« November 2004 | صفحه اصلی | January 2005 »

اهميت دوستي هاي زمان دانشجويي

December 25, 2004 11:41 AM

در ترم جاري به دليل اينكه دوباره در شكلي جديد وارد دانشگاه شهيد بهشتي شدم خاطرات زيادي از دوران دانشگاه و دانشجويان قديمي و مهندسين نرم افزار و سخت افزار فعلي برايم زنده شد. يكي از موارد جالبي كه يادم آمد نقش شكل گيري شركتهاي كامپيوتري موفق بر اساس دوستي هاي زمان دانشجويي است. در دوره دانشجويي، دانشجويان فرصت خوبي براي شناخت يكديگر و آشنايي با نحوه تفكر، زندگي و روابط همديگر دارند. در اين دوره معمولا از ترم هاي اول دوستي ها در قالب گروه هاي 3 الي 4 نفر شكل مي گيرد و چنانچه گروه تفاهم لازم را با هم داشته باشند معمولا تا انتهاي دوره دانشجويي اين روابط ادامه مي يابد.


اين رابطه طولاني مدت كه هم جنبه هاي خصوصي افراد (دوستي معمولي) و هم جنبه هاي كاري (انجام كار گروهي براي پروژه هاي دانشجويي و يا درس خواندن هاي مشترك) را به همراه دارد با عث مي شود در پايان يك تيم هماهنگ و همراه كه شناخت خوبي نسبت به هم دارند تشكيل شود كه مي تواند زمينه ساز تاسيس يك شركت موفق گردد. نمونه هايي از اين دست در بين دانشجويان هم ورودي ما و يا دانشجويان دوره هاي بعدي مي توان پيدا كرد كه به برخي از آنها اشاره مي كنم. اين شركتها نمونه اي محدود از تجربه هاي موفقي است كه من سراغ دارم. ساير دوستان دانشگاه شهيد بهشتي قبل، همزمان و يا بعد از ما شركتهاي مختلفي تاسيس كرده اند كه در مجال ديگري مي توان به آنها پرداخت.


شركت ورانگر: تلاشي موفق از دوستان خوبم عليرضا شيعه دوست و ميرطه موسوي نژاد به همراه چند نفر ديگر كه مي شود گفت امروزه يكي از شركتهاي موفق در زمينه توليد نرم افزار علي الخصوص سيستمهاي جامع پخش مي باشند.


شركت ستكام: نمونه بسيار موفقي از شركتهاي مشغول در زمينه توسعه سيستمهاي اينترنتي و وب سايت ها كه با تلاش دوستان هم دانشگاهي سامان ميرزايي و مجيد اورعي و افراد ديگر پاگرفت و امروزه يكي از شركت هاي پيشرو در اين زمينه است.


شركت داده كاوان پيشرو: مجموعه اي از بچه هاي قوي و خوب شامل شهروز محقق، نعمت هرندي پور، علي مرادي و امير رادور شركتي را تاسيس كرده اند كه در همه پروژه هاي بزرگ امروز مي توان ردپايي از آنان بدست آورد. مجموعه اي كه با جذب نيروهاي مستعد ديگري از دانشگاه موفق به توسعه كارهاي خود به شكل نسبتا خوبي شده اند.


شركت ستاره روز: شركتي حاصل تلاش دوست عزيزم احسان طبري كه با همفكري چند تن ديگر از همورودي هايشان شركتي موفق را تاسيس كرده اند.


شركت ويرا جهان گستر: شركتي كه حاصل تلاش چند نفر از دانشجويان قديمي من در مباني كامپيوتر (استاد: مهندس پوروطن) آقايان حسن گردش و سياوش دخانچي و مجموعه همراه ديگري شكل گرفته و كارهاي خوبي در زمينه فنآوري اطلاعات انجام مي دهند.


و ....


القصه همه اينها را نوشتم كه به اين نكته اشاره كنم كه دوستي زمان دانشجويي چه ميزان اهميت دارد. به دانشجويان خصوصا دانشجويان سالهاي پايين تر توصيه مي كنم كه قدر اين دوستي ها را به دانند، در انتخاب دوست دقت كنند و تمام تلاششان را براي حفظ يك دوستي خوب بكار ببرند شايد كه در آينده از تجربه آن در راه اندازي يك فعاليت علمي و يا تحقيقاتي موفق بهره گيرند.


همين!

