« January 2007 | صفحه اصلی | March 2007 »

ایرانی، جنس ایرانی بخر!!، نرم افزار ایرانی .... ؟

February 26, 2007 10:52 AM

خدا را شکربه جز برخی وب سایت ها، تقریبا از رسانه های خبری کشور، تنها رادیو پیام را گوش می دهم، آن هم به خاطر آن است که موقع کار، رادیو روشن است![درست عین مسافر کش ها] این روزها، به صورت مداوم تبلیغ خرید محصولات ایرانی پخش می شود و تحلیل های مختلفی برای ترغیب مردم به اینکار ارائه می شود. احتمالا در رسانه های دیگر اعم از شبکه های تلویزیونی و یا رادیویی دیگر کشور هم همین وضع است. در اینکه مردم توصیه شوند به خرید کالای داخلی هیچ شکی ندارم و کار صداوسیما را می پسندم، اما سوالی که دارم آیا در مورد نرم افزار هم همین وضع است، آیا می توانیم مردم و سازمانها را تشویق کنیم که نرم افزار تولید داخل را بخرند  و آیا اصلا چنین توصیه ای درست است؟
سوال اول از آن جنبه است که آیا آیا در همه زمینه ها تولید داخلی مشابه داریم و سوال دوم از آن جنبه که آیا توصیه به خرید نرم افزار داخلی، توصیه درستی است؟
در مورد سوال اول، بدیهی است که در بسیاری زمینه ها ما مشابه داخلی نداریم، برای مثال سیستم عامل -از بحث پروژه سیستم عامل ملی که الان نمی دانم در چه وضعیتی است- گرفته تا بسیاری از نرم افزارهای سیستمی و یا کاربردی، مشابه نرم افزارهای مجموعه office ، نرم افزارهای گرافیکی، محیط های برنامه سازی، ..... اینها صرفا یا نمونه خارجی دارند و یا نمونه داخلیشان بسیار ضعیف و سطحی است.
در مورد سوال دوم هم اگر برای یک نرم افزار خارجی مشابه داخلی داشته باشیم، کدام انتخاب درست است؟ بگذارید مزایای هر یک را بررسی کنیم.

برخی مزایای خرید نرم افزار داخلی عبارت است از:
- قابلیت پشتیبانی مناسب:به دلیل بومی بودن تولید، پشتیبانی نرم افزار اعم از رفع خطا و گسترش نرم افزار می تواند (دفت کنید، می تواند) بهتر باشد.
- مطابقت با نیازهای بومی کشور در بخش فرآیند های سازمانی(برای مثال سیستم های حسابداری ایرانی کاملا متمایز و پیچیده تر از سیستمهای مشابه خارجی ) هستند.
- زبان و تاریخ: نوع نگارش زبان فارسی (راست به چپ بودن) و وجود تاریخ های هجری شمسی یکی از مواردی است که در بسیاری از نرم افزارهای خارجی امکان پذیر نیست و از این منظر نرم افزارهای تولید داخل مناسب تر هستند
- کمک به رشد صنایع داخلی: هر چند شاید خیلی خودخواهانه باشد و تجارت تعارف بردار نباشد، اما در صورت خرید نرم افزار های داخلی، صنعت IT کشور رشد کرده و این رشد باعث رشد سطح کیقی نرم افزارها و در نتیجه منتفع شدن بیشتر مصرف کنندگان هم می شود.
- ...

بنابراین مهمترین نکته آن است که در مورد یک نیازخاص، ابتدا بررسی کنیم که آیا نرم افزار ایرانی برای آن وجود دارد یا نه و اگر بین سیستم های موجود بین نسخه خارجی و داخلی آن تفاوت چندانی نیست، اولویت را به خرید محصول ایرانی بدهیم.
همین!

