« March 2005 | صفحه اصلی | May 2005 »

مردان در سایه!

April 29, 2005 11:59 AM

مقاله ای خواندم در ITIRAN  در مورد مردان در سایه IT کشور که منبع اصلی آن وبلاگی تحت عنوان از گوشه و کنار ITایران است. گرچند کوتاه بود حاوی نکات جالبی بود.
اشخاصی را که نام برده می شناسم. همانطور که فکر می کنم هر کس در این چند ساله در این زمینه فعالیت می کند می شناسد. اما برخی ادعا های طرح شده را نمی دانم تا چه حد صحیح است. اما به هر حال بد ندیدم لینک آن را در اینجا قید کنم. باشد که مردان IT کشور همیشه در آقتاب باشند.


همین!

Ali Vahed | 11:59 AM | Comment(s)(0)

انتخابات ، تبليغات ، فن آوري اطلاعات

April 28, 2005 06:40 PM

از چند ماه پيش بحث نهمين انتخابات رياست جمهوري بحث داغ روزنامه ها و محافل خبري داخل و خارج از کشور مي باشد. طبق معمول هم در نزديکي انتخابات، نامزدها شعار ها و وعده هاي  مختلفي را در زمينه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي را مطرح مي کنند تا از اين طريق هم مواضع خود روشن کنند و هم بتوانند آراي بيشتري را جمع آوري کنند.
در اين بين طبق معمول بحث مطرح کردن شعارها و قول هاي متعددي را در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات مطرح مي کنند. براي مثال در دوره قبل انتخابات شوراها، گروهي ايجاد شهر الکترونيک در تهران را به عنوان سرلوحه شعارهاي خود مطرح کرده بودند و در اين دوره هم نامزدي دولت فعلي را ناتوان از تحقق دولت الکترونيک قلمداد کرده و خود را متعهد به تشکيل يک دولت الکترونيک دانسته است. از طرف ديگر نامزدهاي مختلف هم با ايجاد يک وب سايت و يا وبلاگ،  خود را از اين طريق هم به عموم معرفي کرده اند.
من نمي خواهم در مورد صحت و سقم اين وعده هاي انتخاباتي و يا انگيزه هاي نامزدها در طرح شعارهاي جذاب در حوزه ICT قضاوت کنم. با وجوديکه معنقد به طرح بدون فکر و برنامه چنين  مسائلي نمي باشم و فکر نمي کنم ايجاد شهر الکترونيک و يا دولت الکترونيک به سادگي طرح شعار آن  باشد، اما به سبب شرايط انتخاباتي به نامزدها حق مي دهم که از هر شيوه اي براي کسب ارا استفاده نمايند. بنابراين بدون وارد شدن به بحث داغ انتخابات جاري، مي خواهم به اين مطلب اشاره کنم که نامزدهاي انتخابات با بهره گيري از ابزارهاي کامپيوتري چه روشهاي جديدي براي تبليغ داند.

به نظر می رسد که یک ستاد انتخاباتی یک نامزد انتخابات بایستی به مشابه یک بازاریاب عمل نمایند. یک بازاریاب سعی می کند ابتدا بداند که چه چیزی را تبلیغ می کند و بعد بداند که مخاطب آن چیز چیست؟ پس از آنکه مخاطب شناسایی شد بایستی سعی شود که با این مخاطب ارتباط برقرار کرد.
ستاد انتخابانی نامزدهای انتخاباتی چه چیزی تبلیغ می کنند؟ جواب این سوال که واضح و مبرهن است!
مخاطبشان کیست؟ بالطبع برای هر دوره انتخابات واجدین شرایط انتخابات مشتری بالقوه می باشند! به همین دلیل طیف مخاطبین آن بسیار گسترده و متنوع می باشد. چون فقط محدودیت سنی جداکننده مخاطب است. (هر چند احزاب و نامزدهای با برنامه سعی می کنند حتی برای دوره های بعدی هم روی کودکان سرمایه گذاری کنند. ) این طیف مخاطب هر مجموعه سطح فرهنگ، سطح تحصیلات و سلیقه را پوشش می دهد.
بنابراین یک نامزد انتخابات و یا یک حزب ، بایستی تلاش کنند که رسانه های مختلف را در اختیار بگیرند تا بتوانند با همه انواع مخاطبین ارتباط برقرارکنند. برای مثال در انتخابات محلی، تبلیغ چهره به چهره یک روش موثر و پرکاربرد است. اما در انتخابات سراسری نظیر انتخابات ریاست جمهوری شاید نتوان از تبلیغات چهره به چهره بهره گرفت. شاید تشکیل میتینگ ها ، سخنرانی ها، سفرها و بازدید ها موثر باشد اما نمی توان تنها به آن دلخوش کرد.
رسانه های دیگر مورد استفاده در انتخابات معمولا در قالب جریده ها، بولتن ها، بروشور ها، تراکت ها، کارت ها و هدایای تبلیغی به شکلی هستند که یک مجموعه اطلاعات را در اختیار مخاطب قرار می دهند. استفاده از رسانه های صوتی و تصویری نیز ابزارهایی است که به سبب پوشش طیف بیشتری از مخاطبین بسیار مورد علاقه می باشند.
اما کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در تبلیغات انتخاباتی چیست؟
در دو جنبه مهم می توان کاربردهای ICT را در تبلیغات انتخاباتی بررسی کرد:
1- استفاده از ابزارها و رسانه های کامپیوتری در جهت ارتباط با مخاطب:
در این روش با استفاده از ابزارهای کامپیوتری می توان آن دسته از مخاطبینی که به این ابزارها دسترسی دارند را تحت پوشش قراردهند. برای مثال با ایجاد وب سایت، ارسال نامه های الکترونیکی تبلیغی (به شکلی email Marketing) ، ایجاد وبلاگ ، راه اندازی تلفن گويا، استفاده از سرویس پیام کوتاه (SMS) ، ارائه تبلیغات در سایت های پرطرفدار و پربیننده (مثل آنچه هم اکنون در وب سایت persian Blog می توان دید) برای ارسال پیامهای تبلیغی از آن جمله اند.(*) حتی استفاده از شبکه های جدید ارتباطی بین افراد هم در این زمینه مورد توجه است. برای مثال در آخرین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حظور جان کری در اورکات (Orkut) جالب توجه بود که با راه اندازی گروههایی طرفدارانش در این جا گرد هم آمده بودند.
با استفاده از این ابزارها می توان اطلاع رسانی انجام داد (ارائه برنامه در وب سایت، اظهار نظر در وبلاگ، ارائه مشخصات در تلفن گويا و .....) ، با مخاطب اراتباط دوسویه برقرار کرد (دریافت پیام از طریق Comment های وبلاگ و یا دریافت email و یا صندوق پستی و یا پیامگیر در تلفن گویا) و یا با بهره گیری از سیستمهای نظر سنجی تلفنی و یا polling نظر مخاطب را در یک

