« April 2007 | صفحه اصلی | June 2007 »
نگاهی به وب سایت های سران نظامMay 31, 2007 06:06 PM
امروز به شکل تصادفی وارد یکی از وب سایت های دولتی مربوط به یکی از سه قوه شدم، بهانه ای شد که نگاهی بیاندازم به چند وب سایت دولتی مربوط به سران سه قوه و مقام رهبری ایران.
وب سایت هایی که دیدم اینها بود:
1- www.leader.ir و www.khamenei.ir مربوط به آقای خامنه ای، رهبر ایران.
2- www.predsident.ir و www.ahmadinejad.ir وب سایت های رسمی و شخصی رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد
3- www.majma.ir وب سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس آن آقای هاشمی رفسنجانی
4- www.majlis.ir وب سایت مجلس شورای اسلامی و سازمان پژوهش های آن
5- www.iranjudiciary.org وب سایت قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
6- www.shora-gc.ir یا www.irisn.com وب سایت شورای نگهبان قانون اساسی
در این نوشته می خواهم اشاره ای کنم به برخی نکات در ساخت این وب سایت ها و نظراتم از جنبه یک ارزیابی سطحی جلوتر نخواهد رفت و جنبه های ریز و دقیق طراحی گرافیکی، امنیت، ساختار اطلاعاتی، معماری، ابزارهای پیاده سازی و .... را در بر نمی گیرد. پیشنهاد می کنم یکی از دانشجویان کامپیوتر در رده کاردانی و یا کارشناسی به عنوان پروژه درسی این موضوع را انتخاب کند و این بررسی را به شکل درست و کلی انجام دهد. چرا این بررسی مهم است؟
اول آنکه وب سایتهایی که اسم بردم و چند وب سایت دیگر، مهمترین سایت های کشور از جنبه حکومتی بوده و هر کس در داخل و یا خارج از کشور که بخواهد به اطلاعات رسمی و بی واسطه رده بالای نظام دسترسی پیدا کند به این نشانی ها مراجعه می کند، هم چنین دایرکتوری ها و وب سایت های مرجع این سایت ها را لینک کرده و ایندکس می کنند. مساله دیگر اهمیت اطلاعاتی آنهاست که به عنوان یک سند شناخته خواهد شد . از سوی دیگر امنیت آنها بسیار مهم است، جلوگیری از نفوذ ها و حمله ها مخصوصا در مورد مخالفین نظام و افراد بیکار بسیار حائز اهمیت است. تجربه نشان داده است اینگونه سایت ها برای هکر ها بیشتر جذاب است تا یک سایت عادی.
طراحی گرافیکی، سرعت، چند زبانه بودن و .... از دیگر نکاتی است که برای ایجاد یک تاثیر مثبت روی مخاطب و جواب دادن به همه نیازهای آن در اینگونه سایت ها بایستی به شکل ویژه دیده شود.نکته دیگری که در این وب سایت ها مطرح است، آن است که این نهاد ها معمولا مشکلی در پرداخت هزینه وب سایت ندارند و حاضرند بودجه های کلانی را برای ساخت یک وب سایت خوب خرج کنند (خوش به حال اجرا کنندگان! ) و از طرف دیگر شرکتهای کامپیوتری هم معمولا به خاطر اسم این وب سایت ها در صورتی که به عنوان مجری انتخاب شوند بسیار لذت خواهند برد (به عنوان یک نمونه کار عامل خوبی برای کلاس کاری یک شرکت می باشند!)
بگذریم، بهتر است بپردازم به نظراتم در مورد این سایت ها:
1- انتخاب دامنه: متاسفانه در مورد وب سایت قوه قضائیه در گرفتن آدرس دقت نشده است. نشانی org. برای سازمانهای آمریکایی یا بین المللی است نه یک قوه رسمی و بزرگ کشور. همچنین در نشانی دوم وب سایت شورای نگهبان انتخاب دامنه com. (نشانه یک وب سایت تجاری آمریکایی و یا با کمی اغماض شرکتهای تجاری در سرتاسر دنیا) . بنابراین باید دقت شود که نشانی ir. برازنده یک وب سایت رسمی برای قوای اصلی کشور است.
