« نمایشگاه کتاب | صفحه اصلی | 300 »
از دستت عصبانی هستم، فردوسی!
May 14, 2008 12:23 AM
چرا باید از دست "فردوسی" عصبانی باشم؟ روشن است: زنده نگه داشتن عجم با این "فارسی"! تو را به خدا این کار به سی سال زحمتی که کشید می ارزید. آیا کسی در عصر فرودسی پیش بینی اختراع کامپیوتر و گسترش زبان انگلیسی با کمک آن -یا برعکس- را نمی کرد که به حضرت فرودسی بزرگ گوشزد کند که : استاد! حداقل اگر می خواهی کاری برای زبان فارسی بکنی، لطف کن آن را از این وضعیت آشفته در بیاور! اینکه بتوانیم آن را در کامپیوتر راحت استفاده کنیم و اینقدر دردسر عدم پشتیبانی نرم افزارها از زبان و یا استفاده دشوار از فارسی در برنامه ها را نداشته باشیم.اینکه اینقدر در وب سایت هایمان ضعف کمبود فونت (خدا باز این tahoma را خیر دهد) و یا نمی دانم راست به چپ بودن صفحات را نمی دیدیم. می دانم ساخت زبان فارسی تقصیر تو نبوده است، اما حالا که می خواستی کاری برای این زبان بکنی، ای کاش حداقل فکری به حال این مشکلات می کردی، طوسی:
-زبانی داریم که یک بخش از آن راست به چپ است و بخشی دیگر چپ به راست، حروف و اعداد را می گویم.نمی شد هر دو را یک شکل می کردی. توکه می خواستی از عربی متفاوت باشی، خوب این هم یک تفاوت!
- برای یک صدا، چندین حرف داریم، خدا خیرت دهد لااقل این "ز" ها، یا "ت" ها را یکی می کردی، که حداقل من یکی در نوشتن کلمات اینقدر به دردسر نمی افتادم و بدانم که بالاخره "گذشته" این شکلی است یا این شکلی: "گزشته"!
- برای برخی حروف چهار حالت نوشتن داریم: مجزا، از اول چسبان، از آخر چسبان، از دو طرف چسبیده! ح و ج را نگاه کنید. نمی شد مثل انگلیسی حروف را حداکثر در دوشکل می نوشتیم، کوچک و بزرگ، تازه برای کلمات مجبور نمی شدیم از حروف به هم چسبیده استفاده کنیم.
-دستور زبان آشفته، متنوع و بی قاعده فارسی را که پر است از استثناء های مختلف را نمی شد سامان می دادی. یک دستور زبان که بتوانیم حداقل با روش هایی نظیر هستان شناسی (Ontology) یا نظایر آن هم که شده بتوانیم فکری به حال ترجمه همزمان و خودکار متون، پردازش زبان طبیعی (NLP) یا نظایر آن بکنیم و اینقدر حسرت نرم افزارهای فرنگی را نخوریم.
-تفاوت بین نحوه خواندن و نوشتن کلمات را بی خیال می شویم که می دانم همه زبانها به این درد دچار هستند. کاش فردوسی ما حداقل این مشکل را در فارسی حل می کرد که به یک چیز زبانمان بنازیم.
...
به من حق بدهید که از دست فردوسی عصبانی باشم به خاطر مدت زیادی از ساعات برنامه نویسیم که مخصوصا در زمان Dos یا ویندوز های اولیه، صرف -بخوانید تلف- این کردم که کامپوننت و صفحات راست به چپ به سازم، فارسی را در بانک های اطلاعاتی ذخیره کنم و یا حواسم باشد که با روشی نظیر تک نمادی، از افزونگی ذخیره اطلاعات برای نمایش چهارشکل حروف استفاده کنم، ! به من حق بدهید که عصبانی باشم از این که اگر فردوسی نبود، شاید الان داشتیم عربی حرف می زدیم، اما حداقل می دانستم که نرم افزارهای زیادی هست که می شود به خاطر اینکه عربی را پشتیبانی می کنند از آنها راحت استفاده کرد. الان به زبانی حرف می زنیم که باید منتظر بمانیم شاید کسی برای نمی دانم افغانستان یا تاجیکستان دلش بسوزد که سیستمی را فارسی کند باز دم بچه هایمان گرم که با دردسر زیاد یک Language Pack نصفه نیمه برای Open source ها می سازند تا ما بیشتر از این در مقابل همسایه های عزیزمان شرمنده نشویم به من حق بدهید عصبانی باشم از اینکه کاری را که فردوسی در سی سال کرد، از آن زمان به بعد ما نکردیم و کسی هم پیدا نشد که فارسی را "زنده" نگه دارد.