زمینه خاص بدست آورد.
حتی امروز این مطلب جا افتاده است که برای تبلیغات از چاپ تبلیغات روی کارت اینترنت هم استفاده شود!
2- بهره گیری از دانش و تکنیک های فنآوری اطلاعات و ارتباطات در جهت بهبود پردازش اطلاعات و برنامه ریزی در ستاد های تبلیغاتی:
یکی از کاربردهایی که شاید از ICT در تبلیغات انتخاباتی فراموش شده است و به نظر من شاید مهمتر از استفاده صرف از ابزار باشد بهره گیری از مفاهیم، تکنیک ها، روشها و ابزارهای نرم افزاری است در برنامه ریزی و کمک به تصمیم گیری. به عبارت دیگر با بهره گیری از نرم افزارهای آماری و اطلاعاتی و با جمع آوری اطلاعات می توان یک برنامه ریزی دقیق برای انتخابات داشت و همه رسانه ها (چه سنتی و چه مدرن) را مدیریت کرد.
چرا معتقدم این کاربرد هم مهم است و هم فراموش شده است؟
یکی از ویژگی های تبلیغات انتخاباتی آن است که در یک بازه زمان محدود باید حجم زیادی از کار صورت گیرد. معمولا در چند ماه قبل از انتخابات (بسته به نوع و اهمیت انتخابات متغیر است) ستاد انتخاباتی تشکیل می شود و تا زمان انتخابات فعال است. در این مدت فعالیت ستاد انتخاباتی به صورت مقطعی بسیار بالا است. حجم زیادی از اطلاعات وارد ستاد می شود و یاید در این مدت با استفاده از پردازش این اطلاعات تصمیم گرفت. اهمیت تصمیم گرفتن سریع، به موقع و صحیح شاید رقم زننده نتیجه انتخابات باشد.
به همین دلیل با ایجاد یک پایگاه دانش (Knowledge Base)، سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری (Decision Support System) ، سیستمهای اطلاعات مدیریت و گزارشات مدیریت، سیستمهای بازکاوی رسانه ها (Media Monitoring System) و .... در برنامه ریزی مناسب تر برای انتخابات استفاده کرد.
در این سیستمها با دریافت اطلاعات، وارد شدن نظر سنجی ها، بازتاب فعالیت ها در رسانه ها، سطح تاثیر گذاری تبلیغات و نیز میزان پوشش آنها استخراج می شود. بنابراین مدیران ستاد انتخاباتی می توانند تصمیم های بهتری را در شرایط سخت و بحرانی اتخاذ نمایند.

به عنوان یک عضو از خانواده بزرگ نرم افزاری کشور فارغ از بحث انتخاب یک رئیس جمور منتخب از بین نامزدها در انتخابات آتی ، امیدوارم کاندیدا ها و ستاد های انتخاباتی آنها بتوانند نه فقط به عنوان یک شعار جذاب و صرفا برای جلب رای ، بلکه به عنوان ابزاری برای بهبود ارتباط با مخاطب و انجام بهتر و سریعتر فرآیند های جاری انتخابات و تبلیغات از فنآوری اطلاعات و ارتباطات بهره گیرند.
همین!

Ali Vahed | 06:40 PM | Comment(s)(1)

مذاکره ( Negotiation)

April 20, 2005 02:47 AM

چندی است در صدر اخبار روز ایران بحث بحران در استفاده ایران از انرژی اتمی مطرح است. در ماههای اخیر هم بحث مذاکره با اروپا در این زمینه مطرح است.  چند روز پیش هم در صحبت های وزیر امور خارجه صحبت از توانایی های مذاکره کننده ایرانی در این مذاکرات بود که موجب برتری ایران شده بود به نحوی که ایران در قبال دادن برخی امتیازات دارد امتیازات دیگری به دست می آورد.

اما این مطلب چه ربطی به فنآوری اطلاعات و ارتباطات دارد!!؟ هیچ!

ربطش آنست که دو سال پیش تحقیقی نسبتا مفصل داشتم در زمینه مذاکره بین عاملها (Agent Negotiation). آن روز ها برایم خیلی مهم بود که تعریفی جامع و مانع برای "مذاکره" پیدا کنم. تعاریف زیر تلاش هایی در این زمینه است. تعاریفی که تعریف مذاکره را از یک مکالمه ساده دور می کنند و به یک چانه زنی  نزدیک تر می کنند.
در تعريف مذاكره آمده است:
 ” نوعي از تصميم گيري كه در آن دو يا چند طرف مشتركا و با هدف رسيدن به يك اجماع به دنبال يك راه حل احتمالی مي گردند“
بدین ترتیب،  دلیل اینکه یک مذاکره اتفاق می افتد چنین بیان شده است :
"مذاکره به یکی از دو دلیل ذیل رخ می دهد :
1-برای ایجاد چیز جدیدی که هیچکدام از طرفین نمی توانند آن را به تنهایی بسازند.
2-برای حل مساله یا مشاجره بین طرفین"

با این تعاریف عمومی از مذاکره می توان مذاکره را با توجه به دیدگاههای مختلف تعریف نمود :
-در تئوری بازیهاو حراجها : در این تئوری مذاکره را معادل معامله در نظر گرفته اند و آن را چنین تعریف می کنند : "بوسیله معامله ما مذاکره بین دو یا چند طرف را در مورد یک همکاری احتمالی را در نظر می گیریم که شامل مبادله ، استخدام .... و نظایر آن می شود "

-در تحلیل های تصمیم گیری و مذاکره : یک تعریف در این دیدگاه چنین است :" مذاکره نوعی تصمیم گیری است که دو یا چند عامل به صورت فعال که خود نمی توانند به صورت مستقل تصمیم بگیرند ، در آن شرکت دارند و بنابراین باید بپذیرند که روی این تصمیم با یکدیگر مصالحه کنند."
در این دیدگاه مشخصات عمومی یک مذاکره چنین آمده است:
1-در مذاکره دو یا چند طرف شرکت می کنند. این طرفین می توانند افراد مستقل، گروهها و با سازمانها باشند.
2-بین علاقه های دو یا چند طرف یک تضاد وجود دارد. بدین معنی که چیزی که یکی می خواهد لزوما جیزی نیست که دیگری نیز بخواهد و طرفین بایستی به دنبال راه حلی بگردند که این تضاد را برطرف کنند.
3- طرفین مذاکره می کنند چون آنها فکر می کنند می توانند از شکلی از تاثیر استفاده کنند تا معامله بهتری نسبت به زمانی که به سادگی هر چیزی که طرف مقابل داوطلبانه به آنها می دهد، قبول کنند، داشته باشند.
4-طرفین مذاکره حداقل برای یک لحظه ترجیح می دهند که دنبال یک توافق جستجو کنند تا اینکه آشکار مبارزه کنند، تسلیم طرف مقابل شوند، به طور همیشگی قرار داد را فسخ کنند، یا بحث خود را به حدی بالاتری از اقتدار خود برای حل آن ببرند. مذاکره زمانی رخ می دهد که هیچ سیستم و هیچ مجموعه قواعد یا روالهای مشخص ثابت برای رفع اختلاف وجود نداشته باشد.
5-زمانی که مذاکره می کنیم ما فرض می کنیم که می دهیم و می گیریم.
6-مذاکره موفق شامل مدیریت نامحسوسها به همان خوبی محسوسات است (برای مثال قیمت یا عبارات توافق)"

-تحقیقات سیستم های اطلاعاتی : و در این دیدگاه : "فرآیند مذاکره می تواند در شکل های زیادی صورت گیرد، از یک معامله غیرساختیافته بین دو طرف تا یک محیط بازار سریع از مبادلات سهام تا تمامی روال های حراج"

همچنین تعریف دیگری که محدود به عاملهای خودمختار نرم افزاری است ارائه شده است :"مذاکره در تجارت الکترونیک به عنوان پردازشی تعریف می شود که دو یا چند طرف به صورت چندجانبه و با استفاده از تکنیک ها و ابزارهای تجارت الکترونیک برای بدست آوردن سود متقابل به داد و ستد منابع می پردازند. [...] پردازشی که در آن دو عامل نرم افزاری هوشمند روی یک راه حل به صورت الکترونیکی مذاکره می کنند و سپس نتیجه را برای مدیر خود آماده می کنند."

-تحقیقات هوش مصنوعی :به جز تعریفی که در ابتدا آورده شد، تعریف دیگری که تمرکز به "مذاکره خودکار " در زمینه هوش مصنوعی توزیع شده دارد چنین است : "در مذاکره خودکار ، عاملهای محاسباتی قراردادهایی را به عنوان نمایند طرفین دنیای واقعی خود پیدا و آماده می کنند. این خودکاری زمان مذاکره انسانی را ذخیره می کند و عاملهای محاسباتی اغلب در داد وستد های ترکیبی و با تنظیمات پیچیده سوق الجیشی بهتر عمل می کنند."