Ali Vahed | 10:52 AM | Comment(s)(0)

آیا زمان بهره گیری از سیستم های تلفن گويا پایان یافته است؟

February 12, 2007 10:57 AM

پیش از شروع :
1- سیستم های تلفن گویا، ابزارهایی برای ارتباط مخاطب با یک سازمان کاری و یا بهره گیری از سیستم های کامپیوتر تلفنی است. پیشتر در مورد این سیستمها مطالب مختلفی نوشته ام، از جمله مطلب انواع سیستمهای تلفن گويا که برای اطلاعات بیشتر می توان به آنها مراجعه نمود. علاوه بر آن در وب سایت رادمان در بخش خاص معرفی سیستم اطلاع رسانی و پست صوتی گویا2 در این مورد به صورت عمومی و یا  اختصاصی مطالبی را خواهید یافت.
2- امروزه ابزارهایی نوین اطلاع رسانی جایگاه ویژه ای پیدا کرده اند، برای مثال وب سایت ها و یا وبلاگ های سازمانی، پرتالها، کیوسک های اطلاع رسانی، تبلیغات در فضای وب و .... که از طریق آنها به شیوه های جدید و کاملتر (متن+ عکس + چند رسانه ای) می توان ضمن ارائه اطلاعات، بازخورد هایی نیز از آن طریق دریافت نمود.
3-سال پیش با تصور اینکه اقبال به سیستم های تلفن گویا کاهش می یابد، سعی کردیم به مرور از بازار این محصول خارج شویم،  به همین دلیل برخی تقاضاهای تعهد آور را رد کردیم و تلاش بیشتر کردیم در جذب مشتری در سایر محصولات خودمان از جمله محصولات دیگر در زمینه ارتباطی مانند سروش2  و یا سیستمهای مدیریتی مانند EFQM  و یا BSC و یا محصولات آموزشی مانند سیستم مدیریت آموزشی نیکا ، اما به مرور نه تنها از حجم تقاضاهای سیستم گویا2 کم نشد، بلکه روز به روز اضافه تر می شود، دلیل اصلی و علمی این رشد تقاضا ها چیست؟
4- با وجودیکه الان نزدیک به 9 سال است که در زمینه تولید سیستمهای تلفن گویا مشغول هستیم، این روزها شاهد تولد شرکتهای کوچک و بزرگی هستیم که به صورت اختصاصی و یا در کنار سایر سیستمهایشان اقدام به تولید سیستمهای تلفن گويا و یا فروش نسخه های خارجی قفل شکسته آن می کنند، آیا سرمایه گذاری در چنین شرکتهایی، با این بازار عاقلانه است.


حال سوالی که به ذهن خطور می کند آن است: با توجه به پیشرفت های جدید آیا  سیستمهای تلفن گویا قدیمی نشده اند؟ عمر آنها هنوز به پایان نرسیده است؟ سرمایه گذاری در خرید این گونه سیستمها آیا درست و منطقی است.


نوشته زیر تلاشی است برای پاسخگویی به این سوال. از دیدگاه یک تولید کننده این سیستمها.

