« از دستت عصبانی هستم، فردوسی! | صفحه اصلی | مهندس، کاربردهای درست[!] این واژه »

300

&"May 17, 2008&"

این نوشته، نقدی یا نظری بر فیلم 300 نیست! صرفا یادآوری این مطلب است که تعداد پست های وبلاگ به 300 رسید (انگار همین دیروز بود که 100 تایی شده بود). اما به جز این مطلب دوست دارم توضیحی در مورد نوشته قبلی خودم داشته باشم. یک توضیح غیر کامپیوتری نا مرتبط با موضوع وبلاگ. در مورد این نوشته، برخی دوستان فقط در ظاهر به آن قضاوت کرده بودند و شاید به دلیل عدم توانایی من در نگارش چنین مطالبی، هدف اصلی آن پنهان مانده بود. تقریبا به عمد بسیاری از نوشته هایم را بدون ویرایش و یا خودسانسوری در وبلاگ می گذارم. اما این نوشته، مطلبی بود که چند بار بازبینی شد و سرانجام با اصلاحاتی منتشر شد، پس از انتشار هم یک تغییر جزیی در آن دادم، پس می دانستم که چه می نویسم. برخی نواقص و کاستی های آن را هم می پذیرم، اما چرا آن را نوشتم؟


روز بزرگداشت فردوسی از دیدگاه فیلمسازان، روز فیلم نامه نویس هم نامگذاری شده بود (اینجا) ، چند وقت قبل هم به بهانه نقد مهیار از یک نمایشنامه بهرام بیضایی، بحثی داشتیم در مورد فارسی نویسی (اینجا) این بود که در این نوشته تلاش کردم همانگونه که بیضایی در فیلمنامه روز واقعه با دیدگاه شکاک به واقعه کربلا نگاه می کند و با طرح دیالوگ های ضد هدف اصلی، تماشاگر را وادار می کند که آنطور که می خواهد فکر کند و نتیجه بگیرد، مطلب بنویسم. من هم مثل شما منکر بزرگی فردوسی نیستم (شاید برایتان عجیب باشد، در دوران دبیرستان، یک بار شاهنامه را از اول تا آخر خواندم، از آن کارهای جوانی) اما باید قبول کنیم شاید همانگونه که به عقیده خیلی از صاحبنظران، پس از سعدی شعر فارسی آنجور که باید رشد نکرد، چون سعدی کار را تمام کرده بود، شاید پس از فرودسی هم کس دیگری آنطور که باید و شاید به رشد زبان فارسی کمک نکرد، چون فردوسی کار را با سرودن شاهنامه تمام کرده بود و ما پس از آن با خیال راحت از خودمان سلب مسؤولیت کردیم، انگار که پس از فردوسی دیگر نباید هیچکاری برای زبان کرد.

این روزها خیلی از دوستان ایراد می گیرند، که چرا در فارسی لغاتی از عربی است یا اعضاء فرهنگستان به دنبال پالایش زبان از کلمات انگلیسی و ... هستند و کلمات عجیب و غریب را جایگزین واژه های مصطلح می کنند. خیلی از ما این اشکال را از عربی یا انگلیسی می دانیم و به خاطر نوعی عرب ستیزی، با آن برخورد های غیر منطقی می کنیم.، اما به نظر من این اشکال زبان فارسی است که نتوانسته خود را با پیشرفت علوم و تکنولوژی های روز همخوان کند و ما هر چقدر هم که تلاش کنیم، نمی توانیم به زور ورود کلمات بیگانه به زبان را مسدود کنیم وقتی واژه مناسب برای آن نداشته باشیم، حتی اگر مثل شرکت مخابرات تصمیم بگیریم هزینه SMS های انگلیسی را افزایش دهیم باز هم نمی توانیم نوشتن به صورت فینگیلیش (!) را متوقف کنیم. یا باید مثل ترک ها بپذریم که زبان را حفظ کنیم اما رسم الخط را عوض کنیم و یا مانند عرب ها، آنقدر روی زبان کار کنیم که هم برای تکنولوژی روز کم نیاورد و هم پیشگامان تکنولوژی مجبور باشند هوای ما را داشته باشد و در مورد پشتیبانی زبان عربی پیش بینی لازم را بکنند (حتی اگر لازم باشد مانند عرب ها، از پول نفت کرور کرور خرج کنیم و هوای شرکت ها را برای تولید ابزار داشته باشیم، چه اشکالی دارد؟)
این است که با احترام به آنچه فردوسی برای فارسی انجام داد، معتقدم فارسی را رها کرده ایم و الان زبانی داریم که زایش ندارد و نمی تواند خود را منطبق کند با زمان حال. اینکه ما به سهم خودمان، حتی اگر مهندس نرم افزار باشیم، کاری برای فارسی نمی کنیم. این روزها برخی دوستان من تعجب می کنند که من چرا در email فارسی می نویسم . یا فکر می کنند انگلیسی من آنقدر خوب نیست، یا فینگیلیش بلد نیستم.یا اینکه چرا در نوشته های فارسی به دفعات کلمات انگلیسی را آنجور که هست می آورم، بدون فارسی نوشتن، بدون ترجمه کردن. یا اینکه ترجیح می دهم به جای اینکه ادای بزرگداشت فردوسی را در بیاورم، اما هیج کاری برای زبان فارسی نکنم، از دستش عصبانی باشم که این طرز فکر را در ما ایجاد کرد که خودش به تنهایی فارسی را زنده نگه داشته است و نیازی به کمک ما ندارد. ناچیز است اما این سهم من است از پاسداشت زبان فارسی.
همین!

Ali Vahed | 8:43 AM