« December 2005 | صفحه اصلی | February 2006 »

صرفه جویی در استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای رایانه ای

January 12, 2006 05:53 PM

در روزنامه شرق مورخ دوشنبه 19 دی 1384  مطلبی است تحت عنوان "بحران خرید رایانه در تشکیلات دولتی" که انتقاد رئیس سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور از ابلاغیه نرم افزار ها و سخت افزارهاست.


اما جریان ابلاغیه مذکور چیست؟
"کلیه دستگاه های اجرایی موظفند ضمن اعمال صرفه جویی در استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای رایانه ای از هرگونه هزینه ای در این ارتباط بدون هماهنگی با وزارت ارتباطات خودداری کنند." این ابلاغیه توسط رئیس جمهوری و هیآت وزیران صادر شده است.


ابلاغیه جالبی است! هر چند ضمانت و روش اجرا و موضوعیت آن به کلی زیر سوال است (و مطلب روزنامه هم به همین می پردازد) که آیا می شود این کار را انجام داد یا نه؟ (به لفظ "هرگونه" دقت کنید! یعنی اگر یک اداره دولتی یا به قول مطلب روزنامه یک دبستان در یک استان دور هم بخواهد یک موس و یا یک CD بخرد باید از وزاتخانه ارتباطات و فنآوری اطلاعات مجوز بگیرد!) می خواهم بپردازم به بحث صرفه جویی در استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای رایانه ای.

در این که صرف جویی امری است پسندیده شک نداریم. در اینکه در کشور ما هزینه های غیرضروری بسیاری در بخش دولتی بدون دلیل انجام می شود هم مشکلی نیست. سخت افزار و نرم افزار هم تافته جدا بافته ای نیست.تا آنجایی که من هم می دانم تا دلتان بخواهد هزینه اضافی در این زمینه انجام می شود که بخش عمده ای از آن ناشی از عدم وجود یک طرح جامع و راهبردی برای ICT در سازمانها است.شخصا با دقیق بودن نحوه خرید تجهیزات و نرم افزارها و صرفه درست هزینه ها موافقم اما بار معنایی بخش دوم این ابلاغیه چیز دیگری را در ذهن ایجاد می کند آنهم صرفه جویی به معنی کم هزینه کردن است و یا اینکه اصولا خرید نرم افزار و سخت افزار هزینه کردن است.
اصولا خرید نرم افزار و سخت افزار در دو راستا صورت می گیرد:
- برطرف کردن احتیاجات جاری و روزمره : برای مثال تهیه نرم افزارهای معمول، ارتقاء سخت افزارها، تعویض تجهیزات معیوب، پشتیبانی سیستمهای فعال، نگهداری شبکه و .....
- ایجاد سیستم های جدید برای بهبود فرآیند های سازمان: اینگونه سیستمها (ترکیبی از نرم افزار و سخت افزار) برای بکارگیری ICT در سیستمهای سازمانها است، این سیستمها یا در بهتر کردن روند فعالیتهای عملیاتی و یا در بهبود تصمیم گیری های مدیریتی خود را نشان می دهند.
هزینه های گروه اول اجتناب ناپذیر است، همانگونه که سازمانها نیاز دارند به خودکار، مداد و میز، امروزه نیازدارند به میز و کامپیوتر و ..... و نمی خواهم به آن بپردازم.
اما در مورد گروه دوم باید بگویم از چند سال پیش در کشور های توسعه یافته در تحلیل های مالی، خرید نرم افزار به عنوان یک هزینه نیست، به عنوان یک سرمایه است. تفاوت نگاه جالبی است، اینکه بگوییم با نرم افزاری که می خریم پول هزینه نکرده ایم، پس انداز کرده ایم.
بهره گیری از نرم افزارها و سخت افزارهای مناسب در جهت بهبود فرآیند ها نه تنها هزینه اضافی است بلکه اگر دقت شود، باعث می شود با تسهیل و یا مکانیزه شدن سیستمها، هزینه های جاری سازمان در کوتاه مدت و بلند مدت کاهش یابد.
بگذارید به مطلب جالبی که استفان کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر به آن پرداخته است اشاره کنم، وی می نویسد:
«کارهای یک فرد چهار دسته اند:
1- کارهای مهم اضطراری (شامل فعالیتهای مربوط به بحرانها: مشکلات فشارآور و یا پروژه های مهلت دار )
2- کارهای مهم غیر اضطراری (شامل فعالیتهای مربوط به پیشگیری، امور مربوط به قابلیت تولید، استحکام روابط،تشخیص فرصتهای تازه،برنامه ریزی، بازآفرینی و تفریح سازنده )
3- کارهای بی اهمیت اضطراری : (فعالیت های مربوط به گسیختگی و انقطاع مانند بعضی از تلفن ها، نامه ها و گزارشات)
4- کارهای بی اهمیت غیر اضطراری: مانند برخی مشغله های کم اهمیت، بعضی نامه ها، بعضی مکالمات تلفنی، اتلاف وقت، سرگرمیها »
وی پس از بررسی هر چهار دسته نتیجه می گیرد که فعالیتهای گروه دوم از همه مهمترند و مدیری موفق است که به این دسته توجه بیشتری نشان بدهد. چون به کارهای دسته 3 و 4 اصلا نباید توجه کرد و اگر به کارهای دسته 2 بپردازیم ، خود به خود به مرور زمان کارهای دسته یک کمتر می شود.


