« February 2005 | صفحه اصلی | April 2005 »
سال نو ، گالری عکس و بقیه قضایا....March 16, 2005 08:22 PM
سلام
امروز آخرین نوشته را در سال 1383 می نویسم. سالی که گذشت سالی بود که در انتها می توانم بگویم از نتیجه آن راضی هستم. تا سال 1384 چگونه باشد.
پس سال نو مبارک! سالی خوب و خوش برای شما آرزوی قلبی من و سایر همکاران من در رادمان است!
اما بعد ....
وعده داده بودم که گزارش تور دو سالگی رادمان را در همین وبلاگ بگذاریم که بالاخره با همت خانم دیلمیان در قالبی تصویری در بخش گالری عکس رادمان نگاشته شد.
گزارشی تصویری هم از نمایشگاه توانمندی های روابط عمومی کشور هم توسط خانم دیلمیان تهیه شده و در همین بخش گذاشته شده است.
تا سال آینده خدانگهدار!
همین!
Ali Vahed | 08:22 PM | Comment(s)(0)
طرح جامع يا طرح راهبردي توسعه فنآوري اطلاعات و ارتباطاتMarch 15, 2005 03:20 PM
IT Strategic planning يا ICT Master Plan یا IT Master Plan که در فارسی تحت عنوانهای طرح استراتژیک(راهبردی) فنآوری اطلاعات و یا طرح جامع (یکپارچه) فنآوری اطلاعات و ارتباطات مطرح شده است، طرحی است که در چند سال اخیر در کشور مطرح شده است و سازمانها اغلب در قالب پروژه های بزرگ و دهن پر کن آن را اجرا می کنند و مجریانی نیز در کنار سایر کارهای خود و یا به صورت اختصاصی در این زمینه فعالیت می کنند.
اما این طرح چیست؟ فلسفه اجرای آن چیست ؟ و درنهایت چه نتیجه ای از این پروژه انتظار می رود؟
در این نوشتار به صورت غیر علمی و در قالب عمومی به آن اشاره خواهم کرد. گرچند این نوع نحوه انتشار خیلی دقیق نیست! اما می تواند برای یک شروع مطالعه در این زمینه گام کوچکی باشد.
هدف از اجری طرح:
هدف از اجراي اين طرح به صورت کلی عبارت است از بررسي وضعيت موجود و ارائه وضع مطلوب یک شرکت در زمينه هاي سخت افزار ، نرم افزار ،
ارتباطات و نيروي انساني موردنياز جهت اجراي طرح دولت الكترونيك و تهيه طرح جامع ICT آن شرکت مي باشد به نحوي كه حركت شركت در يك فرآيند
مشخص از وضع موجود به وضع مطلوب معين گردد . طبيعي است بدون داشتن برنامه جامع مدون فعاليتهاي انجام شده بصورت پراكنده ، موازي و بعضاً
متناقض اجرا حواهد شد .
اجراي موفقيت آميز اين طرح موجب ارتقاء سطح شغلی کارکنان ، افزايش رضایت ارباب رجوع ، بالابردن سطح دانش و آموزش عمومي بدون توجه به
محدوديتهاي جغرافيايي، كاهش هزينه هاي انجام فرآيند ها، تسريع اجراي خدمات و بهره وري بيشتر از امكانات خواهد شد . از سوي ديگر با ايجاد
زيرساختهاي مناسب از لحاظ سخت افزاری، نرم افزاری و دانش فنی موجود، شرکت پیمانکار می تواند به سمت بهبود سطح ارائه خدمات و پویا نمودن
ساختار های کاری خود در انجام فرآیند های جدید و نیاز انطباق فعالیت های خود با مفاهیم دولت الكترونيك و تجارت الکترونیک باشد.
به عبارت دیگر در یک طرح راهبردی فنآوری اطلاعات هدف آن است که استراتژی های سازمان از منظر بهره گیری از روشها و ابزارهای فنآوری اطلاعات
مشخص شود. برای تعیین استراتژی ها ابتدا باید محیط را خوب شناخت (شناخت وضع موجود)، سپس وضع مطلوب را ترسیم کرد و سپس روش رسیدن
به این وضع موجود را در قالب برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مشخص کرد.
بدیهی است در تعیین این استراتژی ها، موارد متعددی دخیل می باشند. مواردی از جمله شرکت ها و سازمانهای بالادستی، سیاست ها، بودجه، ارباب
رجوع آن سازمان، داشته های فعلی نرم افزاری، سخت افزاری ، نیروی انسانی و بسترهای موجود ارتباطی و درنهایت بررسی شرکتهای موفق خارجی،
شناسایی فنآوری های نوین و ..... برای تعیین وضع مطلوب.
مزایای اجرای طرح:
اما اجرای این طرح به چه درد می خورد؟ آیا نتیجه آن همانند بسیاری از پروژه های مطالعاتی دیگر یک زونکن و یا یک جزوه نمی شود که در اتاق مدیر،
زینت بخش کتابخانه وی بشود و یا با آن جلوی سایرین پز بدهیم که ببینید ما طرح های استراتژیک فناوری اطلاعات داریم!
واقعیت ان است که چنانچه گفته شد اجرای این طرح باعث جامعیت بخشیدن و هدف دادن به فعالیت های یک سازمان در زمینه IT می شود و از دوباره
کاری و یا اجرای فعالیت های متناقض و .... جلوگیری میکند.
دلیلی نمی بینم که با استفاده مناسب از فنآوری اطلاعات در سازمانها اشاره کنم. چون شاید برکسی پوشیده نباشد. شاید به نوعی توضیح واضحات
باشد. اما به عنوان یک مثال مطلبی خواندم در مورد مایکروسافت و آن اینکه شرکت مایکروسافت با اجرای سیستمهای اتوماسیون اداری در شرکت خود
توانسته در بخش خدمات منابع انسانی، 12 میلیون دلار و با حذف گزارش های مالی کاغذی، 170 میلیون دلار در سال 2001 صرفه جویی داشته باشد! رقم قابل ملاحظه است! راست و دروغش هم بماند به حساب مایکروسافت. اما به هر حال تنها با اجرای سیستم اتوماسیون اداری می توان به چنین دستاوری رسید. در حالیکه کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات تنها شامل Office Automation نمی شود.
اما فلسفه اجرای طرح و یا اینکه این طرح به چه درد می خورد!؟
در مورد مزایای اجرای طرح صحبت کردیم. اما این مزایا زمانی خود را نشان می دهد که اجرای این طرح هدف مند باشد و صرفا برای اضافه کردن یک مطلب به کتابخانه اتاق مدیر نباشد.زمانی یک سازمان از نتایج مثبت این طرح برخوردار خواهد شد که شرایط زیر در اجرای طرح بکارگرفته شده باشد:
- از مشاور خبره و با تجربه برای تهیه طرح استفاده کرده باشد.
