« March 2006 | صفحه اصلی | May 2006 »
راه اندازی پرتال آموزشی، تجربه ای متفاوتApril 24, 2006 06:22 PM
تا به امروز در رادمان پروژه های نرم افزاری متفاوتی را برای سازمانهای مختلف تولید نموده ایم. از بسته های نرم افزاری کوچک تا پروژه های نرم افزاری بزرگ اختصاصی سازمانها.
به دلیل رویکردی که تا کنون داشتیم، اغلب مشتریان سیستمهایمان مراکز دولتی بوده اند و یا شرکت های خصوصی بزرگ.
چند وقت پیش فرصتی شد تا با مجتمع آموزشی شهید مهدوی پروژه ای داشته باشیم در باره سیستم های مکانیزه مدیریت آموزشی آن که پیشتر در مورد آن نوشته ام.سیستمی مرکب از زیرسیستمهای مختلف برای مدیریت آموزشی، ارتباطات سازمان، تلفن گویا و در نهایت یک پرتال برای مجتمع. در کنار آنها وب سایتی نیز برای ارائه آموزش های از راه دور ایجاد کردیم تحت عنوان مدرسه مجازی شهید مهدوی
همه این ها به کنار ، چون شبیه بقیه کارهایمان بود، اما تجربه جدید، تجربه افتتاح وب سایت بود که برایم تازگی داشت.
و اما این تجربه، نگاه آموزشی به یک سایت و نیز نگاه دانش آموزی به آن، با همه شور و شوق های دانش آموزان، عکس صفحه اول را که نمی دانم هنر کدام یک از همکاران مجتمع است بسیار دوست دارم. شاید بیش از 10 بار سایت را باز کردم که آن را ببینم. چهره خندان دانش آموزان حس خاصی داشت.
خوشحالم که در یک محیط آموزشی بسیار شاداب مثل این مجتمع کار کردیم. تلاش مدیران و مسؤولین بخش های IT مدرسه نشان از این می داد که وب سایت را فقط برای جنبه نمایشی نمی خواهند ،( تجربه وب سایت قبلیشان و نیز تجربه چندین ساله در پیش ثبت نام مجتمع از طریق وب نشاندهنده جایگاه کامپیوتر و نرم افزار پیش آنهاست.) و این حس خوبی است که بدانم نرم افزاری که نوشته ایم واقعا استفاده می شود (حسی که در کار کردن برای اغلب سازمانهای دولتی به آن دست نیافته ام).
به همه همکارانم در رادمان که در این پروژه زحمت کشیده اند و به همه مسؤولین مدرسه بابت نتیجه این کار مشترک تبریک گفته و یک خسته نباشید بزرگ نیز ایضا اضافه می کنم به آن!
امیدوارم تجربه مهدوي، فضای کاری متفاوتی را برای رادمان ایجاد کند، فضایی که دوست دارم، آموزش!
همین
Ali Vahed | 06:22 PM | Comment(s)(2)
محمد تقی روحانی رانکوهی - استادApril 11, 2006 08:21 PM
قبل از نوشتار:
از این نوشتار همانگونه که در مطلبی قدیمی گفته بودم می خواهم ذکری بکنم از استادان خودم در زمان تحصیل در رشته نرم افزار. این نوشتار به هیچ وجه شکل معرفی کامل و بیوگرافی ندارد، بلکه بیشتر نظرات شخصی خودم است در مورد این افراد و بدون آنکه بخواهد شکل نقد داشته باشد که شایسته آن نیستم. از سوی دیگر نمی توانم برای نوشتن این مطالب از این عزیزان شخصا به صورت حضوری اجازه بگیرم ، بنابر این با کسب اجازه وبلاگی می نویسم و امیدوارم تعریفم را به حساب تعارف نگذارند و از انتقادم رنجیده نشوند که تحملش برایم سخت است. به مرور در این زمینه خواهم نوشت.