Ali Vahed | 11:41 AM | Comment(s)(0)

برنامه نویسی

December 21, 2004 03:14 PM

سالها پيش در زمان دانشجو بودن در دوره کارشناسي به عنوان برنامه نويس در يک شرکت نرم افزاري مشغول به کار شدم. در آن زمان در يک سايت به اتفاق چند نفر ديگر کار مي کرديم. به مرور به دليل زياد شدن کارم يک اتاق کوچک اختصاصي به من دادند که شايد دو سه متر مربع بيشتر مساحت نداشت تا براي اجراي برخي کارها که نياز به تمرکز داشت از آن استفاده کنم.يک سالي در آن اتاقک کوچک بدون مزاحمت کسي مشغول برنامه نويسي بودم.  در آن زمان يک برنامه نويس پرسابقه در آن شرکت مشغول به کار بود . اين همکار ما به دليل نوع کاري که شرکت انجام مي داد و پراکندگي مشتريانش در تمام ايران مدام از اين شهر به آن شهر سفر مي کرد. امروز شمال بود فردا جنوب روز بعد تهران روز بعد شرق و غرب  و ..... من وقتي کار او را مي ديدم هميشه حسرت مي خوردم که خدايا آيا مي شود من هم روزي مدام از اين شهر به يک شهر ديگر بروم و مدام در حال سفر باشم و از دست اين کد نويسي و اين اتاق قفس مانند رها شوم. و خدا دعايم را مستجاب کرد! يواش يواش کار من هم به سفرهاي يکي دو روزه کاري به صورت مداوم تبديل شد. تازه فهميدم چه کار خسته کننده اي است. فقط خستگي و خستگي. پيش خودم گفتم کاش تحليل گر سيستم مي شدم تا از اين برنامه نويسي و از اينهمه دردسر سفرهاي هميشگي خلاص مي شدم. و  باز هم خدا من را به آرزويم رساند. در يکي دو پروژه بزرگ و کوچک شدم تحليل گر سيستم. به عنوان تحليل گر تازه فهميدم يک جلسه مصاحبه چقدر خسته کننده است و تحليل و طراحي سيستم چه کار سخت و پر دردسري است. آن زمانها مدير عامل شرکت ما به عنوان مدير پروژه ها نيز فعاليت مي کرد. مدام از اين جلسه به آن جلسه مي رفت. پروژه شروع مي کرد و فرآيند توسعه پروژه را مديريت مي کرد. چه کار جذاب و هيجان انگيزي داشت. بازهم رفتم سر وقت خدا. خدايا من را مدير پروژه بفرما! و شدم مدير پروژه؛ تازه فهميدم مديريت پروژه يعني چي!؟ چه کار پر مسووليت و پر استرسي است. شب و روز نداري و مدام بايد مراقب باشي. يک همزماني قوي در کارها و خلاصه آغاز بدبختي. امروز ديگر از خدا چيز جديدي نمي خواهم. فقط يک اتاق کوچک دو سه متر مربعي که فارغ از همه اين دردسر ها بشينم و مثل قديم ها فقط برنامه بنويسم و برنامه بنويسم!
همین!

Ali Vahed | 03:14 PM | Comment(s)(0)

اینترنت!

