ما حسابی بدهکاریم. اینکه پول همه نرم افزارهای تجاری که استفاده می کنیم را می پردازیم خیر، هر چند در مورد Component های تخصصی سعی می کنیم آنها را بخریم تا از نسخه های قفل شکسته استفاده کنیم.
توجیه من در اینکه چرا پول نرم افزارها را خودمان نمی پردازیم، اصلا قابل قبول نخواهد بود، حتی اگر بگویم کدام مشتری پول واقعی نرم افزار ما را می پردازد.
در دنیا یک قاعده مرسوم است که می گوید نسبت هزینه خرید سخت افزار به نرم افزار در سازمانها یک به ده است. یعنی ده برابر قیمت سخت افزاری که تهیه کرده اید باید پول نرم افزار بپردازید که می دانیم در ایران چنین رابطه ای اصلا وجود ندارد.
در مورد نرم افزار های متن باز هم .... نمی دانم، آیا می توان در ایران از این طریق کسب درآمد کرد؟ واقعا نمی دانم، سراغ ندارم شرکتی در دور و بر خودم که اینکار را حرفه خود قرار داده باشد، شاید بهتر است راجع به آن بهتر بگردم.
به هر حال ممنون از لطف و نظر این دو دوست عزیز.
همین!

ارسال شده توسط: ali در ساعت December 14, 2007 09:51 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?




برای ثبت نظر کلمه "ارسال" را در کادر زیر وارد کنید.