« November 2006 | ص?حه اصلی | January 2007 »
ت?کر چینیDecember 25, 2006 01:52 PM
مقدمه: در این نوشته، نگاهی خواهم داشت به بحث تغییر نگرش کی?یت در تولید نرم ا?زار.
اول: کی?یت نرم ا?زار: واژه ای که به عنوان هد? مهندسی نرم ا?زار بکار گر?ته می شود و بخش عمده ای از تلاش های متخصصان و متدولوژیست ها، پیدا کردن روشها و ابزارهایی است که بوسیله آن بتوان نرم ا?زار خوب تری تولید کرد، به عبارت دیگر نرم ا?زار با پارامترهای کی?ی بالاتر.
دوم : ت?کر ژاپنی، ت?کر چینی: اگر به تاریخ تجاری دنیا نگاهی از منظر کی?یت بیاندازیم، یک تغییر نگرش جالب مشاهده می شود. در ابتدا و پیش از انقلاب صنعتی و آغاز عصر جدید "کی?یت" نه تنها چیز گرانی بود بلکه ?قط مخصوص یک طبقه بود، ?قط اشرا? حق داشتند از کی?یت است?اده کنند، در قرنهای بعد، کی?یت تبدیل شد به یک عامل رقابتی، تولید کنندگان سعی می کردند کالای بهتری تولید کنند تا سهم بیشتری از بازار داشته باشند و به تدریج این باعث شد که همه اقشار جامعه بتوانند به کالای خوب دسترسی پیدا کنند. ژاپنی ها از همین قضیه است?اده کردند و محصولات با کی?یت و در عین حال با قیمت مناسب تولید کردند که در بازار مشتری خوبی پیدا کرد و همین شد که ژاپن هم به جرگه کشورهای ثروتمند و قدرتمند در آمد. به مرور اما ورق برگشت. با ا?زایش ولع مردم برای خرید کالا و تبدیل شدن جوامع به جوامع مصر?ی، کی?یت ارزش خود را از دست داد. مشتریان دوست داشتند زودتر کالای مدل جدید تری بخرند تا اینکه یک کالای قدیمی را که سالم هم باشد است?اده کنند. اینبار چینی ها برنده بودند. هد? را گذاشتند کالای ارزان، در عین حال متنوع اما بی کی?یت. ?روش خوبی هم داشتند و دارند، چون آدم ها ترجیح می دادند زودتر خرید جدیدی داشته باشند و خراب شدن قبلی زیاد مهم نبود برایشان.
سوم. کی?یت نرم ا?زار، ت?کر ژاپنی، ت?کر چینی: آیا همین ات?اق(تغییر نگرش از تولید با کی?یت ولی گران و کند به تولید سریع و ارزان اما بی کی?یت) رایج شده است (از ت?کر ژاپنی به چینی)؟
به نظر می رسد تغییر دید در متدولوژی ها و ?رآیند های تولید نرم ا?زار همین را نشان می دهد. متدولوژی ها از نمونه سازی و الگو سازی و یا مبتنی بر مولقه تبدیل شده است به مدل های کرانه ای (XP) و چابک (Agile). در نگرش های قبلی با تحیلی مداوم ریسک، با ایجاد الگوها (Prototype) و ت?کر معماری در نرم ا?زار در متدولوژی هایی نظیر RUP هد? ساخت یک نرم ا?زار خوب بود. اما حالا همه آنها را کنار گذاشته ایم و هد? را تولید سریع و ارزان نرم ا?زار قرار داده ایم. در Agile می گوییم در دوه?ته اول باید یک تحویل محصول داشته باشیم، می گوییم نیاز مشتری را در همه زمانها گردن می گیریم. این یعنی نادیده گر?تن خیلی از پارمترهای کی?ی.