December 18, 2004 09:08 PM

در رادمان همکاری داریم به نام خانم [.......]. این خانم از آن مهندس های جوانی است که علاقه زیادی برای یادگرفتن دارد و شاید این مهمترین دلیل همکار شدنش با ماست. اما یک نکته جالب قابل ذکر در مورد این همکار عزیر علاقه مفرط وی به اینترنت است. جواب کوچکترین سوالهای روزمره و ساده را در اینترنت جستجو می کند.  حتی اگر از وی بپرسی که ساعت چند است قبل از اینکه به ساعت روی دیوار نگاه کند، کانکت می شود و از طریق اینترنت چک می کند که الان در هر نقطه زمین ساعت چند است!!!
از شوخی که بگذریم با ورود اینترنت به زندگی جاری ایرانی، تحول زیادی در نوع زندگی و فکر مردم ایجاد شده است. تا همین چند سال استفاده از اینترنت چنانچه امروز همه گیر شده است نبود. یادم می آید در سمیناری تحت عنوان زندگی در اینترنت که چند سال پیش از طرف انجمن انفورماتیک برگزار شده بود، دکتر صنعتی-مدیرعامل وقت شرکت نرم افزاری سینا (sina soft) - از تجربیاتش در استفاده از اینترنت در زندگی روزمره در آمریکا می گفت. صحبتهایی که آن روز شاید برای ما خیلی دور جلوه می کرد. اما امروز واقعیت آنست که عملا زندگی مردم ایران هم با اینترنت و تحولات آن گره خورده است.
هر روز شمار کاربران اینترنت افزایش می یابد. هر روز قیمتهای اتصال به اینترنت کاهش می یابد و هر روز ISP های قدر پول دار تر و ISP های کوچک فقیرتر می شوند. هر روز تعداد بیشتری از سیاستمداران، هنرمندان، روزنامه نگاران و ..... به سمت اینترنت و ایجاد یک وب سایت شخصی و یا در حالت ساده تر یک وبلاگ می کنند.
دانشجوی امروز دیگر شاید کمتر سری به کتابخانه ها بزند-هر چند هنوز به نظر من به دلایل کارکردهای کتاب و کتابخانه اینترنت به معنی عامش نمی تواند جایگزین مناسبی باشد و بحث کتابخانه های رقمی (Digital Libraries) هم از همینجا آغاز می شود- دانشجوی امروز با تعریف یک تحقیق و یا انتصاب یک پروژه، اولین کاری که می کند آنست که چک کند ببیند آیا کسی قبلا کار مشابهی انجام داده تا با کمی تغییر -حداکثر ترجمه به فارسی- آن را به استادش تحویل دهد!
حتی کسانی که اپراتوری ساده کامپیوتر را هم نمی دانند دم از اینترنت و جایگاه ویژه آن می کنند. چند وقت پیش یکی از دوستان می خواست در یک کار صنعتی سرمایه گذاری کند و جالب اینکه در آن مورد هیچ نمی دانست! حتی نمی دانست اسم چیزی که می خواهد تولید کند چیست!؟ به من زنگ زد که فلانی یک سر به اینترنت بزن! یکی رو پیدا کن! که بداند این چیست و فرمول و روش ساختش را به من  بدهد! گفتم آخه به این سادگی نیست که من وصل شوم و یکی را پیدا کنم. باید اول بدانم در مورد چه چیزی جستجو کنم. به ظاهر قانع شد اما مطمئنم که در دلش به من خندید و حتما پیش خودش گفت بابا این یارو اصلا سواد نداره، الکی اسم خودش رو هم گذاشته مهندس کامپیوتر!!
نکته مهمی که به نظر می رسد باید به آن توجه بکنیم آن است که سرنوشت اینترنت را با سرنوشت سایر فنآوری هایی که قبلا آمد و بدون دانستن فرهنگ استفاده، آن را به بدترین شکل ممکن استفاده کردیم گره نزنیم. هر چند از جامعه مصرفی ما بعید است بتواند استفاده معقولی از همه چیزهای جدید بکند. اینترنتی هم که می توانست به عنوان ابزاری برای اتصال ما به جهان باشد و مرز های جغرافیایی ما را کمرنگ و منحصر به کتابهای جغرافیا بکند می رود که به سرنوشت محتوم سایر فنآوری ها بپیوندد. دریغ و صد افسوس که از این موقعیت هم بهره نبردیم تا خود را با جهان یکی کنیم. کاری که شاید در هند و امارات و مالزی و اندونزی اتفاق افتاد می افتد.
بگذریم....!
همین!

Ali Vahed | 09:08 PM | Comment(s)(0)

و اما مناقصه ....2

December 13, 2004 02:39 PM

امروز سري به همان سازمان دولتي كه مشاورش بودم زدم! نكته جالبي مشاهده كردم. و آن تعدد شركتهاي خواستار شركت در مناقصه ايجاد وب سايت شركت بود كه قبلا چند باري در مورد آن نوشته بودم. تا امروز (دوشنبه 23 آذر) حدود 60 شركت مراجعه كرده اند كه با توجه به تعداد روز باقيمانده مهلت خريد اوراق (28 آذر) اين تعداد بيشتر از اين هم مي تواند باشد! و ممكن است تا 100 شركت هم افزايش پيدا كند!


جالب آنجاست كه شركتهايي تا كنون مراجعه كرده اند كه به نظر سابقه چنداني در اين زمينه ندارند. شايد دليل آن عدم تعادل در بازار نرم افزار كشور و نامناسب بودن بازار است كه شركتهاي مختلف را به سمت اجراي پروژه هاي غير تخصصي خود سوق مي دهد.نكته اي كه در مجال مفصل تري به آن خواهم پرداخت كه چرا در ايران همه شركتها، همه نوع كار مي كنند . شركتهاي تخصصي به آن معني كه در خارج از مرزها داريم كمتر يافت مي شود.


