« وقتی واحد مرکزی خبر هم کپی رایت را رعایت نمی کند. | صفحه اصلی | تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت »

بهره وري در شرکتهاي نرم افزاري

December 26, 2007 11:07 PM

بهره وري را در يک تعريف اقتصادی"مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی یا کار هزینه شده" و یا در تعریفی کلی خلاصه "انجام درست کار درست" مي دانند که ترکيبي از کارايي (انجام درست کار) و اثربخشي (انجام کار درست) است. به عبارت ديگر افزایش بهره وري، افزايش خروجي يک پردازش بدون افزايش در ورودي آن -و از طريق اصلاح شيوه هاي پردازش-می باشد .
در يک شرکت نرم افزاري هم مانند هر مجموعه اقتصادي ديگر لزوم افزايش بهره وري فردي و سازماني اهميت ويژه اي دارشته و شايد به نوعي اهميت آن بيش از برخي صنايع ديگر باشد، چرا؟
- عمده خروجي يک شرکت نرم افزار مبتني بر افراد و نيروي انساني است، برخلاف بسياري از صنايع که ماشين آلات در ايجاد خروجي و محصول نقش مهمتري دارند.
- شرکتهاي نرم افزاري با هزينه هاي متعددي مانند هزينه فرصت، هزينه زمان بيکاري، هزينه آموزش و .... مواجه هستند که با افزايش بهره وري مي توانند اين هزينه ها را کاهش دهند.
-در شرکتهاي نرم افزاري کارگروهي بين افراد، انجام توسعه همروند (Cuncurrent Development) و مهندسي همزمان و تاثيرات بين پروژه اي اهميت زيادي دارد. مواردي که در مديريت و برنامه ريزي درست روي افراد و منابع مي توان بهينه کرد.

-زمان پارامتري بسيار مهم در شرکت هاي نرم افزاري است. چه در رعايت زمانبندي پروژه اي خاص براي يک مشتري و چه در توليد يا ارتقاء نسخه جديد و در فضاي رقابتي و سرعت در اختصاص سهم بازار به محصول خود. در بسياري از مرراد افزايش بهره وري مي تواند راهکار خوبي در تسريع فرآيند ها گردد.
- رخداد خطا و نيز ريسکهاي پروژه جزئي جدا نشدني از پروژه هاي نرم افزاري هستند، برخلاف برخي صنايع که پس از توليد و تست، محصول تا پايان مدت عمر مفيد آن کمتر دچار خطا خواهد شد، يک محصول نرم افزاري دچار خطاهاي طراحي و پياده سازي متعدد، خطاهاي ناحيه بحراني (Critical rigens) هستند که به همراه تغيير در نيازها و شرايط محيطي باعث مي شود در يک پروژه نتوان مديريت خطا و ريسک را ناديده گرفت.
- کوچکي شرکتهاي نرم افزاري در مقابله با ساير صنايع: شرکتهاي نرم افزاري کشور اغلب با نيروي انساني زير 50 نفر فعاليت مي کنند و در شرکتهاي کوچک نيز با نيروي زير 20 نفر، پروژه ها را برعهده مي گيرند. کم نگه داشتن تعداد نيروي انساني که به سبب جلوگيري از رشد بادکنکي شرکت هاي نرم افزاري به عنوان يک عامل کليدي و مهم در نزد مديران شرکتهاي نرم افزاري مطرح مي شود باعث مي شود که با يک تعداد کم نيرو، پروژه هاي بزرگ و متعدد گرفته شود. اينجاست که ورودي ثابت است و خروجي نياز به بزرگ شدن دارد. تنها راه چاره در اين موارد افزايش بهره وري است.
- ...

بهره وري بايد در يک شرکت نرم افزاري موارد زير را نتيجه دهد:
- کاهش زمان توليد
- کاهش خطاهاي محصولات نرم افزاري
- افزايش رضايتمندي مشتري از طريق حذف تاخير ها و خطاهاي نرم افزاري
- کاهش هزينه هاي جاري شرکت
-کاهش تنش ها و اختلافات ناشي از پروژه ها

برخي موارد کليدي تر در افزايش بهره وري در شرکتهاي نرم افزاري بر اساس حوزه عملکرد آنها -در يک نگاه اوليه- عبارتند از:

بخش توليد:
- بکارگيري متدولوژي هاي استاندارد در چرخه تحليل تا نصب و ارزیابی نرم افزار
- بکارگيري ابزارهاي مهندسي نرم افزار (CASE Tools) در ساخت سيستم
- افزايش روحيه کارگروهي در بين بخش هاي فني با اجرايي طرح هايي نظير Pair Programming
- اجراي سياست پلکاني در آموزش نيروي انساني
- مديريت کد برنامه و بکارگيري ابزارهاي مناسب در جهت حفظ و مديريت سورس کد برنامه
- بکارگيري برنامه هاي تست (Test Plan) و ابزارهاي تست خودکار برنامه ها (Test Program)
-مستند سازي فرآيند توليد و بکارگيري روشهاي مناسب در جهت افزايش قابليت گسترش و قابليت استفاده مجدد در محصول ها
- جذب نيروي هاي مناسب و مستعد براي افزودن به بخش هاي فني مختلف
-...

بخش پشتيباني:
- تست پيش از نصب نرم افزار
-بکارگيري روشهاي مناسب در آموزش قطعي کاربران سيستم
- تهيه مستندات آموزشي و راهنماهاي مناسب
- قطعه بندي نرم افزار براي ارتقاء ساده تر آن
- بکارگيري سياست هاي نسخه بندي (Versioning) در برآورده سازي نيازهاي مشتريان
- بکارگيري ابزارهاي Remote براي پشتيباني راه دور
- مستند سازي تست و آزمايش نرم افزاري براي جلوگيري از بروز خطاهاي مشابه در نرم افزارهاي آتي
-...

بخش فروش:
- ايجاد مستندات نمونه براي پيشنهاد هاي پروژه (Document Template)
- حرس کردن مشتريان و حذف مشتريان و حوزه هاي غير مؤثر
- برگزاري جلسات مؤثر در معرفي و دموي محصول (جلسات جامع و مانع)
- عدم گرفتن پروژه به هر قيمتي و قبول پروژه هاي مساله دار (کار گل!)
- ارائه مستندات به صورت آنلاين
- مديريت وقت و پيگيري مداوم مشتريان (استراتژي پيگيري فروش)
- رعايت سياست قيمت گذاري مناسب براي فروش محصولات به بخش هاي مختلف
-جذب نمايندگي در شهرستانها و گسترش شبکه هاي فروش براي محلي سازي فروش از يکسو و گسترش حوزه پوشش فروش از سوی دیگر
-...

موارد بالا همگي جنبه ابتدايي داشته که در نگاه اول به نظر مي رسد و مطئمنا با يک نگاه دقيق تر و اندکي تامل بيشتر -که اين روز ها شديدا دنبال وقتي براي آن مي گردم!- مي توان اين فهرست را کامل تر کرد (اميدوارم خواننده محترم خود نظر خود را در اين مورد ارائه نمايد تا فهرست کامل تر شود)

همين!

Ali Vahed | 11:07 PM

 

نظرخواهی