- واقعیت آن است که تلفن گویا ابزاری با کاربرد خاص می باشد. این ابزار زمانی که مایلیم اطلاعات کاربردی و یا خدمات راه دور را به طیف نامشخصی از کاربران با سطوح اطلاعاتی مختلفی بدهیم و یا نیاز به پاسخگویی سریع به نیازها داریم کاربرد پیدا می کند و چون همیشه این کاربرد وجود دارد، سیستمهای تلفن گویا هم وجود دارند.
-با وجود امکانات و قابلیت هایی که سیستمهای تحت وب در اختیار ما می دهند و تنوع شیوه های اطلاع رسانی و دریافت اطلاعات در انها وجود دارد، این سیستمها نمی توانند همه مخاطبان را پوشش دهند. مخاطبان با سطح سواد مختلف، فرصت ، توانایی، دانش و یا امکانات آن را ندارند که به اینترنت وصل شوند و با مراجعه به سایت اطلاعات خود را دریافت کنند. در حالیکه سیستمهای تلفن گویا به دلیل راحتی دسترسی و عدم نیاز به دانش ، توانایی و یا امکانات خاص به سادگی در دسترس هستند و همه می توانند از آنها استفاده نمایند.
- نوع اطلاعاتی که در سیستم های تلفن گویا قرار می گیرد و نحوه خدمات رسانی در آنها نیز جنبه دیگر تمایز آنهاست. وجود اطلاعات کاربردی به صورت صوتی و یا فاکس ، مانند یک معرفی کلی، نحوه خدمات رسانی و دریافت مجوزها، نمونه فرمها، پیامگیر و یا پرسش و پاسخ، دریافت انتقادات و پیشنهادات و یا اتصال به پایگاه های اطلاعات سازمان و ارائه گزارشات و یا دریافت اطلاعات از طریق تلفن گویا، عاملی است که نوع و نحوه ایجاد ارتباط سیستمهای تلفن گويا با سایر سیستمها را متمایز می سازد و وجود آن را در سازمانهایی با چنین نحوه تعامل با کاربران لازم می سازد.
-همانطور که شنیدن مانند دیدن نیست! (شنیدن کی بود مانند دیدن!) ، تایپ کردن هم مانند شنیدن و یا صحبت کردن نسیت. در سازمانهای بزرگ، وزارتخانه ها و یا مدیران ارشد و یا ادارات خدمات رسان در سطح شهر ها و روستاهایی که نیاز به ایجاد ارتباط راحت و صمیمانه کاربر با سازمان احساس می شود، راه اندازی تلفن گويا ایده خوبی است. کاربران با تماس تلفنی، می توانند اطلاعات را به صورت رسمی ویا صمیمانه از طریق تلفن دریافت کنند (*) و در زمان ارسال پیام نیز، به سادگی صحبت کنند و نظر، پیشنهاد و یا انتقاد خود را مطرح می سازند.
- کاربرد سیستمهای تلفن گویا در صنایع کوچک از جمله مواردی است که حضور این سیستمها را توجیه پذیر می سازد. در شرکتهای کوچک، فروشگاهها، آژانس ها و تاکسی های تلفنی ، رستوران ها و ..... از جمله بنگاه های اقتصادی هستند که تلفن گویا کاربردی به مزاتب کاراتر نسبت به سایر روشهای ارتباطی دارد.به سادگی قابل ایجاد و راه اندازی است، نیاز به تجهیزات خاص و یا دانش برنامه نویسی برای نگهداری آن در مجموعه ندارد و به سهولت می توان در آن اطلاعات وارد کرد و یا اطلاعات دریافت کرد.
- ابزار تلفن گویا در کنار سیستمهای دیگر به عنوان یک ابزار برای مرتبط ساختن سازمان با بیرون راه حل خوبی برای پوشش دادن همه انواع مخاطبان و اطلاعات و کاربردهاست. تجربه رادمان در تولید سیستم های جامع که زیرسیستم تلفن گويا یک جزء از آن است، مؤید این نکته است. حضور این سیستمها در کنار سیستمهای جامع ارتباطات الکترونیک (محصول سروش)، پرتال ها و وب سایت های پویا و روشهای دستی و کلاسیک اطلاع رسانی از جمله این موارد است.
- بهره گیری از تلفن گویا به عنوان واسط کاربری سیستمهای نرم افزاری و بانک های اطلاعاتی موجود سازمان که نیاز به دریافت و یا ارائه اطلاعات با کاربر را دارند، کم هزینه ترین روش است. به عبارت دیگر چون اکثر سیستمهای رایج به صورت تحت ویندوز نوشته اند، هماهنگی آن یا یک وب سایت اینترنتی خارج از مشکلات رایج نیست و کاری سخت است. در حالیکه سیستمهای تلفن گویا به سادگی می توانند در یک بانک اطلاعاتی مجزا و یا با اتصال به بانک اصلی، به ورود و خروج اطلاعات با این سیستمها از طریق تلفن بپردازند.
- استفاده از سیستمهای تلفن گویا در پشتیبانی محصولات از طریق راه اندازی Help Desk ها می تواند راهکاری جایگزین برای پایان ساعات کاری و یا به صورت جانبی در ساعات سرویس دهی اپراتور ها مطرح شود.
- بهره گیری از کانال اطلاع رسانی تلفن در کنار کانال های دیگر مانند پیام کوتاه (SMS) ، پست الکترونیک (email) ، نامه و صفحات وب (web pages) راهکار مناسبی در پوشش همه کانالهای اطلاع رسانی است.
- ....