- اطلاعات صحیح و کامل را در اختیار مشاور قراردهد.
- مشاور به خوبی مراحل جمع آوری اطلاعات را صورت داده باشد و در طراحی وضع مطلوب دقت کرده باشد.
و از همه مهمتر برای اجرای این طرح دلیل داشته باشد. به عبارت دیگر، یک مدیر خدمات کامپیوتر و یا فناوری اطلاعات به خوبی بداند چه طرحی را می خواهد اجرا کند؟ بداند که چه خروجی بایستی دریافت کند؟ و با دریافت آن خروجی بر اساس آن عمل کند. نه اینکه دوباره بدون طرح و برنامه عمل کند.اعتماد به گروه مشاور و نیز عزم راسخ در یکپارچه سازی طرح ها باعث می شود که بدون تغییر نوع کار و صرفا با اصلاح روشهای گردش اطلاعات و بهبود آنها با یک هزینه منطقی و بدور از هزینه های اضافی، پروژه های فنآوری اطلاعات و ارتباطات سازمان به خوبی اجرا شود.
باز هم در این مورد خواهم نوشت.
همین!
Ali Vahed | 03:20 PM | Comment(s)(7)
تعداد خطوط تلفن، معياري براي ارزيابي يک شرکت!March 13, 2005 09:07 PM
چند وقت پيش در يک سازمان بزرگ دولتي جلسه اي داشتيم در جهت معرفي خدمات خود و به طور ويژه سيستمهاي تلفن گوياي رادمان.بحث هاي جالبي مطرح شد و مشتري نيازهاي خود را مطرح کرد و ما نيز قابليت هاي فني خود را براي برآورده سازي آن نيازها. با توجه به تجربيات متعددي که در اجراي کارهايي شبيه نيازهاي مشتري داشتيم، اجراي آنها براي ما مشکل خاصي نبود. از نتيجه جلسه که بگذريم (چون هنوز معلوم نيست!) اتفاق جالبي افتاد که سرآغاز بحث امروز است!
مدير بخش سؤال کرد در مورد رادمان و سابقه اش. در جواب گفتم شرکتي هستيم کوچک (شايد هم بشود گفت خيلي کوچک، به قولي دفتر چه = دفتر کوچک!) يکي از دوستان حاضر در جلسه به شوخي مطرح کرد که بله معلوم است شرکتي که يک خط تلفن دارد آنهم هم تلفن و هم فاکس! من هم به شوخي جواب دادم هر چند فعلا فقط يک خط تلفن داريم اما فکر کنم وب سايتمان بيشتر معرف ما باشد تا تعداد خطوط تلفنمان!
هر چند که آن دوست عزيز قصد شوخي داشت و ما هم به همين شکل برخورد کرديم اما اين دو جمله تلنگري شد بر اين که بنويسم واقعا معيارهاي ارزيابي يک شرکت چيست؟ چون واقعا ديده ام که در ايران خيلي از مواقع (مخصوصا) در بخش دولتي وقتي مي خواهند يک شرکت را ارزيابي کنند از روي ظواهر اين کار را انجام مي دهند: اين که کجا هستند!؟ چند خط تلفن دارند!؟ دفترشان چند متر است!؟ چند تا منشي دارند!؟ دفترشان شيک است يا نه!؟ اگر در نمايشگاهي هستند غرفه آنها چند متر است!؟ آيا مونيتورهايشان LCD هست!؟ و .....
آيا اين موارد و بسياري موارد اين چنين مي تواند ملاکي براي ارزيابي توان يک شرکت باشد ؟ در پاسخ به اين سوال مي توان چنين گفت:
براي تشکيل يک شرکت و يا سازمان کاري چند نکته بايد فراهم گردد تا سازمان بتواند پا بگيرد و رشد کند، اين نکات عبارتند از:
- سرمايه
- نيروي انساني
- دانش (فرآيندها و تجربه)
- سياست و برنامه
- شانس! (يا بهتر بگويم شناخت دقيق از بازار و روابط مناسب در آن)
هر کدام از اين عوامل در يک شرکت به خوبي فراهم نگردند، نمي توان يک سازمان خوب با بازدهي مناسب انتظار داشت.
بدون شک ملاک هايي که گفته شد مي توانند براي ارزيابي يک شرکت بکار گرفته شوند اما بايد در وزن آنها در تعيين نتيجه کلي دقت کرد. اين ملاک ها شايد (دقت کنيد شايد!) فقط تعيين کننده يک بخش از عوامل تشکيل دهنده يک سازمان و آنهم بخش سرمايه هستند. چه بسا شرکتهايي که با سرمايه آنچناني تاسيس شده باشند اما نتوان به آنها اعتماد کرد. به عنوان مثال اغلب شرکتهاي دولتي در زمينه فنآوري اطلاعات با سرمايه کلان دولتي (بهتر است بگويم آب کر!) تشکيل شده اند اما به دليل عدم جذب نيروي انساني متخصص و ماهر و يا مديريت بد نيروي هاي متخصص و يا عدم دانش کافي در جهت اجراي طرح ها و مديريت منابع، توان مناسبي در اجراي پروژه ها ندارند. در عوض شرکتهاي خصوصي به دليل ماهيت آنها (الزاما بايد سودآور باشند و گرنه فعاليت آنها توجيهي ندارد) سعي مي کنند ضمن جذب نيروي خوب، مديريت خوبي نيز نه تنها بر روي پرسنل فني بلکه بر روي ساير منابع (سرمايه و تجهيزات و ...) داشته باشند.
در دنيا، بسياري شرکتها داريم که معروفند به شرکتهاي COM. . اين شرکتها که توسط چند نفر نيروي متخصص تشکيل شده اند شايد حتي يک دفتر هم نداشته باشند اما با حضور در وب و ايجاد گروه هاي کاري مجازي، پروژه ها را به صورت تيمي (و اغلب به صورت متن باز Open Source) توليد مي کنند و اغلب محصولات توليدي اين شرکتها به دليل کم بودن هزينه هاي توليدشان (عدم صرف هزينه براي دفتر و استهلاک اموال)، محصولاتي ارزان تر و کاراتر از ساير شرکتها توليد مي کنند.
از سوي ديگر بسياري از شرکتها را مشاهده مي کنيم که باوجود درآمد هاي بالا، براي استفاده مناسب از سرمايه، هنوز در فضا هاي قديمي خود با يک دکوراسيون ساده و اغلب با استفاده بهينه از فضا از طريق تقسيم به پارتيشن هاي مختلف و با بهره گيري مناسب از سخت افزارهاي قديمي بهره وري خود را در سطح مطلوبي نگه داشته اند.