واقعیت را هم ببینید شرکتهای بزرگ باعث شدند که کاربران مدام با سیستمهای سخت ا?زاری، سیستم عامل های جدید و پروتکل های شبکه مت?اوت مواجه باشند. این عوض شدن مداوم بسترهای نرم ا?زاری و سخت ا?زاری باعث شده است، عمر نرم ا?زارها به شدت کاهش یابد و سازگاری نرم ا?زار های قدیمی با شرایط جدید از بین برود. از سوی دیگر هم ابزارهای توسعه نرم ا?زار و محیط های برنامه نویسی هم مداوم در حال تغییر و به روز رسانی هستند اینکار باعث می شود شرکتهای تولید کننده هم به خاطر کاهش هزینه های تولید و پشتیبانی، به صورت پیوسته نرم ا?زارهای تولید شده خود را ارتقاء دهند. عامل دیگر هم گسترش کاربرد نرم ا?زارهاست. دیگر خریداران نرم ا?زار یک گروه از شرکتهای بزرگ و سازمانها نیستند. نرم ا?زارها در سطح شرکتهای کوچک، مغازه ها و خانه ها گسترش عجیبی پیدا کرده است، به همین دلیل حس نو خواهی کاربران عام هم در تولید تاثیر گذاشته است.
بدین ترتیب است که به نظر من امروز دیگر کی?یت مانند قبل ارزش ندارد. مهم آن است که سریعتر و ارزان تر بسازی، در نهایت مشتری خیلی سریع نیازش تغییر می کند و باز می خواهد خرید جدیدی داشته باشد، پس بحث های معماری و کنترل کی?ی گران قیمت دیگر جایگاه ندارد.
لازم می دانم این نکته را ذکر کنم که این استدلال جنبه عمومی دارد. هنوز مشتریان مهمی هستند که به خاطر سیستمهای حیاتیشان پول کی?یت را بپردازند، بانک ها، سازمانهای بزرگ و .... هنور مشتری سیستم گرانتر اما با کی?یت تر هستند.
با این قضایا، تولید کنندگان ایرانی نرم ا?زار چه راهکاری را باید انتخاب کنند تا در شرایط جدید بازار دوام داشته باشند؟ به این مطلب در آینده خواهم پرداخت
همین
Ali Vahed | 01:52 PM | Comment(s)(0)
جایگاه ....!؟December 18, 2006 04:45 PM
در همشهری امروز (27 آذر) خواندم که هیچ کدام -دقت کنید: هیچکدام- از دانشگاه های کشور در بین 2000 دانشگاه اول دنیا -دقت شود: دو هزار تای اول - وجود ندارد(*). مبارک است!
کاش به اندازه ای که جایگاه ایران در رنکینگ �?ی�?ا برایمان مهم است، به اندازه ای که تعداد مدال های بازیهای آسیایی دوحه مهم بود، به اندازه ای که جایگاهمان در صدر �?هرست اخبار سیاسی دنیا مهم بود، �?کری هم به حال دانشگاه هایمان می کردیم.
خبر را که خواندم پیش خودم �?کر کردم، وای بر ما، این جایی که در آن درس می خوانیم و یا می دهیم ، گویا دانشگاه نیست، �?قط یک اسم یدک می کشد. پس واقعا دانشگاه چیست؟
دلم برای خودمان می سوزد.
همین!
(*) این خبر اعلام رسمی دبیر کل یونسکو در ایران است .مرجعش هم اطلس جهانی رتبه بندی دانشگاه های دنیا .
Ali Vahed | 04:45 PM | Comment(s)(1)
علم بهتر است یا ثروت!؟December 10, 2006 05:39 PM
در این چند ساله، آدمهایی که می شناسمشان مدام از من می پرسند، چرا هم دانشگاه، هم شرکت؟ بهتر نیست یکی را انتخاب کنی. آدمهای آکادمیک پیشنهاد می کنند به صنعت و تجارت بچسبم و برعکس آدمهای کاری و با سابقه تجاری، دانشگاه را پیشنهاد می کنند، هر کس شغل دیگری را. عجب رسم عجیبی است!
شاید بیشترین کسی که این سوال را از من می پرسد، خودم باشم! مدام از خودم می پرسم که بالاخره چی؟ دانشگاه یا شرکت؟ یکی را انتخاب کن.اما واقعا نمی شود. هر دو را به شکلی دوست دارم و جدا شدن از آنها برایم سخت است.
اما باید یک اعترا? بکنم، هر چند به پای شرکت، زحمت های زیادی کشیده ام و کشیده ایم، دانشگاه برایم چیز دیگر است. می دانم که شاید که نه، حتما، از نظر اقتصادی به هیچ عنوان نمی تواند جای شرکت را بگیرد. اما باز هم سخت است که بپذیرم که بدون آن زندگی کنم. تدریس هر چقدر هم سخت باشد، لذت خودش را دارد برای من.
