« ماجرای کوی دانشگاه تهران، از زاویه ای دیگر | صفحه اصلی | کاهش سه صفر از پول ملي، Y2K ايراني »

"پيرِ برنامه ساز" ، "برنامه نويسِ پير"! (قسمت سوم - برنامه نويسِ پير)

January 30, 2008 08:39 AM

در آخرين قسمت از سه گانه «پير برنامه ساز، برنامه نويس پير»، مي خواهم ديدگاه خودم را نسبت به "برنامه نويس پير" بيان کنم و آيا اينکه ما در ايران مي توانيم چنين برنامه نويسي داشته باشيم، برنامه نويسي که عمرش را در برنامه نويسي بگذارد و حتي در اين کار به سمت بازنشستگي پيش برود.
به خارج از کشور کاري ندارم که آنگونه که شنيده ايم و خوانده ايم، چنين برنامه نويساني وجود دارند، اما در ايران چه؟
در وحله اول نمي توان به اين سوال، جواب دقيق و کاملي داد، چون عمر برنامه نويسي در کشور ما هنوز خيلي بالا نيست و طبيعتا کساني که وارد اين حرفه شده اند نهايتا 20 سالي سابقه کار دارند. اما یک بررسی کلي هم نشان دهنده آن است که همچنان که در قسمتهای پيش ذکر کردم،در بین فعالان این زمینه رويکرد عمومي به ماندن در شغل برنامه نويسي در دراز مدت نيست . چرا؟ از چند دیدگاه آن را بررسی خواهم کرد. 
1- ديدگاه ارتقاء شغلي: اکثريت برنامه نويسان، فکر مي کنند مشاغلي مانند تحليل گر ، مشاور، مدير و ... بالاتر از برنامه نويس است، بنابراين به محض اينکه با تجربه شدند، سراغ کار ديگري مي روند که همانگونه که در بخش دوم هم گفتم، الزامي در موفق بودن در آن کار برايشان نيست. (در اين طرز تفکر، فقط برنامه نويسان مقصر نيستند، نگرش جامعه و ميزان حقوق هم چنين است)