بنابراين نبايد بيش از آن اندازه که بايد به شکل و شمايل يک شرکت توجه کرد. بر عکس بايد ديد مجموعه آن شرکت آيا توانايي اجراي کار خواسته شده را دارند. براي اين ارزيابي يا بايد سوابق کاري و تحصيلاتي پرسنل فني و کليدي شرکت را بررسي کرد و يا بر اساس پروژه ها و تجربه هاي قبلي شرکت اقدام کرد (در مورد ارزيابي فني يک شرکت به صورت عام در آينده نزديک در همين وبلاگ به صورت جداگانه و به تفصيل مطلبي خواهم نوشت! منتظر باشيد!)
...
در خاتمه ....
خاطره اي دارم از سالهاي دور کاري! در شرکتي کار مي کردم قوي و فعال در زمينه توليد نرم افزار. مديرعامل آن شرکت اتاقي داشت که درون آن يک دست مبلمان قديمي و رنگ و رو رفته بود. مبل هايي که واقعا در هيچ خانه اي پيدا نمي شد و حتي شايد سمسار ها نيز آنها را مفت هم نمي خريدند. هميشه از اين که مدير اين شرکت با اين بزرگي و با اين سطح از درآمد چرا مبل هاي اتاق خودش را عوض نمي کند تعجب مي کردم و اين مطلب را پاي خساست وي مي نوشتم. تا اينکه يک روز از وي پرسيدم که آقاي مهندس ........... شما چرا اين مبل هاي درب و داغون را عوض نمي کنيد؟ براي شما زشت است هنوز هم مهمانهايتان را در اين اتاق پذيرايي کنيد! در جواب حرفي به من گفت که از آن به بعد به شکلي سرلوحه کارم شد. گفت من عمدا اين مبل ها را عوض نمي کنم. مي خواهم هر کس وارد اين اتاق مي شود بداند که چه مدت زمان طولاني است که اين شرکت تاسيس شده است و چه تعداد بالايي آدم هاي مختلف روي اين مبل نشسته اند. دقيقا همان حسي که ما در اعتماد بيشتري که به يک آدم ميانسال (مخصوصا پزشک و يا تحليل گر)نسبت به يک جوان داريم.
همين!
Ali Vahed | 09:07 PM | Comment(s)(0)
فرآيند توسعه نرم افزارMarch 11, 2005 08:56 PM
به بهانه تدريس اين بخش از درس مهندسي نرم افزار يک در دانشگاه بد نديدم، خلاصه اي از درس را تحت عنوان مروري بر فرآيند توسعه نرم افزار و روشهاي مختلف آن را در اينجا نيز ذکر کنم باشد که مورد استفاده علاقه مندان قرار گيرد.چرا؟ چون فکر می کنم چنانچه هم مشتری و هم تولید کننده با فرآیند توسعه نرم افزار آشنا باشند ارتباط بهتری با هم برقرار می کنند و هر یک وظیفه و حقوق خودش را بهتر می داند و بهتر می تواند بر جریان تولید نظارت داشته باشد.
در ساخت يک سيستم نرم افزاري سه فرآيند مهم تاثير گذار مي باشند:
- فرآيند توسعه (Development Process): سازماندهی فعالیت ها است برای ساخت یک سیستم
- فرآيند مديريت (Management Process): انتخاب افراد، تجهیزات و فرآیند هاست برای توسعه یک سیستم و کنترل و نظارت بر روند اجرای پروژه (مدیریت پروژه)
- فرآيند پشتيباني (Maintenance Process): کنترل و پشتیبانی نرم افزار پس از تولید آن
در این بین در فرآیند توسعه هدف آن است که یک سیستم با مشخصات خواسته شده تولید شود و بنابراین برای تولید هر نوع سیستم متفاوت است.فرآیند توسعه از مرحله طرح یک راه حل مفهومی برای مساله خواسته شده (امکان سنجی) آغاز شده، پس از دریافت خواسته ها و تحلیل سیستم طراحی صورت گرفته و در نهایت این طراحی با کمک ابزارهای پیاده سازی تبدیل به یک سیستم واقعی می شود. هدف این فرآیند آن است که از یک سو برآورده ساختن نیازهای کاربران و از سوی دیگر کیفیت مناسب عملکرد سیستم تضمین گردد و بنابراین بایستی حاوی مکانیسم هایی برای اعتبار سنجی: خروجی مطابق با خواسته ها (Validation) و وارسی پذیری: صحت عملکرد خروجی (Verification) باشد. فرآیند توسعه ضمن دادن آزادی به تحلیل گر باید تضمین کند که زمانبندی رعایت شود.
