« تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت | صفحه اصلی | فرشته ای با بالهای برفی »
مشتري مداري تا کجا؟
January 2, 2008 09:54 AM
اين سالها، شعار مشتري مداري در بخش خصوصي و تکريم ارباب رجوع در بخش دولتي همواره به گوش مي رسد، هميشه حق با مشتري است، به مشتري لبخند بزنيد، تغيير حق مشتري است و ... جملاتي است که به صورت مداوم خودمان بارها تکرار مي کنيم و همه تلاش مي کنيم که به آن دست يابيم. مدام هم در قالب پيمانکار يا کارفرما گلايه مي کنيم که چرا آنها قدر خدماتي را که ما به آنها مي دهيم نمي دانند يا چرا اين پيمانکار ما مشتري مدار نيست و خدمات مورد نياز ما را ارائه نمي کند.
تجربه من نشان داده است که در بسياري از موارد، هر دو طرف ناراضي هستند از سطح خدماتي که به مشتري مي دهند و خدماتي که مي گيرند.
سوالاتي براي خودم در اين زمينه مطرح است که "به عنوان يک پيمانکار تا کجا بايد هواي مشتري را داشته باشم؟ " و به عنوان يک کارفرما " تا کجا بايد از پيمانکارم توقع سرويس داشته باشم؟" آيا اين مساله بدون هيچ قيد و شرطي است و خدمات و توقعات نامحدود است؟ اگر هيچ حدي نيست، بحث هزينه خدمات را چه بايد کرد، با مشتري بد قلق چه بايد کرد و اگر محدود است، اين محدوديت ناشي از چيست؟ و بر اساس چه ميزاني بايد اين محدوديت را تعريف کرد و يا تغيير داد؟
به اين سوال ها فکر کنيد، در روزهاي آينده، تلاش مي کنم جواب خودم به اين پرسشها را پيدا کنم و در اين وبلاگ مستند سازم، مطمئنا مثل همیشه اين جواب يک عقيده شخصي بوده الزامي به درست يا نادرست بودن آن نيست، صرفا يک نظر خواهد بود در کنار نظر سايرين.
پس تا بعد ...
همين!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: مهدي در ساعت January 2, 2008 12:58 PM
نشانی فید را اینجا می توانید پیدا کنید. راستش علاقه و فرصت برای اینکه در سایت از این کارها بکنم و لینک بگذارم را ندارم.
http://weblog.radmanitd.com/index.xml
یا در فید برنر:
http://feeds.feedburner.com/radmanitd/
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت January 2, 2008 03:46 PM
علي چان، منظور مهدي، فيد كامل بود... فيدي كه بشود همه مطلب را در همان فيدريدر خواند!
البته صلاح ممكلت خويش، خسروان دانند...
در مورد مشتريمداري، ما يك پيمانكار در مخابرات داريم كه واقعا عالي رفتار ميكنه!
اگر شما به عنوان مشتري از يكي از نيروهاي پيمانكار ايراد بگيريد، تا جايي كه بشه، از نيروي خودش دفاع ميكنه و به مشتري به جز در مواردي كه حقش ضايع بشه، حق چنداني نميده. اما وقتي مقابل نيرو قرار ميگيره، طرف مشتري رو ميگيره! يعني مثلاً نيرو رو به خاطر كاري كه انجام داده، توبيخ ميكنه، اما نميگه كه من ازت دفاع كردم!
من خيلي از اين رفتارش به عنوان پيمانكار خوشم ميياد...
ارسال شده توسط: Hamid در ساعت January 3, 2008 08:04 PM
به نظر بنده، مشتری مداری يک فرهنگ است که جا انداختن آن به نفع همه ماست. يعنی وقتی جا بيفتد همه نفع می بريم. نفع خالص! چرا؟
چون شما به عنوان پيمانکار ممکن است يکی دو نوع سرويس ارائه دهيد اما در زندگی روزمره مشتری (يا کارفرمای) صدها و هزاران کالای مختلف هستيد.
به عنوان يک پيمانکار نرم افزاری، فکر می کنم بايد بيشتر مشتری مدار باشيم. بيش از آنچه الآن رايج است. ضعف خدمات پس از فروش همکاران عزيز نرم افزاری طی سالهای گذشته باعث شده تا کارفرمايان با تجربه، به اين راحتی ها زير بار پرداخت پايانی کار نمی روند. چون اين تفکر ميان آنها حاکم شده که: اگر پول اينها را بدهيد، پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند. عمدتا نگران بعد هستند! دود آن هم اول به چشم خود ماها می رود. شرکتهای هوشمند، از خدمات خوب پس از فروش هم منابع درآمدزای متعددی ايجاد می کنند. در عي« حال رضايت مشتری را هم به بالاترين سطح می رسانند.
چه کرده ايم با مشتريان در اين چند ساله؟؟
گرچه خيلی از مشتريان هم با شرکتها يا تيم های نرم افزاری جفا کرده اند و
حق و ناحق، زياد شده. اما در همه جای دنيا، اول سرويس دهنده است که بايد خودش را اثبات کند و دنبال مشتری برود.
کاری که همکاران عزيز ما در حوزه نرم افزار، کمتر انجام داده اند. بعد از فروش نرم افزار، معمولا کار را مختومه می دانند!
---------------------------------
به عقيده بند، تفاوت مهم "مشتری مداری " با "مشتری نداری"، در مقدار منابع اختصاص داده شده به يک پروژه يا يک فروش، پس از دريافت آخرين چک مشتری است!!
آيا پس از آن، حاضريد برای مشتری وقت بگذاريد؟
ارسال شده توسط: مجيد در ساعت January 7, 2008 01:44 PM
در مورد اينکه: حد مشتری مداری چيست، پيشنهاد می کنم سريال تلويزيونی "پرستاران" را حتما ببينيد.
بسياری از ما فکر می کنيم که اگر مشتری مداری از حدی فراتر برود، عده ای از مشتريان ممکن است سوء استفاده کنند و امتيازهای اضافه يا خارج از تکليف، از ما بخواهند.
بله، عده ای هميشه از فرصتها يا امکانات سوء استفاده می کنند. اما آيا اين مانع از ارائه يک برنامه صحيح و جامع به عموم مخاطبان می شود؟
مثلا عده ای از دستگاه های خودپرداز يا تلفن های همگانی سوء استفاده می کنند، يا ممکن است آنها را بشکنند. پس اين دستگاه ها را جمع آوری کنيم؟
باز هم سريال فوق، پاسخ خيلی از اين سؤالات را دارد.
لطفا نگوئيم: نمی شود، آنجا خارج است و اينجا ايران است!
چون اين جمله هميشه جلوی بسياری از رفتارهای صحيح و برنامه های سازنده را گرفته و توجيه مخربی بوده است.
ارسال شده توسط: مجيد در ساعت January 12, 2008 01:17 PM