همین!
پ.ن.: این نوشته به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی نوشته شده است.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: Hosein Shirazee در ساعت May 14, 2008 09:13 AM
استاد غزیز ظاهرا شما زبان را با خط اشتباه گرفته اید. فردوسی بیچاره 30 سال زحمت کشید تا زبا فارسی را زنده نگه دارد و کارش ربطی به خط فارسی نداشت.درست است که خط فارسی مشکلات زیادی دارد ولی مشکلات آن قابل حل است همانطور که در مورد خط عربی که دقیقا با خط فارسی بکی است البته با اندکی تفاوت حل شده است.نرم افزار های زیادی عربی را پشتیبانی میکنند چون احتمالا این نرم افزار ها در حوزه زبان عربی مشتری دارند چیزی که فکر نمیکنم در حیطه نرمافزار های فارسی وجود داشته باشد.
ارسال شده توسط: رامین در ساعت May 14, 2008 03:31 PM
بر خلاف مطالب قبلیتون نتنها منطقی نبود بلکه کاملابرعکس!!!
یه زمانی زبان علم فارسی بوده حالا انگلیسی فردا شاید چینی!!
برام جالب بود که یه مدیر نرم افزاری منتظر میشه یه جایی برای افغانستان و ... چیزی تولید کنن تا ازش استفاده کنه!! یا ترجیح میداد که زبانش عربی بود تا راحت تر باشه!
. . .بیچاره فردوسی!!. . .
ارسال شده توسط: یکی در ساعت May 14, 2008 04:51 PM
سلام
تمام اين دردسرهايي كه شما ميگيد ناشي از خيانت يك خيانت كار بوده كه در زمان خلفاي عباسي برداشته حروف الفباي فارسي را با عربي تطبيق داده . يعني تا قبل از اون زبان ما تنها يك شكل از هر حرفي (مثل ح و ت و ز و اينها) داشته و همه چيز هم از چپ به راست نوشته ميشده .
الان تمام اين مشكلاتي كه شما اشاره كرديد به خاطر اين هست كه يك انگلي به نام زبان عربي به زبان فارسي چسبيده هست .
بهتر بود شما به دنبال خائنين اصلي مي گشتيد . اون موقع نه تنها از فردوسي عصباني نبوديد ، بلكه بهش افتخار هم مي كرديد .
با تشكر
ارسال شده توسط: m در ساعت May 15, 2008 11:20 AM
همه این درددل ها که نوشتین قبول، ولی خداییش زبونی به شیرینی فارسی سراغ دارید؟
ارسال شده توسط: ع.ص. در ساعت May 15, 2008 07:05 PM
خوشحالم که این نوشته برخی دوستان را "عصبانی" کرد، آنجور که من از دست فردوسی "عصبانی" شدم. اما چند نکته:
1- در مورد تفاوت زبان و خط، حرف شما کاملا درست است. اما قبول کنیم که هم زبانمان مشکل دارد هم رسم الخط آن. این بدان معنی نیست که بی خیالش شویم، بلکه باید فکری به حال آن بکنیم.
2- دوستی انتقاد کرده بود از انتظار من (یا شاید به عقیده ایشان تنبلی من) برای ساخت نرم افزار برای کشوری مثل افغانستان. همانطور که در مطلب خودم هم اشاره کرده ام، آنقدر در زمانی که هیچ ابزاری برای فارسی سازی وجود نداشت و راست به چپ کردن یک فرم کار بسیار دشواری بود، کامپوننت و فرم فارسی نوشته ام که لازم ندانم خودم را ثابت کنم. اما قبول کنید هزینه اینکار آنقدر زیاد بود و هست که خیلی ها منتظر آمدن نرم افزاری اینچنین می مانند. شاید اگر حضور opensource ها، نرم افزارهای خاص اعراب و یا استاندارد هایی مثل unicode نبود، هنوز هم در بحث فارسی سازی نرم افزارها مشکلات جدی داشتیم.