اگر یک سازمان را نیز یک فرد (شخص حقوقی) در نظر بگیریم، سازمان ها نیز بایستی به کارهای زیربنایی و برنامه ریزی توجه بیشتری نشان دهند. طبیعتا بر کسی پوشیده نیست که صرف هزینه در این راستا اشتباه و غیر ضروری نیست و در مورد چنین هزینه هایی نباید صرفه جویی کرد، چون در اینصورت در جای دیگر باید هزینه بیشتری صرف کرد.
مدیران ارشد و تصمیم سازان نظام نیز بهتر است با در نظر گرفتن چنین قواعدی، به کارهای مهم غیراضطراری توجه خاص داشته باشند، کارهایی که شاید

ضمن تایید مجدد انجام صرفه جویی در خرید نرم افزار و سخت افزار در دولت (که می تواند با خرید سیستمهای خوب، ارزیابی دقیق فنی و رعایت ضوابط مناقصه ها و ... صورت پذیرد) تاکید می کنم که صرفه جویی نباید به معنی هزینه نکردن و یا ارزان خریدن باشد، چیزی که متن ابلاغیه به ما بیشتر نشان می دهد. خرید یک سیستم در یک اداره حتی نمی تواند منوط به مجوز بخش های دیگر آن سازمان باشد چه برسد به یک وزارتخانه دیگر. اعمال صرفه جویی هم بایستی با تعیین مصداق صورت گیرد . برای مثال هزینه کردن بر اساس یک طرح جامع یا راهبردی (IT Strategic or ICT Master Plan) و یا بهره گیری از نظرات مشاور در اجرای پروژه ها و ....

در آخر:
امیر حسین نائینی -رئیس سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور- در مطلب مورد اشاره شرق، ضمن انتقاد از این ابلاغیه به نکته جالبی اشاره می کند: "با اشاره به اینکه مدت ها است هیچ قرارداد نرم افزاری و یا سخت افزاری بزرگی که بخش خصوصی مجری آن باشد اعلام نشده است و این شرکتها با تنگناهای مالی روبه رو هستند که حتی بعضا از پرداخت حقوق ماهیانه کارمندان خود عاجز مانده اند. شرکتها با سرشکستگی روبه ورشکستگی اند و متخصصین متعهد سرگردان بازار کارند"

ای کاش بجای ایجاد مشکلات جدید تر در راه شرکتهای فنآوری، به حل بحرانی که گریبانگیر آنهاست کمک می کردیم.
همین!
بعد از نوشتار: ابتدا قصد داشتم که برای نقد ابلاغیه مذکور فقط متن آن را بنویسم و زیرش را با یک بدون شرح مزین کنم! بی شک کاملا گویا بود، اما نتوانستم ننویسم.

Ali Vahed | 05:53 PM | Comment(s)(0)

وبلاگ می نویسم!؟

January 3, 2006 08:41 PM

پرده اول:
چند روز پیش یکی از دوستان Online شد. با خوشحالی پیام داد که هفته پیش به همراه همسرش یک وبلاگ ایجاد کرده اند. دعوت کرد بخوانم. حرفهای عاشقانه یا به قول خودشان عشقولانه قشنگی در آن بود. اکثر کامنت ها هم مربوط به دوستانشان بود. حرفها همه صمیمی و دوست داشتنی. از من پرسید: تو چرا وبلاگ نمی نویسی؟ گفتم می نویسم، خیلی وقت است و آدرسش را به وی دادم. چیزی نگفت، اما مطمئنم که در دلش به من خندید که بابا این چه وبلاگی است! در زمینه مهندسی نرم افزار!!! مگه به این هم می شه وبلاگ! بماند...