و نیز در یک چشم انداز تکاملی محاسباتی :"مذاکره یک فرآیند جستجو است . برای مثال دو بازیکن ، معامله جامع را می توان به شکل دو مذاکره کننده که مشترکا یک فضای چندبعدی را جستجو می کنند و سپس روی یک نقطه یکتا در فضا توافق می کنند مشاهده کرد. "

-‌ سيستم هاي چند عامله : و بدین ترتیب می توان در این دیدگاه مذاکره را چنین تعریف کرد : ”مذاكره پردازشي است كه گروهي از عامل ها در يك موضوع مشخص به يك توافق قابل قبول براي همه دست يابند“.

مذاكره همواره به عنوان يكي از بخش هاي اساسي سيستم هاي چند عامله اي (Multi Agent System) كه شامل عامل هاي خودمختار ، تصميم گيرنده و داراي منافع شخصي مي باشند مطرح مي شود و با توجه به تعريف هر مساله، طراحي روشي كارا براي مذاكره بين عاملها در آن اهميت ويژه اي دارد.
همانگونه که در داد و ستدها، قراردادها و روابط انسانی (نظیر آنچه در مذاکرات اتمی ایران مشهود است) مذاکره مهم ، حساس و پیچیده است، در سیستمهای چند عامله نیز این مطلب به همین گونه است.
حال سوالی که برای خودم پیش آمد این بود که آیا نمی توان در آغاز مذاکرات انسانی، با استفاده از عاملهای هوشمند و یادگیر، مذاکره را شبیه سازی کرد تا بتوان استراتژی خود را آزمود، به نحوی که در مذاکره اصلی بتوان بیشترین سود را کسب کرد؟ .....

بازهم در زمینه سیستمهای هوشمند و مذاکره بین عاملها خواهم نوشت. امیدوارم نتیجه حداقل برای خودم همین باشد که مطالعاتم را در این زمینه را مرور کنم.

همین!

Ali Vahed | 02:47 AM | Comment(s)(2)

انواع تلفن گویا

April 16, 2005 08:55 PM

در بازار محصولات تلفن گویا زمانی که با مشتریان صحبت می شود همه انواع اینگونه سیستمها را تحت یک نام و آن هم "تلفن گويا" می شناسند. در حالیکه در خانواده محصولات تلفن گویا، سیستمهای متعدد با تعاریف متعدد داریم که هریک کاربرد خاص خود دارد و در واژگان فنی واژه جداگانه ای دارند و بهتر است مشتریان بدانند که کدام سیستم مد نظرشان می باشد. به لحاظ اینکه در بازار تولید این سیستمها (سیستمهای تلفن گویا) کار می کنیم اغلب دیده ام  که مشتریان گاه همه این سیستمها را با یک نام می شناسند و گاه حتی نام ها را به جای یکدیگر به کار می برند. در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از این واژه ها.


سیستمهای تلفنی (Telephony systems) :
سیستمهای تلفنی به همه سیستمهایی اطلاق می شوند که به نحوی از طریق خط تلفن به کاربر (کاربر انسانی و یا یک سیستم کامپیوتری دیگر) سرویس می دهند. این واژه به نوعی همان "تلفن گويا" در معنی عام می باشد و همه انواع سیستمها را شامل می شود. برخی مواقع برای اینکه سیستمهای مبتنی بر  کامپیوتر در این خانواده را از سایر سیستمها جدا کنند آنها را تحت عنوان Computer Telephony Systems  خطاب می کنند.

IVR System : Intercative Voice Responce :
سیستمهای IVR را طبق تعریف به گروهی از نرم افزارهای کاربردی اطلاق می کنند که ترکیب اصوات ورودی تلفن (voice Telephone input) و شماره گیر های تلفن (Toch-tone keypad) را دریافت می کنند و از طریق صدا (Voice) ، نمابر (Fax) تماس مجدد (Callback) ، نامه های الکترونیکی (email) و سایر رسانه ها (media) پاسخ می دهند. IVR سیستم ها می توانند به عنوان عضوی از یک برنامه کاربردی بزرگتر که به پایگاه داده ها (Data Base) نیز متصل می باشند مورد استفاده قرار گیرند.. برخی از انواع سیستمهای IVR عبارتند از :
- سیستمهای تلفن بانک و سیستمهای پاسخگوی تلفنی بازار سهام
- نظر سنجی های تلفنی
- مراکز تلفن و منشی های تلفنی
- سیستمهای ثبت سفارش
- سیستم های اطلاع رسانی

Voice Mail: V-mail Or vmail :
پست صوتی : اینگونه سیستمها یا به صورت منفرد و یا به عنوان بخشی از یک IVR موظف به دریافت پیامهای صوتی و یا فاکس کاربر هستند. این سیستمها به صورت یک ماشین پاسخگو (Answering Machine) عمل می کنند و گاهی از یک پیامگیر ساده (مانند دستگاههای پیامگیر و یا تلفن های دارای پيامگير) عملی می کنند و گاهی قابلیت آن را دارند که به جای استفاده از پیامگیری های متعدد برای یک سازمان به عنوان یک مرکز مشترک، پاسخگوی همه تماس ها باشند، پیامها را تفکیک کنند و با انتخاب فرستنده پیام، آن را به صورت انحصاری در اختیار بخش و یا فرد خاصی قراردهند. این سیستمها این تفکیک پیام را از طریق ایجاد صندوق های پستی صوتی (Voice Mail Box) انجام می دهند.
برخی از این گونه سیستمها به شکلی هستند که امکان پاسخگویی به پیام های دریافتی را برای مالک پیامگیر و یا صاحب صندوق پستی فراهم می کنند. در این سیستمها به هر پیام یک شماره خاص اختصاص داده می شود و شخصی که پیام گذاشته است می تواند با تماس مجدد بعد از یک بازه زمانی و با وارد کردن آن شماره، چنانچه به پیامشان پاسخ داده شده باشد آن را دریافت کنند.
از دیگر امکانات این سیستمها ارسال یک پیام به گروهی از صندوق های پستی، اضافه کردن متن به پیامهای دریافت شده، تهیه گزارشهای مختلف برای هر صندوق و یا صندوق های پستی صوتی به صورت آماری و نموداری، پخش پیغامهای اولیه (Greeting Message) مختلف برای صندوق های پستی مختلف، محاسبه زمانهای تاخیر، خبر کردن صاحب صندوق در هنگام دریافت یک پیام از طریق یک تماس تلفنی، SMS، سیستمهای ارسال پیام به صورت Pageing، باز کردن یک پنجره روی کامپیوتر فرد، ارسال email با پیوست پیام صوتی و یا بدون آن و .... می باشند.

ACD:Automatic Call Distributer
یک ابزار کامپیوتر تلفنی که تماس های تلفنی دریافت شده را مدیریت کرده و بر اساس اطلاعات موجود که می تواند در پایگاه داده های آن وجود داشته باشد، آنها را به محل های خاصی ارتباط دهد.