3- در مورد زبان علم هم، یک زمانی عربی زبان علم بود، مگر ابن سینا یا بسیاری از دانشمندان آن زمان، کتابهایشان را به عربی ننوشته اند. اینکه فقط در گذشته سیر کنیم، کار زیاد جالبی نیست، امروز چه کاره ایم و در کجای دنیا قرار گرفته ایم؟ چرا منتظر باشیم این دفعه چینی زبان علمی دنیا شود، چرا فارسی را رشد نمی دهیم؟
4- در مورد شیرینی فارسی، آیا این اعتقاد فقط ما نیست، چقدر زبانهای دیگر را می شناسیم؟ چقدر سایرین با نظر ما موافق هستند؟ آیا این فکر محصول آن نیست که خودمان را مرکز دنیا می دانیم؟
4- در مورد فردوسی هم نوشته بعدی را بخوانید، با وجودیکه فکر می کنم لازم نیست و نوشته به اندازه کافی گویا هست،شفاف سازی بیشتری کرده ام.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت May 17, 2008 08:27 AM
انتظار پاسخ نداشتم مطلب بعدیتون باعث شد دوباره برگردم اینجا، می بخشید!
من منظورم بیشتر این بود که اگر به قول شمایک عده اکثرا جوان در جامعه OpenSource می تونن به زبان فارسی کمک کنن اونم در زمانهای بیکاری، پس حتما اعضای حرفه ای جامعه نرم افزاری مملکت می تونن قدم های بیشتری بردارن! (شکی هم در مورد علاقه شما -مثل همه- به فردوسی یا سطح دانش نرم افزاری تون نبود!)
هیچ کاری بدون هزینه نیست و اینگونه مسائل رو بیشتر دولت ها حل باید بکنن و اینم درسته که فعلا به نظر نمی رسه نگرانی از این بابت در دولت ما باشه!
ولی بیشتر از این ناراحت شدم که چرا فردوسی؟ اینهمه آدم برای گیر دادن تو این موضوع! مثل این میمونه که از مسائل مربوط به وزنه برداری ناراحت باشیم بعد به رضازاده گیر بدیم که چرا رکورد زدی و ...
فردوسی چکار میتونست برای فارسی بکنه که نکرد دیگه؟!
مرسی که اجازه دادید از رسانه خودتون نقدتون (هر چند خام) کنم!
ارسال شده توسط: یکی در ساعت May 17, 2008 01:28 PM
یک نکته را فراموش کرده اید
اگر زبان ما انگلیسی بود کارشرکتهای نرم افزاری داخلی کساد می شد. چون نرم افزارهای خارجی مشابه می توانستند در بسیاری از موارد مورد استفاده قرارگیرند.باتوجه به اینکه معمولا هزینه ای هم برای نرم افزارهای خارجی پرداخت نمی شود.
ارسال شده توسط: saeid در ساعت May 25, 2008 09:28 AM
آیامیدانستید که در دنیا فارسی را 24 مین لهجه عربی میشناسند؟ پس چرا میگید انگی به نام عربی به فارسی چسبیده؟!! فارسی با عربی کامله
ارسال شده توسط: سشس در ساعت June 24, 2008 06:31 PM
برو ...........................ه
-----------------------------------------------------------------------
رادمان: متوجه نشدم دوستی که کامنتش را به دلیل استفاده از کلمات نادرست سانسور کردم، چرا اینقدر عصبانی شده اند! عجیب بود، نوعی دیوانگی یا جنون دائمی یا آنی در آن دیدم، اینکه بی دلیل به همه چیز و همه کس فحش رکیک بدهی.... امیدوارم این دوست عزیز، جای دیگری برای بیان ناراحتی هایش پیدا کند.
همین!
ارسال شده توسط: ش در ساعت June 25, 2008 01:58 AM