« مهندس | صفحه اصلی | تفاوت افشین قطبی و بیل گیتس »

درد مشترک

&"May 28, 2008&"

این روزها فرصتی فراهم شده است که با چند شرکت متوسط و بزرگ نرم افزاری از نزدیک آشنا شوم، نه آنطوری که خود را برای مشتریان خود نمایش می دهند، آنگونه که واقعا هستند. مواجه شدم با یک "حقیقت ساده" انکه سایز شرکتها هر چقدر هم که باشد گویی با یک سری مشکل مشابه مواجه هستند:
1- مشکلات ناشی از سرمایه ناکافی که قدرت ریسک را از شرکتها می گیرد.
2- بزرگ شدن بدون آنکه الزامات بزرگی را رعایت کرده باشند و خود را برای آن آماده کرده باشند.
3- مشتریانی که همیشه ناراضی هستند (در مورد این بحث مطلب جداگانه ای را به زودی خواهم نوشت)
4- مشکلات مدیریت نیروی انسانی که گویی کسی که بتوان بیش از یک سال رویش حساب کرد دیگر به سختی یافت می شود.
5-نداشتن دید مالی و بازرگانی نزد مدیران شرکتها و قوی تر بودن وجه فنی این افراد
6- مظلومیت تولید کنندگان نرم افزار که حاصل دسترنجشان به کمترین هزینه فروش می رود در حالیکه مشتری بابت سخت افزار همان نرم افزار چندین برابر هزینه می کند.
7- عدم وجود و یا کارآمدی قوانینی که حقوق این شرکتها را در مقابل تکثیر غیر قانونی نرم افزارشان، ترک کار نیروهایشان و سرقت اطلاعات طراحی سیستمهای آنها حفظ کند.
8- رقابت ناسالمی که برخی همکاران غیر حرفه ای ایجاد می کنند.
9- وابستگی شدید اقتصاد کشور به دولت که با کوچکترین نوسانش بزرگ و کوچک شرکتها هم آسیب می بینند و عدم توانایی رقابت واقعی با شرکتهای خارجی در خارج از مرزها
10- و در آخر همان حکایت کوزه گر و کوزه شکسته، نبود سیستمها و نرم افزارهای مناسب در شرکتها برای مکانیزه کردن فرآیندها در این شرکتها چه در سطح داخلی و چه در سطح مديريت روابط مشتريان


شاید بتوانم 90 تای دیگر هم به این نکات اضافه کنم. مواردی که همه فعالان این صنعت همه می دانند و هر یک به نوعی درگیر آن هستیم، اما چاره چیست؟ نظر شما در این زمینه کدام است؟
در مورد اصلاح ساختاری شرکتهای نرم افزاری برای توانمند سازی آنان در مقابل مشکلات و دشواری ها مطلب خواهم نوشت. اما پیش از آن مایلم تجربیات شما را در این زمینه بدانم.
همین!

Ali Vahed | 4:26 PM