« مهندس | صفحه اصلی | ت?اوت ا?شین قطبی و بیل گیتس »

درد مشترک

May 28, 2008 04:26 PM

این روزها ?رصتی ?راهم شده است که با چند شرکت متوسط و بزرگ نرم ا?زاری از نزدیک آشنا شوم، نه آنطوری که خود را برای مشتریان خود نمایش می دهند، آنگونه که واقعا هستند. مواجه شدم با یک "حقیقت ساده" انکه سایز شرکتها هر چقدر هم که باشد گویی با یک سری مشکل مشابه مواجه هستند:
1- مشکلات ناشی از سرمایه ناکا?ی که قدرت ریسک را از شرکتها می گیرد.
2- بزرگ شدن بدون آنکه الزامات بزرگی را رعایت کرده باشند و خود را برای آن آماده کرده باشند.
3- مشتریانی که همیشه ناراضی هستند (در مورد این بحث مطلب جداگانه ای را به زودی خواهم نوشت)
4- مشکلات مدیریت نیروی انسانی که گویی کسی که بتوان بیش از یک سال رویش حساب کرد دیگر به سختی یا?ت می شود.
5-نداشتن دید مالی و بازرگانی نزد مدیران شرکتها و قوی تر بودن وجه ?نی این ا?راد
6- مظلومیت تولید کنندگان نرم ا?زار که حاصل دسترنجشان به کمترین هزینه ?روش می رود در حالیکه مشتری بابت سخت ا?زار همان نرم ا?زار چندین برابر هزینه می کند.
7- عدم وجود و یا کارآمدی قوانینی که حقوق این شرکتها را در مقابل تکثیر غیر قانونی نرم ا?زارشان، ترک کار نیروهایشان و سرقت اطلاعات طراحی سیستمهای آنها ح?ظ کند.
8- رقابت ناسالمی که برخی همکاران غیر حر?ه ای ایجاد می کنند.
9- وابستگی شدید اقتصاد کشور به دولت که با کوچکترین نوسانش بزرگ و کوچک شرکتها هم آسیب می بینند و عدم توانایی رقابت واقعی با شرکتهای خارجی در خارج از مرزها
10- و در آخر همان حکایت کوزه گر و کوزه شکسته، نبود سیستمها و نرم ا?زارهای مناسب در شرکتها برای مکانیزه کردن ?رآیندها در این شرکتها چه در سطح داخلی و چه در سطح مديريت روابط مشتريان


شاید بتوانم 90 تای دیگر هم به این نکات اضا?ه کنم. مواردی که همه ?عالان این صنعت همه می دانند و هر یک به نوعی درگیر آن هستیم، اما چاره چیست؟ نظر شما در این زمینه کدام است؟
در مورد اصلاح ساختاری شرکتهای نرم ا?زاری برای توانمند سازی آنان در مقابل مشکلات و دشواری ها مطلب خواهم نوشت. اما پیش از آن مایلم تجربیات شما را در این زمینه بدانم.
همین!

Ali Vahed | 04:26 PM

 

نظرخواهی

بنظرم بد نیست یک لیست از این دردهای مشترک(!) تهیه کنیم و بر سر هرکدام از موارد آن بحث کنیم.
البته به خاطر دارم که قبلاً هم در این رابطه مطالبی نوشته بودید، ولی هنوز هم حر?‌های ناگ?ته‌ی بسیاری باقی ‌مونده.

برای شروع، مورد دهم گزینه‌ی مناسبیه!

ارسال شده توسط: شارپدیا در ساعت May 28, 2008 08:27 PM

از لیست 10 تایی شما من رأی اول رو به شماره 4 میدم: نیروی انسانی
یک مورد مهم هم به نظر من عدم شناخت کا?ی مشتریان از نیازهای خودشان و تغییر دائم آنهاست.

ارسال شده توسط: عین.صاد. در ساعت May 28, 2008 11:39 PM

در اینکه قبلا در این زمینه مطلب نوشته بودم که درست است. شاید این روزها به این نتیجه رسیده ام که این ?قط من نیستم که با این مشکلات مواجهم. سایرینی هم هستند که به همین درد مبتلایند.
اما در مورد اینکه لیستی تهیه کنیم و راجع به تک تک آنها بحث کنیم و راه حل ارائه بدهیم،کاملا موا?قم. یا در این وبلاگ و یا در وبلاگ شما یا یکی از دیر خوانندگان، اینکار انجام شود...
همین!

ارسال شده توسط: ali در ساعت May 29, 2008 08:16 AM

من ?کر مي کنم که ?هرست درست کردن از اين مشکلات نمي تواند به تنهايي به ارائه يک ديد کلي ( ونه لزوما حل آن) کمک کند. اگر بتوان در چارچوب يک مدل سيستمي و بررسی تاثير عوامل علت و معلول بر يکديگر مسئله را بررسی کرد، شايد بهتر بتوان به جواب رسيد. بازهم تاکيد مي کنم ?قط براي شناخت و نه حل موضوع

ارسال شده توسط: مجيد آواژ در ساعت May 30, 2008 01:29 PM

من ?کر می کنم یکی از مشکلاتی که وجود دارد نبود معیارها وشاخص هایی جهت سنجش کی?یت نرم ا?زارها و مقایسه آنها با یکدیگر است که با توجه به نا آگاهی مشتریان موجب گرایش به نرم ا?زارهای ارزانتر بدون توجه به مشخصات ?نی و کی?ی آنها می شود و تولید کنندگان نرم ا?زار را به سمت تولید نرم ا?زارهای با کی?یت پایین تر جهت کاهش هزینه های تولید
وامکان رقابت با محصولات مشابه سوق می دهد.نکته دیگر اینکه با توجه به دولتی بودن اکثر مشتریان شرکتهای نرم ا?زاری داشتن ارتباطات قوی درسازمانهای دولتی از عوامل مهم مو?قیت این شرکتها می باشدوموضوع برخورداری از رانت یکی از آ?تهای صنعت نرم ا?زار(وشاید دیگر صنایع)در کشوراست.