پرده دوم:
مطلبی نوشته بودم در زمینه منابع مهندسی نرم افزار. بیشتر در پاسخ یک دانشجو بود که دنبال مرجع مناسب می گشت. اما برخلاف رویکردی که در این وبلاگ داشتم، مواجه شدم با حجم زیادی از کامنت هایی که تقاضای پروژه می کردند. نمی دانم چرا!؟ آیا این درست است که از یک مدرس درس مهندسی نرم افزار، پروژه تقلبی بخواهیم برای گول زدن یک استاد دیگر!! توضیح هم دادم که اینکار را نمی کنم، اما هر چه به پایان ترم نزدیک تر می شویم، تعداد تقاضا ها بیشتر می شود. این را مجدد نوشتم که بدانند، حداقل من یکی بهشان پروژه کپی شده نمی دهم. راستش من را نسبت به دانشجویان خودم هم بدبین کرده اند! بماند .....

پرده سوم
هیچ وقت یک نویسنده حرفه ای نبوده ام. وبلاگ هم نمی نویسم که درد دل کنم. گرچند برخی مطالب همین وبلاگ هم یکجوری درد دل است. منتهی شاید بیشتر درد دل های حرفه ای! شاید دلیل وبلاگ نوشتنم هم با همه فرق بکند. می نویسم چون به Sharing Information is Power معتقدم. معتقدم که شاید بزرگترین مشکل ما در جهان سوم، عدم تولید اطلاعات است. ما بیشتر مصرف کننده اطلاعاتیم تا تولید کننده آن. بماند ....

پرده چهارم
چند وقت پیش جلسه ای داشتیم با یکی از مدیران بخش های دولتی. جالب بود، در مورد پروژه جامعه مجازی روابط عمومی که در واقع پرتال روابط عمومی کشور می شود صحبت می کردیم، که از بخش وبلاگ های رسمی روابط عمومی ها شروع می شود. از مشکلات کشور گفتند و انصافا شاید هم حق داشته باشند که کاری که می کنید به درد نمی خورد! آب پاکی را ریخت روی دستمان! این که در جامعه ما فنآوری اطلاعات و ارتباطات اولویت ندارد، این که در این زمان وبلاگ به چه درد می خورد . بماند....

پرده پنجم
در ePrSoft دو سه سالی است که تلاش می کنیم، بحث وبلاگ های تخصصی را جدی مطرح کنیم. بیشتر تلاش امیر است البته. تا حدودی هم موفق شده ایم، اما شاید داریم در یکه دنیای دیگه زندگی می کنیم، نمی دانم، اصلا وبلاگ تخصصی یعنی چه!!؟ به چه درد کشور می خورد! فکر نان کنید که خربزه آب است! بماند ....

پرده ششم
در نمایشگاه توانمندی های روابط عمومی، نشستی برگزار کردیم با حضور آقای دکتر شکر خواه. تاکید کردند که نگوییم نشستی با حضور وبلاگ نویسان، وبلاگ نویسی که کار یا شغل نیست. وبلاگ نوشتن مثل آب خوردن است. مثل یادداشت نوشتن عادی است.(نقل به مضمون) شک دارم. ایا دیدگاه عام هم همین است! بماند....

پرده آخر
این ها را گفتم که بپردازم به بحث کاربردهای وبلاگ در کشور ما. بگویم از محاسنش! بگویم که چرا ما که خودمان در این زمینه فعالیت می کنیم هنوز اهمیتش را آنجور که باید، نمی دانیم. نوشتم که بگویم وبلاگ فقط محلی برای بیان احساس نیست! محلی برای پیدا کردن یک پروژه آماده برای گول زدن یک استاد نیست! محلی برای اشاعه اطلاعات غلط و یا اطلاعات غیر اخلاقی نیست! دیدم حرف اضافی است. بگذریم .......

همین!

