« اطلاع رسانی افقی، اطلاع رسانی عمودی | صفحه اصلی | تفاوت نوشتن در وبلاگ با نوشتن در facebook »

صلاحت را بیشتر از خودت می دانم!

&"June 30, 2009&"

بچه که بودم، اویل پول توجیبی منظمی نمی گرفتم، تا اینکه با اصرار خودم و حمایت مادرم، قرار شد یک ماهیانه مشخص داشته باشم که بر اساس آن بتوانم روی هزینه هایم  برنامه ریزی کنم. چند ماهی اوضاع خوب بود تا اینکه... به مرور برخی ماهها ماهیانه کمتر از آنچیزی که باید به من داده می شد.اعتراض که کردم این جواب را از پدرم گرفتم که: "تو هنوز بچه ای، من خیر و صلاح تو را می دانم، بیشتر از خودت... می دانم هر ماه چقدر پول لازم داری، این ماه تو اینقدر پول لازم نداری!" 
تا اینکه ....


بگذارید این خاطره را نیمه کاره رها کنم و بپردازم به اوضاع این دو هفته پس از انتخابات.  پیشتر راجع به سیاست ها و برنامه های دولت در زمینه محدود کردن کانالهای اطلاع رسانی مطلب نوشته بودم (برای مثال اینجا یا اینجا) اما انگار اوضاع نه تنها روبه خوب شدن نیست، دولتمردان ما و کارشناسان عالیرتبه آنها، هر روز دست گل جدیدی به آب می دهند. چند روزی است به جز بستن پیام کوتاه و محدود کردن ایمیل و بستن مسنجر ها و قطعی گاه وبی گاه موبایل کار به مسدود کردن تلفنهای اینترنتی خارج از کشور و بدتر از آن به قطعی بدون اخطار تلفن های ثابت به صورت منطقه ای هم رسیده است! شنیده ها حاکی است که روز دوشنبه هفته جاری، تلفن ثابت برخی مناطق تهران نیز قطع گردیده است، تازه شایعات می گوید قطعی برق بعد از ظهر این روز نیز تصادفی نبوده است....

گویی دولت ما هم مثل پدر من و خیلی از پدرهای دیگر، برای یک کودک یا بهتر بگویم طفل صغیر تصمیم می گیرند و خیرو صلاح ما را بیشتر از خودما می دانند که هر موقع دلشان خواست یک کانال اطلاع رسانی را باز کنند و هر موقع هم که نخواست مسدودش کنند و ما مثل طفلی کم عقل باید دهانمان را باز نگهداریم تا دولتمان از قطره چکانش، قطره ای از اطلاعات و کانالهای اطلاعاتی را به ما بدهد!

کاری به شرکتها ندارم که از بابت قطعی تلفن و یا کندی اینترنت چه ضررها که نکرده اند، مردم عادی چه گناهی دارند که باید به مصداق سوختن تر و خشک، از بابت این جریان آسیب ببینند. اگر مریضی در خانه احتیاج به مراقبت داشت آیا می توان با توجیه جلوگیری از اغتشاش، جلوی ارتباط خانواده اش با اورژانس را گرفت! بگذریم، کو گوش شنوا...

به خاطره خودم باز گردیم که با اعتراضی دامنه دار و تحصن هایی خانگی! پدرم را مجبور کردم که ماهیانه من را مستقل از جیب خودش بکند، از خانه ای اجاره ای می گرفتیم که من موفق شدم نقش مامور وصول اجاره را بازی کنم و خودم یک ماه در میان اجاره را برای ماهیانه دوماهم بردارم! پس از آن نیز که دیگر بزرگ شده بودیم و مستقل و دیگر کسی نمی توانست به من بگوید که صلاحت را بیشتر از خودم می داند، حداقل در زمینه اوضاع اقتصادیم!

شاید اگر دولت مجبور شود که به جای مسدود کردن رسانه های ارتباطی، کنترل آنها را به دست گیرد و به تشکیل شبکه های خصوصی مخابراتی تن دردهد و اجازه دهد که شرکتهایی مستقل خصوصی در این زمینه نقش بازی کنند دیگر شاهد چنین شاهکارهایی نباشیم، که برای جلوگیری از "سوء استفاده"، اصل "استفاده" را ممنوع کرد.

همین!

Ali Vahed | 2:02 PM