روشهای مختلفی برای فرآیند توسعه سیستم وجود دارد که در این میان می توان گفت 12 روش مطرح تر وجود دارد که بدون اشاره به مزایا و معایب آنها عبارتند از:
1- ساده ترین روش: تبدیل فرآیند توسعه سیستم در قالب دنباله ای از وظایف مشخص و ترسیم CPM: Critical Path Model ، یک نمودار از تمام فعالیت ها
2- فرایند توسعه خطی Liner: به ترتیب مراحل انتخاب پروژه، تعریف مفهومی (تعریف مساله، امکان سنجی) ، تعریف مشخصات (خواسته ها ، تعریف مساله) ، طراحی (طراحی معماری، تفصیلی) ، توسعه (ساخت سیستم، تست) ، ارزیابی و درنهایت تعریف پروژه جدید
3- مدل آبشاری (Water Fall) : تقسیم وظائف توسعه سیستم در قالب یک مدل آبشاری از تعریف مساله، امکان سنجی، تحلیل (سیستم، خواسته ها)، طراحی ، پیاده سازی و تست ، یکپارچه سازی و تست، نصب و تست ، نگهداری و مرور , با امکان برگشت از یک مرحله به مرحله قبل
4- توسعه مرحله ای، افزایشی و یا نموی Incremental Methods : تقسیم یک مساله به مسائل کوچکتر و انجام هر زیر سیستم (مساله کوچکتر) و انجام هر یک به صورت جداگانه و در صورت امکان اجرا به صورت همزمان
5- الگو سازی (Prototyping) :ایجاد یک الگو برای کاربران برای اینکه درک بهتری از سیستم داشته باشند و درنهایت پیاده سازی سیستم بر اساس این نمونه
6- توسعه سریع سیستم RAD: Rapid Application Development : ادغام برخی مراحل با یکدیگر و استفاده از زبانهای نسل چهارم برای توسعه سیستم (مراحل: برنامه ریزی، طراحی و تست)
7- طراحی تکاملی به صورت حلزونی و یا مارپیچی (Spiral) : توسعه سیستم به صورت افزایشی به صورت بازگشتی Recursive
8- با اضافه کردن مفاهیم برنامه سازی شی گرایی (OOP) به روش حلزونی و تبدیل به صورت موازی بازگشتی (Parallel Recursive Method )
9- توسعه سیستم مبتنی بر مولفه ها (CBSD: Component Based Software Development )
10- توسعه همزمان (Concurrent Development) : توسعه به صورت یک فرآیند سیستماتیک و مرحله بندی و لیبل گذاری هر بخش در هر مرحله. تقسیم سیستم به بخش های مختلف و تقسیم نیروها در بین پروژه های مختلف برای اجرای این بخش ها به صورت همزمان
11- روشهای فرمال : بکارگیری مدل ها و مفاهیم ریاضی در توسعه سیستم
12- روشهای نسل چهارم: بگارگیری از ابزارهای گرافیکی و ابزارهای مهندسی نرم افزار (CASE Tools)
با توجه به تعدد روشها و مدل های فرآیند توسعه باید در یک پروژه انتخاب صورت بگیرد. این انتخاب بر اساس موارد زیر می تواند باشد:
- درجه ساختاری سیستم
- آشنایی با فنآوری
- اندازه پروژه
برای مثال چرخه های خطی برای پروژه های آسان و ساختیافته و یا زمانی که با فنآوری کاملا آشنا هستیم مناسب می باشند و برای پروژه های بزرگ و ناشناخته روشهای افزایشی بهتر می باشند.اما نمی توان انتظار داشت یک گروه تولید کننده نرم افزار در هر پروژه یک معیار را انتخاب کند. چون این کار بسیار هزینه بر است و به لحاظ مختلف ناصواب. دلایل انتخاب یک روش استاندارد برای یک تیم و استفاده در همه پروژه ها آنست که:
- طراحان برای یادگیری تکنیک های جدید وقت زیاد تلف نمی کنند.
- مستند سازی بهتر صورت می گیرد
- کاهش هزینه آموزش کاربران سیستم ها
همانطور که قبلا نوشته ام در رادمان روش نهم از روشهای بالا انتخاب شده است.چون از یکسو برای همه پروژه ها می توان استفاده نمود و هم مولفه های خوبی در هر پروژه تولید و یا بهبود می یابند که می توان از آنها در پروژه های بعدی نیز استفاده کرد. بگذریم ....
همین!
Ali Vahed | 08:56 PM | Comment(s)(94)
فروشگاه تلفني، محمد ايزدي و چرخه تکاملي نرم افزار!March 10, 2005 11:34 AM
لازم است ابتدا سه واژه عنوان اين نوشته را تعريف کنم تا بعد بتوانم به خوبي ارتباط آنها را با هم بيان کنم!
فروشگاه تلفني: محصول نسبتا جديدي است از خانواده سيستهاي تلفن گوياي رادمان (تحت نام تجاري کلي سيستمهاي اطلاع رساني و پست صوتي گويا2) است که در بخش خاص گويا در وب سايت رادمان در مورد آن توضيح داده شده است. اما به اختصار اين سيستم به عنوان يک فروشگاه مجازي به صورت تلفني به فروشندگان کالا و خدمات ( اعم از فروشگاه ها، رستوران ها، شرکتهاي بزرگ و کوچک واردات و صادرات، توليد کنندگان و فروشندگان عمده کالا، واسطه ها و هر کس که خدمت و يا محصولي را در اختيار خريداران قرار مي دهد) اين امکان را مي دهد که به سادگي کالا هاي خود را تعريف کنند، مشتريان و سطح اعتبار خريدشان را مشخص کنند و به سادگي فاکتور فروش صادر کنند و پذيراي خريداران باشند حتي اگر يک جاي فيزيکي براي عرضه محصولات نداشته باشند و به خريداران اين قابليت را مي دهد که به صورت خودکار و توسط خودشان و تنها با بهره گيري از يک گوشي تلفن خود کالاي مورد نظر خود را از منزل انتخاب کرده و سفارش دهند و منتظر دريافت آن باشند.
محمد ايزدي: اقاي ايزدي عزيز، مدير شرکت پيشروان عصر دانش، جواني است فعال، پيگير و خوش فکر. اول مشتري سيستم فروشگاه تلفني و حالا يکي از همکاران رادمان و نماينده شرکت در استان فارس. هر کجا هست خدايا به سلامت دارش!
چرخه تکاملي نرم افزار: چارچوبي براي کنترل پروژه توسعه و ايجاد يک نرم افزار به صورت گام به گام. در مهندسي نرم افزار مي گويند اين چرخه بينهايت است. يعني نمي توان براي يک نرم افزار يک حد نهايي قائل شد. نيازها، فنآوري ها و محيط و کاربران نرم افزار تغيير مي کنند پس نرم افزار هم تغيير مي کند، پس هر چقد که بخواهيم مي توانيم يک نرم افزار را کامل کنيم. هنر آن است که چه موقع اين چرخه متوقف شود و چه موقع مجددا فرآيند توسعه از سر گرفته شود.
اما ارتباط اين سه واژه با هم!!
اين دوست عزيز ما مدام فکر تازه و نياز تازه به ذهنش مي رسد و به ما مي گويد که سيستم فروشگاه تلفنيش را گسترش دهيم. صبر هم ندارد. ايده که مطرح مي شود بايد به سرعت انجام هم بشود. شرمنده اش هستيم که به دليل تعدد فعاليت ها و پروژه هاي همزمان گاهي (درست تر بگويم اغلب و اگر بخواهم صادق تر باشم هميشه!) نيازش را دير تر از زمان پيش بيني شده در نرم افزارش پياده کرده ايم! خدا ما را ببخشايد! خيلي دلم مي خواهد به وي بگويم که مرد مومن فعلا کافيست! همين سيستم را عملياتي کن بعد در ويرايش هاي بعدي سيستم را توسعه مي دهيم. حيف که آنقدر با انرژي و پر از انگيزه پيگير کارش است که دلم نمي آيد اين چرخه تکاملي را متوقف کنم! انصافا ايده هاي خوبي هم دارد! هر چند املايش همچين خوب نيست! (مثل خودم که هنوز نمي دانم کجا بايد از "ز" استفاده کنم کجا از "ذ"!؟)
همه اينها را گفتم که تاکيد کنم بر تکاملي بودن توليد يک نرم افزار. نبايد انتظار داشت يک سيستم کاملا کامل شود بعد از آن استفاده کرد. چون اين زمان هيچوقت فرا نخواهد رسيد. مايکروسافت با آنهمه عظمتش ويندوز و ساير نرم افزارهايش را در غالبي تکاملي و به صورت نسخه هاي متعدد ارائه مي کند . (حرکت ويندوز را ببينيد از ويندوز 3.1 به 95 به 97 به 98 به 98 ويرايش دوم به 2000 به XP به NET. , ....) چه برسد به ما که رادمانيم!