توصیه بعد از نوشتار: پیشنهاد می کنم چنانچه در زمینه کاربردهای وبلاگ و مطالب مرتبط نیاز به مطالب بیشتری دارید به وب سایت http://www.eprsoft.com بخش مقالات (www.eprsoft.com/articles) مراجعه کنید.

Ali Vahed | 08:41 PM | Comment(s)(0)

صنعت نرم افزار در بحران

January 2, 2006 09:27 PM

مقدمه:
با نزدیک شدن به روزهای آخر دولت آقای خاتمی، به دلیل نزدیک شدن به زمان انتخابات و نیز حتمی بودن تغییرات هر چند اندک در سطح مدیران، مشکلاتی فرآ روی  تولید کنندگان نرم افزار و فعالان صنعت نوپای فنآوری اطلاعات و ارتباط کشور قرار گرفت. آن مشکلات ناشی از  این بود که مدیران دولتی  به دلیل عدم پذیرش ریسک جدید، شروع  هر گونه پروژه جدیدی را به آینده موکول می کردند و زیربار مسؤولیت های جدید نمی رفتند. از طرف دیگر بخش خصوصی هم منتظر تثبیت شرایط و فروکش کردن تب انتخابات بود . در نتیجه روند تقاضا برای پروژه های فنآوری اطلاعات و در نتیجه روند تولید نرم افزار در کشور کاهش پیدا کرد.

همه دست اندرکاران این صنعت، با اطلاع از این مطلب و قبول این ریسک، منتظر آینده و انجام انتخابات و تثبیت دولت جدید بودند. که برآورد می شد این امر پس از گذشت یک، یا دوماه از شروع کار دولت جدید محقق گردد. با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور جدید کشور، این فرآیند آهسته تر پیش می رود. بدین شکل که به دلیل تفاوت دیدگاه سیاسی ایشان با دولت قبلی، سطح تغییرات در مدیران کشور بیشتر از حدی بود که پیشتر توسط کارشناسان پیش بینی شده بود. از طرف دیگر به تعویق افتادن روشن شدن وضعیت برخی وزارتخانه های بزرگ از جمله آموزش و پرورش و نفت، بروز مسائل اقتصادی مهم در بورس و نواسانات شاخص ها، بروز مشکلاتی در سیاست خارجی و نیز تغییر جهت گیری دولت جدید در زمینه هزینه کردن بودجه، مشکلات را بیشتر کرد و روند تثبیت فضای مدیریتی کشور به تعویق افتاد.
تغییر مدیران دولتی نه تنها باعث شد شروع پروژه های جدید در دولت به تعویق بیافتاد بلکه به دلیل تغییر سلیقه ها، پروژه های در جریان نیز با مشکلات جدی مواجه شدند. ( متاسفانه در ایران اینکه مدیر جدید، هیچکدام از کارهای مدیران پیشین را قبول ندارد به یک امر مرسوم تبدیل شده است. ) روند تعویق در پرداخت های پروژه ها، تغییر نیازها، نفی کلی صورت مساله و .... از جمله این مشکلات می باشد.
از طرف دیگر بخش خصوصی نیز به دلیل عدم ثبات دولت از یکسو و نیز نوسانات شاخص های بورس، کمتر سراغ اجرای پروژه جدیدی می رود.
بدین ترتیب، صنعت تولید نرم افزار که دولت به عنوان بزرگترین مشتری خود را برای مدتی از دست داد و نیز به سبب رکود نسبی بازار بخش خصوصی با کاهش تقاضای نیز مواجه بود دچار خسارت های مالی زیادی شد. به شکلی که برای برخی از شرکتها، این خسارت ها غیر قابل کنترل شده است.