و اما استاد روحانی رانکوهی:
در مورد آقای روحانی فکر می کنم همین نکته کافی است که شاید هیچ دانشجوی نرم افزاری در کشور نباشد که حداقل در یک درس اسم ایشان را نشنیده باشد. مولف کتابهای شیوه ارائه مطالب علمی و فنی، ذخیره و بازیابی اطلاعات و پایگاه اطلاعات، که هر سه در تدریس دروس متناظر استفاده می شود و مترجم کتاب ساخت نرم افزار شیء گرا که می تواند در درس مهندسی نرم افزار و درس ساخت نرم افزارهای شی گرا استفاده گردد و کتب دیگری که من نمی شناسم.
فکر می کنم از بین کسانی که افتخار شاگردی ایشان را داشته اند کمتر کسی باشد که در توانایی و تبحر ایشان در کلاس شک داشته باشد.
جزوه هایی که بچه ها سرکلاسشان می نویسند مثل یک کتاب می تواند در ترم های بعدی هم مورد استفاده قرار گیرد و اکثر بچه ها جزوه های این درس را نگه می دارند.
شوخ طبعی و بکارگیری قصه ها و مثال های جالب از ایشان باعث می شود کلاس های ایشان طرف دار زیادی داشته باشد و حتی کسانی که با ایشان کلاس ندارند، سعی می کنند به صورت منظم سر کلاسشان باشند.
همه این موارد به همراه چهره و رفتار کاریزماتیک ایشان -سبیل پر پشت، راه رفتن با غرور و طمئنینه خاص و نگاه نافذ- باعث شده که ایشان در بین دانشجویان کامپیوتر طرف دار زیادی داشته باشند.(بچه هایی که در orkut بدوند حتما گروه طرفداران ایشان را یادشان هست)
یکی از ویژگی های آقای روحانی اسم هایی است که برروی دانشجویان می گذراند. "تنبل" به عنوان یک واژه عمومی متناظر همه دانشجویان است و برای همه بکار می رود! "شومن" برای یکی از بچه ها که خبر نگار بود. "فولچارت" برای استادانی که چندین درس را ارائه می کنند و ...... (اسم خودم "دلارباز" بود چون آن موقع سر کار می رفتم و استاد فکر می کرد شدید پول در می آورم! )اسم های دیگر را یادم نیست. حداقل 6 ، 7 سال پیش بود که با ایشان کلاس داشتم، نمی دانم.
کسانی را می شناسم که بدون آن که در کلاس ایشان حضور داشته باشند، با مطالعه کتابهای ایشان به حدی از دانش رسیده اند که همان را درس داده اند.
در یک کلام اگر بخواهم جمع بندی کنم، اطلاق کلمه "استاد" شایسته این مرد بزرگوار است.
در عین حال آقای روحانی، تا آنجایی که من فکر می کنم، مخالف آن بود که دانشجویان در زمان تحصیل کار کنند و خودشان هم تا آنجایی که من فکر می کنم بیرون از دانشگاه کاری نمی کردند و آن را دوست هم نداشتند. غلبه وجه "آکادمیک" ایشان نیز بر وجوه دیگر این مطلب را توجیه می کرد و شایسته بر طرح ادعای آکادمیک بودن. اما چیزی نبود که من دوست داشته باشم و وجه "عملی"، "صنعتی" و یا به قولی "تجاری" رشته مهندسی برایم به اندازه بخش آکادمیکش لذت داشت و فکر می کردم علم بدون عمل آنقدر ها خوب نیست.
به همین دلیل هر چند ایشان را بسیار دوست دارم و احترام خاصی برایشان قائلم به عنوان یک مهندس نرم افزار سرمشقم نبوده اند. گرچه در روش تدریس سعی می کنم جا پای استاد بگذارم که این کجا و آن کجا!
همین!
