« عاقبت به خیر...! | صفحه اصلی | دعوت به همکاری »
موی سپید، ریش سپید... مرد سپید.
&"July 12, 2010&"
چند روزی است از فوت پیر هوش مصنوعی می گذرد و من هنوز در فکر روزهایی هستم که اولین بار ایشان را دیدم. سال 76 یا 77 بود فکر می کنم، مرکز تحقیقات فیزیک نظری....
مردی با آن چهره خاص و فراموش نشدنی که بیشتر به هنرمندان یا فلاسفه شبیه بود تا یک آدم فنی و مهندس! پدر هوش مصنوعی ایران! آدم فازی! مرد .... عاطفی!
بچه هایی که ایشان را دیده بودند می دانند چه می گویم... اما چهره متفاوت تنها عامل خاص برای به خاطر سپردن ایشان نبود، "کارو لوکس" ، چه اسمی!؟ قبل از اینکه حرف زدن استاد را ببینم فکر کردم شاید یک خارجی است که ایران آمده، اما "او یک ایرانی بود". اما فقط چهره متفاوت و اسم خاص ایشان نبود که نمی شد فراموش کرد، رفتار و منش ایشان وجه تمایز اصلی بود.آنها که دانشجوی ایشان بودند اول با هزار زحمت با ایشان درس می گرفتند و بعد با هزار زحمت درس را می گذراندند و فکر می کنم اکثرشان این اتفاق را یکی از بزرگترین شانس های زندگیشان می دانستند.
من که افتخار شاگردی ایشان را نداشتم، حیف، خیلی هم استاد را ندیده بودم، شاید در حاشیه کنفرانسی، جلسه دفاعی یا .... شنیدن اسم و رسم یک نفر مرا وسوسه می کرد که در آن جلسه باشم، یک نفر به نام "دکتر کارو لوکس"...
روحش شاد، یادش گرامی!
همین!