« فرشته ای با بالهای برفی | صفحه اصلی | هويت سازماني، نياز شرکتهاي نرم افزاري »

برنامه نويسي، زندگي در وضعيت نارنجي

&"January 3, 2008&"

در عالم سياست و مديريت جامعه وقتي مي خواهند يک جمع را در حالت نگراني مداوم قراردهند، با استفاده از اهرم هاي مختلف، وضعيت آرامشي جامعه را به شکل مداوم از وضعيت سبز (خوب و با ثبات) به وضعيت قرمز (بد و پرخطر) مي برند و بر مي گردانند، اين حرکت انتقالي مداوم باعث مي شود که آن جمع به يک وضعيت عادت نکند و هميشه در نگراني و هشدار باشند(خطر و مشکل مداوم و هميشگي پس از يک مدت رنگ خود را مي بازد و عادي مي شود). آنگونه که مي گويند به اين وضع، "وضعيت نارنجي"  مي گويند(1).
به نظر من يک برنامه نويس هم در طول حيات حرفه اي خود، هميشه در وضعيت نارنجي است! از روز هاي خوب بدون خطا و توسعه روان سيستم، تا روزهاي پراسترس با باگ هاي غير قابل يافتن يا حل کردن. مدام از وضع اول به دوم مي رود و بازمي گردد. گويي اين سيکل تمامي ندارد!

اين وضعيت نه تنها در پروژه هاي مختلف و در طي حيات حرفه اي بلکه در طول يک پروژه نيز حاکم است. مخصوصا زماني که طول اين چرخه (از سبز به قرمز و بالعکس) کاهش پيدا مي کند و به دوره هاي زماني يک يا چند ساعته يا يک يا چند روزه مي رسد، زماني که در آخر پروژه هستيد و خوشحال از اتمام آن و ناگهان، يک خطاي عجيب همه خواب خوش شما را به يک کابوس مبدل مي کند، زماني که روز تحويل مطمئن از همه چيز، ناگهان نرم افزار در جلوي مشتري، از کار مي افتد، زماني که در يک خطاي عجيب و غريب با يک تغيير کوچک همه چيز حل مي شود، زماني که کار يک روزه، يک هفته طول مي کشد و تمام نمي شود و زماني که کار يک هفته در يک ساعت حل مي شود، اين قضيه نمود بيشتري پيدا کرده، زندگي را دشوار تر می کند.
گر چند شايد لذت برنامه نويسي در همين باشد، که اگر همه چيز خوب باشد و خوب بماند، زندگي يکنواخت و کسل کننده مي شود، و اگر هميشه همه چيز بد باشد، اميد از بين مي رود و به افسرده بودن عادت مي کني.
شايد اين طبيعت هر کار توليدي باشد، سعي و خطاهاي بي پايان، موفقيت ها و شکست هاي تمام نشدني، اما شايد در نرم افزار به خاطر چرخه سريعتر و مبتني بر شخص بودن و فکر بودن بيشتر نمود داشته باشد، شايد اين مساله در همه جاي دنيا باشد، اما ... در ايران به دليل شرايط غير قابل پيش بيني و بودن در وضعيتي مشابه در زندگي عادي هم، باعث مي شود که تاثير آن در زندگي شخصي يک برنامه نويس زيادتر باشد.

نمي دانم تجربه زندگي در چنين شرايطي را داشته ايد يا خير، اما به شخص با وجوديکه تداوم زياد و يا طولاني شدن چنين شرايطي را آزار دهنده مي دانم، چنين زندگي را دوست دارم.هم روزهاي خوبش را ، هم روزهاي بد اما پر اميدش را.لذت رفع خطا را، موجي پس از موج ديگر. موجيم ....

همين!

(1)اگر اين تعريف غلط است بر من ايراد نگيرد، آن را در يک برنامه سياسي تلويزيون شنيده ام.

Ali Vahed | 10:22 AM