CTI: Computer Telephony Integration
به این سیستمها Computer Telephony نیز می گویند. این سیستمها برای مدیریت تماس های تلفنی از طریق کامپیوتر کاربرد دارند. این سیستمها می توانند با ایجاد مراکز تماس یا مراکز تلفن (Call Center) ها خدمات مختلفی را به کاربر ارائه کنند .این خدمات می تواند از انتقال خط به واحد مربوطه به مانند یک منشی تلفنی خودکار گرفته تا انواع متعددی از سرویس های خاص به کاربر را شامل شود. به عنوان مثال برخی از کاربردهای CTI ها را می توان چنین بیان کرد:
-تعیین اعتبار تماس گیرنده (Authenticate Callers): از طریق برخی روشهای استاندارد می توان با دریافت شماره تلفن تماس گیرنده، نام وی را از پایگاه داده مربوطه استخراج نمود و قبل از آنکه کاربر بخواهد پاسخگوی وی باشد، اطلاعات مورد نیاز در مورد وی در صفحه نمایش کامپیوتر نمایش داده شود. بدین ترتیب، ضمن بالارفتن سرعت ارائه اطلاعات، قبل از صحبت با مشتری می توان صلاحیت، اعتبار و سایر مشخصات وی را مشاهده کرد.
- پردازش صدا (Voice Recognition) : از طریق الگوریتم های مطرح، صدا تشخصی داده شود و یا به عنوان عاملی برای شناسایی یک کاربر (Voice Verification) و یا برای تشخیص صدا (Voice Recognition) و تبدیل اطلاعات صوتی وی به اطلاعات متنی (Speech To Text) استفاده شود.
- انتقال خط از طریق دریافت شماره داخلی و یا از طریق پردازش صدای فرد تماس گیرنده
- ایجاد کنفرانس های صوتی و یا ویدوئی از طریق خطوط تلفن
-حسابداری مالی برای تماس های تلفنی کاربران
- هدایت کابران برای دریافت راهنما از سیستم های موجود.


AIN:Advanced Intelligent Network
شبکه پیشرفته هوشمند:این شبکه به شکلی است که سرویس های ارائه شده به خطوط تلفن را از سوئیچ های تلفنی جدا می کند و اجازه می دهد بدون اینکه نیازی به تغییر و یا دستکاری در سوئیچ های مخابراتی باشد، سرویس جدیدی را به صاحبان خطوط تلفن ارائه نمود. این سرویسها اغلب به صورت ابزارهای سودمند (انتقال خط (Call Divert) ، انتظار مکالمه (Call Waiting) ، پیامگیر (Answering Machine) سرویسهای بیدارباش (Wake Up Services) ، سرویسهای اعلام ساعت و ....) باشند. این سرویس ها توسط مراکز مخابراتی و به جهت ایجاد تسهیلات مختلف به مشترکین تلفن داده می شود.

همانگونه که مشاهده می شود ، این تعاریف به گونه هستند که همدیگر را پوشش می دهند. بدین ترتیب که سیستمهای تلفنی به عنوان مجموعه مرجع مطرح می شوند. این سیستمها شامل سیستمهای صوتی تلفنی و سایر سیستمها می باشند. در شاخه سیستمهای صوتی تلفنی، سیستمهای IVR به عنوان یک گروه بزرگ قرار می گیرند. در حالیکه سیستمهای پیامگیر ساده می توانند مجزا باشند و زمانی که به سراغ پست صوتی می رویم وارد شاخه IVR ها می شویم. IVR ها انواع مختلفی دارند. برای مثال ACD برای مدیریت و انتقال خطوط به کار می رود. در حالیکه در CTI ها علاوه بر این امکان به صورت دلخواه، بحث ارتباط با پایگاه داده های سیستمهای دیگر و سایر سیستمهای کامپیوتری مطرح می شود.
AIN نیز چنانچه ذکر شد توسط مشتری ایجاد نمی شود. بلکه توسط مراکز مخابراتی ایجاد شده و سرویسهای محدودی را ارائه می کنند.
پرکاربردترین سیستمها در سازمانهای ما سیستمهای IVR و CTI می باشند که توسط آنها اطلاع رسانی عمومی صورت می گیرد و یا با اتصال به سایر سیستمها، به کاربر این امکان داده می شود که از راه دور و از طریق خطوط تلفن به تبادل اطلاعات با سیستمهای عملیاتی بپردازند.
در آینده در مطلبی جداگانه به جایگاه تجاری این سیستمها در بازار نرم افزاری ایران خواهم پرداخت.
همین!

Ali Vahed | 08:55 PM | Comment(s)(4)

يک گلايه، يک ايده!

April 10, 2005 03:51 AM

در مطلبي قبلا گلايه اي کردم از خودمان! منظور از خودمان، خود نرم افزاريمان بود! تا اينکه دوستي(*) گفت خوب چرا خودت دست به کار نمي شوي! ديدم راست مي گويد. تصميم گرفتم از اين به بعد به همين دليل سعي کنم گاه گاه، يک معرفي مختصر از استادان و متخصصان نرم افزاري که مي شناسم در اينجا بنويسم. اين يک معرفي کامل يا بيوگرافي نخواهد بود. بيشتر نظر خودم است در مورد هر نفر. شايد دقيق نباشد، شايد درست نباشد، شايد .....
اما خوب گامي کوچک است. اول هم قصد داشتم اين کار فقط استادان قديمي دانشگاه باشد، بعد ديدم حالا که در اين وبلاگ سعي کردم دو مطلب دانشگاه و صنعت را کنار هم بگذارم، حيف است سري هم به متخصصين خارج از دانشگاه نزنم. بنابراين سعي مي کنم در مورد همه بنويسم.
همين!
(*) طبيعتا اين دوست نرم افزاري نيست! اين ايده را يک ارتباطي (بخوانيد امير) داد!

Ali Vahed | 03:51 AM | Comment(s)(0)

ارائه زمانبندي مستقل از پيمانکار براي اجراي پروژه توسط کارفرما

April 9, 2005 06:02 PM

قبل از ورود به بحث اصلي بگذاريد سه مثال به عنوان نمونه ذکر کنم:
مثال1: از شرکتي خصوصي، اوايل سال 82 براي خريد سيستم تلفن گويا با ما تماس گرفتند.جلساتي برگزار شد و در آن زمان خاص پروژه به مرز تاييد نهايي نزديک شد و پيش نويس قرارداد براي آنها ارسال گرديد تا قرارداد منعقد گردد. از اولين تماس تا آخرين تماس در اين بين چيزي در حدود 2 ماه زمان طول کشيد و در جلسات متعدد طرح اصلاح گرديد تا در نهايت طرح نهايي تصويب شد. از طرف شرکت خريدار هم ضرب الاجل تعيين شد که هر چه سريعتر کار انجام شود و با سرعت پيش نويس قرارداد بفرستيد تا کار زودتر اجرا شود. اما...... بعد از ارسال قرارداد مدت زمان طولاني سپري شد و خبري از آنها نشد! تماس هاي مکرر هم نتيجه نداد. تا اينکه چهار، پنج ماه بعد مجددا تماس گرفتند که تشريف بياريد براي جلسه فني!..... جلسه فني!!؟؟ بعد از اينهمه زمان باز هم جلسه فني!؟ ما هم گفتيم چشم. رفتيم. جلسه خوبي بود. معلوم شد تازه بعد از اينهمه وقت يک نفر ديگر هم بايد نظر بدهد. باز هم چند ماه گذشت. تااينکه روزي فکسي دريافت کرديم مبني بر دعوت به شرکت در مناقصه! بعد از اينهمه وقت تازه دعوت به شرکت در مناقصه. ايندفعه تصميم گرفتيم که در مناقصه شرکت نکنيم. اما به اصرار يکي از همکاران، فرمها را پرکرده ارسال کرديم. بازهم هيچ خبري نشد تا اسفند ماه 83 که از طرف آن شرکت آمدند براي بازديد . مجددا تمامي بحث هايي که قبلا شده بود مطرح شد و باز هم پيشنهاد ما از لحاظ فني تاييد شد. اما تا امروز هم هنوز خبري مبني بر قبول يا رد پيشنهاد ما دريافت نشده است!