همين!
Ali Vahed | 11:34 AM | Comment(s)(0)
لذت مناقصه!March 9, 2005 01:32 AM
Ali Vahed | 01:32 AM | Comment(s)(0)
وظايف و مشخصات مشاورICTMarch 8, 2005 07:09 PM
چند وقت پیش برای انجام خدمات مشاوره با یک شرکت به توافق رسیده بودیم و در یک جلسه قرار شد که پیش نویس قرارداد تنظیم و نهایتا به تایید طرفین برسد. کارفرما از من خواست تا چنانچه شرایطی باید در قرارداد جزء وظایف و تعهدات طرفین ثبت شود بیان کنم، من هم هر چیزی که لازم بود گفتم. درنهایت به وی گفتم خوب شما هم هر چیزی که لازم است را اضافه کنید. بندی به تعهدات مشاور اضافه کرد با این مضمون که کلیه سورس کد ها و برنامه هایی که توسط مشاور تهیه می شود متعلق به پیمانکار است! تعجب کردم! گفتم: جزء تعهدات مشاور تولید کد و برنامه نویسی نیست. بلکه یک مشاور بر اساس نیاز کارفرما، بحثی را بررسی و به صورت شفاهی و یا کتبی اعلام نظر می کند. بهتر است به جای این بند بندی قید شود که کلیه گزارشات و بررسی های صورت گرفته توسط مشاور متعلق به پیمانکار است. خلاصه بحث مفصلی کردیم و در نهایت هم (مثل همه پروژه ها) نظر کارفرما تحمیل شد و این بند اضافه گردید. امروز که به انتهای قرارداد نزدیک می شویم حتی یک خط هم برنامه ننوشته ایم اما بیش از 1000 صفحه گزارش فنی تولید شده است!
برای تبیین وظایف مشاور، در نماتن (نظام مهندسی و استاندارد های تولید و توسعه نرم افزار) چند مورد از وظائف مشاور بیان شده است که بد ندیدم برای شفاف کردن وظائف و مشخصات مشاور مختصرا آنها را اینجا در اختیار علاقه مندان قراردهم.
برخی مشخصات برجسته یک مشاور عبارت است از:
•صلاحيت حرفهاي
•قابليت مديريتي
•در دسترس داشتن منابع
•بيطرفي
•عادلانه بودن ساختار حق الزحمه
•امانت حرفهاي
•پيروي از اصول تضمين كيفيت
مشاوری با این مشخصات در رابطه با پروژه هاي نرم افزاري، وظايفي حرفه يي نيز به عهده دارد به شرح زیر:
1- بررسي امكان پذيري سيستم
چنانچه يك مشاور، صرفا براي يك طرح يا پروژه خاص مورد مشاوره قرار گيرد، مهمترين وظيفه مشاور، بررسي عملي بودن آن طرح يا پروژه در محيط كارفرما مي باشد. بدين معني كه ابتدا طرح يا پروژه مورد بررسي واقع شده و با ذكر دلايل كارشناسي و منطقي، امكان و چگونگي انجام آن بيان مي گردد. در حالت هايي كه انجام طرح يا پروژه مورد مشاوره امكانپذير نباشد، مشاور با ذكر دلايل غيرعملي بودن آن، به ذكر راه حل هاي مناسب براي انجام آن مبادرت خواهد ورزيد.
2- طبقه بندي كار
با توجه به اينكه نحوه برخورد با كارهاي نرم افزاري در اندازه ها و طبقه بندي هاي مختلف ميتواند متفاوت باشد، از جمله وظايف مشاور، تعيين اندازه كار جهت تخمين زمان و هزينه آن مي باشد. همچنين طبقه بندي آن از اين نظر كه در كدام دسته از كارهاي نرم افزاري قرار ميگيرد و همچنين تعيين حساسيت آن از اهميت به سزايي برخوردار است. اين طبقه بندي ها باعث مي گردد كه تخصص ها و تجارب مورد نياز، مدت زمان انجام و هزينه انجام پروژه قابل پيش بيني باشد. پيش بيني هاي انجام شده توسط مشاور باعث جلوگيري از سردرگمي كارفرما در مورد پيشنهادها خارج از نرم نيز خواهد شد.
3- تهيه درخواست براي ارائه پيشنهاد (RFP)
چنانچه طرح يا پروژه مورد مشاوره، مورد تاييد مشاور قرار گيرد، قدم بعدي كار در صورت نياز، تهيه درخواست براي ارائه پيشنهاد (RFP) براي آن طرح يا پروژه، به منظور برگزاري مسابقه جهت انتخاب پيمانكار مي باشد.
4- انتخاب ناظر پروژه
چنانچه كارفرما و مشاور درنحوه انجام يك پروژه نرم افزاري به اتفاق نظر دست يابند، يكي ديگر از وظايف مهم مشاور، كمك به كارفرما در انتخاب تيم ناظر براي انجام صحيح آن پروژه ميباشد.
5- انتخاب پيمانكار
چنانچه براي يك طرح يا پروژه نرم افزاري، مسابقه اي براي انتخاب پيمانكار اصلح برگزار شود، در تمامي مراحل برگزاري مسابقه اعم از بررسي پيشنهادها (Proposal) و انتخاب برنده مسابقه، مشاور نقشي تعيين كننده خواهد داشت.
همین!
Ali Vahed | 07:09 PM | Comment(s)(0)
تفاوت هاي بين پورتال و وب سايتMarch 5, 2005 11:30 AM
در ابتدا .....
دوستي دارم به نام آقاي شهرام رضايي گل که باوجوديکه رشته تخصصيش نرم افزار نيست اما دانش خوب و تجربه زيادي در اين زمينه دارد. به بهانه اي متني در اختيارمان قرار داد در مورد تفاوت هاي پرتال و وب سايت نگارش شده توسط شخصي که من نمي شناسم. بد نديدم با توجه به اينکه در مورد CMS مطلب نوشته بودم آن مطلب را با اندکي تلخيص در وبلاگ هم بگذارم. متن زير نظر شخصي نگارنده آن است و نظرش قابل احترام. پرتال از ديدگاه هاي ديگر نيز تعريف شده است که با تعريف اشاره شده در اين متن متفاوت است. سعي مي کنم در آينده ديدگاه ساير افراد را نيز در اين زمينه منعکس کنم.
