« "پير برنامه ساز" ، "برنامه نويس پير"! (قسمت دوم- پیر برنامه ساز) | صفحه اصلی | "پير برنامه ساز" ، "برنامه نويس پير"! (قسمت سوم - برنامه نويس پير) »
ماجرای کوی دانشگاه تهران، از زاویه ای دیگر
&"January 28, 2008&"
در روزهای گذشته شاهد حوادثی در کوی دانشگاه تهران بودیم که به خاطر برخی مشکلات صنفی که از کیفیت غذای خوابگاه شروع شده بود آغاز شد و به تدریج تنش بالا گرفت و رنگ و بوی سیاسی گرفت... این وقایع مرا به یاد وقایع 18 تیر کوی دانشگاه انداخت، وقایعی که بعد از تعطیلی یک روزنامه اصلاح طلب -سلام- اتفاق افتاد و از یک تجمع دانشجویی در کوی دانشگاه تهران به یک موضوع مهم اجتماعی مبدل شد. آن سالها من علاوه بر دانشجو بودن در شهید بهشتی، در شرکتی کار می کردم در خیابان کارگر شمالی و به نوعی از دو دیدگاه مختلف شاهد و حاضر بودم بر اتفاقات و آن روزها. اتفاقاتی که محدود به آن زمان نشد و تا امروز هم،موافقان و مخالفان آن را به واکنش های جدید وا می دارد.
نکته ای که در مورد این رخدادها برایم جای توجه و تامل داشت، همزمانی این وقایع با ایام پایان ترم و روزهای امتحانات دانشجویان است. همزمانی که به نظر من باید دقیق دیده شده و مورد تحلیل قرار گیرد. در این نوشته تلاش می کنم با حذف سایر عوامل و مسبب های رخداد چنین وقایعی، و بدون آنکه بخواهم نقش این عوامل را کمرنگ کنم، از این منظر، نگاهی متفاوت داشته باشم به دلایل وقوع این گونه حوادث در محیط های دانشجویی.
به طور خلاصه می توان برخی دلایل گسترش اعتراضات دانشجویی و نیز بالاتر رفتن آتش تنش ها در محیط های دانشجویی در ایام امتحانات نسبت به سایر زمانها را چنین بر شمرد:
1- به دلیل فشار و استرس امتحانات، آستانه تحمل دانشجویان پایین است و مانند یک بشکه باروت، با کوچکترین جرقه ای شعله ور می شوند، شاهد اینکه ،در ایام امتحانات تنش های زیادی بین دانشجویان بایکدیگر و بین دانشجو و دانشگاه را دیده ام و تجربه کرده ام..
2- در ایام امتحانات، خوابگاه ها معمولا محل تجمع دانشجویان است. دانشجویانی که با وجود سکونت رسمی در خوابگاه، شاید روزهای قبل از امتحانات حضور کمی در خوابگاه دارند به همراه دانشجویان ساکن در تهران که برای درس خواندن در روزهای امتحانات مهمان خوابگاه هستند، جمعی را تشکیل می دهند که هر تنشی را تشدید می کند. در روزهای عادی به لحاظ خلوتی خوابگاه ها، مشکلات و اتفاقات معمولا خیلی گسترش پیدا نمی کند، اما در روزهای شلوغی مانند روزهای امتحانات، کافی است یک نفر حال خوبی نداشته باشد، به سرعت این را به سایرین منتقل می کند.
3-دانشجویان غیر بومی، علی الخصوص دانشجویان خوابگاهی، فشارهای دور بودن از خانواده را تحمل می کنند، معمولا روزهای آخر ترم به دلیل عدم دیدن خانواده در روزهای قبل از آن، بیشتر شده است و باعث می شود دانشجویان یاد خانه باشند و از همه چیز های دانشگاه متنفر باشند، به شکلی که در این روزها همان شرایطی که قبلا به سادگی از پیشش می گذشتند را نمی توانند تحمل کنند و دست به واکنش می زنند.
4- فضای سیاسی آن سالها(برای مثال بستن روزنامه سلام) و فضای پیش از انتخابات مجلس شوراي اسلامي امسال، فضایی است که بحث های سیاسی را به اوج خود می رساند و دانشجو هم که در بطن این بحث هاست و این عوامل می تواند به عنوان یک انگیزه قوی در بروز تنش ها در محیط های دانشجویی خودش را نشان دهد. (گر چند به نظر من تنها عامل نیست و همزمانی آن با ایام امتحانات قابل تامل است.)
5- اگر چه عامل مهمی نیست، اما نمی توانم از آن دسته دانشجویان درس نخوانی یاد نکنم که منتظر هر بهانه کوچکی هستند که کلاس و درس و امتحان را تعطیل کنند! پس چه وقتی بهتر این فرصت و چه بهانه ای بهتر از وضعیت غذا!
این عوامل و شاید عوامل دیگر، به نظر می رسد عامل اصلی تنش های روزهای اخیر و ایام 18 تیر آن سالها باشد. مسائلی که باید به دقت توسط طرفهای دخیل در این مساله دیده شود.
بنابراین هر چند اعتراض صنفی و سیاسی را حق دانشجویان می دانم، توصیه می کنم که در ایام امتحانات با خویشتنداری بیشتری برخورد کنند تا با آینده تحصیلی خود بازی نکنند که استادها در طرح سوال و تصحیح اوراق و تحویل پروژه ها کاری با غذای خوابگاه و شرایط شخصی شما ندارند! و به دانشگاه و مسؤولین آن و نیروهای انتظامی توصیه می کنم با درک شرایط این روزها، حداقل در ایام امتحانات از تحریک دانشجویان به هر شکل خودداری کنند، در برخورد با دانشجویان شرایط اعتدال را نگه دارند و از اقدامات محرک و خشونت زا خودداری کنند و شرایط بهتری را نسبت به قبل برای دانشجویان فراهم کنند. حق دانشجو است که آسوده باشد، حق دانشجو است که از حداقل های یک زندگی راحت در ایام زندگی دانشجویی برخوردار باشد، حق دانشجو است که به شرایط سیاسی و اجتماعی کشورش حساس باشد و وظیفه و تکلیف مسؤولین جامعه و دانشگاه است که به این حقوق دانشجویان پاسخگو باشند. اگر چه هم در زمان دانشجویی هم این روزها، راه حل های منطقی تر و آرام تر را بیشترترجیح می دادم و می دهم.
این یک نوشته سیاسی نبود،اما مطمئن هستم که واکنش های موافق و مخالف دوستان زمان دانشجویی خودم و دانشجویان جدید را برخواهد داشت و باعث دلخوری گروهی از آنها خواهد شد. امیدوارم به من حق بدهند که به قضایا نگاه خودم را داشته باشم.
همین!
پس از نوشتار: بخش ابتدایی این نوشته به دلیلی نامعلوم و احتمالا در اثر یک خطای کاربری خودم پس از چند وقت حذف شده بود. تلاش کردم با یادآوری نوشته اصلی خودم، این بخش را بازنویسی کنم. که فکر می کنم پاراگراف جدید به لحاظ محتوی فاصله کمی با متن اصلی قدیمی داشته باشد.