این روزها به دلیل شلوغی بیش از حد سرم، واقعا درگیر آن هستم که باید یکی را انتخاب کنم. یا شرکت را و یا دانشگاه را. اینطوری نمی شود. خدا را شکر که دیگر ?ولچارت[!] نیستم و واقعیتش را بخواهید بدانید آن است که تصمیم خودم دومی است. ترجیح می دهم پول کمتری داشته باشم اما در ?ضای دانشگاه ن?س بکشم، شاید مدرس بودنم هم بیشتر به خاطر این است که ?علا نمی توانم دانشجو باشم. مطمئن هستم که اگر با ر?ع مشکلات ?علیم، بتوانم دانشجو باشم، هم تدریس را و هم کار را رها کنم.
هیچ چیز لذت درس خواندن، مساله حل کردن، امتحان دادن، سر کلاس استاد یواشکی چرت زدن، جزوه کپی کردن های شب امتحان،بی خوابی های زمان پروژه، رقابت های سالم و ناسالم، دودره کردن درس های عمومی، لذت کلاسهای مهندس پوروطن، آقای روحانی، دکتر ناظمی، دکتر رستم آبادی، دکتر رضوی زاده و ... را نمی گیرد. کاش می شد باز شاگرد مهندس پوروطن باشم و آخر ترم پروژه ای به من بدهد که گریه ام را در آورد. کاش می شد باز با رضا ?رید یا اشکان اعظمی به خاطر پروژه شب تا صبح نخوابیم. نمی دانم وقتی برای نرم ا?زاری پول می گیرم، چرا لذت پروژه آخر ترم را به من نمی دهد. حی? دارند صندلی های دانشکده را عوض می کنند، چه حسی داشت نشستن روی این صندلی های گروهی درب و داغان.
نوشته ام خیلی نوستالژیک شد! واقعا علم بهتر است با ثروت باشد! اما اگر نشد، علم خشک و خالی هم بدک نیست.
همین!
Ali Vahed | 05:39 PM | Comment(s)(3)
اندازه گیری 5- سازمانها، کلیات?ارغ از مطالب ذکر شده قبلی در مورد معیار های نرم ا?زار، در یک سازمان کاری معیارهای مختل?ی قابل تعر? و اندازه گیری است. این معیارها در سطوح مختل? سازمان و با اهدا? مت?اوتی تعری? می شوند که مهمترین معیارها در جهت تحقق یک مدیریت صحیح می باشد. در چند مطلب جداگانه به بحث اندازه گیری در سازمانها، خصوصا در سطوح مدیریتی خواهم پرداخت.
پیش از نوشتار:
نکته مهم آنکه من تخصص سازمانی و یا معماری سازمانی ندارم و صر?ا بر اساس مطالعات شخصی و یا علاقه مندی های ?نآوری در این مورد صحبت می کنم.بنابراین تا دلتان بخواهد ممکن است اشتباه یا نقص داشته باشد این مطلب. وبلاگ است دیگر ... ! از سوی دیگر، این اندازه گیری به شکلی محدود است به مواردی که در رادمان با آنها به شکلی سروکار داریم و آنهم به خاطر مشارکت با شرکت مشاوران تعالی سازان در توسعه نرم ا?زارهای تخصصی مدیریتی است.
سطوح اندازه گیری در یک سازمان :
در یک سازمان کاری می توان با اهدا? مختل?ی -که به برخی از آنها در مطالب قبل اشاره شده- و در سطوح مختل?ی بسته به جایگاه سازمانی معیار تعری? و با اندازه گیری پیوسته آنها، اهدا? را محقق ساخت.
- سطح عملیاتی: در این سطح ، معیارها و اندازه گیری ها مرتبط می شود با سنجش عملکرد پرسنل، تعری? معیارهای کی?ی برای ?رآیند کاری و محصول، سنجش رضایت مندی مشتری (Customer Satisfaction) ، معیار های ?عالیت های شخصی و ?رم های ارزشیابی تکریم ارباب رجوع و ....
