« اشتباه مدافع= مرگ، اشتباه مهاجم= تب | صفحه اصلی | مدیریت بی برقی »

نیروی انسانی به عنوان یک سرمایه - قسمت 7 - شرکت بازیکن ساز!

July 22, 2008 02:41 PM

باشگاه های فوتبال را از منظر پرورش بازیکن، به دو گروه تقسیم می کنند:
- بازیکن ساز: باشگاهی که نیروهای جوان یا نوجوان و گمنام را جذب می کنند، تربیتشان می کنند و تبدیلشان می کنند به یک بازیکن حرفه ای. سپس از آن استفاده می کنند و یا به باشگاه دیگری با پول زیاد می فروشند.
- سایر: باشگاه هایی که دنبال بازیکن خوب در بین باشگاه های دیگر می گردند، اگر بازیکن خوبی پیدا کردند، با پول زیاد جذبش می کنند و از وی استفاده می کنند.


در شرکتهای کامپیوتری نیز می توان کمابیش چنین تقسیم بندی را مشاهده کرد. می دانیم که شرکتهای کامپیوتری در این چند ساله همیشه با کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه بوده اند. در این راستا شرکتها دو جهت گیری عمده را پیش گرفته اند:
- با اعلام آگهی های استخدام و یا جستجو در میان افراد حرفه ای ، دنبال نیروهای با تجربه و آموزش دیده می گردند و با پرداخت مبالغ بالاتر حقوق و یا شرایط بهترکار  آنها را جذب می کنند.
- از نیروهای دانشجو به صورت کارآموز و یا فارغ التحصیل -به اصطلاح دیگر صفر کیلومتر- دنبال نیروهای مستعد می گردند و آنها را جذب کرده و با انجام دوره های آموزشی در یک مدت زمانی ، نیروی مورد نیاز خود را تربیت می کنند.

دریک نگاه کلی نمی توان گفت، کدام روش خوب است، کدام روش بد. این شرایط است که تعریف می کند شما باید چه کاری را انجام دهید. در ادامه برخی مزایا و معایب و در نهایت روش تصمیم گیری در این مورد را بیان خواهم کرد.
- جذب نیروی با تجربه: مزایا: در اینجا شما از صرف زمان آموزشی پرهیز کرده اید و به سرعت می توانید یک نفر را به تیم خود اضافه کنید. در مواقعی که قبلا دانش فنی آن مساله را نداشته اید، جذب چنین نیرویی تنها راه حل شما است. ریسک شما در جذب نیروی انسانی مناسب کاهش می یابد. معایب: هزینه جذب این نیروها بالاتر است، نیرویی که به خاطر حقوق شما را انتخاب کرده ممکن است در شرایط مشابه دیگری را انتخاب کند و در آخر انکه ممکن است به جز مسائل فنی، برخی شرایط کاری و روحیه اخلاقی سازمانی به خاطر کارهای قبلیش در وی شکل گرفته که با فرهنگ سازمانی شما فرق می کند.
- جذب نیروی بی تجربه: مزایا: شما می توانید آنچه می خواهید را هم در بعد تخصصی و هم در بعد فرهنگ سازمانی بسازید، با حقوق کمتر می توانید با صرف یک زمان، به نیروی با کیفیت تری دست پیدا کنید و به یک نیروی وفادار تر دست پیدا کنید. معایب: شما نیاز به یک قابلیت استعداد یابی قوی دارید و ریسک جذب نیرو در آن بالاست، زمان را از دست خواهید داد و نیاز به یک انزژی و یا فعالیت مضاعف در جهت آموزش افراد دارید.

من به شخصا در زمانی که زمانبندی پروژه حاکم بر شرایط شرکت نیست، راه حل جذب نیروی جدید را بیشتر می پسندم و احساس می کنم برای رادمان، موثرتر بوده است، اما در برخی موارد هم به دلیل محدودیت ها، نیروی باتجربه جذب کرده ام.
اما، یک نکته متفاوت بین شرکتهای کامپیوتری و باشگاه های فوتبال است: باشگاه ها از یکدیگر بازیکن می خرند، شرکتها از یکدیگر نیرو می دزدند! شما شاید برای یک نیرو هزینه و انرژی زیادی بگذارید تا آنچه می خواهید را بسازید، اما برخی مواقع شرکتی دیگر با یک پیشنهاد فریبنده، آنچه را شما کاشته اید، درو می کند! وای بر ما ...
همین!

Ali Vahed | 02:41 PM

 

نظرخواهی

امیدوارم موفق باشید

ارسال شده توسط: احسان در ساعت July 22, 2008 02:59 PM