« رادمان، 6 | صفحه اصلی | هدایت جلسه »

سادگی دانشجویی

&"January 21, 2009&"

در طول ترم معمولا به دانشجویان حاضر در کلاس دقت نمی کنم و فقط در همین حد که برخی چهره ها را بشناسم برای کافی است. اما در زمان امتحان، اغلب به جز آنکه پاسخ برخی سوالات را بدهم، کار دیگری نیست و فرصت می شود نگاهی به دانشجویان حاضر داشته باشم. نکته ای که برایم جالب می شود برخی مواقع، چهره و لباس دانشجویی است...


در زندگی عادی و در زندگی کاری ، اغلب همه مجبورند ظاهری ساختگی داشته باشند، لباسی معمولا استاندارد، صورتهای بزک شده، موهای مرتب و ... معمولا این تظاهر، ناشی از جایگاه افراد یا نیاز به توجه دارد.
اما در طی دوره دانشجویی، مخصوصا در دانشگاه های درست و حسابی، آدم از قید دو جهان آزاد است. گویی هیچ چیز برایش مهم نیست، گویی این دوره پایانی ندارد، ظاهری ساده، ریش های نتراشیده، موهای پریشان، لباسی رسمی با کفش اسپرت و یا کفشی رسمی با شلوار جین! جوان هستند و بی خیال دنیا...
معمولا این قضیه از سالهای دوم شروع می شود که در سال اول همه چیز جدید است و دانشجویان تازه وارد هم می خواهند خودی نشان بدهند، دوستی پیدا کنند یا .... اما در سال دوم به بعد همه چیز به نوعی بی قیدی تبدیل می شود که دوست داشتنی است برایم...


خوشحالم از اینکه برخی مواقع حضورم در دانشگاه، به من یادآوری می کند که دنیا را نباید اینقدر که الان جدی می گیرم، جدی بگیرم.... بی خیال دنیا.... هپلی بودن را بچسب!
همین!

Ali Vahed | 12:08 PM