در این نوشته قصد ترغیب یک سازمان برای خرید سیستم تلفن گویا و یا یک تولید کننده برای ساخت این سیستم را ندارم، همانگونه که ذکر شد، شرط اول آن است که این سیستم در سازمان مشتری کاربرد داشته باشد وگر نه نه تنها مؤثر نیست، پس از مدتی به یک سیستم مرده تبدیل می شود. پس از آن طراحی درست یک سناریوی کاری برای سیستم و در نهایت خرید یک سیستم مناسب که قابلیت توسعه خوبی داشته باشد از الزامات کار است. در نهایت پشتیبانی مناسب سیستم، نگهداری و به روز رسانی اطلاعات و انجام تبلیغات در مورد آنها بسیار اهمیت دارد.از سوی دیگر با وجودیکه به عنوان یک فعال اقتصادی، حضور تولید کنندگان جدید را به عنوان یک رقیب مناسب نمی دانم و کشش بازار را کمتر از آن می دانم که شاهد رشد قارچ گونه این شرکتها باشم، اما به عنوان یک فعال صنعت نرم افزار، فکر می کنم حضور رقیب های قوی باعث پیشرفت در محصول و حرکت در جهت مشتری مداری می شود.

نکته آخر آنکه، برخلاف تصمیم ابتدای سال، تصمیم برای خارج شدن از چرخه تولید سیستمهای تلفن گویا را به فراموشی سپرده ایم و اگر مشکل خاصی پیش نیاید برای سال آینده، فکر های جدیدی برای ارتقاء سطح کیفی محصولات و افزودن قابلیت های جدید به آنها گرفته ایم، ...
همین!

(*)یادم می آید در مورد یکی از سیستمهای تلفن گویایی که در نصب آن حاضر بودم در شهرداری بم، پس از زلزله، از مسؤول پیگیری بازسازی ارگ بم، خواستیم به صورت آزمایشی پیامی را به صورت صوتی در سیستم ذخیره کند، پیرمرد با صفایی بود، آنچنان از دل حرف زد که هم اشکشان جاری شد، وقتی صحبت هایش تمام شد با پیشنهاد ما و موافقت شهردار بم، قرار شد همین صدا به عنوان معرفی ارگ بم باقی بماند که نمی دانم هنوز چنین است یا نه؟

Ali Vahed | 10:57 AM | Comment(s)(0)

به بهانه به روز شدن وب سایت رادمان

پس از به روز شدن ظاهر وبلاگ در ماههای پیشین، اینبار نوبت به تغییرات کلی در وب سایت شرکت بود که در فرصت تعطیلات بهمن ماه انجام شد.
 این سومین بار است که وب سایت رادمان تغییر می کند. دفعه اول، خودم دست و پا شکسته چند Page ساختم و آپلود کردم که اقلا یک چیزی باشد. بار دوم، با تلاش دوست عزیزم امیر که آنروز ها وقت آزاد بیشتری داشت و با کمک بچه های دفتر وب سایت قبلی ایجاد شد که چند سالی فعال بود این بار هم که با تلاش ویژه خانم دیلمیان و همکاری خانمها ظاهری و تحقیقی، وب سایت جدید ساخته شد، که از این بابت از آنها سپاسگزارم. همگی خسته نباشید...!
این ها را ننوشتم که اطلاع رسانی کرده باشم که اینکار را از طریق دیدن سایت و سر زدن به بخش اخبار سایت متوجه می شدید. نوشتم تا با این بهانه نگاهی گذرا داشته باشم به مسائل به روز نگهداری وب سایت های سازمانها و شرکتهای دولتی و یا خصوصی.