2- اطلاعات: به جز وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد، بقیه وب سایت ها جنبه رسمی دارند و اطلاعات آنها سندیت دارد. اول اینکه نمی دانم رهبری چرا دو وب سایت دارد . اگر یکی شخصی و دیگر رسمی بود هیچ. ولی دلیل دو وب سایت با دو ابزار جداگانه و دو آدرس جداگانه که در بخش های اطلاعاتی اشتراکات زیادی دارند را نمی دانم. مخاطب گیج می شود. می دانم یک وب سایت "پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای" و دیگری "پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری" است و طبیعتا توسط در نهاد پشتیبانی می شود اما بهتر است در قالب یک پرتال مشترک بوده و در دو زیر دامنه اطلاعات اختصاصی هر دو نهاد و در بقیه فضا، اطلاعات مشترک دو مجموعه قرار گیرد.
3- معماری: تقریبا به نظر می رسد همه وب سایت ها از سیستم های مدیریت محتوی (CMS) ها و یا پرتال ها در ساخت وب سایت ها استفاده کرده اند.وب سایت شورای نگهبان را که می دانم توسط پرتال سیگما، محصول شرکت سیگما است که از دوستان رادمان هستند و محصول داخلی خوبی دارند. اما توجیه ساخت وب سایت مجلس را به کمک ابزار متن باز (و نه خیلی قوی) PHPNUKE را نمی دانم. اصولا استفاده از این ابزار به خاطر بار زیاد روی سرور و همچنین سوراخ های امنیتی زیاد مناسب نیست. مگر آنکه شرکت سازنده پیش بینی های لازم را انجام داده باشد. وب سایت قوه قضائیه هم که از این نظر بسیار بد طراحی شده است. عدم استفاده از بخش های خبر و .... و به جای آن گذاشتن یک تصویر بزرگ از نشریه "ماوی" که باعث کندی سایت است و اطلاعاتش هم توسط موتور های جستجو خوانده نمی شود از بدترین انتخاب هاست. برایم جای تعجب است که قوه قضائیه که می دانم تیم های خوبی از منظر IT دارد و همچنین رویکرد خوب خود جناب آقای شاهرودی به فنآوری های نوین (برای مثال به بحث ویدئو کنفرانس های قوه قضائیه توجه کنید) چرا یک وب سایت با این ضعف ساختاری و معماری را دارند. همچنین دلیل لینک های صفحه اول به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و صدا و سیما را نمی دانم. بهتر نبود در یک بخش مجزا این لینکها قرار گیرند.
4- طراحی ظاهری: تقریبا در تمامی سایت ها جنبه های ظاهری و زیبایی لحاظ شده است. اما سایت شخصی آقای احمدی نژاد، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری و وب سایت مجلس شاخص تر هستند. به نظرم باز هم وب سایت قوه قضائیه از این جنبه هم ضعیف تر است. در وب سایت مجمع تشخیص هم که انگار این قضیه یا خیلی جدی نبوده و یا یک نگرش واحد در مورد آن وجود ندارد. تفاوت های تند رنگ ها، تعداد زیاد تصاویر برای صفحات اول و استفاده از تصویر به صورت اغراق شده برای بیشتر منو ها ایده خوبی برای یک سایت رسمی نیست. ظاهر این وب سایت بیشتر شبیه سایت های خبری است تا یک وب سایت رسمی.
5- لگو و بنر سایت: بهترین بنر سایت ها را متعلق به وب سایت leader.com می دانم که هم به اندازه کافی رسمی است، هم زیبا و هم نشان دهنده ماهیت. بقیه هم خوب هستند. وب سایت های متعلق به رئیس جمهور هم خوب هستند. اما باز هم ارتباط بنر وب سایت قوه قضائیه و جریان آن دیش ماهواره و کیبورد کامپیوتر را نفهمیدم. دلیلی نیست برای نشان دادن استفاده از IT در یک سازمان اغراق کنیم. خود یک وب سایت پویا نشان دهنده توجه به این قضیه هست. استفاده به جا از پرچم ایران هم در همه بنر ها به نظرم شایسته است. اما یک نکته نوشتن اسم سایت به سه زبان در وب سایت Khamenei.com است. چون بیننده در صفحات فارسی است، نیازی به نوشتن سه زبان دیگر نیست. بلکه یک نوشته با خط رسمی فارسی (برای مثال نستعلیق) بهتر از فونت کوفی برای سایت است و کافی بود لینک یا دکمه ای برای رفتن به صفحات با زبان های دیگر پیش بینی شود.
