« ملاقات با سیمرغ در کوه قاف! (بخش 3- فروش نرم افزار به بخش خصوصی) | صفحه اصلی | دست + ("پا" یا "بال") !؟ »
برو بیرون..... از تهران!
&"June 8, 2010&"
در چند هفته گزشته، طرح خبرهایی از خروج برخی شرکتهای دولتی از تهران مجددا اذهان همه مردم ساکن تهران، علی الخصوص آنانیکه از این طرح مستقیم یا غیر مستقیم تاثیر می گرفتند را به خود مشغول کرد. طرحی که چند سال پیش ابتدا در قالب خروج دفتر شرکتهایی که محل اصلی آنها خارج از تهران بود مطرح شد و با سروصدای زیاد اجرای آن آغاز شد و پس از چندی همه آب ها از آسیاب افتاد... حتی گویا شرکتهایی که دفتر خود را منتقل کرده بودند به تدریج مجددا به سرجای اول بازگشتند، حتی انگار آن تیم های ورزشی هم که به شهرستانها منتقل شدند هنوز برخی تمرینانتشان را در تهران برگزار و صرفا برای مسابقات به آن شهر جدید می روند.
اینبار هم فکر می کردم مانند آن سالها، این طرح هم صرفا یک کار خبری است برای آماده سازی اذهان عمومی نسبت به تخلیه شهر تهران برای بهبود زندگی و کاهش صدمات ناشی از حوادث. تا اینکه دوستی دیروز به من گفت به یکی از اقوامشان که در شرکت دولتی.... مشغول به کار است اعلام کرده اند که ظرف 6 ماه آینده این شرکت کاملا به شهر .... منقل خواهد شد. پس انگار این قضیه حداقل در ابتدا هم که شده جدی است.
به عنوان یک فرد عادی با هر طرحی که باعث کاهش جمعیت شهر تهران بشود موافقم اما به عنوان یک فعال اقتصادی در مورد شیوه اجرای این طرح ها پرسشهایی دارم که نمی دانم پاسخ آنها را از کجا باید دریافت کنم:
1-بهتر نیست به جای انتقال شرکتها،اولویت به سایر مجموعه های دیگری داده شوند که وابستگی و ارتباطات کمتری با مجموعه های دیگر در سطح شهر دارند. برای مثال صنایع، پادگانها و...
2-با توجه به اینکه ابتدایی ترین نیاز شرکتهای بزرگ، ساختمانهای اداری است، ظرف یک سال چگونه و در کدام شهر می توان ساختمانهای کافی برای انتقال فقط یک مجموعه آن هم شرکتهای نفت که مشمول طرح است پیدا کرد؟
3- آیا بهتر نیست به جا و یا در کنار طرح انتقال شرکتهای دولتی، طرح کوچک سازی دولت و واگذاری اینکارها به بخش خصوصی دنبال شود، طبیعتا همزمان بخش خصوصی به بهینه کردن و کاراتر کردن زیرمجموعه خود اقدام خواهند کرد. دولت که کوچک شود دیگر نیازی به انتقال آن نیست؟
4-فرض کنیم این شرکتها منتقل شدند، آیا شهر های جدید زیرساخت های ارتباطی مناسبی چه از منظر جاده و امکانات سفر به همه شهر های کشور-ماهیت این شرکتها ستادی و نظارت بر فعالیت مجموعه های خود در سطح کشور است- و چه در بحث پهنای باند و کانالهای مخابراتی وجود دارد؟
5-وضعیت کارکنان این شرکتها چه می شود، اگر مختار به انتخاب انتقال هستند آنها که می مانند را در کجا مشغول خواهند کرد وقتی قرار است کل شرکت منتقل شود و اگر اجباری است وابستگی های خانوادگی و اجتماعی آن کارکنان چه می شود، برای مثال زن و شوهری که هر کدام در شرکتی فعال هستند اگر قرار باشد دو شرکت به دو شهر متقاوت منتقل شوند و یا کسی که همسر ، فرزندانش و یا خانواده اش به هردلیلی مجبور به سکونت در شهر هستند را چکار می کنند؟
6- وضعیت شرکتهایی مانند ما که به این شرکتها سرویس می دهیم چه می شود. برای مثال در لیست شرکتهای منتخب حداقل10 مشتری ما وجود دارد، اگر آنها به شهر های دیگر بروند آنها چگونه از ما خدمات بگیرند وقتی ما امکان سرویس حضوری بلادرنگ را به آنها نخواهیم داشت و ما چگونه به آنها خدمات بدهیم وقتی هر یک قرار است در شهری متفاوت جای گیرند؟ آیا همه آنها باید به سمت شرکت های محلی برای ارائه خدمات بروند و آیا اینهمه پتانسیل در کوتاه مدت در آن شهرها برای ارائه طیف گسترده و متنوع این خدمات وجود دارد؟
7- آیا بهتر نیست به جا و یا در کنار انتقال فیزیکی از طریق اجرای طرح های دولت الکترونینک و اتوماسیون به عنوان یک روش کاملا کم هزینه تر که فارغ از بسیاری از موانع قانونی که مثلا خصوصی سازی دارد نیز می باشد برای کاهش حجم فعالیت شرکتها و غیر متمرکز کردن آنها استفاده کرد. هم اکنون بخش عمده ای از جمعیت تهران، جمعیت غیر ساکن در شهر و کسانی است که برای دریافت یک خدمت به شهر سفر کرده اند و با اجرای طرح های اینچنینی و گسترش شبکه های زیر ساخت در شهرهای مختلف و ارائه سرویسهای راه دوز از مراجعه حضوری بی نیاز خواهند شد.
8- اگر قرار است این انتقال به صورت جدی صورت گیرد، داستان این نقل و انتقالات در سازمانهای دولتی از شهرستان ها به تهران چیست؟ برای مثال مدیران تصمیم گیری یکی از مشتریان ما در چند ماه گزشته همگی تغییر کرده و جانشینان آنها، از مجموعه های تابعه مشتری از سطح کشور انتخاب شده اند. جالب است که برخی از این افراد جدید خود ناراضی از این انتقال هستند و جدا از خانواده و در مراکز اقامتی و یا پانسیون ساکن شده اند!
9-آیا بهتر نیست به جای اجرای طرح های دفعتی و انقلابی به صورت تدریجی و در طی یک برنامه چند ساله، با کاهش جذب نیروی انسانی در تهران و انتقال اختیاری یا جذب و تربیت نیرو در جاهای دیگر و فراهم کردن امکانات سخت افزاری و نرم افزاری لازم، این طرح اجرا شود؟
10- وضعیت مراکز داده ای و ارتباطات بین شبکه ای چه می شود؟ ایا همه شبکه های ارتباطی باید به سمت و سوی دیگر منقل شود و ارتباط بین آنها نیز به شکل دیگری در بیاید برای مثال ارتباط بین این شرکتها با بانکها و یا .... (شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ، مجری کارت هوشمند سوخت، راه آهن یا شرکت مخابرات یا پست که از حجم بالای تراکنش های مالی و داده های برخوردارند جز شرکتهای مشمول طرح می باشند)
....
پرسشها بسیار است، باید منتظر ماند و دید آیا اینبار هم این طرح در سطح کاغذ روزنامه ها خواهد ماند و یا نه جدا اجرا خواهد شد و پاسخی که مجریان این طرح به این پرسشها و مسائل پیچیده دیگر خواهند داد چیست؟
همین!