و اما بعد .....
پورتال چيست؟
ارائه يک تعريف مشخص از پورتال همواره يک چالش بوده است. شايد واژه پورتال (به معني دروازه يا محل ورود به يک شهر)، تا بحال بيشترين سوء کاربرد را در IT داشته است. طبق تعاريفي که تا بحال ارائه شده است، پورتال را ميتوان يک مرکز ارائه خدمات و اطلاعات اينترنتي دانست که بر چهار پايه اصلي استوار است:
1) انطباق پذيري (Customization)
2) اختصاصي کردن (Personalization)
3) يکپارچگي (Integration)
4) پشتيباني انجمنهاي اينترنتي (Online Communities)
يکي از مهمترين مفاهيم پورتال، محتوا يا Content ميباشد. محتوا را ميتوان در حالت کلي هر شيء الکترونيکي، اعم از اسناد HTML/XML، تصاوير، صدا و هر چيزي که به صورت الکترونيکي ارائه شده باشد، دانست. اعمالي را که پورتال روي محتوا انجام ميدهد، ميتوان به پنج گروه کلي تقسيم بندي کرد:
1) متمرکز کرن (Aggregation)
جمع آوري اطلاعات و خدمات از منابع متعدد و توزيع شده به طريقي قابل توجه و معني دار.
2) اختصاصي کردن (Personalization)
Personalization ، پروسه اي است که از طرف پورتال براي نمايش اطلاعات به کاربران بر اساس نيازهاي آنان اجرا ميشود. اين مقوله نيازمند وجود Content Metadata (يعني اطلاعاتي در مورد اطلاعات موجود در سايت) است که نقش هر کدام از کاربران را، به علاوه حقوق دسترسي (Access Rights) آنها مشخص ميکند.
3) توصيه و معرفي کردن محتوا (Recommendation)
هنگامي که يک نرم افزار، از اطلاعاتي که در مورد شما ميداند، براي پيشنهاد کردن اطلاعات و يا خدمات جديد استفاده ميکند، آن را يک سيستم Recommender ميناميم. پورتال ميتواند بر اساس علاقمنديهاي يک کاربر و يا اطلاعاتي که در مورد او ميداند، مطالب مناسب را در اختيار او قرار دهد. اين مهم ميتواند حتي از طريق دنبال کردن موضوعات مورد علاقه کاربر صورت گيرد.
4) گلچين کردن و خلاصه کردن مطالب (Excerpt Content)
پورتال ميتواند به صورت اتوماتيک مطالب را خلاصه نموده، در اختيار کاربر قرار دهد. به عنوان مثال کلمات کليدي يک مقاله ميتواند براي جستجوي آن مورد استفاده قرار گيرد.
شايد بتوان از Yahoo! به عنوان کاملترين پورتالي که تا به حال ساخته شده است نام برد. بنا به آنچه در بالا آورده شده است، تفاوت هاي اساسي ميان يک وب سايت و يک پورتال وجود دارد. مهمترين اين موارد در زير به صورت خلاصه آورده شده است:
• پورتال به صورت دروازه ورود به يک بانک اطلاعاتي است. آنچه که مهم است، آن است که پورتال همواره ما را به سايتها يا پورتال هاي ديگر راهنمايي مي کند و به خودي خود تنها يک راهنما است. براي همين است که در بعضي از موارد به پورتالها، Internet Yellow Pages مي گوييم. در حالي که يک وب سايت مي تواند حاوي مقدار زيادي اطلاعات باشد که فقط بر روي آن سايت قابل دسترسي است.
ممکن است، وب سايت از امکاناتي مشابه يک پورتال براي جستجو و مديريت داده ها استفاده نمايد، اما آنچه که مهم است آن است که اين داده ها عموما بر روي پايگاه داده هاي خود سايت قرار دارند.
• پورتال عموما" حاوي مطالبي است که جنبه اطلاعات عمومي دارد. داده هايي که از منابع مختلف بر روي يک پورتال جمع آوري مي شوند، معمولا داراي پراکندگي فراواني هستند. به همين علت، در بسياري از پورتال ها، ابزارهايي مانند Directory قرار داده مي شود تا اين اطلاعات را طبقه بندي نمايد.
از سوي ديگر داده هاي قرار داده شده بر روي يک وب سايت، اولا" از منابع محدودتري تامين مي شوند و ثانيا" داراي پراکندگي زيادي نبوده، حول يک محور و موضوع مشخص دور مي زند.
• پورتال يک سيستم کاربر محور است. به اين معني که تمام امکانات پورتال بر اين اساس پيش بيني شده است تا جوابگوي نياز هاي کاربران با سلايق، علاقمنديها، سنين و رده هاي کاري متفاوت باشد. امکاناتي مثل پست الکترونيکي، Chat، انجمنهاي اينترنتي و ... همه براي آن است که کاربران را به هر شکل ممکن به پورتال دعوت نمايد.
در حاليکه يک وب سايت،يک سيستم Subjective يا موضوع محور است. درست است در هر وب سايت، امکاناتي براي کاربران مختلف پيش بيني مي شود، اما بايد به اين نکته توجه داشت که کاربري که با يک وب سايت کار ميکند بايد به شکلي به موضوع وب سايت مرتبط يا علاقمند باشد.
• يکي از مهمترين جنبه هاي تفاوت بين پورتال و وب سايت جنبه اقتصادي آن است. پورتال ها عموما" براي کسب درآمد ساخته شده اند. بيشتر پورتال ها درآمد هاي خود را از طريق تبليغات کسب مي نمايند.
همین!
Ali Vahed | 11:30 AM | Comment(s)(4)
روابط عمومي الکترونيکMarch 4, 2005 11:24 AM
امروز به بهانه حضور موفق در نمايشگاه توانمندي هاي روابط عمومي در قالب گروه نرم افزاري روابط عمومي الکترونيک (ePRSoft) بد نديدم دومين واژه براي بحث را از ميان واژه هاي مختلف، "روابط عمومي الکترونيک" يا e Public Relations انتخاب کنم.
امير در وبلاگ خودش روش شناسي ورود به اين بحث را از ديدگاه خودش (روابط عمومي و علوم ارتباطات) مورد بحث قرارداده است. اما من مي خواهم از زاويه ديگري و با نگرش فنآوري اطلاعات به اين بحث وارد شوم! لازم به ذکر است صحبت در زمينه روابط عمومي الکترونيک به سادگي صحبت در زمينه دولت الکترونيک و يا تجارت الکترونيک و ... نيست. دليل آن هم تعدد صاحب نظران و بحث هاي اساسي است که در اين زمينه وجود دارد. ePR بحثي است داغ براي گفتگو و مرد ميدان و يا سر سبز مي خواهد براي ورود به آن!!