6 مقدمه اولیه: برخی سایت ها از صفحه مقدمه اولیه به صورت فلش و یا صفحات ساده انتخاب زبان استفاده کرده اند که در طراحی های جدید وب سایت ها دیگر استفاده نمی شود و قدیمی شده است. دلیل آن است که کاربر مجبور است یک کلیک اضافی برای ورود به سایت داشته باشد. حتی اگر قرار است سایت چند زبانه باشد بهتر است یک صفحه به صورت پیش فرض بالا بیاید (که در مورد سایت های رسمی بهتر است همان فارسی باشد و یا از طریق تشخیص IP انتخاب شود) و از آنجا امکان رفتن به صفحات با زبان های دیگر قرار داده شود. بکار بردن فلش های سنگین به عنوان مقدمه هم گرچند زیبایی بیشتری به سایت می دهد اما به دلیل کند کردن زمان دسترسی به سایت حداقل برای صفحات اول توصیه نمی شود.
7- تکنولوژی ساخت: به نظر می رسد وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد از تکنولوژی ها و تکنیک های طراحی و پیاده سازی جدید تری برخوردار باشد (که طبیعی هم به نظر می رسد) استفاده از سرویس های RSS و بکارگیری AJAX از اینجمله است. که اولی (RSS ) به نظرم الزامی برای بقیه سایت ها هم هست و باید سایر وب سایت های کشور هم از این سرویس استفاده کنند تا ارتباطشان با خبرگزاری ها و سایر خبرخوان ها بهتر شود.
8- ابزارهای پیاده سازی: به جز وب سایت قوه قضائیه که فکر می کنم کمتر برنامه سازی دارد، بقیه از ابزارهای مختلف استفاده کردند. چند تا از PHP ، دو سه تا از ASP.NET و یکی هم از JSP . به نظر می رسد وب سایت رهبری که با JSP ساخته شده است ، انتخاب بهتری برای وب سایت رسمی ایران است. PHP با وجودیکه زبان و ابزار ساده ای است و ASP.NET هم با وجودیکه امکانات قویی دارد ، به نظر نمی رسد انتخاب مناسبی باشند، اولی به دلیل ضعف ها و سادگی های زبان و دومی به خاطر قوانین کپی رایت. ناسلامتی ما با آمریکا قطع رابطه کرده ایم و در تحریم هستیم! پس بهتر است از ابزارهای تجاری آنها استفاده نکنیم و با استفاده از زبان جاوا، هم از این نظر خیالمان راحت باشد هم مسائل امنیتی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. البته این را هم خوب می دانم که با PHP و ASP.NET می توان وب سایت ایمن ساخت و با جاوا وب سایت بد و این به سازنده بر می گردد. اما کلیت را مد نظر قرار داده ام.
9- سرعت به روز رسانی: به جز سایت شخصی رئیس جمهور که احتمالا به دلیل مشغله کاری ایشان دیر به روز می شود، بقیه سرعت به روز رسانی خوبی دارند. هر چند وب سایت مجلس و ریاست جمهوری را مناسب تر می دانم.
10- محتوی و امکانات: به جز اطلاعات ایستا که در همه موجود است، تقریبا همه بخش اخبار جدی دارند (به جز سایت شخصی رئیس جمهور که نیازی به آن ندارد). اما از منظر امکانات و اطلاعات متعدد وب سایت مجلس یک سر و گردن بالاتر است. هر چند وب سایت دفتر رهبری و مجمع هم خوب و کامل هستند و انواع اطلاعات ، گالری تصاویر، مستندات و امکان سوال و جواب در آنها وجود دارد. اما در وب سایت مجلس به جز اطلاعات، کلی کتاب، امکان ورود به شبکه نخبگان و .... وجود دارد که نشان دهنده رویکرد جدی مدیران این سایت به خدمات رسانی در کنار اطلاع رسانی در وب سایت هستند.