مثال2: در اواخر سال 81 دعوت شديم به اجراي پروژه براي يکي از وزارتخانه هاي دولتي. بعد از جلسات متعدد در اواخر اسفند ماه به ما گفتند که پروژه را شروع کنيد و هر چه سريعتر پروژه را انجام دهيد. ما هم نيروها را به پروژه اختصاص داده و طراحي اوليه آن را انجام داديم. اما مديران اين وزارتخانه به دليل ترافيک آخر سال به ما گفتند که فعلا دست نگه داريد تا آغاز سال جديد. از 5 فروردين شروع کنيد. ما هم صبح روز 5 فروردين به آنجا مراجعه کرديم. نبودند! تا اينکه بعد از 15 فروردين آمدند. به ما گفتند فعلا صبر کنيد! مشکلي پيش آمده! حدود 5 الي 6 ماه مدام با آنها در ارتباط بوديم اما مي گفتند که شما پروژه را انجام مي دهيد اما فعلا صبر کنيد. تا اينکه در تماس هاي آخر به ما گفتند ببخشيد! خدمات کامپيوتر خود ما با ديدن طرح شما گفته است که خودش آن را مي سازد! (اين مشکل يکي از مشکلات ارائه پيشنهاد براي پروژه است (proposal) در آينده در مورد آفات ارائه پيشنهاد خواهم نوشت). امروز که شايد بيش از 2 سال و اندي از آن جريان مي گذرد هنوز هم آن پروژه اجرا نشده است!
مثال3: انتهاي سال 83 ، پروژه اي گرفتيم براي ايجاد يک سيستم خاص تلفن گويا. به کارفرما قول داديم که به لحاظ عجله اي که در بهره برداري از سيستم داشتند يک هفته اي کار را تحويل دهيم. با همت بچه ها، کار در زمان مشخص به پايان رسيد. اما نتوانسيتم بر خلاف انتظار در روزهاي پاياني سال نمايندگان کارفرما را پيدا کنيم. با شروع سال هم هنوز موفق نشده ايم پروژه را تحويل دهيم!
اين سه مورد و موارد بسياري نظير اين که شايد براي هر کس که دستي در توسعه نرم افزار در داخل کشور داشته باشد امري طبيعي و عادي به شمار مي رود و در طي کار خود بارها با اين مشکل مواجه شده است، مواردي که زمانبندي از جانب پيمانکار يا مجري رعايت شده است، اما کارفرما در طي يک برنامه مشخص پروژه را تحويل نمي گيرد و يا زمان آنقدر طولاني مي کند که اجراي پروژه مقرون به صرفه نباشد. مواري لزوم ارائه يک زمانبندي براي اجرا از طرف کارفرماي يک پروژه نرم افزاري را بيش از پيش الزامي مي کند.
بگذاريد از زاويه ديد ديگري به اين مساله نگاهي بياندازيم. معمولا در هنگام ارائه پيشنهاد کارفرما منتظر دريافت يک زمانبندي براي اجراي يک پروژه از طرف پيشنهاد دهنده مي ماند. در هنگام عقد قرارداد نيز نه تنها در متن قرارداد بلکه معمولا در پيوست ها نيز زمانبندي اجراي پروژه از طرف کارفرما ارائه شده و تبعيت از اين زمانبندي جزء تعهدات وي محسوب مي شود. هرچند اين زمانبندي در بسياري موارد مشمول تسامح و تساهل مي شود و به درستي رعايت نمي شود اما با اين وجود به عنوان يک ابزار کنترلي (بهتر بگويم ابزار فشار) به پيمانکار استفاده مي شود. در حاليکه براي يک کارفرماي سخت گير، چيزي جذاب تر از تحت فشار گذاردن مجري نيست!
در لزوم ارائه اين زمانبندي از جانب پيمانکار و تعهد داشتن به آن شک نداريم. امري است لازم و ضروري و بايستي با استفاده از متريک هاي تخمين مناسب، زمانبندي نزديک به واقعيت برآورد شده و سپس اجرا تحت آن زمانبندي کنترل شود. اما بايد بدانيم که بايستي يک زمانبندي نيز از جانب کارفرما براي اجراي پروژه تعريف شود.
اين زمانبندي که مي تواند توسط خود کارفرما و يا مشاور فنآوري اطلاعات و ارتباط وي تهيه شود به جاي پرداختن به زمانهاي اجراي پروژه، زمانبندي آغاز پروژه، تهيه فهرست نيازها و برگزاري مناقصه (يا هر مکانيسم ديگر) و در نهايت انتخاب مجري يا پيمانکار در ابتداي پروژه و سپس دريافت نسخه هاي مختلف سيستم از مجري در زمانهاي پيش بيني شده در زمانبندي وي و ارائه نظر در مورد آن در زمان مقرر و در نهايت زمانبندي تحويل نهايي پروژه و تسويه حساب با پيمانکار و از همه مهم تر زمانبندي پشتيباني نرم افزار را محور بحث قرار مي دهد.
به عبارت ديگر، کارفرما بايد بداند که براي تهيه يک سيستم نرم افزاري چه گامهايي بايد پيموده شود و براي همه اين گامها زمان تعيين کند تا بتواند در زمان مقرر، ضمن تهيه اين سيستم به تعهدات خود نيز عمل کرده باشد. همانگونه که به موقع تحويل دادن يک پروژه از طرف پيمانکار کاري پسنديده است و به نفع وي مي باشد، تحويل گرفتن به موقع يک پروژه نيز ، کارفرما را منتفع مي سازد.
ارائه اين نوع زمانبندي با نحوه تنظيم زمانبندي پروژه متفاوت است و بايستي موارد ديگري را به عنوان خطرات و يا ريسک هاي نرم افزاري در نظر گرفت و در مديريت و تحليل اين خطر ها (Risk Analysis) به آنها پرداخت.مواردي نظير نياز واقعي به داشتن چنين سيستمي ، بودجه و اعتبارات ، گلوگاههاي اداري که با بروکراسي زياد باعث اتلاف وقت مي شوند و ..... تهيه اين زمانبندي امري است که شايد به تجربه زيادي نياز دارد.
يکي از راه حل هاي رسيدن به چنين زمانبندي هايي اجراي طرح هاي راهبردي فنآوري اطلاعات و يا طرح هاي جامع فنآوري اطلاعات و ارتباطات (IT Master Plan) که پيشتر در مورد آنها نوشته بودم مي باشد. با داشتن يک ICT Master Plan مي توان مشخص کرد که چه پروژه را در چه زماني بايستي آغاز کرد و در چه زماني بايد به نتيجه رسيد. با تقسيم اين زمان هاي کلي مي توان زمانبندي جزئي اجراي يک پروژه را بدست آورد.
مجددا متذکر مي شود ارائه اين زمانبندي و حرکت طبق آن، ضمن ايجاد آسايش و امنيت براي مجريان و پيمانکاران، باعث مي شود ضمن بهره گيري مناسب از نيروي انساني و منابع کارفرما ، در نهايت محصول در زماني که واقعا به آن نياز دارد در سيستم عملياتي شود.
همين!

Ali Vahed | 06:02 PM | Comment(s)(0)

آموزش برنامه نویسی

April 7, 2005 07:53 PM

الوعده وفا!


به خاطر اهمیتی که بحث آموزش برنامه نویسی دارد، بخش جدیدی را در وب سایت رادمان ایجاد کردیم که از طریق آن بتوانیم اطلاعات و دانش خود را در این زمینه -هر چند اندک- به اشتراک بگذاریم.


به همین منظور، بخش آموزش برنامه نویسی با آدرس www.radmanitd.com/programming/  ایجاد گردید و از این به بعد بحث های تخصصی آموزشی در این بخش ارائه خواهد شد.


همین!