در ابتدا لازم است دو واژه تعريف گردند: اول سيستم و دوم روابط عمومي با ديدگاه سيستماتيک.سيستم :
سيستم مجموعه اي منظم از اجزاء به هم پيوسته است که براي رسيدن به يک هدف خاص با يکديگر در تعامل مي باشند. مي توان گفت که سيستم چهار جزء اصلي دارد: ورودي،خروجي، پردازش و کنترل.
بدين ترتيب مي توان روابط عمومي و جايگاه آن را مورد بررسي قرارداد. روابط عمومي يک واسط (Interface) بين سازمان کاري و مخاطبان خود مي باشد. در يک روابط عمومي مانند هر سيستم ديگر (به طور خاص هر سيستم اطلاعاتي ديگر (IS:Information System)) چهار جزء اصلي را دارد. ورودي روابط عمومي ها را اطلاعات درون سازمان، اخبار رسانه هاي مختلف و نظرات کارمندان و مخاطبان آن سازمان مي باشد. خروجي روابط عمومي نيز مجموعه اطلاعات و اخباري است که بايد به بيرون از سازمان کاري (و يا به کاربران آن) منتقل شود. پردازش هايي که روي اين اطلاعات صورت مي گيرد شامل پالايش اطلاعات و طبقه بندي آن و کنترل هاي آن سياست هاي سازمان و بازخورد نظرات مخاطبين مي باشد. با اين ديدگاه روابط عمومي يک سازمان صرفا بخش و يا واحد روابط عمومي آن سازمان نيست. بلکه هر فرد، گروه و يا سيستمي که با مخاطبين بيروني خود براي تحقق اهداف سازمان تلاش مي کند يک روابط عمومي است و شايد بتوان بخش يا اداره روابط عمومي را به عنوان مدير و ناظر اين فرآيند انتخاب نمود.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي بر اساس سياست هاي سازمان (کنترل) اطلاعات از منابع مختلف جمع آوري مي شود (ورودي) آماده شده (پردازش) و به مخاطب منتقل مي شود (خروجي). به اين شکل پرسش مطرح در روابط عمومي آن است که بدانيم چه اطلاعي را به چه شکلي و در چه زماني به چه کسي و به چه شکلي منتقل کنيم!؟ پرسش سختي است انصافا!
در روابط عمومي هاي سنتي اين پرسش ها به صورت تجربي پاسخ داده مي شود. بنابراين ممکن است به هرکدام از اين پرسش ها پاسخ درستي داده نشود. اين که روابط عمومي بر اساس سياست ها که مي تواند مشتري مداري، تکريم ارباب رجوع ، سودآوري و يا هر چيز ديگر درست عمل کند و اطلاعات درستي را به شخص درست منتقل کند باعث موفقيت روابط عمومي در گام اول و در مرحله بعد تحقق اهداف سازمان در گام بعد مي باشد. به نظر مي رسد روابط عمومي توانمند روابط عمومي است که بتواند اين کار را به درستي انجام دهد.
حال بپردازيم به بحث روابط عمومي الکترونيک:
روابط عمومي الکترونيک به منزله استفاده صرف از ابزارهاي الکترونيک براي انتقال اطلاعات نيست! اين نکته است که به طور موکد روي آن تاکيد مي کنم. روابط عمومي الکترونيک به نظر من، با بهره گيري مناسب از فنآوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) ، طبقه بندي مناسبي از اطلاعات را ايجاد مي کند و نظام جمع آوري، گردش و پردازش، ارائه و در نهايت دريافت بازخورد (feedback) را به بهترين شکل ممکن، (سريع، دقيق، آسان و عاري از خطا) انجام مي دهد. بنابراين رسانه هاي قديمي و يا اشکال قديمي ارائه اطلاعات (مانند کتاب، جزوه، بروشور، مجله، خبرهاي مکتوب و يا صوتي و تصويري، کاتالوگ و يا همايش ها، نمايشگاه ها و ... هر کدام از ابزارهاي قبلي روابط عمومي) نيز در روابط عمومي الکترونيک جايگاه دارند.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي الکترونيک يک پايگاه دانش (knowledge base) از کليه اطلاعات که پيشتر در يک معماري نظام يافته اند نگهداري مي شود. از سوي ديگر مخاطبين اين اطلاعات شناسايي و طبقه بندي مي شوند. براي هر مخاطب بايستي از ابزار خاص خود استفاده کرد و اطلاعات را منتقل نمود. براي مثال براي مخاطبيني که سطح سواد بالاتري دارند مي توان با راه اندازي يک وب سايت پويا، براي مخاطبين عام از طريق جرايد و يا تلفن گويا استفاده کرد. براي مخاطبين محدود در يک بازه زماني خاص از طريق جشنواره و يا همايش و يا .... عمل کرد و ....
از سوي ديگر نوع اطلاعات نيز در انتخاب کانال و يا ابزار ارائه مهم مي باشند. براي مثال اطلاعات آماري و جزيي را از طريق وب سايت و يا بروشورهاي تفصيلي بهتر مي توان ارائه نمود. در حاليکه در تلفن گويا بايد اطلاعات مختصر و کاربردي ارائه گردد و يا در روزنامه ها و جرايد بايد با توجه به نوع مخاطب آن جريده , اطلاعات مختصر و مهم و عام ارائه گردد.
بدين ترتيب روابط عمومي فقط يک واسط ساده و ايستا نيست. فقط وظيفه ارائه اطلاعات را ندارد. بلکه روابط عمومي به عنوان يک واسط پويا خود تشخيص مي دهد که اطلاعات را چگونه و براي چه کسي و از چه طريقي ارائه کند. فرهنگ سازي نمايد و بر اساس سياست هاي تعيين شده جلب مخاطب نموده و يا رضايتمندي مخاطبين را بالا ببرد و از طريق دريافت نظرات و جمع آوري اطلاعات از داخل و خارج سازمان تاثير فعاليت هاي خود و سازمان مطبوعش را در محيط اندازه گيري و جهت حرکت خود را بهبود بخشد.بنابراين روابط عمومي الکترونيک با اصلاح روشها و بهره گيري از ابزارهاي نوين مي کوشد که نقش خود را در بهبود فرآيند هاي اطلاع رساني و جلب اطلاعات پررنگ تر نمايد.
درخاتمه ....
