« خدمات پشتیبانی محصولات نرم ا?زاری، قسمت چهارم، مشتری مطلقا راضی، مشتری نسبتا راضی | صفحه اصلی | زندگی در برزخ »
ا?تادن از درس نه از اصل
July 13, 2008 08:38 PM
ضرب المثلی قدیمی است که "طر? از اسب ا?تاده نه از اصل" و نشان دهنده آن است که شاید ?ردی بزرگ به طور مقطعی دچار مشکل شده است ولی اصالت و بزرگی خود را هنوز دارد، به نظر من این ضرب المثل را در محیط های دانشجویی می توان چنانچه در عنوان نوشته ذکر کردم، تغییر ماهیت داد.
به عنوان یک مدرس غیر حر?ه ای، همیشه سخت ترین کار برایم دادن نمره ها به دو گروه بوده است، گروهی که قرار است بالای 17 بگیرند و گروهی که قرار است بیا?تند، که در قضاوت در مورد هر دو گروه شک می کنم، در مورد نمرات بالا اینجا جای بحث نیست، اما نگاهم به مساله ا?تادن در یک درس و نگر?تن نمره، چنان است که می دانم برخی دانشجویانی که از من نمره گر?ته اند این نگاه را نمی پسندند و آن این است که ا?تادن به عنوان تنبیه یک دانشجو یا نالایق دانستن کلی و همه جانبه وی نیست، از آن گذشته دنیا هم به آخر نرسیده است، بلکه این امر به عنوان ?رصتی است مجدد برای آن دانشجو، که با یک زاویه دید دیگر، درسی را که یاد نگر?ته ، مجددا بررسی کرده و ?رصت داشته باشد که آن را خوب یاد گر?ته و بعد به سراغ درس های بعدی برود.
هر بار که به هردلیل به یکی از دانشجویانی که باید از نظر من دوباره درس را بگذرانند، نمره اضا?ی داده ام که درس را پاس کند، متوجه شده ام که در نهایت در حق آنها نه تنها لط? نکرده بلکه به ضررشان عمل کرده ام، چنانکه همین دانشجویان در ترم های بعد و دروس آتی دچار مشکل می شوند، مشکلی که ناشی از عدم یادگر?تن یک درس پایه و پیشنیاز بوده است. این مشکل مخصوصا در ترم های پایه حادتر است که که اگری درسی را خوب یاد نگر?ته باشی و آن را بگذارنی، مانند قطعات یک دومینو، درس های بعدی مانند آوار سرت خراب می شوند و به سختی می توانی از زیربار ?شار درسهای تخصصی بعدی بیرون بیایی.
می دانم که از دیدگاه همان دانشجویانی که نام بردم این دیدگاه ایده آل گرایانه و غیر واقعی است و به خاطر نمره ندادن به آنها، همه چیز کلاس من و خودم عیب می شود و ن?رینم می کنند که هر چه در دنیا بد است در من و کلاسم جمع شده است! اما امیدوارم اگر خواننده این نوشته هستند، بدانند که در نهایت این تصمیم، تصمیمی است به ن?ع خودشان.تازه من به شخصه هیچ علاقه ای به دیدار مجددشان در کلاس ندارم! که دیدن یک دانشجوی ا?تاده در کلاس بعدی همیشه برایم سخت بوده، اینکه می دانم آنچیزی را که درس می دهم یکبار شنیده است...، تکرار مکررات...، و این چقدر برای هر دو ما سخت است ....
همین!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: مامبو جامبو در ساعت July 13, 2008 10:32 PM
بنده در زمانی که دانشجو بودم به شدت با اساتیدی که دروس کاملا بیربط به رشته من (مهندسی کامپیوتر - نرم ا?زار) رو تدریس میکردن و به شدت هم اصرار داشتن که پاس کردن این درسها لازم هستش به طرز وحشتناکی مشکل داشتم. با وجود گذشت چندین سال از ?ارغ التحصیلی و شروع به کار در بازار واقعی به عینه میبینم و برایم اثبات شده که برای یک مهندس نرم ا?زار خوب شدن نیازی به دانستن نظریههای مطرح در ?یزیک و مکانیک، حل مسائل لاپلاس، مشتق و انتگرالهای آنچنانی و حتی مدار الکتریکی و الکترونیکی هم نیست. درسهایی که پاس کردن آنها مدتها از وقت مرا تل? کرد. امیدوارم شما از آن دسته اساتید محترم نباشید.
ارسال شده توسط: ا?شار در ساعت July 15, 2008 11:10 AM