« مدیریت بی برقی | صفحه اصلی | فروش قبل از تولید یا تولید قبل از فروش »
روزهايي که ايکاش نبودند
July 27, 2008 11:51 AM
نمي دانم اين تجربه را داشته ايد که شبي وقتي که خسته از کار روزانه به خانه مي رويد، به خود بگوييد اگر امروز از خانه بيرون نيامده بودم فرقي نمي کرد! انگار آن روز اصلا مفيد نبوده ايد و با وجوديکه انرژي صرف کرده ايد و خسته ايد، کاري را انجام نداده ايد. تعريف کار در فيزيک را يادتان بيايد، انگار چيزي جابجا نشده است، در نتيجه انرژي صرف شما، کاري توليد نکرده است.
روزهايي که برنامه نويسي مي کردم کمتر اين حس به سراغم مي آمد، چون حداقل فرمي ساخته بودم، مشکلی حل کرده بودم يا ...اما اين روزها که دورترم از کار توليد، برخي مواقع دچار اين حس مي شوم... خوشا به حال آن روزها ...
همين!
نظرخواهی
شدیدا احساس همذات پنداری میکنم باهاتون!
ارسال شده توسط: عین.صاد. در ساعت July 28, 2008 10:43 AM
يک سئوال چند وقتي است ذهن منو مشغول کرده! در مورد وبلاگتان!
شما اوصولاً به تبادل لينک اعتقادي نداريد يا موضوع چيز ديگريست؟
در ضمن چند وقتي است با کامت گذاشتن در وبلاگ شما و Javaborder مشکل دارم.
خيلي بهتر مي شد اگر از يک سيستم مديريت محتوا مثل وردپرس براي مديريت وبلاگتان استفاده مي کرديد!
ارسال شده توسط: ایمان در ساعت August 1, 2008 12:20 AM
مساله اعتقاد نیست، یک عادت بود که به یک سبک تبدیل شد.
در زمان شروع وبلاگم، اینکار زیاد باب نبود، من هم بخشی برای آن نگذاشتم، بعد هم به تدریج سادگی شد سبک وبلاگم. کمتر سعی می کنم تصویر بگذارم، با انتخاب رنگ سیاه و سفید و خاکستری، خواسته ام جای خودم را نشان دهم، یک نگاه خاکستری به مسائل، دور از حاشیه ها، لینکی هم اگر دادم در مطلبی بوده به یک نوشته که خوانده ام به جز لینک خالی شاید چند کلمه ای هم در مورد آن نوشته ام. لینک خالی برایم مثل این SMS هایی می ماند که موقع سال نو می فرستی برای 100 نفر که عید شما مبارک. که به آدم نمی چسبد به عنوان فرستنده و گیرنده.
همین شد که این بخشهای ساده وبلاگ شد یک سبک.
درمورد مشکلات فنی هم حق با شما است. ما از ورژن های قدیمی MT استفاده می کنیم که مشکلاتی دارد، اما تغییر نسخه وقت می خواهد که فعلا ندارم.
همین!
ارسال شده توسط: ali در ساعت August 1, 2008 09:58 AM
Manegement Problems
همین...
ارسال شده توسط: NOBODY در ساعت August 1, 2008 11:17 PM