2- ديدگاه فنآوري: ما مصرف کننده تکنولوژي هستيم نه سازنده آن و در اين زمينه به شدت دچار مصرف زدگي شده ايم.يعني به محض اينکه نسخه جديد فلان ابزار يا محيط برنامه سازي مي آيد از يک طرف ما به عنوان توليد کننده، بدون فکر سراغ آن مي رويم و از سوي ديگر مشتري به عنوان مصرف کننده هم توقع دارد که با اين ابزار جديد محصولش آماده شود. اين مشکل در نرم افزار به صورت تشديد شده خود را نشان مي دهد، چون ما در ايران به دليل عدم رعايت قانون کپي رايت، بابت ابزارهاي گران جديد پولي نمي پردازيم و اين منتقل شدن روي محيط جديد را آسان تر و بديهي تر مي کند. در اين شرايط، افرادي که پا به سن گذاشته اند، کمتر مي توانندبه سرعت خود را با محيط هاي جديد وفق دهند و اين کارشان را سخت مي کند. به نوعي که ما، متاسفانه، مرتب از واژه "فسيل شده" براي کساني استفاده مي کنيم که شايد با ابزار و مدل يکي دو سال پيش کار مي کنند، که بسيار اشتباه است. در تمام دنيا به دليل اينکه هنوز جايگاه ابزارهاي چند سال پيش هم حفظ شده است، نياز به برنامه نويسان اين ابزارها هم وجود دارد و برنامه نويسان مي توانند به مدت زيادي روي يک ابزار کار کنند. (نگاه کنيد فرصت هاي شغلي را که روي محيط هايي مثل VAX/VM يا زبانهايي مثل COBOL در دنيا وجود دارد.)
3-ديدگاه شرکتها: عمر متوسط مفيد شرکتهاي مرتبط با فنآوري در کشور ما پايين است. اکثر اين شرکتها به دليل آنکه بدون سرمايه يا فکر تاسيس شده اند، يا به دلايلي نظير کوچک بودن و عدم توانمندي بالا در مقابل بحرانها، به سرعت تعطيل مي شوند. اين کوتاه بودن عمر شرکتها، باعث شده است که مديران اکثر شرکتهاي کامپيوتري، جوان باشند. اين جواني باعث مي شود که براي جذب نيروهاي جوانتر ابزار علاقه نشان دهند تا مديريت منابع انساني برايشان ساده تر شود. اين است که معولا ترجيح مي دهند نيروهاي جوان را جذب نمايند. به همين دليل درصد حضور نيروهاي پا به سن گذاشته در اين شرکتها در حوزه برنامه نويسي پايين است و اگر برنامه نويس مسني هم بخواهد در اين زمينه کار کند در شرکتهاي خصوصي کمتر شانس استخدام داشته و باید سراغ بخش دولتي برود که در بخش دولتي هم به تدريج از برنامه نويس به يک کارمند اداري تبديل خواهد شد.
4- ديدگاه اقتصادي: برنامه نويسي در کشور ما، شغل درآمد زايي نيست. شما کمتر برنامه نويسي را مي شناسيد که از اين طريق پولدار شده باشد. به همين دليل برنامه نويسان پس از آنکه سرمايه اندکي کسب کردند، حتي اگر ارتقاء شغلي در زمينه مهندسي نرم افزار نداشته باشند، به دنبال شغل هاي ديگر و کسب و کار هاي ديگر مي گردند. برنامه نويس خبره اي در VB را مي شناسم که در کار ساخت و ساز مسکن است! برنامه نويس فوق حرفه اي در Delphi مي شناسم که سخت افزار خريد و فروش مي کند و به قول خودشان درآمد يک ماهشان از کار ديگرشان، به اندازه يکسال برنامه نويسي آنهاست. جالب اينکه هر دو اين دو عزيز -که به نوعي برايم سرمشق هم هستند- از فارغ التحصيلان دوره هاي اوليه مهندسي نرم افزار شريف هستند. کس ديگري را مي شناسم که با وجوديکه به قول خودش هنوز آب باريکه زندگي اش از برنامه نويسي است اما در کار داد و ستد و دلالي است و چاره اي هم ندارد، برنامه نويس پا به سن گذاشته ، تشکيل زندگي داده است و بايد هزينه هاي يک خانواده را بپردازد، بنابراين نمي تواند مانند يک جوان غم آب و نان نداشته باشد و چاره اي نيست که يا زمينه کاري خود را عوض کند يا يک کسب و کار ديگر براي خودش ايجاد کند.
5-ديدگاه کاري: اغلب مديران دولتي و يا خصوصي از يک برنامه نويس انتظار کار بيشتر از زمان، استراحت کم و تلاش زياد را دارند، چون يا به دليل شرايط اقتصادي چاره اي ندارند و يا به دليل اشتباه در زمانبندي و يا عدم توانايي در مديريت گروه هاي بزرگ مجبورند چنين عمل کنند. طبيعتا يک آدمي که سن و سالي از او گذشته است، توانايي جسمي و روحي کار در چنين شرايطي را ندارد و مجبور است عرصه را براي جوانتر ها خالي کند، درحاليکه در دنيا برنامه نويسي به عنوان يک شغل است که مي تواند شکل يک کار روتين را داشته باشد و برنامه نويسان مي توانند اين انتخاب را داشته باشند که سراغ يک کار سخت و پرهيجان (برنامه نويس شب کار) بروند يا سراغ يک کار عادي و روزمره (برنامه نويسي روزکار)
6- ديدگاه اقتصادي شرکتها: در شرکتهاي فنآوري اطلاعات، معمولا يک جريان مداوم از ورود و خروج از نيروهاي کارشناس وجود دارد، هميشه اشخاصي حذف و اشخاص جديدي جايگزين مي شوند. در اين حالت عدم ثبات نيروي انساني، شرکتها ترجيح مي دهند از افراد جديدتر و کمتر با سابقه اي استفاده کنند که اولا حقوق کمتري طلب کنند و دوما (دليل اصلي) به سادگي بتوانند با محيط وفق پيدا کنند و در تيم ها سازگار شوند. اين مساله در بين افراد جوان رايج تر است، زودتر مي توانند با يک محيط جديد منطبق شوند و شرايط کاري را بپذيرند و چون سابقه کار کمتري دارند، حقوق کمتري نيز طلب مي کنند.
7- ديدگاه حرفه اي: خيلي از برنامه نويسان شغل خودشان را سخت ترين شغل روي زمين مي دانند، منکر سختي هاي اين کار نيستم اما قبول کنيد که در اين زمينه اغراق مي کنيم و چون فکر مي کنيم که اين کار خيلي سخت است، ناخودآگاه وقتي پا به سن مي گذاريم گمان مي کنيم از پس اينکار بر نمي آييم و ناخودآگاه دنبال کار ديگري مي گرديم.
...