اغلب دیده ام که سازمانها و یا شرکتها، هم خصوصی و هم دولتی، نگاهشان به وب سایت نگاهی کفایی است! یعنی اینکه صرف حضور و یا داشتن یک وب سایت را کافی می دانند. کافیست یک وب سایت، خوب یا بد، برایشان ایجاد شود، دیگر به این فکر نمی کنند که این ابتدای راه است و باید مدام آن را به روز نگهداری و مطالب آن را متناسب با اهداف شرکت خود تغییر دهی. مراجعه که می کنم به چنین سایت هایی متوجه می شوم که معمولا از آخرین مطالب و به روز رسانی ها چندین سال می گذرد بدون آنکه مطالب جدید افزوده شود و یا مطالب تاریخ مصرف گذشته حذف شود.

به جز بحث محتوی، با پیشرفت های ابزارهای برنامه سازی تحت وب، بایستی به لحاظ تکنیکی نیز وب سایت را به روز کرد و از تکنیک های بهتر و کاراتر استفاده کرد.
به روز کردن محتوی از طریق ایجاد بخش های اخبار و اطلاعیه ها، ساده ترین راهی است که یک سازمان می تواند وب سایت خود را از آن طریق پویا کند.
در مورد شرکتهای خصوصی ، تولید کنندگان و یا فروشندگان کالا و خدمات، نیز با تکمیل اطلاعات در مورد محصولات خود و اضافه کردن محصولات جدید و یا حذف قدیمی ها می توان وب سایت را همیشه فعال نمود.
در وب سایت مؤسسات آموزشی می شود با اضافه کردن محتوی آموزش الکترونیک، پرونده آموزش گیرندگان و اطلاعات عمومی جدید، وب سایت را همیشه خواندنی کرد.
به نظر من داشتن یک وب سایت مرده، به همان اندازه نداشتن وب سایت برای شرکتها زیان آور است. وب سایت هایی که کسی مایل به مراجعه مجدد به آنها نیست، چون اطلاعات جدیدی ندارند و یا اطلاعات نادرست و تاریخ مصرف گذشته به ما می دهند.
به جز به روز کردن محتوایی و غیر ساختاری، لازم است در دوره های زمانی مشخص، وب سایت کلا تغییر کند. تغییر جهت گیری های صاحب وب سایت، تغییرات کلی در اطلاعات، تغییرات واسط کاربری و یا استفاده از ابزارهای پیاده سازی جدید تر از جمله مواردی است که لازم است در آنها وب سایت جدیدی ، فارغ از وب سایت قبلی و با یک طراحی جدید تر و کامل تر ایجاد شود.
در هنگام تغییر وب سایت ازیک وب سایت قدیمی به یک وب سایت جدید چندین نکته حائز اهمیت است که به چند مورد آن اشاره می کنم:
- لزوم انجام تغییر در زمان با ترافیک کم بازدید کننده: چون تغییرات باعث بروز مشکلات اولیه در مشاهده سایت می شود بایستی دفت کرد، که اینکار در هنگام تعطیلات، نیمه های شب و یا زمانهای با کمترین بازدید کننده صورت گیرد، علی الخصوص در مورد وب سایت های با بازدید کننده زیاد و یا وب سایت های خبری این مساله مهم تر می باشد.
-به روز کردن دایرکتوری ها و موتور های جستجو: وب سایت جدید در ابتدای کار با مشکل در جستجو مواجه است، چون هنوز توسط موتور های جستجو ایندکس نشده است، بنابراین باید دقت شود که به روشهای دستی ، ثبت سایت ، فعالیتهای SEO ویا حداقل با صبر در مورد مراجعه روبوت های جستجو گر این مشکل بر طرف شود.
- نگهداری وب سایت قدیمی در یک مدت زمان گذار: تا حد ممکن باید اطلاعات سایت قبلی در یک مدت محدود نگهداری شود تا مراجعه کنندگان قبلی سایت با مشکل مواجه نشوند مگر آنکه اطلاعات آنها خارج از رده باشد که با هدایت صحیح به صفخات و بخش های جدید تر این مساله نیر بایستی اصلاح شود.
- انجام تغییرات در دامنه و DNS ها در صورت عوض شدن میزبان سایت (Host) : اگر سایت جدید در میزبان جدیدی قرار می گیرد، انجام مجدد تنظیمات دامنه فراموش نشود.
-بازبینی سایت جدید برای رفع مشکلات ظاهری و یا محتوایی: وب سایت ها مانند دیکته می مانند، تا زمانی که آپلود نشوند همه ایراداتشان نمایان نمی شود. اگر یک وب سایت را ابتدا روی دستگاه کامپیوتر خود و یا روی شبکه محلی توسعه داده اید، ابتدا آن را بازبینی کرده و اشتباهاتش را برطرف کنید، اما به هر حال بعد از بازگذاری سايت، مجددا تمامی صفحات و پیوندها (Link) ها را چک کنید، اغلب چیزهایی را پیدا می کنید که در بازبینی اولیه از قلم انداخته اید.
- نظر سنجی از کاربران پس از ساخت سایت جدید برای دریافت پیشنهادات و یا انتقادات نسبت به سایت جدید: ممکن است برخی چیز ها از چشم شما پنهان مانده باشد و یا متناسب با سلیقه شما باشد و سایرین با مشاهده حاصل کار، متوجه آن بشوند، بهتر است به شکلی نظرات کاربران و مشاهده کنندگان را دریافت کنید و در طراحی سایت جدید و یا در محتوی آن اعمال کنید.
-و ....