11- وب سایت شخصی: به جز آقای احمدی نژاد (و رئیس جمهور قبلی آقای محمد خاتمی) نمی دانم چرا بقیه سران نظام رویکرد جدی به داشتن یک وب سایت شخصی و یا حداقل یک وبلاگ و یا یک زیرسایت شخصی در این سایت ها ندارند. لزومی ندارد که حتما خودشان پشت کامپیوتر بنشینند و بنویسند. اما وجود یک صفحه شخصی برای آنها باعث می شود مخاطب با راحتی بیشتری با آنها ارتباط برقرار کرده و رابطه عاطفی بیشتری تشکیل شود. امیدوارم مشاوران رسانه ای و فنآوری اطلاعات سران رده اول نظام اهمیت وجود این سایت ها را درک کرده و نسبت به ایجاد یک بخش خاص و شخصی برای این مسؤولان اقدام نموده و به روز رسانی آن و انتقال دو طرفه اطلاعات را در دستور کار خود قرار دهند.
در یک جمع بندی کلی بیشتر وب سایت رهبری و مجلس را پسندیدم و ناراحت شدم برای وب سایت قوه قضائیه که با وجود اینهمه توانمندی در این قوه می توانست بهتر باشد و نیست. امیدوارم مدیران همه این وب سایت ها، و مدیران وب سایت های دیگر مهم دولتی و یا خصوصی بزرگ، اهمیت وب سایت خودشان را به عنوان محل حضور در دنیای سایبر و مجازی جدی بگیرند و بیشتر تلاش کنند در بهتر کردن وب سایت خود.
همین!
تا یادم نرفته این نکته را اشاره کنم که من شاید صلاحیت یک منتقد جدی و با دانش را برای مقایسه این وب سایت ها نداشته باشم. نظراتی که دادم صرفا برداشت های شخصی خودم به عنوان یک بیننده است نه یک نظر کارشناسی جدی و برای نظرات مخالف نظر خود و یا استدلال های مدیران این سایت ها احترام قائل هستم و نظرشان را کامل می پذیرم چون آنها در گود هستند ما خارج از آن.
Ali Vahed | 06:06 PM | Comment(s)(6)
سیستمهای مدیریت آموزشی، تعاریف کلاسیکMay 28, 2007 11:35 AM
اگر چه پیشتر ارجاعی برای یافتن تعریف سیستمهای مدیریت آموزشی (LMS: Learning Managment System) داده ام، اما برای اینکه بتوانم وارد بحث اصلی بشوم، بد نیست تعاریفی را که می دانم در اینجا فهرست کنم:
"LMS سيستم نرم افزاري است كه بر آموزش دانشجويان نظارت دارد. اموري مانند مديريت اشتراك هر دانشجو، ثبت نام، انتخاب واحد، جمع آوري اطلاعات در مورد پيشرفت تحصيلي دانشجو، امتحانات غير مترقبه، امتحانات پاياني و به طور كلي ارزشيابي و نمره دادن از وظايفي است كه به عهده اين سيستم قرار است." تعریفی است که دکتر فتحیان و مهندس مهدوی نور در کتاب "پیش به سوی جامعه اطلاعاتی" ارائه کرده اند.
