« فروش انواع فیلم و سریالهای روز جهان! | صفحه اصلی | ملاقات با سیمرغ در کوه قاف! (بخش 1- مقدمه ای بر فروش) »
شرخر
&"May 11, 2010&"
در یک مهمانی خانوادگی با یکی از اقوام همسرم که تاحالا ندیده بودمشان و تازه از خارج به ایران آمده بود گفتگو می کردم از من پرسید شغل شما چیست؟
گفتم اسمی آن را می خواهید یا رسمی آن را. با تعجب پرسید مگر فرق می کند گفتم بعله! اسما یک مهندس نرم افزار هستم که یک شرکت کامپیوتری دارم و کار نرم افزاری می کنیم اما رسما من یک “شرخر” هستم!
هاج و واج مانده بود،
گفتم واقعا شرخرم، قبل از گرفتن پروژه دنبال شر می گردم و ناز مشتری را می کشیم که از ما بخرد، پروژه را که گرفتیم دنبال شر هستم و ناز نیروی کار را می کشم که پروژه را انجام دهند، شرآخر و نهایی هم زمانی است که پروژه را تمام کرده ایم، آنجا باید تازه مثل یک شرخر واقعی دنبال پولمان بدویم و ناز مدیران مالی را بکشیم و یا به هر روش و ابزاری متوسل بشویم تا پولمان را بگیریم.
همین!
پی نوشت: نوشته فوق متنی است که در بخش نظرات وبلاگ بهساد ذیل نوشته ای با عنوان "مشتریان و پول گرفتن" ن نوشتم که بد ندیدم عینا آن را در وبلاگ هم بگذارم. پیشنهاد می کنم آن نوشته را هم بخوانید. (اینجا)