از سوي ديگر بررسي اين تعداد پيشنهاد -البته بعيد مي دانم از ميان اين همه شركت بيشتر از 20 پيشنهاد دريافت كنيم- توان زيادي مي خواهد كه خدا به من و ساير همكاران اين سازمان صبر دهد!


همين!

Ali Vahed | 02:39 PM | Comment(s)(0)

اسماعیل غلامی-winresource

December 11, 2004 04:45 PM

دوستی دارم به نام آقای اسماعیل غلامی حاجی آبادی. در یکی از سازمانهای دولتی مشغول به کار است.بدون اینکه قصد تنگ نظری  نسبت به عزیزانی که در بخش دولتی شاغل هستند داشته باشم باید بگویم این آقای غلامی یکی از معدود کسانی است که با وجودیکه در بخش دولتی کار می کند اما به نظر من از کار کردن لذت می برد و مرتبا سعی می کند به دانشش اضافه کند و این دانش را در اختیار سایرین قرار دهد.  این آقای غلامی، دستی هم در نوشتن دارد، آنهم چه دستی. یکتنه چندین وبلاگ می نویسد که هر کدام جای خواندن دارد.


در یک وبلاگ تخصصی به نام winresource  مطالب جالبی در مدیریت و اپراتوری و استفاده خوب از کامپیوترهای شخصی و ویندوز و...  می نویسد که اکثر آنها را نیز کتبا منتشر کرده است.


به هر حال برای علاقه مندان برای آشنایی حرفه ای تر با ویندوز خواندن وبلاگ ایشان را توصیه می کنم. ایضا دوستی با آقای غلامی را. اما به عنوان یک توصیه مواظب دست دادن با ایشان باشید. شدیدا محکم و گرم با آدم دست می دهد!


برای ایشان موفقیت و بهروزی در تمام کارها آرزو می کنم!


همین!

Ali Vahed | 04:45 PM | Comment(s)(0)

تور رادمان

December 10, 2004 04:33 PM

بالاخره تور رادمان برگزار شد. بعد از کلی عقب افتادن های مکرر، روز جهارشنبه 18/9/83 به اتفاق برو بچه های رادمان و خانواده و دوستانشون رفتیم نیاسر کاشان.خوش گذشت. به زودی گزارش سفر را در همین وبلاگ به قلم خانم دیلمیان خواهید خواند.


همین!

Ali Vahed | 04:33 PM | Comment(s)(0)

و اما مناقصه ....

December 9, 2004 07:08 PM

سرانجام پروژه اي که به عنوان مشاور براي آن RFP  تهيه کرده بودم و قبلا در مورد آن در همين وبلاگ نوشته بودم به مرحله مناقصه رسيد. و هم اکنون شرکتهاي مجري براي گرفتن RFP مراجعه مي کنند تا پيشنهاد خود را آماده کنند. حس جالبي است. اينکه افراد ديگري سعي بکنند روشي براي پياده سازي ايده هاي آدم پيدا کنند. با وجوديکه قبلا تجربه چنين حسي را در پروژه هاي مشابهي که مشاور و يا تحليل گر بودم داشتم اما به دليل حجم پروژه و تعداد شرکت کنندگان در اين مناقصه که از سرتاسر ايران مي توانند شرکت کنند حس اين پروژه قوي تر است. براي شخص خود من خيلي جالب است که کساني که آنها را نديده ام و همه از متخصصان و توسعه دهندگان نرم افزار و طراحان وب هستند وقتي اين RFP  را مطالعه مي کنند چه نظري دارند. توضيح اينکه در اين مناقصه ، موضوع پروزه ايجاد يک وب سايت براي يک سازمان دولتي و مناطق آن در تمام ايران است که با توجه به حجم بزرگ فعاليتهاي اين سازمان و اطلاعاتي که در آن مبادله مي گردد، وب سايت بزرگي ايجاد خواهد شد و در برآورد اوليه، نزديک به 50 الي 60 پيشنهاد دهنده تخمين زده شده بود اما با توجه به تعداد مراجعه کنندگان روز اول (20 شرکت) احتمال افزايش تعداد کل وجود دارد.
به همين دليل امروز قصد دارم در مورد فرآيند انتخاب يک پيمانکار در مناقصه ها و تفاوت پروژه هاي مختلف با پروژه هاي ديگر توضيح بدهم.
در يک مناقصه پس از آماده شدن RFP، به 3 صورت مي توان عمل نمود:

