« آدمها ... | صفحه اصلی | نسل موبایل »
تعريف نظام بودجه در شرکتهاي نرم افزاري
January 20, 2008 06:41 PM
از مباحثی که متاسفانه اغلب در بخش هاي خصوصي کوچک مورد غفلت قرار می گیرد، مبجث بودجه و برنامه ريزي در اين زمينه است. اين گونه مجموعه ها با اين ذهنيت که بودجه مخصوص سازمانهاي دولتي و يا شرکتهاي خصوصي بزرگ است و يا به اين دليل که توانايي برنامه ريزي را ندارند و يا اهميت آن را درک نکرده اند، اغلب در اين زمينه اقدام جدي انجام نمي دهند. در اين نوشته نمي خواهم وارد بحث تئوري بودجه و مباحث مالي مرتبط با آن بشوم که نه جايگاه وبلاگ چنين است و نه من داراي تخصص لازم در اين زمينه هستم. بلکه مي خواهم مقدمه ای طرح کنم کاربردي از باب اهميت توجه به اين بحث در گام اول و بعد نکاتي در تعريف نظام بودجه در يک شرکت نرم افزاري.
با يک تعريف عاميانه، بودجه نظام پيش بيني و برنامه ريزي براي جذب "منابع" و صرف "مصارف" در مقاطع مشخص در يک بازه زماني معلوم و براي موارد مختلف مي باشد به شکلي که نشانگر نحوه کسب دارايي و صرف هزينه براي يک فعاليت اقتصادي باشد. بودجه معمولا در ابتداي یک بازه زماني تعريف مي شود و در عمل و در طي زمان، هم کنترل جريان نقدينگي شرکتها را انجام مي دهد (اگر به عنوان يک قيد در برنامه ريزي ها، پرداخت ها و دريافت ها عمل کند) و هم ميزان تحقق برنامه ها و انحراف از اهداف را مشخص می کند.
اما در يک شرکت خصوصي چرا بايد تعريف بودجه را جدي گرفت، حتي اگر کوچک باشد و يا سهامداران يا هيات مديره نيازي به آن نداشته باشند؟
معمولا شاهد هستم که در شرکتهاي خصوصي کوچه به دليل عدم آگاهي به اين مساله همه رخداد هاي مالي و برنامه ريزي ها به صورت ذهني و بدون داشتن يک برنامه مشخص صورت مي گيرد و اين در دراز مدت باعث دور شدن از اهداف تعريف شده آن مجموعه مي گردد. اغلب به صورت کوتاه مدت و بدون داشتن يک برنامه مشخص اقدام به بازاريابي و يا فروش محصول يا خدمات و در نهایت کسب درآمد مي نمايند و در مورد صرف هزينه ها، روند مشخصي نداشته و بسته به نیاز روز و دارایی موجود، هزینه می کنند، بدون آنکه یک ذهنیت بلند مدت داشته باشند. اگر يک شرکت از آخر به اول فکر کند، در مي يابد که براي رسيدن به هدف بلند مدت خود، باید چه برنامه هاي کوتاه مدتي را اجرا کند و براي اجراي موفق اين برنامه ها به چه منابعي نياز دارد و چه هزينه ها و مصارفي بايد صورت گيرد.در يک شرکت نرم افزاري هم مانند هر مجموعه اقتصادي ديگر براي تحقق اهداف، باید در کنار برنامه ريزي اصولي در ساير بخش ها، در بخش مالي و نحوه کسب درآمد ها و صرف هزينه ها پيش بيني لازم صورت گيرد تا در اجراي برنامه ها دچار کمبود منابع مالي در زمان درست نگشته، منابع خود را در زمان نامناسب خرج نکنند. معمولا منابع يک شرکت نرم افزار به جز سرمايه آورده سهامداران، شامل درآمد هاي حاصل از فروش و پشتيباني نرم افزار خواهد بود اگر تسهيلات و ساير درآمد ها را حذف نماييم و مصارف عمده آن در هزينه هاي جاري، پرسنل، خريد ابزارها و هزينه هاي بازاريابي، فروش و پشتيباني نرم افزار ها گروه بندی می گردد. (متخصصین مالی از من ایراد نگیرند که شاید این تقسیم بندی درست نباشد، نظر شخصی یک غیر متخصص در زمینه مالی است)
چگونه در یک شرکت نرم افزاری نظام بودجه را تعریف کنیم؟
اگر بتوانيم يک برنامه سالانه براي يک شرکت نرم افزار استخراج کنيم آنگاه مي توانيم نحوه تقسيم بندي منابع و مصارف را در آن معین نماییم. (برای آگاهی از تاثیر زمان در برنامه ریزی شرکتهای نرم افزاری به نوشته مرتبط مراجعه کنید در این آدرس: http://weblog.radmanitd.com/archives/000368.html )
با تقسیم یک سال به فصول مختلف (4 مقطع زمانی) و یا ماهانه (12 مقطع) و بررسی عملکرد مشابه در سالهای گزشته می توانید با در نظر گرفتن میزان افزایش هزینه ها، تورم رایج و همچنین پیش بینی اجرای برنامه های توسعه، برآوردی برای سال آینده خود داشته باشید، که طبیعتا مانند هر بودجه ای صد در صد درست و واقعی نبوده و در هنگام اجرا، در عمل تفاوت هایی با میزان پیش بینی شده وجود خواهد داشت.