صنعت نرم افزار نیازمند آرامش
واقعیت آن است شرایطی که در بخش پیشین اشاره شد تنها به کشور ما محدود نمی شود. اصولا صنعت فنآوری اطلاعات و ارتباطات در تمام دنیا با همینگونه مشکلات مواجه است. برای مثال پس از 11 سپتامبر،به یکی از صنایعی که بیش از همه خسارت وارد شد، این صنعت بود (الیته همراه صنعت هواپیمایی)، چون روند ضرر دهی شرکت های بزرگ (و مصرف کنندگان بزرگ این صنعت) در دنیا شروع شد، و اولین گام برای این شرکتها، کاهش هزینه های ناشی از پروژه های فنآوری اطلاعات (که اغلب پروژه های بلند مدت و هزینه بری می باشند) بود که بدین ترتیب شرکتهای فعال را با ضرر های فرآوان مواجه شد و روند اخراج نیروهای مرتبط با این صنعت بیشتر شد و شرکتهای بزرگ فنآوری مواجه با کاهش ارزش سهام خود شدند.
تغییر دولت ها نیز همین تاثیر را بر روند تولید شرکت ها می گذارد. زیرا سمت و سوی دولت ها برای اجرای پروژه های جدید متفاوت بوده، هر دولت با توجه به دیدگاه حزبی و سیاسیش، جهت گیری متفاوتی دارد.
از این رو طلائی ترین زمانها برای صنعت نرم افزار، زمانی است که وضعیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور ها در حالت ثبات و آرامش نسبی باشد.

ایران
باید گفت هر چند این پدیده یک پدیده عمومی در میان همه کشور هاست، در کشور ما آثار بیشتری دارد. از دلایل آن می توان موارد زیر را مطرح کرد:
- مشتری بزرگی به نام دولت: به دلیل آنکه دولت کنترل اکثر پروژه های بزرگ و ملی را در اختیار دارد و به دلیل سرمایه بیشتر، رغبت بیشتری بر خرید نرم افزار دارد،لذا تغییرات در آن ، دامنه بیشتری از پروژه ها و طبیعتا تولید کنندگان نرم افزار را در بر می گیرد.
- وابستگی به دولت : در کشور ما به دلیل وابستگی شدید همه کشور از جمله بخش خصوصی به دولت ، تغییرات در دولت، تاثیرات زیادی بر بخش خصوصی به عنوان دومین مشتری نرم افزار ایجاد می کند، در حالیکه در کشور های پیشرفته دنیا، دولت ها کوچک و سطح تصمیم گیری های آنها محدود می باشد و کنترل شرایط اقتصادی به دست شرکت های بزرگ و چند ملیتی است. به همین دلیل تغییر دولت ها تاثیر زیاد و مستقیمی بر روند کار شرکتهای فن آوری اطلاعات ندارد.
- توسعه نرم افزار در بنگاه های کوچک: صنعت نرم افزار کشور بیشتر از اینکه شاهد شرکتهای بزرگ و معتبر باشد (غول ها!)، مواجه است با حجم انبوهی از شرکتهای کوچک (کوتوله ها!). شرکتهای بزرگ به دلیل سرمایه بیشتر و تنوع مشتریان، خدمات ومحصولات ، معمولا کمتر از سایرین دچار مشکل می شوند، در حالیکه شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل کم بودن سرمایه، قدرت ریسک پذیری کمتر و در نتیجه مقاومت کمتر و کوتاه مدت تر در مقابل تغییرات و شرایط بحرانی دارند.
-مدیران: چنانچه گفته شد، به نظر می رسد در کشور ما عدم قبول داشتن فعالیت های مدیران قبلی برای یک مدیر جدید، به مراتب بیشتر از مدیران سایر کشور هاست. نبود طرح های جامع و یا عمل نکردن به آنها نیز مشکلات را بیشتر می کند. به همین دلیل شرکت های نرم افزاری که بر اساس فکر مشتری و تقاضای وی اقدام به تولید نرم افزار می کنند در این زمان به دلیل تغییر مدیران و قوانین دچار مشکل می شوند.
- سطح تغییرات: معمولا در کشور های دیگر، تغییرات مدیران ارشد به شکلی که در کشور ما صورت می گیرد نمی باشد. به دلیل جا افتادن نهادهای مدنی و توزیع قدرت و مسؤولیت ، معمولا دولت های محلی در سطح هر شهر (در قالب شهرداری) و ایالت (در قالب فرمانداری) تشکیل می شود که تاثیر کمی از دولت مرکزی (یا دولت فدرال) می گیرند. از سوی دیگر به دلیل وجود طرح های جامع و راهبردی بلند مدت و نیز حضور نهادهای ناظر ، که کنترل دقیقی بر روند اجرای پروژه ها دارند، ایجاد تغییرات به اندازه کشور ما نمی باشد. بد نیست به این نکته اشاره کنم که تغییرات کنونی در دولت حتی به سطح مدیران میانی و رده های پایین تر برای مثال مدیران بخش های فنآوری اطلاعات و ارتباطات و خدمات کامپیوتر سازمانها رسیده است.
- روند انتخاب مدیران : مدیران ارشد و میانی کشور اصولا بر اساس یک مکانیزم مشخص و شفاف انتخاب نشده و گروه، حزب و یا تشکل سیاسی حاکم، معمولا بر اساس سلایق خود، مدیران مجموعه ها را انتخاب می کند. بدین ترتیب معمولا مدیران جدید، با مجموعه تحت امر خود آشنایی کمی دارند و زمان نسبتا طولانی بایستی صرف آشنا شدن آنان با سازمان خود شود. در حالیکه اگر مدیران در یک مکانیزم مشخص، در سازمان خود رشد می کردند و این مسؤولیت را گام به گام تحویل می گرفتند، با نیازها و اولویت های سازمان خود آشناتر بودند.
- تغییرات اصلی در جهت گیری ها: در نظام های سایر کشور ها معمولا ، احزاب مختلف در کلیات توافق دارند و هر یک شیوه خاصی برای رسیدن به آن را مد نظر قرار می دهد. در حالیکه در کشور ما، تفاوت سلیقه ها بین تصمیم سازان نظام بیشتر است. به شکلی که دولت های جدید صرف نظر از جهت گیری سیاسی معمولا دست آورد های دولت قبلی را نفی و جهت گیری متفاوتی را آغاز می کنند. به همین دلیل علی رغم داشتن برنامه های 5 ساله و نیز چشم انداز 20 ساله نظام، روند تخصیص بودجه و اعتبارات و اولویت های بودجه، با تغییر دولت، تغییرات کلی می نماید. (برای مثال دولت آقای خاتمی ، با هدف توسعه سیاسی شکل گرفت، در حالیکه دولت آقای احمدی نژاد با هدف عدالت اجتماعی ، که با وجودیکه هر دو دیدگاه محترم و با ارزش می باشد و قابل اجرا، اما در نتیجه این رویکرد هر کدام اولویت های جداگانه ای در اجرای پروژه ها دارند)
- آسیب پذیری صنعت فنآوری اطلاعات در کشور: به دلایل مختلف، این صنعت در کشور ما از آسیب پذیر ترین و مظلوم ترین(!) صنایع می باشد ( در آینده دلایل این امر را در نوشتاری جدید منتشر می کنم.) به همین دلیل تغییرات هر چند کوچک و بحرانهای اقتصادی و سیاسی سریعا تاثیر خود را در این بخش گذاشته و مشکلات جدی را برای دست اندر کاران آن ایجاد می کند.