-سطح مدیران میانی: در این سطح که به برنامه های کوتاه مدت سازمان بر می گردد، تدوین معیارهایی که روند حرکت جاری سازمان را مشخص سازد اهمیت ویژه ای دارد.علاوه بر معیارهای ?وق، معیارهایی برای کنترل پروژه، سنجش بهره وری، معیارهای مبتنی بر رعایت استانداردهای ISO و سایر استانداردهای مشابه در کنترل کی?ی، معیارها و شاخص های مالی ، تدوین نیازسنجی آموزشی و تعری? معیار های مرتبط با آن در پرسنل و .... از جمله معیارهای این گروه می باشد.
- سطح مدیران ارشد: طبیعتا معیارهای این بخش بر خلا? معیارهای قبل که نقش تاکتیکی دارد، نقش استراتژیک و راهبردی پیدا می کند. معیارهایی برای سنجش کارایی عمومی سازمان، Cashflow ، معیارهای مقایسه ای برای سازمانها باهم ، دوره های مختل? باهم و یا ... ، معیارهای اندازه گیری حرکت سازمان به سمت آرمانها و اهدا? کلی سازمان، شاخص های استراتژیک ، سود و زیان و .... معیارهایی است که در این بخش تعری? می شوند.
?ارغ از این سطح بندی، مدل هایی وجود دارد که با بهره گیری از آن می توان کلیت سازمان را در همه سطوح و یا در سطوح مشحصی مدل سازی نموده و با تعری? معیارهای کمی، پارامترهای کی?ی سازمان را بهبود بخشید.
مدلهایی نظیر TQM ، EFQM و یا BSC از اینجمله اند. مدلهایی که بسیار کاربرد دارند و ?ارغ از جنبه تخصصی هر سازمان، عمومیت دارند. از سوی دیگر مدل هایی نظیر PAEM نیز که یک مدل داخلی است قابل تعری? است.
دقت کنید که همانگونه که در اصول اندازه گیری گ?تیم، یک معیار من?رد برای اندازه گیری یک چیز نداریم و مدلهای ?وق هر یک از جنبه های مختل?، معیارهایی را تعری? و اندازه گیری می کنند.
در نوشته های بعدی برخی از این مدل ها را معر?ی می کنم...
همین!
Ali Vahed | 02:32 PM | Comment(s)(0)
اندازه گيري 4- اصول اندازه گیریDecember 9, 2006 06:39 PM
آقای گودمن در کتاب خود، 6 اصل را برای اندازه گیری-خصوصا در مورد معیارهای نرم ا?زار- نام برده است که ذکر آن در ادامه سلسه مطالب اندازه گيری خالی از ?ایده نیست.
اصول اندازه گیری:
1- مصالحه و مصلحت گرایی (Pragmatism & compromise) : تعیین دقیق محدوده اندازه گیری، نه کم (عدم دقت) و نه زیاد (اثر مخرب)
2-اندازه گیری آدم ها، هرگز! (!Measuring Peaple-Dont) : اندازه گیری ا?راد باعث کاهش بهره وری و ایجاد ت?رقه می شود.
3-مدل سازی= ساده سازی (Modeling=Simplification) : یک معیار برای اندازه گیری همه چیز وجود ندارد. پس باید مدل سازی کرد و معیار های مختل? را روی آن تعری? کرد. در سطح ساده سازی باید دقت کرد.
4- نپرسید برای چه کسی، به پرسید چرا؟ (Ask not for whom the bell tolls ask Why) : اندازه گیری زمانی خوب است که بعد از آن با جمع آوری اطلاعات دیگر تحلیلش کنیم و دلایل را ب?همیم.
5-مجموع کل بزرگتر از هر جزء است. (The sum of whole is greater than the constituent parts) : کنارهم گذاشتن چند معیار اندازه گیری (تشکیل یک نمایشگر)، اطلاعات بیشتری از مشاهده تک تک معیار ها به ما می دهد.
6-شک ?رهنگی (Culture Shock) : اندازه گیری معیارها باعث تغییر در ر?تار و کار آدمها می شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به
Goodman,Paul, "Software Metrics: Best Pracices for Successfull IT Management",Rothstein Associates,2004
ادامه دارد ....
همین!
Ali Vahed | 06:39 PM | Comment(s)(0)
دریا موجه .... دریا ...!خبر: سرعت اینترنت کشور باز هم کاهش یافت.