دقت کنید، بودجه شما جهت گیری شما را مشخص خواهد کرد، بنابراین چنانچه در امر بازاریابی، پیش بینی هزینه ای را نکرده اید، انتظار نداشته باشید که بتوانید برنامه ای را در آن اجرا کنید و شاهد ثمرات آن باشید. پس تلاش کنید در ابتدای کار منابع خوبی را جذب کنید و سپس یک برنامه درست برای صرف کردن آنها داشته باشید. دقت کنید همیشه داشتن پول زیاد، تضمین کننده موفقیت یک شرکت نیست، برنامه ریزی در هزینه کردن درست و به موقع آن پول هم مهم است. مساله دیگر آنکه با احتساب هزینه مصارف یک سال نمی شود همیشه با منابع کامل در ابتدای دوره شروع کرد. این کار باعث می شود قدرت ریسک شما کاهش پیدا کند. بهتر است نحوه صرف مصارف را در زمان مشخص نمایید و تلاش نماید منابع لازم را در زمان مناسب به مجموعه تزریق کنید. بدین ترتیب می توان با بخشی از منابع شروع کرد و به مرور منابع جدید را جذب و بر اساس آن هزینه ها را انجام داد.
اگر بخواهم مطالب فوق را در چند مورد خلاصه نمایم، نتیجه زیر حاصل خواهد شد:
1- برای شرکت خود یک بودجه سالانه با بازه های زمانی مشخص ماهانه تعریف کنید.
2- در کسب منابع تلاش کنید با یک نگاه واقعی حاصل از تجارب قبلی و برنامه های جدید، پیش بینی نمایید.
3- در مصارف، با برنامه عمل کنید و همه منابع خود را یکجا خرج نکنید و آینده نگری داشته باشید.
4-برنامه جذب منابع و صرف آنها را در قالب یک جریان نقدینگی (cash flow) تعریف کنید.
5- در صرف هزینه ها، تلاش کنید همه جنبه های یک شرکت را پوشش دهید و فقط به پرداخت هزینه های جاری اقدام نکنید، به عبارت دیگر بخشی را برای برنامه های توسعه خود قرار دهید.
6- آگاهانه ریسک بکنید.
7- پول زیاد، ضامن موفقیت شما نیست، درست خرج کردن و جذب سرمایه جدید هم به همان اندازه مهم است.
8- سعی کنید سال به سال، نظام بودجه ریزی خود را بر اساس تجربیات قبلی، بهتر کنید تا به واقعیت نزدیک تر شود.
9- بودجه را به عنوان قیدی در هزینه ها تعریف کنید و میزان انحراف واقعی با پیش بینی شده و دلایل آن را استخراج و تجزیه و تحلیل کنید.
10- موفق باشید!
همین!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: Mohsen در ساعت January 21, 2008 10:10 AM
با حرف شما موافقم و نیستم. مشکل ما نرم افزاری ها این است که از تئوری های اقتصادی، مالی، حسابداری و آمار و احتمال چیز زیادی نمی دانیم. من خودم سال های پیش فکر می کردم نمی توان درآمد هایمان را پیش بینی کنیم چون بسیار غیر مترقبه است. اما داده های درآمدی و هزینه ای پنج سال گذشته شرکت را ثبت کرده ام. از روی بررسی این داده ها به نتایج جالبی رسیده ام، متوسط درآمد نسبت به ماه، نسبت درآمد به هزینه ها (نه فقط در یک ماه بلکه درآمد جدید نسبت به هزینه های ماه های پیش ) و ...
از روی این داده ها و نظم نسبی آنها، منحنی درآمدی و هزینه ای نسبی شرکت را مشخص کرده ام. نکته مهم آنکه در این میان مواردی مانند درآمد های خوب و یا هزینه های زیاد پیش بینی نشده وجود داشته است که باعث می شود متوسط تغییر کند، اما اگر مطابق تئوری های آماری این داده های پرت را حذف کنیم می توانیم متوسط های بامعنی تری پیدا کنیم.
