« خوابگاه دانشجویی یا زندان؟ | صفحه اصلی | سال نو، دفتر نو! »

روحِ دانشگاه

March 1, 2009 02:24 PM

"هر دانشگاه یک روح حاکم بر خود دارد" یا "هر دانشگاه، هویتی مستقل از دانشجویانش دارد".
نمی دانم با دو جمله فوق موافق هستید یا نه، اما مروری بر وقایع اخیر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در واکنش به دفن شهدای گمنام پیش آمد با واکنش های دانشگاه های دیگر به این مساله و نیز اتفاقات قبلی این دانشگاه و دانشگاه های دیگر به نظر من، تاییدی است بر فرضیه فوق.
بگذارید اینگونه توضیح بدهم، به لحاظ تحصیلی و تدریسی، تجربه حضور، تحصیل و یا تدریس در دانشگاه های مختلف را داشته ام و یا دوستانی را در این دانشگاه ها داشته ام.
معتقدم به اینکه هر دانشگاه یک روح غالب دارد، روحی که باعث می شود دانشجویان جدیدالورود نیز به زودی در فرمی قرار گیرند که آن  دانشگاه می خواهد یا شاید دانشجویانی عرصه برای فعالیت پیدا می کنند که با آن روح سازگارتر باشند.

برای مثال دانشگاه بهشتی را یکی از بهترین دانشگاه ها برای تحصیلات پایه در سطح کارشناسی می دانم، چرا؟ چون خیلی سیاسی نیست، بچه ها سرشان به کارشان گرم است و کارشان را می کنند و گویی تافته ای جدا بافته اند از فضای ملتهب سیاسی روز، اما در عین حال که برای پلی تکنیک ارزش خاصی قائلم، فکر می کنم دانشگاه مناسبی برای دانشجویان مقطع کارشناسی که با هدف درس خواندن وارد دانشگاه شده اند نیست، هر روز به مناسبتی اعتصاب است یا تعطیل! فضای سیاسی غالب است بر فضای درسی، یا مثلا صنعتی اصفهان را دانشگاهی می دانم که دانشجویانش برای همه چیز بسیار زحمت می کشند، آدمهایی پرکار، با پشتکار و ... تربیت شده آنند، دانشگاه تهران را فضایی می دانم بین رشته ای ، مهندسینی هنرمند، فیلسوف، ادیب یا .... که به سبب حضور در کنار سایر دانشکده ها و ارتباط با سایر دانشجویان برایشان پدید می آید، تهران هر چند سیاسی تر از بهشتی یا شریف است اما به پای پلی تکنیک نمی رسد، علم و صنعت گویی همیشه ساز مخالف سایر دانشگاه ها را می زند و جو غالبش گویی بیشتر نزدیک به دیدگاه های دولت است تا جنبش های دانشجویی معمول، بچه های خواجه نصیر که گویی دانشجوی واقعی نیستند، آنقدر که در سرتاسر شهر سرگردانند!...
این ها واقعیت نیستند، برداشت های شخصی من هستند از فضای دانشگاه ها، الزاما کلی یا درست نیست، نگاه یک فرد است به روح غالب دانشگاه ها ....
مسلما، در هر دانشگاه دانشجویانی هستند که دیدگاه متفاوتی با جو غالب آن دانشگاه دارند، یادم می آید زمان دانشجویی، یکی از همکلاسی ها و دوستان خوب خودم، همیشه مخالف وضع موجود بود-که بیشتر شبیه یک قهوه خانه بزرگ بود و همه جا را آب می برد ما را خواب- و معترض! ویا شاید دوستی دیگر در دانشگاهی دیگر غیرسیاسی تر از منی که از هیچ چیز خبر نداشتم...
نمی دانم شما هم همین نظر من را دارید یا نه، به هر حال شنوای نظرات موافق و مخالف شما هستم ...

همین!

Ali Vahed | 02:24 PM

 

نظرخواهی

در اين که هر دانشگاهي يک روحي دارد، کاملا با شما موافق هستم. براي همين است که من اعتقاد دارم که کارکرد پرورشي دانشگاه خيلي مهم تر از کارکرد آموزشي آن است. به واقع شايد در بسياري از دانشگاه ها، يک کتاب و يک مطلب آموزش داده شود. اما ميان مهندس اين دانشگاه تا آن دانشگاه تفاوت از زمين تا آسمان است.
در مورد روحياتي هم که گفته بوديد، تا حد بسيار زيادي با شما موافقم. حداقل به عنوان يک صنعتي اصفهاني حرف شما در مورد خيلي از صنعتي اصفهاني ها قبول دارم. نافشان را با کارکردن بريده اند. در مورد صنعتي شريفي ها هم چون ننوشته بوديد، فکر ميکنم که خيلي تئوريک هستند. يعني جنبه نظري دانش آنها به جنبه عملي کار آنها در بازار کار سنگيني مي کند. در حالي که پلي تکنيکي ها به اعتقاد من در بازار کار خيلي عملگرا تر از شريفي ها هستند.

ارسال شده توسط: مجيد آواژ در ساعت March 1, 2009 11:06 PM