دلیل اعلام شده: یکی از کابلهای اتصالی از بندر جاسک به کشورهای عربی قطع شده است! پس همه پهنای باند به خطوط دیگر منتقل شده است و در نتیجه سرعت ..... معلوم است!
سابقه: هر وقت یک مشکلی برای اینترنت کشور پیش می آید، از زبان مسؤولان ، تازه چند روز بعد از بروز واقعه، می شنویم که این خط زیر دریا قطع شده است، یک بار لنگر کشتی، یک بار توفان یک بار نمی دانم شاید اره ماهی[!] باعث پاره شدن این فیبر نوری می شوند و حداقل یک هفته ای سرعت اینترنت مورچه وار می شود.
یک نظر شخصی: نمی دانم کشور های دیگر هم این مشکل را دارند که که کابل های ارتباطی زیردریایشان مدام قطع می شود، یا این فقط مختص ماست!؟ نمی دانم دوستان مخابراتی ، توجیه دیگری نمی توانند بیاورند یا نه!؟ نمی دانم این خلیج فارس و دریای عمان فقط با ما مشکل دارد یا نه!؟ نمی دانم این بادی که می وزد فقط برای ماست یا برای بقیه هم هست!؟ همه اینها را نمی دانم، فقط کاش عزیزان مسؤول یا فکری برای محکم کردن کابل ها می کردند که تند تند، با یک لنگر کشتی پاره نشود و یا دنبال توجیه دیگری می گشتند، این یکی دیگر خیلی تکراری شده است. اگر مشکل نرم افزاری، سخت افزاری و یا کاربری دیگری پیش آمده گناهش را گردن دریا نیاندازند.
دریا موجه... کاکا ..... دریا موجه! (با لهجه بندری بخوانید!)
همین!
Ali Vahed | 09:12 AM | Comment(s)(0)
اندازه گیری 3- معیار های نرم افزارDecember 7, 2006 04:21 PM
Software Metrics
پیش از نوشتار:
در ادامه مطالب قبل ، اشاره می کنم به اولین بحث اندازه گیری و آن هم معیارهای نرم افزار، این مطلب خلاصه ای است از مبحثی به همین نام در درس مهندسی نرم افزار که این هفته ها در دانشگاه درگیر آن هستم و بسیار دوستش دارم.
اما بعد ...
معیارهای نرم افزار (Software Metrics) را می توان چنین تعریف کرد: "کاربردی پیوسته از تکنیک های اندازه گیری در فرآیند توسعه نرم افزار در فراهم کردن به موقع اطلاعات مدیریتی معنادار به همراه بکارگیری این تکنیک ها در بهبود فرآیند و محصولاتش"
با این تعریف محدوده کاربردی معیارهای نرم افزار ترسیم می شود:
- تخمین اندازه و هزینه (مهمترین کاربرد) در ابتدای پروژه و بعد از آن با بهره گیری از مدل های مطرحی نظیر cocomo و .... که نتیجه آن فراهم کردن امکانات کنترل پروژه، عقد قراردادها ، همکاری ها و همچنین Outsourcing می شود.
-تعیین سطح کیفی نرم افزارها
- اندازه گیری مقداری در طراحی نرم افزار
-تاثیر مسائل محیطی در فرآیند توسعه
- توجه کردن به تغییرات
-مقایسه دو سازمان تولید کننده با یکدیگر (برای مثال benchmarking )
-مدیریت اصلاحات : افزایش بهره وری، کارائی و اثربخشی فعالیت ها
پرسمن در کتاب خود سه محدوده اصلی برای طرح اندازه گیری در نرم افزار روشن می کند:
- فرآیند : برای پیدا کردن یک دیدگاه در فرآیند جاری، قابلیت انجام هر کار و بهبود فرآیند
- پروژه: تشخیض وضعیت جاری پروژه، ردیابی ریسک های بالقوه و کشف زمینه های مشکل ساز قبل از بحران، تعریف وظائف و ارزیابی توانمندی تیم پروژه در کنترل کیفی محصولات
- محصول: تعیین سایز نرم افزار، هزینه لازم، میزان پیچیدگی یک نرم افزار، اندازه، کارایی، کیفیت، قابلیت اطمینان و .... یک محصول نرم افزاری و...