Ali Vahed | 08:21 PM | Comment(s)(173)
نگاه حرفه ای!؟April 3, 2006 05:06 PM
خبری خواندم در ایتنا با این تیتر: برکناری دبیر شورای عالی اطلاع رسانی
متاسفانه نه دبیر قبلی (آقای مهندس جهانگرد) و نه دبیر جدید (حجت الاسلام حمید شهریاری) را نمی شناسم و فقط سوابقی از دبیر قبلی را شنیده بودم. کاری هم به شایسته بودن یا نبودن هیچ یک ندارم چون نه شناختی دارم نسبت به آنها و نه در مسند قضاوتم و نه شایسته آن.
تنها نکته ای که در آن متحیرم، نگاهی است که در این تغییر حاکم بوده است. آیا این نگاه حرفه ای است!؟
آیا ما در کشور در بین مهندسین کامپیوتر (در هر مقطع و در هر صنفی چه در صنعت و تجارت چه در دانشگاه) و یا متخصصین حرفه ای فنآوری اطلاعات و ارتباطات فرد متخصص کم داریم (آمار نشان می دهد یکی از بیشترین درصد مربوط به مهاجرت (یا به اصطلاح فرار مغزها) مربوط به این گروه است)؟ آیا ما در این بین متخصص متعهد کم داریم؟ متخصصی که متدین باشد نداریم؟
هر چه فکر کردم نفهمیدم یک نفر روحانی (به عنوان یک صنف خاص و وموجه در جامعه) را به دبیری شورای عالی اطلاع رسانی چه کار؟ آنهم شورایی که نقش اصلی در سیاست گذاری در زمینه فنآوری اطلاعات و ارتباطات در کشور دارد (نگاه کنید به جایگاه طرح تکفا در این زمینه)
شاید ایشان در زمینه کامپیوتر دانش زیادی هم داشته باشند، نمی دانم (هر چند در سوابق چنین چیزی را نمی بینم ، نه مدرک تحصیلی و نه سوابق کاری خیلی مرتبط) اما آیا بهتر نبود از بین کسانی که در این رشته تحصیل کرده اند و در این زمینه صاحب نظر کسی انتخاب می شد؟ پاسخ این سوال را نمی دانم. باید از انتخاب کنندگان پرسید.
آیا اگر یک نفر مهندس کامپیوتر از پزشکی چیزی بداند را می شود در راس نظام پزشکی کشور گمارد؟ آیا یک مهندس عمران را می توان به ریاست یک دانشکده علوم انسانی گذاشت؟ آیا یک ریاضیدانی که مذهبی است را می توان به امامت جماعت یک مسجد مامور کرد؟ آیا یک پزشک را می توان مامور به مدیریت یک انجمن صنفی و یا یک نهاد تخصصی در زمینه فلسفه اسلامی نمود. آیا اگر چنین انتصابی به صورت بالعکس در یک نهاد حوزوی اتفاق می افتاد، آنها ناراحت نمی شدند؟
فکر می کنم جواب اینها معلوم است و قابل غیاث با مورد فوق.
مدیریت مرکز تحقیقات کامپیوتر اسلامی یا مدیریت شبکه اطلاع رسانی حوزه ، شاید ترکیبی است از اسلام و کامپیوتر و شاید برای مدیریت آن کسی بهتر از یک روحانی مطلع به علوم کامپیوتری بهتر نباشد، اما دبیری شورای عالی اطلاع رسانی؟ آنهم با مدرک دکترای فلسفه تطبیقی؟ نمی دانم.
باز هم می گویم که ایشان را نمی شناسم و بنابراین مطالب فوق نقش قضاوت یا نقد ایشان نیست و تنها سوالاتی است در مورد نحوه انتصاب. امید دارم ایشان بتوانند در مسند جدید (هر چند با توجه به مشغله بسیار شغلی (هر چهار مورد سابقه کاری ایشان قید تاکنون دارد)) بتوانند منشاء خیر باشند و نظام آشفته اطلاع رسانی کشور و وضعیت سیاست های کلان دولت در زمینه ICT را سامان بخشند. انشاءالله.
همین!