روابط عمومي الکترونيک، گام اول است در جهت ايجاد سازمان الکترونيک و درنهايت دولت الکترونيک. روابط عمومي با توجه به ماهيت اطلاعاتي خود، جايگاه مناسبي است براي استفاده از تکنيک ها، ابزارها و روشهاي فنآوري اطلاعات و ارتباطات که متاسفانه امروزه کمتر از آن بهره مناسب مي برد. دليل آن به مهجور بودن روابط عمومي در سازمانها (عدم مهم شمردن آن به اندازه کافي)، عدم دانش مديران و کارمندان روابط عمومي ها و يا بخش نامه اي بودن فعاليت هاست. به دليل کار زياد با روابط عمومي ها اغلب مشاهده مي کنم که در روابط عمومي ها به جاي استفاده از ابزارهايي نظير وب سايت و يا تلفن گويا براي ارتباط با مخاطب، اين ابزارها صرفا براي رفع تکليف و انجام بخشنامه خريداري و استفاده مي شوند و حتي مشاهده مي شود که کارمندان روابط عمومي پشت اين رسانه ها مخفي مي شوند به جاي اين که از آن استفاده مناسب بنمايند.
این مطلب یک مقدمه است در این بحث،باز هم در اين مورد خواهم نوشت....
همين!
Ali Vahed | 11:24 AM | Comment(s)(0)
روز شمار نمايشگاه توانمندي هاي روابط عموميMarch 3, 2005 11:11 AM
قبل از نمايشگاه:
تمام تلاش امير، من و بقيه بچه ها در جهت آماده کردن وب سايت موسسه، بروشور هاي ePRSoft و بقيه چيز ها بود. متاسفانه در اين مدت به دليل برخورد با برخي مشکلات نتوانستيم بروشورهاي محصولات مورد تاييد ePRSoft و فولدر آن را حاظر کنيم و فقط بروشور ها براي روز چهارشنبه (افتتاحيه آماده مي شد). اما بالاخره حضور اول (و يا به قول امير کليک اول) بود و طبعا کسي از ما انتظار بيش از اين را نداشت. هر چند خودمان بيشتر مي خواستيم.
سه شنبه 4 اسفند: بحث شيرين اسباب کشي! پدر همه رسما در آمد تا ميزها و کامپيوتر ها و مبلمان را با استفاده از دو وانت بار و يک ماشين آژانس به نمايشگاه ببريم. بچه ها هم با جان و دل زحمت کشيدند تا غرفه به يک شکل آبرومند درآمد. انصافا که غرفه خوبي شد. اما نکته جالب حضور يک غرفه عجيب و غريب روبروي غرفه ما بود که بحث ازدواج و سفره عقد و ماشين عرووس و ....! اختصاص داشت. همه شرکت کنندگان از اين قضيه ناراحت بودند که چرا اين غرفه در يک نمايشگاه تخصصي حضور دارد. هر چند اعتراض هم کرديم اما ديگر کار از کار گذشته بود.
چهارشنبه 5 اسفند: بنر هاي تبليغاتي، بروشور ها و بقيه اين چيزها تا ظهر که نمايشگاه رسما افتتاح مي شد آماده شد و کار آغاز شد. وظايف بچه ها هم در غرفه تعيين شد که هر کس چه وظيفه اي بر عهده دارد.
پنج شنبه 6 اسفند: اتفاق ويژه اين روز نشست تخصصي روابط عمومي در فضاي وب بود. اين نشت با حضور استادان دانشگاه و متخصصين روابط عمومي برگزار مي گرديد. اين نشست هم قبل از آن و هم پس از برگزاري بازتاب خوبي در بين روزنامه ها و خبرگزاري هاي مختلف داشت. براي آشنايي با برخي بازتاب هاي اين نشست در بين خبرگزاري ها و سايت هاي اينترنتي به آدرس هاي زير مراجعه شود:
» گزارش تصویری از نمایشگاه روابط عمومی ها
» گزارشی از نشست تخصصی روابط عمومی در فضای وب
» دکتر شکرخواه: بايد در جغرافياي ايراني به روابط عمومي الكترونيك بپردازيم
» نشست روابط عمومی در فضای وب: گزارش ایرنا
» گزارش ایسنا از نشست تخصصی روابط عمومی در فضای وب
آژانس خبری فنآوری اطلاعات و ارتباطات سمینار روابط عمومی در فضای وب برگزار شد
ایتنا:نشست تخصصی «روابط عمومی در فضاي وب»
بايد در جغرافياي ايراني به روابط عمومي الكترونيك بپردازيم
رسانه خبری انتخابات نهم ریاست جمهوری: دکتر زارعیان: توفیق چندانی در حوزهIT نداشته ايم
خبرگزاری سینا:سمینار روابط عمومی در فضای وب برگزار شد
و....
جمعه 7 اسفند: تا ظهر نمايشگاه رونق خوبي داشت. اما بعد از ظهر به دليل همزماني با بازي فوتبال پيروزي و استقلال بازديد کنندگان براي همه غرفه ها کم شد الا غرفه ما! چرا؟ چون در يک اقدام پيش بيني شده فوتبال را مستقيم با کمک يک ويدئو پروژکتور روي يک پرده بزرگ پخش کرديم و کلي آدم در غرفه به تماشاي فوتبال نشستند! به اين مي گويند اطلاع رساني غير مستقيم و يا استفاده از ابزاري از فوتبال!!
شنبه 8 اسفند: روز پاياني . همه خسته بودند. انصافا در اين چند روز همه بچه ها زحمت کشيدند و توانستيم پذيراي تعداد زيادي از مقامات و مسوولين مهم باشيم. اما اتفاق مهم آن که بالاخره در اختتاميه با نظر هيأت داوران نمايشگاه به عنوان غرفه برتر نمايشگاه شناخته شديم. که انصافا خستگي همه در رفت. خبر خوبي بود. بين اين همه شرکت هاي مهم و پرسابقه غرفه گروه نرم افزاري روابط عمومي الکترونيک برتر شد. خوشحالم.
يکشنبه 9 اسفند: بحث تکراري اسباب کشي! اين بار با همان روش و با سختي بيشتر. اما به هر حال تمام شد.
درخاتمه: مايلم به عنوان يکي از اعضاي ePRSoft و رادمان از کليه بچه ها که واقعا براي نمايشگاه زحمت کشيدند (خانم ها ناصري، ديلميان، جوادزاده، مددي و لطفي و آقايان اميني و قاسمي) تشکر و قدرداني بنمايم و به طور ويژه از آقاي مزيناني که بدون شک سهمي بيش از همه در برپايي اين غرفه، نشست تخصصي و رايزني هاي مختلف شد و بدون شک برتر شدن غرفه حاصل تلاش وي مي باشد تشکر کنم و براي همه آروزي موفقيت در ادامه کار داشته باشم.
همين!