چه باید کرد؟
در اولین نگاه ، آرزوی تثبیت هر چه سریعتر و بهتر برای دولت جدید، بهترین گزینه می باشد. امیدوارم روند تغییر مدیران هر چه زودتر پایان یابد و با آرام شدن فضا و نیز آشنا شدن مدیران جدید با فضای کاری خود و اولویت های نرم افزاری و نیز رفع نگرانی مدیران فعلی از از دست دادن پست خود، ادامه پروژه های در جریان و نیز شروع پروژه های جدید به حالت عادی خود برگردد.
از طرف دیگر امیدوارم با ادامه روند خصوصی سازی، حجم بیشتری از فعالیت های دولت به بخش خصوصی منتقل شده و در نتیجه پروژه های فنآوری اطلاعات جاری در این بخش از گزند تغییرات ناگهانی، ناشی از تغییر دولتها مصون بماند.
همچنین، با تغییر رویکرد شرکتهای نرم افزاری در جهت حضور در کنسرسیوم های تجاری و نیز مشارکت در ایجاد شرکتهای بزرگ و یا خانواده بزرگ از شرکتهای کوچک، آسیب ناشی از تغییرات برای آنان کاهش یابد.
علاوه بر این با گسترش بازار در میان بخش خصوصی، و نیز اعتماد بخش خصوصی به نرم افزار و تولید کنندگان داخلی، وابستگی شرکتهای فنآوری به دولت کاهش یافته و بازار دائمی برای محصولات و خدمات خود را در این بخش فرآهم آورند.
در پایان برای همه فعالان این صنعت ، روزهای خوب و بدون مشکل آرزومندم.
همین!

Ali Vahed | 09:27 PM | Comment(s)(0)