1- از طريق شناخت قبلي بدون انجام مناقصه يک شرکت انتخاب مي گردد و پروژه توسط وي انجام مي شود. در اين نوع بر اساس RFP ، زمان و هزينه توافق مي گردد و مقايسه رسمي خاصي بين اين پيشنهاد با ساير شرکتها نمي شود.
2- مناقصه محدود: در مناقصه محدود ، چند شرکت محدود (معمولا 3 تا 5 شرکت) حائز شرايط انتخاب مي گردند و RFP الزاما به آنها داده مي شود. اين چند شرکت پيشنهادات فني و هزينه هاي آن را محاسبه و اعلام مي کنند. کارفرما با مقايسه اين پيشنهادات با توجه به ملاک هاي فني و يا قيمت و يا زمان، انتخاب نهايي را صورت مي دهد.
3- مناقصه هاي باز و يا عام: در اين شيوه، مناقصه معمولا از طريق جرايد کثير الانتشار اعلام مي گردد. بدين ترتيب همه شرکت ها مي توانند از آن آگاه گردند و براي دريافت اسناد مناقصه که همان RFP و معمولا پيش نويس قرارداد و مطالبي از اين دست مي باشد مراجعه مي نمايد. سپس بر اساس آنها پيشنهاد را آماده مي کند. پس از دريافت همه پيشنهادات، ارزيابي در دو مرحله موازي صورت مي گيرد: در يک مرحله توسط بخش هاي فني درگير ارزيابي فني روي پيشنهادات صورت مي گيرد. پيشنهادات ناقص حذف و ساير آنها بر اساس اولويت طبقه بندي مي شوند. سپس واحد ديگري از شرکت که معمولا امور مالي و يا کمسيون معاملات مي باشد، از نظر قيمت پيشنهادات بررسي مي شود و در نهايت انتخاب صورت مي گيرد.

هر کدام از اين شيوه ها مزايا و معايب خاص خود را دارد. براي مثال در روش اول هر چند روش ساده تر و سريعتر است اما امکان اشتباه بالا است. چرا که ممکن است شرکت ديگري با همان کيفيت، کار را سريعتر و يا ارزانتر ارائه نمايند و يا کيفيت کارشان بالاتر از شرکت مجري باشد. در حاليکه در مناقصه سعي مي شود يک ارزيابي بين پيشنهادات مختلف صورت مي گيرد و بهترين، انتخاب مي شود. از طرف دیگر تعداد شرکتهای قادر به اجرای یک پروژه نیز مهم است. در زمانیکه اجرای یک کار انحصارا در توان یک شرکت است و یا اینکه ما مایل به خرید یک محصول خاص هستیم عملا اجرای مناقصه بی معنی است. اما در زمانیکه تعداد شرکتهای توانمند در یک زمینه خاص زیاد باشد بسته به تعداد می توان از انواع مناقصه استفاده نمود.
به هر حال در همه صنایع و بالاخص در صنعت نرم افزار بایستی به این نکته دقت کرد که لزوما قیمت و زمان نباید در یک مناقصه تنها عامل تصمیم گیری باشند. مساله مهمتری نظیر کیفیت نیز در تصمیم گیری باید لحاظ گردد. برای مثال در مورد یک نرم افزار خاص مثل سیستم گویا قیمت از 75 هزار تومان تا 1.5 میلیون تومان متفاوت است! یا برای یک سیستم مالی از 20 هزار تومان تا 10 میلیون تومان! دلیل این تفاوت فاحش در کیفیت خود نرم افزار، قابلیت های آن، کیفیت خدمات پس از فروش و قابلیت های یک نرم افزار خوب (یک بار در مورد نرم افزار خوب خواهم نوشت ) می باشد.
به عنوان یک مشاور به مدیران بخش های فنآوری اطلاعات شرکتها و سازمانهای دولتی توصیه می کنم که در این زمینه دقت لازم را به عمل آورند و در مناقصه هایی که تعداد آنها نیز معمولا برای یک سازمان دولتی کم نیست، حتما بحث کیفیت را مد نظر قرار دهند و به شرکتهای فعال در زمینه تولید نرم افزار هم توصیه می کنم که عوامل کیفی پیشنهاد خود را به خوبی در پیشنهاد پروژه مطرح کنند و ضمن آن از اضافه گویی و بزرگ نمایی نیز خودداری کنند تا شرایط تصمیم گیری برای بررسی کنندگان پیشنهاد ها بهتر مهیا گردد.
همین!

Ali Vahed | 07:08 PM | Comment(s)(0)