« سونامی پیام کوتاه | صفحه اصلی | اصلاح الگوی مصرف در نرم افزار یا با نرم افزار؟ »

به خانه برمی گردیم!

April 23, 2009 04:24 PM

سالی که سپری شد سال سختی بود برایم! اردیبهشت 87 به پیشنهاد یکی از دوستانم، به صورت پاره وقت، قرار شد در شرکتشان مجری برخی تغییرات سازمانی باشم و واحد های پشتیبانی و فروش را بهبود بخشم. ابتدا قرار شد در طی یک فرآیند 3 تا 6 ماه اینکار صورت گیرد، اما کار دشوارتر و پیچیده تر از آن بود که فکر می کردیم و باید به آهستگی و به شکلی عمل می کردیم که بدون اختلال در فرآیند های جاری، بهبود هم در سازمان جاری شود و پایدار گردد.این شد که حجم بیشتری از زمان کاری خودم را در کمک به آن دوستان در آن شرکت سپری کردم.
تا اینکه در پایان سال 87، اوضاع به شکلی درآمد که می شد به سازمان کاری و مجموعه ای که با کمک مدیران و پرسنل آن شرکت چیده شده بود، اعتماد کرد، از آن سو در رادمان باید بیشتر وقت می گذاشتم، که تمام زندگی خودم را برای آن گذاشته ام و می گذارم و نباید می گذاشتم که از بابت کم بودن حضور زمانی من به ان آسیب برسد.
خدا را شکر می کنم که آن شرکت، امسال آنقدر به یک بلوغ از سطح سازمانی رسیده که تغییرات جدید و سطح بالاتری را هدف قرارداده است.
با پایان ماموریت دوستانه ام، امسال بیشتر وقت خودم را در رادمان خواهم بود و از این بابت خوشحالم که می توانم آن ایده هایی را که در طی سال پیش، به دلیل کمبود وقت و متفاوت بودن اولویت ها رها کرده بودم، دنبال کنم.
به خانه خودم برگشتم! با خاطراتی خوب! با دستی و ذهنی پر! با امید...!
همین! 

Ali Vahed | 04:24 PM

 

نظرخواهی

دوست بسيار عزيزم،
خوشحالم كه مي بينم مثل هميشه موفق و اميدوار ، به كاري كه دوستش داري مي پردازي و هرجا كه هستي منشا تحول و پيشرفت آنجايي...
بدون تعارف بگويم كه دانش و جايگاه شما و اين روراستي با خودتان و شناخت خواسته هايتان و كم نياوردن پيش سختي ها به راستي رشك برانگيز است.
برايت اميد موفقيت هرچه بيشتر دارم...

ارسال شده توسط: مهيار در ساعت April 25, 2009 08:45 AM

ممنون رفیق!
به هیج وجه خودم را شایسته و لایق آنچه گفتی نمی دانم...
اما به خاطر لطف شما باز هم ممنون.
همین!

ارسال شده توسط: ali در ساعت April 25, 2009 12:18 PM