در انتها...
دوستانی که وب سایت جدید ما را دیده اندو نظر خاصی در مورد آن دارند، یا از طریق نظرات وبلاگ و یا بخش تماس با ما در وب سایت رادمان (www.radmanitd.com) ما را مطلع سازند.
همین!

Ali Vahed | 01:01 AM | Comment(s)(1)

برنامه نویس روز کار، برنامه نویس شب کار!

February 4, 2007 11:21 AM

مطلبی خواندم در وبلاگ notgartner با عنوان:


The Day Programmer vs. The Night Programmer


خواندم و لذت بردم و خندیدم!! سه کار سخت! طبیعتا خواندن اصل نوشته و علی الخصوص نظراتی که در مورد آن داده شده است را توصیه می کنم.اما مطابق رویه پیشین یک خلاصه از آن را به همراه نظرات شخصی خودم را هم اینجا می نویسم که خوانندگانی هم که تمایل به سرزدن به جای دیگر را  ندارند، دست خالی نروند!


نویسنده مطلب معتقد است-و من هم ایضا با ایشان موافقم- که بر اثر  سالها تجربه و بررسی نظرات سایر افراد ، می توان برنامه نویسان کامپیوتر را فارغ از فنآوری مورد استفاده ای که از آن استفاده می کنند به دو گروه تقسیم کرد:




  1.  برنامه نویسان روز کار (Day Programmer)


  2. برنامه نویسان شب کار (Night Programmer)

امروزه برنامه نویسان روزکار زیاد تر هستند و در اکثر شرکتهایی مشغول کارند که عموما از عدم کارایی رنج می برند. مشخصات برنامه نویسان روزکار را می توان در موارد زیر جمع بندی نمود:
1- بیشتر رهبری می شوند تا رهبری کنند.
2- آنها با پیچیدگی مسائل مشکل دارند.
3- قدرت تجسم بخشیدن -مدل سازی- یک مساله را نداند.
4- در خانه برنامه سازی نمی کنند.
5- عموما در انجمن های توسعه و برنامه سازی مشارکت نمی کنند.
6- در مجموع برنامه نویسی را فقط یک شغل می دانند.