Ali Vahed | 07:53 PM | Comment(s)(7)

آموزش Rave-شماره 1

April 6, 2005 09:06 PM

به مرحله بعدی در گزارشگیری بصری خوش آمدید! طراح بصری Rave بسیاری از ویژگیهای منحصر بفرد که باعث می شود روند گزارشگیری ساده تر،سریعتر و بسیار کارامد شود را عرضه می کند. Rave مبتني بر یک محیط طراحی بصری بر پایه صفحه است که میتواند به سادگی انواع گسترده ای از قالبهای گزارش را به کار ببرد، بسیار یشتر از یک ابزار مدل کاملا نواری. Rave, به منظور تشویق (تقویت) کردن شما برای دوباره استفاده کردن محتوای گزارشهایتان برای اعمال تغییرات سریعتر و نگهداشت راحتتر, شامل تكنيك انعكاس و دیگر تکنولوژیها می باشد. Rave, برای عرضه بیشترین قابلیت انعطاف و عاملیت, در یک قالب یادگیری آسان طراحی شده است.

از کجا شروع می کنید؟ چون كه Rave, طراح مبتني بر صفحه است، بسیاری از ویژگیهای آن باید حس بشود و فقط با یک تمرین کوچک, برای استفاده کردن آسان باشد. فقط وقتی که در حال شروع هستید, برخی تواناییها غیر قابل مشاهده هستند. بهر حال،بخاطر داشته باشید بسیاری از این انتخابها در مراحل اولیه شروع میتوانند صرف نظر شوند،اما برای نیاز و افزایش اطلاعات شما این انتخابها به سادگی قابل دسترس هستند.در حقیقت، گزارشات "استاندارد" را ویزاردها بدون مجبور بودن به دانستن جزئیات پشت پرده, تولید می کنند.

محیط بصری و ایجاد گزارش

یک گزارش توانايی شرح دادن, مانند نمایش داده ها به روش بصری است. چه برروی کا غذ چاپ شود یا به صورت الکترونیکی نمایش داده شود.

بطور نمونه در اینجا مجموعه ای از جداول پایگاههای داده وجود دارد که برای ایجاد یک گزارش, داده ها را آ ماده می کنند .

برای مثال فرض کنید یک جدول مشتری، یک جدول محصولات و یک جدول اقلام فروخته شده وجود دارد.این جدول می توانند برای ایجاد مراسلات،صورتحساب یا لیست مشتریها, به يكديگر ملحق شوند.

اجازه بدهید با یک دور نما ی سریع از Raveشروع کنیم.اولین مرحله در استفاده ازRave اجرای برنامه آن است. اولین چیزی که بعد از اجراي آن دیده می شود یک صفحه خواهد بود که بر روی صفحه نمایش نشان داده می شود به همان ترتیب دو پنجره در کنار صفحه و نوار ابزارهای سرتاسری در بالای صفحه دیده می شود.براي اجراي طراح Rave ,ميتوان هم از منوي Tools دلفي و هم از Drive اي كه دلفي در آن نصب شده است از مسير("C:\Program Files\Borland\Delphi7\Rave5"), آنرا اجرا نمود, البته اگر در دلفي بصورت Typical نصب شده باشد.
در اولین برداشت،بسیاری از اقلام در طراح Rave دیده می شود،بنابراین شما از کجا شروع می کنید؟

اجازه بدهید با آنچه در زمان اجرای Rave دیده می شود شروع کنیم.اول متو جه می شوید که دو گروه از نوار ابزارها در طراح Rave نمایش داده شده اند،آنها مولفه ها و ابزارها هستند.

نوار ابزارها توانایی تغییر یا اصلاح مولفه ها را دارند،بنابراین آنها به عنوان ابزار, تشخیص داده می شوند.چندین ابزار وجود دارند:تراز بند()،الگوی رنگ،ویرایشگر قلم و غیره. اگر یک مسطتیل بر روی صفحه باشد و نیاز به آن باشد که با یک رنگ پس زمینه پر شود،اول آن(مستطیل)را به وسیله کلیک ماوس بر روی آن انتخاب می کنیم. سپس از ابزار رنگ برای تغییر رنگ پر کننده مستطیلل به هر رنگ مورد عللاقه ای استفاده می کنیم. نوار ابزارها می توانند مخفی بشوند و به وسیله انتخاب آنها از منوی ابزار آشکار بشوند. اگر بسیار ساده بودن محیط طراحی،یک مزیت باشد،نوار ابزارها می توانند تا زمانی که نیازی به آنها نیست پنهان باشند.

تا حالا مرور خیلی سریع بود. تنظیمات یا خصوصیات خیلی زیادی وجود دارند که رفتار اغلب قسمتهای محیط طراحی بصری را کنترل می کنند. این نوشتار دو قسمت دارد،یکی شرح قسمت سیستم Rave که شامل مولفه ها و ابزارها است،قسمت بعدی(دوم)یک مرجع از فهرست جزئیات خصوصیات می باشد.نخست به شرح قسمت اول می پردازیم،سپس گذری به قسمت مرجع می کنیم برای درک بهتر اینکه چه اندازه کنترل، می تواند باعث طراحی ویژگیهای بسیار گوناگون شود.

ادامه دارد ......

Bijan Ghasemi | 09:06 PM | Comment(s)(2)

تجارت الکترونيک

April 5, 2005 05:40 PM

واژه ديگري که مايلم در ادامه سلسله مطالب مرتبط با تعريف واژه ها در فنآوري اطلاعات و ارتباطات  به آن بپردازم تجارت الکترونيک  e-Business مي باشد.
در کتاب "مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت" نوشته آقاي دکتر زرگر ، تجارت الکترونيک چنين تعريف شده است: "تمام ابعاد تجارت و فرآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند." در کتاب "تجارت الکترونيک" نگاشته شده توسط آقايان دکتر سهيل سرمدي و دکتر وحيد رضا ميرابي با جمع آوري تعاريف متعدد در اين زمينه 6 تعريف زير براي تجارت الکترونيک آورده شده است:
"1- تمام ابعاد تجارت و فرآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند. (برگرفته از کتاب اول)
2- به طور کلي واژه تجارت الکترونيک اشاره به معاملات الکترونيکي مي نمايد که از طريق شبکه هاي ارتباطي انجام مي پذيرد. ابتدا، خريدار يا مصرف کننده به جستجوي يک مغازه مجازي از طريق اينترنت مي پردازد و کالايي را از طريق وب يا پست الکترونيکي سفارش مي دهد و نهايتا کالا را تحويل مي گيرد.
3- تجارت الکترونيکي يعني انجام مبادلات تجاري در قالب الکترونيکي
4- کاربرد تکنولوژي اطلاعات در تجارت
5- تجارت الکترونيکي، مبادله الکترونيکي داده هاست. به طور خلاصه مي توان گفت که مبادله الکترونيکي داده ها عبارت از توليد، پردازش، کاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد به شيوه هاي الکترونيکي و خودکار بين سيستمهاي کامپيوتري و بر اساس زبان مشترک و استانداردهاي مشخص و با کمترين دخالت عامل انساني. البته تجارت الکترونيک حيطه اي گسترده تر از مبادله الکترونيکي داده ها دارد و آن يک تحول و انقلاب در عرصه ارتباطات است.  تجارت الکترونيکي در ساده ترين تعريف عبارت از يافتن منابع، انجام بازاريابي، مذاکره کردن، سفارش، تحويل، پرداخت و ارائه خدمات پشتيباني است که به صورت الکترونيکي انجام مي شود. لذا تجارت الکترونيکي روشي است که بر اساس آن اطلاعات، محصولات و خدمات از طريق شبکه هاي ارتباطات کامپيوتري خريد و فروش مي شوند.
6- تجارت الکترونيک، انجام کليه فعاليتهاي تجاري با استفاده از شبکه هاي ارتباطي کامپيوتري ، بويژه اينترنت است. تجارت الکترونيک به نوعي تجارت بدون کاغذ است. بوسيله تجارت الکترونيک، تبادل اطلاعات خريد و فروش و اطلاعات لازم براي حمل و نقل کالاها با زحمت کمتر و تبادلات بانکي با شتاب بيشتر انجام خواهد شد. شرکتها براي ارتباط با يکديگر، محدوديت هاي فعلي را نخواهند داشت و ارتباط آنها با يکديگر ساده تر و سريعتر صورت مي گيرد. ارتباط فروشندگان با مشتريان مي تواند به صورت يک به يک با هر مشتري باشد البته با هزينه نه چندان زياد."


