« گذشت ...بدون اینکه متوجه آن بشوم! | صفحه اصلی | مالیات بر ارزش افزوده و نرم افزاری ها »
پیجیده در پر قو!
&"October 19, 2008&"
در شرکتهای نرم افزاری رسمی است برخاسته از شرایط اقتصادی و اجتماعی ما و اینکه برنامه نویسان و تولید کنندگان، به گمان خودشان "نیروهای ویژه" هستند و تافته ای جدابافته از سایرین.
به عنوان یک تولید کننده نرم افزار و کسی که هنوز هم پس از سالها، برنامه نویسی را دوست دارم و هر چند وقت یکبار دستی بر آتش می برم، با این نظر موافقم که برنامه نویسی کار ویژه ای است و باید شرایط و محیط را برای آن فراهم کرد، اما با این تلقی که برنامه نویس آدم ویژه تری نسبت به سایرین است مخالفم.
اما به عنوان یک مدیر شرکت همانند همه همکاران خودم در سایر شرکتها، به دلیل کمبود نیروی انسانی متبحر در این پست، مجبورم به جای اینکه هوای برنامه نویسی را داشته باشم، برخی مواقع هوای برنامه نویسان را داشته باشم، که این باعث می شود برنامه نویسان برخی مواقع توقعات بالاتر و یا غیر منطقی از شرکت داشته باشند و نسبت به سایر همکارانشان احساس برتری جویی پیدا کنند.
خدا را شکر در شرکتی که کار می کنم، به دلیل ارزشهای اخلاقی مدیر تولیدمان و نیز روحیه خود بچه ها و نزدیکی تیم های مختلف با یکدیگر این فضا حاکم نشده است ، اما متاسفانه در برخی از شرکتهای دیگری که با آنها ارتباط دور یا نزدیک دارم، برنامه نویسان و فضای حاکم بر تیم های تولید همان است که گفتم. معمولا در فعالیتهای اجتماعی و گروهی یا فوق برنامه شرکتها حضور پیدا نمی کنند، نوع برخوردشان با سایرین و تیم های دیگر ، برخورد از بالا به پایین شده است و یک اعتماد به نفس کاذب در میانشان شکل گرفته است، توقعات بالاتر، برخورد ها سطحی تر و .... شده است.
این نوع برخورد باعث می شود که در سایر تیم ها و پرسنل شرکت چه در بخش های تخصصی و چه در بخش های اداری، نوعی دلخوری و سردی در رابطه با تیم های تولید پیش بیاید که مخرب است.
بر عهده مدیران ارشد شرکتها، مدیران تولید و مدیران منابع انسانی است که مراقب تشکیل چنین فضایی در شرکتهای خود باشند و روابط درون دپارتمان و بین بخشی خود را به شکلی سازماندهی کنند که از بروز چنین برخورد هایی جلوگیری شود.
به برنامه نویسان هم-که خودم جزیی از آنها هستم- توصیه می کنم که اولا از این نوشته من دلخور نشوند، موضوع صحبتم شخصی و یا جهان شمول نبود و می دانم و می شناسم بسیاری از برنامه نویسان را که از این روحیه دوری می کند و ثانیا بدانند که کار ویژه می کنند اما نیروی ویژه نیستند و ثالثا تلاش کنند که روابط بهتری با سایرین ایجاد کنند که این روحیه و دوری گزینی از سایرین باعث می شود که از جنبه روابط اجتماعی رفتارشان به مرور دچار مشکل و اختلال می شود و به تنهایی و افسردگی دراز مدت آنها منجر می شوند که بالاخره همیشه یک کار پایدار نیست.
همین!