مشخصات اصلی برنامه نویسان شبکارعبارت است از :
1- اغلب قابلیت رهبری تیم ها را دارند و آن را انجام می دهند.
2- آنها اغلب تمایل دارند مسائل پیچیده را حل کنند.
3- می توانند مسائل را مجسم کنند و مدل سازی نمایند و از یک نوع حس ششم برخوردارند.
4-ابزارهای برنامه سازی را در خانه هم دارند.
5- در گروه ها و انجمن های برنامه نویسی شرکت می کنند.
6- برنامه نویسی را مانند نفس کشیدن حیاتی می دانند.

اگر شما شب کار هستید، به نظرتان رفتار برنامه نویسان روزکار عجیب است و اگر روزکار هستید معتقدید گروه دوم اصلا زندگی نمی کنند! و به نوع لذت بردنشان از ساخت یک راه حل جدید و نگاهشان به برنامه نویسی می خندید.

اگر بخواهم نظر خودم را به مطلب بالا اضافه کنم، معتقدم که حرف نویسنده آن نه تنها درست است بلکه دور و بر خودم کلی مهندسین نرم افزار می شناسم که برنامه نویسی می کنند و من می توانم به راحتی در دو گروه فوق طبقه بندیشان کرد. هر چند به قول برخی نظردهندگان به این مطلب می توان گروه های جدیدی را پیدا کرد و یا افرادی را پیدا کرد که بسته به مساله، یکی از دو روش را انتخاب می کنند.
اما برخلاف مطلب فوق، برنامه نویسان روزکار را بد نمی دانم، معتقدم هر شرکت کاری باید از هر دو گروه داشته باشد،گروه شب کار را برای توسعه بخشهای اصلی سیستم هایش و حل مسائل پیچیده و گروه روز کار را برای ساخت فرمها و گزارشات و تعامل با مشتری.
دیده ام که شب کارها کمتر مایلند و می توانند با مشتری ارتباط برقرار کنند اما گروه دوم بهتر می توانند از پس این قضیه برآیند.
همچنین در مورد پشتیبانی های غیر فنی سریع، نمی توان روی شبکار ها حساب باز کرد، اما گروه دوم به دلیل رعایت ساعات کاری و ورود و خروج می توانند تغییرات غیر ساختاری و یا عیب های نرم افزار را ساده تر حل کنند. همین طور درمورد برنامه های ساده، معمولا شب کار ها یا از نوشتن آن لذت نمی برند و یا اول آن را پیچیده می کنند! بعد حلش می کنند که این هزینه تولید را افزایش می دهد در حالیکه گروه روز کار، فقط یه نوشتن آن برنامه اکتفا می کنند و در این مورد هزینه ها را زیاد نمی کنند.
در نهایت هر گروه مزایا و معایبی دارد که نمی توان گروهی را به دیگر ترجیح داد، بلکه به عنوان مدیر پروژه، ماهیت مساله است که روشن می کند از کدام گروه و به چه میزان در تیم توسعه پروژه استفاده گردد.
همین!

Ali Vahed | 11:21 AM | Comment(s)(2)

نیروی انسانی به عنوان یک سرمایه، قسمت 2

February 1, 2007 12:25 PM

می خواستم ادامه مطلب قبلی را بنویسم، اما مطلبی خواندم در سایت بزرگراه فنآوری، گفتم قبل از ادامه مطلب، فعلا آن را بخوانید، تا مطالب بعدی ....
همین!

Ali Vahed | 12:25 PM | Comment(s)(1)

بازتابی از یک نوشته دیگر....

 پیشتر نوشته ای داشتم در این وبلاگ با عنوان "خسته ایم!" که گویا بحث های متفاوتی را ایجاد کرده بود و هر کس نظر موافق یا مخالفی داشت با آن. اما در وب سایت DeveloperCenter بحث جدی و متفاوتی در مورد آن صورت گرفته است و دوستانی از نقد آن شروع کرده اند و در ادامه به تولید ، خرید و یا فروش نرم افزارهای متن باز (Open Source ) رسیده اند که جالب بود و خواندنی.برای دیدن این بحث اینجا را کلیک کنید.
همین!

Ali Vahed | 10:39 AM | Comment(s)(0)