در مورد هر کدام از این موارد می توان نمایشگر ها یا شاخص هایی تعیین نمود تا دیدگاهی مناسب برای هر محدوه تعیین نمایند. این دیدگاه می تواند در تصمیم گیری های مدیران پروژه نرم افزاری مؤثر باشند. اما باید در اندازه گیری اصولی را رعایت کرد...
به این اصول در مطالب بعد اشاره خواهم کرد.
همین!
Ali Vahed | 04:21 PM | Comment(s)(0)
اندازه گیری 2- تعاری? اولیهDecember 6, 2006 03:52 PM
چند واژه یا اصطلاح است که قبل از ورود به بحث اصلی اندازه گیری نرم ا?زار و سازمانها بایستی تعری? شوند:
-اندازه یا سنجه ، Measure : یک نمایشگر یا شاخص کمی برای یک اندازه ، مقدار، سایز ، حجم یا .... به که به صورت عددی در یک واحد خاص نمایش داده می شود.
-اندازه گیری، Measurement : ?رآیند تشخیص یک اندازه
-معیار، Metric: یک اندازه کمی برای نمایش درجه دارا بودن یک ص?ت برای یک سیستم، مؤل?ه یا پردازش
-نمایشگر یا شاخص، Indicator : یک یا ترکیبی از چند معیار که با یک دیگر یک دیدگاه از یک ?رآیند، پروژه، نرم ا?زار، محصول و .... را ایجاد می کنند.
-میانگین وزنی: ترکیبی از معیارهای مختل? با درنظر گر?تن ضرایب خاص هر کدام که نسبت تاثیر آن معیار را در میانگین وزنی بدست آمده روشن می کنند.
پرسمن (Roger S. Pressman ) در کتاب مهندسی نرم ا?زار خود، چهار دلیل برای اندازه گیری بیان می کند:
1- برای مشخص سازی (to Characterize) : برای ?هم یک موضوع (?رآیند، محصول، منبع یا ... ) و ایجاد یک مبنا و پایه برای بررسی های بعدی
2- برای ارزیابی (to Evaluate) : تشخیص وضعیت جاری نسبت به برنامه ریزی ها و اندازه گیری های اولیه و تعیین میزان انحرا?
3- برای پیش بینی (to Predict) : برای ایجاد امکان برنامه ریزی
4- برای بهبود (to Improve) :ارتقاء هر چیز و تشخیص کاستی های یک چیز و حرکت در جهت اصلاح آنها
در مطلب های بعدی این موضوع تکمیل می گردد.
همین!
admin | 03:52 PM | Comment(s)(0)
اندازه گیری - 1December 5, 2006 04:27 PM
"اگر بتواني چيزي را اندازه گيري کني مي تواني آن را مديريت کني!"
(!If you can mesure it you can manage it)
جمله بالا جمله معروفي است، حداقل در بين مديران که طرفداران زيادي دارد. من هم دوستش دارم و بارها از آن استفاده مي کنم.معني کاملي دارد. اشکال بسياري از مديران ما در آن است که نمي توانند براي سازمان کاري خود معيار تعريف کنند و بر اساس اين معيار ها حرکت سازمان خود را بسنجند. اين مشکل محدود به بخش هاي نرم افزاري کشور نمي شود و زمينه هاي مختلف صنعتي و اقتصادي چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي با آن دست به گريبانند.
اهمیت اندازه گیری در مهندسی به حدی است که در مورد آن نقل قولی است که در مورد چیزی آگاهی داری که بتوانی آن را اندازه بگیری.
چنانچه بخواهيم در يک سازمان و يا در يک پروژه مديريت مناسبي داشته باشيم يکي از راهکار ها تعريف معيارهاي درست و اندازه گيري مدام آنهاست. مهمترين مساله در تعريف معيار ها آن است که بتواني براي ملاک هاي کيفي، معيار هاي کمي تعريف کرد. يعني براي آنکه بداني در يک زمينه کيفي وضعيتت چيست، يک يا چند معيار کمي بدست بياوري که با اندازه گيري آنها به يک شناخت نسبي از وضعيت سازمان یا پروژه دست يابي.
در سلسله مراتبی به بحث اندازه گیری در پروژه ها، سازمانها و سایر موارد مرتبط با فنآوری اطلاعات و ارتباطات خواهم پرداخت.
فعلا ...
همین!