اما در سوي ديگر، رويکردي هم نسبت به جذب نيروهاي باتجربه تر براي بعضي مشاغل و اولويت دهي آنان نسبت به جوانان در برخي شرکتها وجود دارد با اين دلايل که اين افراد :
1- دقيق تر از جوانان است و کار را منظم تر انجام داده، ثبات رفتاري و شخصيتي بالاتري دارند.
2- در گروه ها صبور تر و با ارتباطات اجتماعي بهتري هستند، به شکلي که مشتري راحت تر به آنها اعتماد مي کند.
3- هوس کانادا و استراليا رفتن در سر ندارند! و وفاداري بيشتري نسبت به کار دارند.
4- اهميت کار، رعايت سلسله مراتب اداري و احترام متقابل را بيشتر درک مي کنند، تنش ايجاد نمي کنند ومسؤوليت پذيرتر و مديريت پذير تر هستند.
5- به دليل تجربه بيشتر و کار در زمينه هاي مختلف مي توانند دستيار مديران پروژه و تحليل گران ارشد باشند و مدت زمان توليد را با شناخت کامل تر خود کاهش دهند.
6- در پروژه های کوچک یا متوسط خود می توانند نقش های تحلیل و مدیریت پرژه را بر عهده بگیرند.
...

مي دانم که مي شود دلايل و دیدگاه های بيشتري را ارائه کرد که شايد الان به ذهن من نرسد و اميدوارم دوستان خواننده، همانند مطالب پيشین در قالب نظرات و يا نوشته هاي خود در وبلاگهايشان آنها را کامل کنند، اما نتيجه اينکه به نظر من با يک ذهنيت غلط رويکرد برنامه نويسان و شرکتها به سمت "برنامه نويس پير" نيست، همه تعجب مي کنيم از اينکه برنامه نويس بالاي چهل سال در ادارات ببینيم، از سوي ديگر "پير برنامه ساز" هم کم داريم، چون نمي گذاريم تجربياتمان در يک رشته به حد کمال برسد و از اين شاخه به آن شاخه مي رويم. اميدوارم با گذر زمان و افزايش کامپيوتري هاي پا به سن گذاشته و علاقه مند به شغل اصلیشان،ضمن ثبت جايگاه واقعی مشاغل کامپیوتری، اين فرهنگ غلط اصلاح شود.

همين!

Ali Vahed | 08:39 AM

 

نظرخواهی

چرا آخرين قسمت؟

ارسال شده توسط: NOBODY در ساعت February 1, 2008 03:16 PM

یک مسئله که فکر می کنم به آن اشاره نکرده اید مسئله حقوق است. در شرکت های ایرانی همه می دانند که حقوق افراد به نقش آن ها بستگی دارد و مثلا یک مدیر پروژه (آن هم از نوع ایرانی!) هر چقدر هم که ناتوان و بی سواد باشد (که اغلب به خاطر رابطه ای بودن چنین است) از بهترین و خلاق ترین برنامه نویس ها به مراتب بیشتر حقوق می گیرد

ارسال شده توسط: Nasiri در ساعت February 2, 2008 04:07 PM

دوست دارم بدانم خود شما در شرکتتان چقدر به حرفهای که گفتید عمل می کنید؟ چقدر در شرکتتان پیر برنامه نویس دارید؟ حقوق برنامه نویس ها با میزان واقعی کار آنها همخوانی دراد؟ و ...

ارسال شده توسط: بهروز در ساعت February 4, 2008 10:00 PM

از نظر شرکتی، شخصا با قضیه داشتن برنامه نویس های مسن مشکلی ندارم، مشکل خود برنامه نویسان هستند که شاید نخواهند برنامه نویس بمانند. ضمن اینکه از تاسیس رادمان، 5 ، 6 سال بیشتر نمی گذرد، کسانی هم که در ابتدا اینجا بوده اند، هنوز هستند ولی خوب هنوز پیر نشده اند!
در مورد حقوق هم، فعلا بالاترین حقوق در رده بجه های شرکت ما را یک برنامه نویس دارد.خودم هم ترجیح می دهم برنامه نویس بماند، چند بار تلاش کرد تحلیل سیستمها را یاد بگیرد و تجربه کند اما خوب ... در برنامه نویسی موفق تر بود و هست.
همین!

ارسال شده توسط: ali در ساعت February 5, 2008 08:54 AM

مرسی بخاطر پاسختان
امیدوارم برنامه نویس هایتان در اوج جوانی به مرحله پیر برنامه نویسی برسند البته از لحاظ تجربه و در هر سنی دلشان جوان باشد

ارسال شده توسط: بهروز در ساعت February 7, 2008 07:00 PM