در همين کتاب سابقه تجارت الکترونيک را به سال 1970 و بهره گيري شرکتهاي بزرگ از تجارت الکترونيک بر مي گرداند.

و در نهايت آقاي دکتر زرگر مجددا در کتاب "اصول و مفاهيم فنآوري اطلاعات" تعاريف بيشتري را براي تجارت الکترونيک گردآوري کرده اند:
"1- تجارت الكترونيكي اجرا و هماهنگي فرآيندهاي حياتي سازمانهاي اقتصادي،از قبيل طراحي،تامين مواد و خدمات،توليد،فروش،اجراي سفارشات،ارايه خدمات از طريق بكارگيري حرفه اي رايانه ها و فن آوري ارتباطات و داده هاي ذخيره شده در رايانه هارا بر عهده دارد.
2- تجارت الكترونيكي شامل انجام هر كاري با فن آوري ارتباطات و اطلاعات (ICT)براي اجراي اهداف تجاري بين سازمانها يا سازمان و مصرف كننده است.
3- تجارت الكترونيكي همان بازرگاني الكترونيكي(EC)است. با اين تفاوت كه فرآيندهاي داخلي،از قبيل توليد،مديريت انبار،توسعه محصول،مديريت ريسك،مديريت سرمايه،مديريت دانش و منابع انساني هم در تجارت الكترونيكي پوشش داده مي شوند.
4- تجارت الكترونيكي تركيب پيچيده اي از فرآيندها ،سيستم هاي سازماني و زير ساختهاي ضروري سازماني براي ايجاد يك مدل تجاري سطح بالاست.
5- تجارت الكترونيكي بسيار فراتر از بازرگاني الكترونيكي است.تجارت الكترونيكي شامل تغيير در روشهاي سنتي اجراي عمليات سازمان،مديريت فرآيندهاي فيزيكي و ديجيتال و روش كاركرد پرسنل است.
6- از ديدگاه IBM،تجارت الكترونيكي يك نظريه امنيتي،تغييرپذيري و يكپارچگي را براي دستيابي به ارزش اقتصادي بيشترو بسيار متفاوت،از طريق تركيب سيستم هاو فرآيندهاي اصلي سازمان (يا Core business)با ساده كردن و دسترسي فراگيراز طريق فن آوري اينترنت،اجرا مي كند.
7- تجارت الكترونيكي درباره فن آوري اينترنت براي انتقال و تغيير روشهاي اجراي فرآيندهاي سازمان است. بارزترين فرم آن خريداز طريق شبكه-براي عمده فروشي و خرده فروشي-است.
8- به ساده ترين بيان،تجارت الكترونيكي استفاده ازفن آوريهاي اينترنت براي توسعه و تحول فرآيندهاي كليدي سازمان است.با اين ديدگاه،بيشتر شركتها به اين مهم پي برده و در حال انتقال از روشهاي سنتي به تجارت الكترونيكي هستند.
9- تجارت الكترونيكي هر گونه بكارگيري اينترنت در سطح تاكتيك يا استراژيك براي برقراري ارتباطات تجارت از نوع B2B،B2Cياهر مدل تجاري ديگر است.تجارت الكترونيكي در واقع راهي براي بهره وري بيشتر،سرعت،نوآوري وخلق ارزشهاي جديد در يك سازمان است. "
اما به واقع به کدام تعريف بيشتر مي توان بها داد. به نظر مي رسد همه تعاريف درست باشند اما تعريفي که تجارت الکترونيک را کاربرد فنآوري اطلاعات در تجارت مي داند بهترين تعريف است. حداقل مي توان گفت کاملترين تعريف است. چون گرچند همه به نوعي کاربردهاي فنآوري اطلاعات و ارتباطات را فهرست کرده اند، اما نمي توان اين کاربردها را منحصر کرد به صرف بهره گيري از شبکه و يا وب براي تبادل اطلاعات و يا خريد و فروش اينترنتي.
دقت شود، همانگونه که در مورد مفاهيم مشابهي نظير روابط عمومي الکترونيک ذکر شد، نمي توان فنآوري اطلاعات را با ابزارهاي آن يکي کرد. تنها بهره گيري صرف از يک ابزار، با داشتن تفکر سنتي نمي تواند راهگشا باشد. فنآوري اطلاعات و ارتباطات با تاثير گذاري عميق بر روي مفاهيم اين چنيني، هر چند باعث تغيير ماهيت آنها نمي شود باعث تغيير طرز تفکر ، شيوه هاي مديريت و روشهاي انجام کار مي شود.
به عبارت ديگر اينکه به جاي ارسال نامه معمولي ، email بزنيم کافي نيست. بلکه در ابتداي کار بايد فنآوري اطلاعات و ارتباطات روي روش تصميم گيري ما و اهميتي که به اطلاعات در تجارت مي دهيم بايستي تاثير بگذارد. در اين زمان است که با دانستن اهميت اطلاعات در داد و ستد امروزي، نگرش ها تغيير پيدا کرده و با بهره گيري مناسب از اطلاعات مي توان حتي با استفاده از ابزارهاي سنتي کسب سود مناسب را تضمين بخشيد.
بدين ترتيب در اولين کار بايستي مدلهايي اطلاعاتي و عملکردي (يا از ديدگاه ديگر مدلهاي شيء گرا) از زمينه تجارت بدست آيد. اين مدل ها را مي توان با استفاده از تکنيک هاي فنآوري اطلاعات بهبود بخشيد و هر جا لازم است اطلاعات را جمع آوري و نگهداري کرد. آنگاه با استفاده از سيستم هاي مختلف اطلاعات عمليات و پردازش تراکنش، داده هاي عملياتي را کنترل کرد و براي مديريت نيز از سيستمهاي اطلاعات مديريت بهره جست و با کمک سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري و يا سيستمهاي راهبردي تصميم گيري ها را بهبود بخشيد.شبکه ها و اينترنت اينجا هستند که مي توانند به عنوان پلي براي ارتباط مستقيم مشتري با سيستم فراهم شود.
روش ديگر روش معکوس است، يعني اينکه اول لايه هاي رويي را ايجاد کرد و سپس با تاثيري که اين لايه ها در سيستم مي گذارند و با جمع آوري مناسب اطلاعات، سيستمهاي گزارش گيري مديريتي را فعال کرد.


منابع:
- دکتر محمود زرگر، مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت،انتشارات بهينه، 1380
-دکتر سهيل سرمد سعيدي و دکتر وحيد رضا ميرابي، تجارت الکترونيک، انتشارات پرسمان ، 1383
- دکتر محمد زرگر، اصول و مفاهيم فنآوري اطلاعات ، انتشارات بهينه، 1382

Ali Vahed | 05:40 PM | Comment(s)(0)

گله ای از خودمان یا حکایت کوزه گر و کوزه شکسته!

April 4, 2005 01:51 AM

این روزها، بچه های علوم ارتباطات و ارتباطات در تلاش برای بزرگ داشت یکی از اساتید خود هستند به نام اقای دکتر معتمد نژاد، از طرف ePRSoft هم وب سایتی برای بزرگ داشت ایشان ایجاد کرده است به نام همیشه استاد.
مروری کردم بر فعالیت این بچه در وب، دیدم به جز خودشان که حضور فعالی در قالب وبلاگ ها و یا وب سایت های تخصصی دارند، استادانشان هم بسیار فعالند، اشخاصی مانند دکتر شکر خواه که یکی از روشهای ارتباطی مؤثرشان با دانشجویانشان، وبلاگشان است به نام دات.
اما وضعیت ما که نرم افزاری هستیم چگونه است. 