ارسال شده توسط: saeid در ساعت May 31, 2008 09:27 AM

سلام
درباره ۱ نبود سرمایه یا کمبود آن درد مشترک بسیاری از شرکت‌های نرم‌ا?زاری است و بسیار هم پر اهمیت است و دست آدم را بسیار می بندد.
۴و ۵ را یکی می دانم، نبود و نداشتن دید و دانش مدیریتی در بین کامپیوتری ها بیداد می کند و من هنوز در عجبم چرا خودشان برایش ?کری نمی کنند
دوستان کامپیوتریم به می گویند چون تو درباره مدیریت می نویسی بلاگت را نمی خوانیم.
متاس?انه ما کامپیوتری ها مسایل تکنیکی را بر مدیریتی بسیار ارجح می دانیم و از همین جاست که ضربه می خوریم

ارسال شده توسط: اپاتان در ساعت May 31, 2008 09:54 AM

آقای آواژ: با شما موا?قم. شاید پیشنهاد شارپدیا در این زمینه راهگشا باشد. اینکه لیستی تهیه کنیم و تک تک در مورد آن بحث کنیم.
وبلاگ اپاتان، جناب غانم زاده: من هم مثل شما نمی دانم چرا ما کامپیوتری ها خودمان را از دانشهایی نظیر اقتصاد، بازاریابی، حسابداری، مدیریت و ... بی نیاز می دانیم و ?کر می کنیم صر?ا با داشتن دانش ?نی، می توانیم شرکت مو?قی تاسیس کنیم. در حالیکه به نظرم شاید داشتن اطلاعات در زمینه هایی که نام بردم و زمینه هایی که شما در مورد آن مطلب می نویسید از دانش ?نی انتزاعی برای یک مدیر شرکت مهمتر باشد. حتی اگر آن شرکت بسیار هم از لحاظ ?نآوری پیشرو باشد.
همین!

ارسال شده توسط: ali در ساعت May 31, 2008 11:13 AM

شرکت های نرم ا?زاری عموما خيلی جوان هستند. و اين مزايا ومعايبی برای خود شرکت ها به همراه داره.

مثلا يک مشتری:
اگر در تيم مهندسی شرکت نرم ا?زاری، يک پيرمرد ببيند خو? می کند! شايد پيش خود ?کر کند که: نکنه اينا با همون روش های ?سيلی می خوان پروژه مارو انجام بدن و مثلا سيستم رو بصورت متنی روی ترمينال تحويلمون بدن!
و اگر همين مشتری، در يک شرکت ساختمانی (مهندسی) يک پيرمرد نبيند خو? می کند! و پيش خود ?کر کند که: نکنه اينا يه آدم پخته و مجرب نداشته باشن و با ناشی گری مختص تازه کارها پروژه برج رو به باد بدن!

و اين يعنی ?رصت ها و چالش های ?راوان برای شرکت های نرم ا?زاری...

از ديدگاه مشتری، جوون بودن يه شرکت می تونه ت?اوت هائی با شرکت های مسن تر (منظور شرکت هائی که بيش از بيست سال عمر دارند) ايجاد کنه و برای او اين نتايج رو در پی داشته باشه:
- شرکت نوعا تجربه چندين و چند ساله نداره
- شرکت ممکنه بنيه مالی محدودتری داشته باشه
- شرکت اشتباهات وحشتناک تری ممکنه انجام بده
- شرکت احتمال بيشتری داره که ?ردا نباشه !
- بعضی شرکت های نرم ا?زاری همه صن? رو مشهور به بی تعهدی در برابر مشتری کرده اند. شرکت های مسن تر کمتر جرات می کنند اينقدر در برابر مشتری بی خيال باشند و به اين راحتی شانه از مسئوليت خالی کنند.

اما از طر?ی همين جوونی شرکت می تونه اين نتايج رو هم در پی داشته باشه:
- شرکت جويای نامه و برای ح?ظ مشتری امکان داره بيشتر تلاش کنه.
- شرکت خلاق تره و ممکنه کارهای جديدتر و جالبتری برای مشتری انجام بده
- شرکت چالاک تره و پروسه انجام کارها سريعتره و يک نامه نگاری ساده روزها به طول نمی انجامه.
- شرکت به روزتره و می تونه به ما هم با ?ناوری های جديدتر سرويس بده
- شرکت حوصله بيشتری برای انجام امور خيلی ?نی داره
- شرکت زدو بند کمتری بلده، و بيشتر متکی به پتانسيل بالای کار و انگيزه قوی است

و البته بسياری موارد ديگر هم قابل ذکره.
اما مشتريان شما، بيشتر به کدام خصلت شرکت شما رو می شناسن؟؟

ارسال شده توسط: Majid در ساعت June 14, 2008 07:05 PM

سلام عرض می کنم
اولین بار هست که به این سایت سر می زنم. اطلاعات م?ید و کاملی در اختیار خوانندگان قرار می دین. ممنون .

ارسال شده توسط: ویدا در ساعت July 10, 2008 05:50 PM