سخت است اما به نظر من ممکن است که با درصدی خطا و احتمال، پیش بینی ها را داشته باشیم.
نکته دیگر آنکه نه باید بگذاریم این نتایج خیلی کلی باشند، نه اینکه وارد جزییاتی بشویم که غیر قالب پیش بینی و برنامه ریزی هستند، بلکه باید در حدی عمل کنیم که برایمان سودمند است و راهگشا، سطحی که بتوانیم بر مبنای آن عمل کنیم و برنامه ریزی نماییم.
درست مثل آنکه
به برخی بچه های دبستانی که می گوییم برای روزت برنامه بریز تا ساعت بیدار شدن و نمی دانم دستشوئی رفتن را هم در برنامه قید می کنند که غیر عملی است (جزییات غیر ضروری) و یا برخی دیگر، چنان برنامه کلی تهیه می کنند که از آن نمی توان در عمل استفاده کرد و از طریق آن عملکرد را کنترل نمود و میزان انحراف یا پیشرفت را مشخص نمود.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت January 21, 2008 10:27 AM
تحليل داده هاي آماري گذشته مي تواند به برنامه ريزي براي آينده كمك كند
اما در مورد شركتهاي با سابقه كمتر كه داده هاي آماري قابل اتكايي ندارند پيشنهاد شما چيست؟
ارسال شده توسط: Mohsen در ساعت January 21, 2008 02:48 PM
نمی دانم. کار مشکلی است که بدون اتکا به داده های واقعی پیش بینی کرد.
فکر می کنم افراد حرفه ای و مدیران مالی با تجربه در اینجا از روشهای دیگری استفاده کنند. برای مثال دنبال شرکتی مشابه شرکت شما بگردند و بر اساس داده های آن، برای یک مجموعه جدید برنامه ریزی کنند. (چیزی که معمولا ممیزان و حسابرسان نیز از آن استفاده می کنند)، اما طبیعتا فکر نمی کنم بدون مشکل باشد.
به نظر من، نظام بودجه شکلی از آینده ای است که از تاثیر حال در گذشته بدست آمده است. بنابراین اگر گذشته روشنی نداشته باشیم و برنامه های زمان حالمان هم روشن نباشد، فکر می کنم سخت است آینده را پیش بینی کرد.
پرسش شما، مرا به فکر برد، باید از متخصصین مالی در مورد آن سوال بپرسم، اگر پاسخ خوبی یافتم، اینجا هم خواهم نوشت. موفق باشید.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت January 21, 2008 02:55 PM
قبول
اما باز مشكل اينجاست كه اطلاعات مالي جزء محرمانه ترين اطلاعات يك مجموعه است
بنابر اين روي اين روش هم نمي توان حساب كرد
به نظرم جا انداختن نظام بوجه اي در شركتهاي كوچك نو پا كمي پيچيده تر اين باشد
ممنوم مي شوم در صورت يافتن راه حل هاي بهتر ما را هم بي نصيب نگذاريد
با تشكر از حسن توجه شما
ارسال شده توسط: Mohsen در ساعت January 22, 2008 11:14 AM
درست است که اطلاعات مالی یک شرکت محرمانه است، انهم فوق محرمانه...
منظورم بیشتر یک تیپ یا نوع از درآمد است که مدیران مالی برآورد می کنند.
در مورد مجموعه های نوپا هم نکته ای که هست معمولا بر اساس یک طرح کسب و کار شکل می گیرند (Bussiness Plan) که در آن هزینه ها را می توان از روی یک برآورد از هزینه های جز یک شرکت محاسبه کرد، درآمد ها هنوز نامشخص است اما باید به نسبتی از هزینه ها و با یک فاصله مشخص از زمان شروع سرمایه گذاری تا بازگشت سرمایه فکر کرد...
به نظر من باید سعی کنید یا از یک آدم با تجربه مالی کمک بگیرید که من نیستم، یا اینکه مثل من یکی دو سال صبر کنید اما به دقت همه اطلاعات را ثبت کنید تا پس از آن بتوانید از آن استفاده کنید.
به هر حال خودم هم در این موضوع تازه کار هستم، در تلاشم با چند مدیر مالی در این زمینه صحبت کنم، واقعیتش وسوسه شدم یک نرم افزار کنترل بودجه هم بنویسم. اگر به چیز جدیدی دست پیدا کردم اینجا خواهم نوشت.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت January 23, 2008 08:38 PM