وسوسه شدم و با کلمه کلیدی "روحانی رانکوهی" جستجو کردم در گوگل. نتیجه ناراحت کننده ای بود. چیزی در حدود 14 نتیجه مرتبط که به جز چند سایت معرفی یا فروش کتاب، بقیه وبلاگ هایی بود از برخی دانشجویان استاد که اشاره ای کوچک کرده بودند به نام ایشان. دریغ و صد افسوس از یک سایت حرفه ای که به معرفی ایشان و تالیفات و کارهایشان بپردازد.
قرض فقط شخص اقای روحانی رانکوهی نیست. همه ما در طول دوران دانشگاه استادانی داشتیم که به شاگردیشان افتخار می کردیم. استادانی نظیر آقای دکتر رضوی زاده، آقای ناظمی، آقای مهندس پوروطن،آقای نامور و ... اگر امروز این حرف را می زنم خیالم آسوده است که این حرفها جنبه تعریف بی خود و با هدفی خاص به خود نمی گیرد. سالهاست که فارغ التحصیل شده ام و دیگر دغدغه نمره گرفتن ندارم. از طرف دیگر همه کسانی که مرا می شناسند می دانند که برخی از استادانی که نام بردم در زمان دانشجویی به ظاهر دل خوشی از من نداشتند! (از جمله خود آقای روحانی که مرا دلارباز خطاب می کرد و از کارکردن من در زمان دانشجویی ناراضی بود ) اما به عنوان یک دانشجوی سابق وظیفه ای داریم در پاسداشت زحماتشان که متاسفانه به آن عمل نمی کنیم.
از طرف دیگر، از نظر ارتباط و حضور قوی در عرصه جهان اطلاعاتی امروز، ما نرم افزاری ها حضور کمی در زمینه تولید محتوی تخصصی در اینترنت داریم! جالب است که ما خود را متخصص اینکار می دانیم! اما نگاهی به حضور نرم افزاری ها نشان از کوزه گر و کوزه شکسته دارد. در حالیکه در مورد سایر رشته ها (مثلا ارتباطات) حضور، پررنگ و پر محتوی است. این عدم حضور موثر در اینترنت نه در قالب وب سایت های شرکتی، بلکه در زمینه وب سایت ها و وبلاگ های تخصصی نرم افزاری ، باعث عدم وجود یک کار منسجم و دامنه مناسب از اطلاعات نرم افزاری به زبان فارسی می شود.

بهتر است نگاهی دیگر بیاندازیم به بحث اهمیت تولید اطلاعات. اگر اعتقاد داریم که اطلاعات قدرت است (Information is Power) باید بدانیم که اطلاعات قدرت است اما زمانی که به اشتراک گذاشته شود (Sharing Information is power )[!] [ فکر می کنم که این جمله از شعارهای مایکروسافت باشد]. بیاییم کوزه گری باشیم که برای خود بهترین کوزه را می سازد!!
همین!

Ali Vahed | 01:51 AM | Comment(s)(1)

روابط عمومی الکترونیک 2

April 3, 2005 06:41 PM

به نظر می رسد فارغ از نامی که به این نوع روابط عمومی اطلاق می شود، محدود کردن کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در چند مورد خاص کار زیاد درستی نباشد.
برای باز شدن مطلب بد نیست مروری داشته باشیم بر این بحث که اصولا در روابط عمومی الکترونیک کدام وجه قالب است و به کدام وجه اولویت بیشتری می دهیم: روابط عمومی یا فنآوری اطلاعات.
آیا می توان اینگونه عنوان کرد که روابط عمومی الکترونیک، حرکتی است در فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه کاربردهایش و یا به شکل دیگر روابط عمومی الکترونیک را نوعی استفاده مناسب بدانیم از ICT. مشابه این بحث را در زمینه های مختلف دیگر نیز می توان پیدا کرد. مفاهیمی نظیر کاربردهای کامپیوتر در مهندسی ، کاربردهای کامپیوتر در طراحی (CAD) و یا تجارت الکترونیک (eCommerce).
به جرات می توان گفت که در نرم افزار آن چیزی که شاید در هنر داشته باشیم تحت این عنوان که "هنر برای هنر" که یک نوع هنر مجرد و بدون ارتباط با سایرین را مطرح می کند را کمتر می توان یافت. نرم افزار ماهیتا در کاربردهایش در علوم مختلف معنا می دهد. توسعه نرم افزار و استفاده از IT نیز به همین شکل. زمانی نرم افزار رسالت واقعی خود را انجام داده است که در خدمت یک کاربرد بوده و باعث بهبود انجام یک فرایند گردد.
به نظر من در روابط عمومی الکترونیک وجه قالب تر را باید به روابط عمومی داد. در عین حال نباید کاربردهای فنآوری اطلاعات را محدود کرد به چند شاخه خاص. استفاده از IT در روابط عمومی (چنانچه فکر می کنم نظر امیر هم همین باشد) باعث قلب ماهیت روابط عمومی نمی شود. بلکه باعث می شود فرآیند های جاری روابط عمومی ها بهتر، کاراتر، کم هزینه تر و یا پویا تر انجام پذیرد.
بدین ترتیب به نظر می رسد که هدایت یک روابط عمومی به سمت روابط عمومی الکترونیک را نه به عهده یک کارشناس فنآوری اطلاعات و ارتباطات، بلکه به یک متخصص علوم ارتباطات و روابط عمومی باید سپرد، متخصصی که ضمن اطلاع مناسب از زمینه تخصصی خود، ذهنی مدل ساز و ساختیافته داشته باشد تا بتواند نیازهای خود را به صورتی مدون بیان کند تا با بهره گیری از متخصصان ICT ، راه حلی مناسب از میان راه حل های مختلف موجود برای آن نیاز مطرح شده و جنبه واقعی به خود گیرد.
اما چگونه می توان به چنین جایگاهی از شناخت رسید که بتوان نیازهای روابط عمومی ها را در این دیدگاه مطرح کرد و به آن پاسخ داد.
به نظر می رسد تشکیل گروه های کاری (نظیر آنچه گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک : ePRSoft سعی دارد به آن برسد و یا به قول امیر کلیک اول آن را بزند!) متشکل از افراد صاحب فکر و مجرب در روابط عمومی با کارشناسان IT می تواند راهگشا باشد. گروه هایی که با تولید محتوی و انتشار اطلاعات تخصصی در این زمینه مبانی تئوری این بحث را تشکیل داده، سپس سیستم ها و راه حل های عملی برای آن ارائه نمایند.
از سوی دیگر ارائه یک مدل و یا معماری مشخص، صریح، شفاف، پویا و به اندازه کافی عمومی و استاندارد از روابط عمومی و اطلاعات آن می تواند به عنوان گامی موثر در تحقق شعار ایجاد روابط عمومی الکترونیک باشد. این مدل با مشخص کردن معماری اطلاعات، گردش اطلاعات در سازمان، مورد های کاربری و شرح عملکرد فرآیند های روابط عمومی زمینه را برای توسعه کاربردهای ICT در روابط عمومی فراهم می کند.
از سوی دیگر نیز با همکاری متخصصان روابط عمومی و فنآوری اطلاعات و ارتباطات و با مبنا قرادادن مدلی که از روابط عمومی بدست آمده است، می توان به استاندارد سازی و جامعیت بخشیدن به خدمات و نرم افزارها و سخت افزارهایی که در مدل نهایی می توانند به سود روابط عمومی ها باشند اقدام کرد. بحثی که شاید اجرای آن به سادگی عنوان کردن نام آن نباشد ، اما در صورت اجرا باعث پیمودن شدن نیمی از راه در تشکیل روابط عمومی الکترونیک گردد.
بازهم در این مورد خواهم نوشت....
همین!

Ali Vahed | 06:41 PM | Comment(s)(0)