ویلیام و کاترین هورتون در کتاب "e-Learning Tools and Technologies" منتشر شده در سال 2003 توسط انتشارات wiley ، سیستم مدیریت آموزشی را در جهت ساده سازی فرآیند نظارت و راهبری آموزش و یاد گیری می دانند. این دو معتقدند که LMS سیستم پیچیده ای است که توسط مدیران، ناظران، دفترداران و یادگیرندگان برای برنامه ریزی، ثبت نام، پرداخت های مالی و ردگیری مالی یادگیرنده در خلال دوره ها و رخداد های آموزشی استفاده می شود. این سیستم به همه گروه ها کمک می کند که راحت تر ثبت نام کنند، راحت تر دروس را انتخاب می کنند و نتایج و کارنامه خود را بررسی کنند تا از وضعیت خود و رقبا مطلع شوند. در نهایت این سیستم به مدیران کمک می کند که از فرآیند آموزش خود گزارش های آماری و نموداری تهیه کنند. در جای دیگری نویسندگان به این نکته اشاره می کنند که LMS به عنوان یک بستر و چارچوب برای اجرای سایر سیستمهای آموزشی اعم از LCM ها و آموزش از طریق وب فعالیت می کنند.به عبارت دیگر تمامی فعالیت های سیستمها را در بخش از ثبت نام تا ردگیری تا نتیجه گیری را در خود مجتمع می سازند و از این رو به عنوان مهمترین ابزار برای سازمانهای آموزشی می باشند.هر چند به شوخی هم اشاره می کنند که بدون LMS هم می شود کار کرد. در این کتاب کاربردهای LMS و LCMS و مدرسه مجازی (Virtual School) در کنار هم مقایسه شده که پس از ترجمه در وبلاگ می گذارم.
در کتاب "استانداردهای یادگیری الکترونیکی" که نوشته کارول فالون است و ترجمه ای از آن توسط فردوس باقری و مهدی حسین کوچک توسط موسسه توسعه فنآوری آموزشی مدارس هوشمند در سال 1383 منتشر شده است، سیستم مدیریت آموزش چنین تعریف شده است: یک نرم افزار مبتنی بر وب که امکان مدیریت و بررسی های لازم را برای نظارت بر نحوه استفاده از محتوی آموزشی و نتایج آن فراهم می کند. نویسنده اگر چه معتقد است ویژگی های سیستمهای مختلف با هم متفاوت است اما در دو دسته کلی می توان این ویژگی ها را طبقه بندی کرد :
- کارکرد های مدیریتی :مانند تنظیم دوره، ثبت نام یاد گیرنده، تخصیص دوره و گزارش میزان پیشرفت یادگیرنده بر اساس بررسی داده هایی مانند نمرات، امکانات پایان دوره و میان دوره ای، مدت زمانی که صرف دوره شده و وضعیت نهایی پس از تکمیل دوره.
- فصل مشترک یادگیرنده عبار است از صفحه ای که یادگیرنده با استفاده از شناسه شخصی و رمز عبور وارد سیستم مدیریت آموزش شده و از طریق یک منو یا صفحه خاص خود به محتوی آموزشی که به وی اختصاص داده شده است دسترسی پیدا کند و وضعیت پیشرفت خود را با توجه به نمرات امتحانات، میزان کامل شدن دوره و .... پیدا کند.
در دائرة المعارف ویکی پدیا (WikiPedia) نیز LMS یک بسته نرم افزاری دیده شده است که فرایند توزیع محتوری الکترونیک بین دانش آموزان را مدیریت می کند و اشاره دارد که بیشتر این سیستمها به لحاظ دسترسی در هر کجا و در هز زمان به صورت مبتنی بر وب تهیه شده اند. به صورت عمومی، LMS امکان ثبت نام و انتخاب واحد، تعیین فعالیت آموزشی و انجم تکالیف در یک محیط Online فراهم می کند. در این وب سایت اشاره شده که LMS های جامع تر دارای ابزارهایی برای مدیریت شایستگی (competency management)، تحلیل فاصله مهارتی (skills-gap analysis)، برنامه ریزی موفقیت (Succession Planning) ، تایید صلاحیت (certification) و اختصاص منابع (Resource Allocation) می باشند.
سایر تعاریف دیگری که در کتابها و یا وب سایت های مرجع برای سیستمهای مدیریت آموزشی اشاره شده است نیز مشابه موارد بالاست و صرفا در جزییات و یا جمله بندی ها متفاوت است و از ذکر آنها خودداری می کنم اما خالی از لطف نیست سری بزنید به وب سایت e-learning Center ( www.e-learningCenter.co.uk ) که در آن یک کتابخانه الکترونیک برای نوشته های پیرامون lms وجود دارد. (http://www.e-learningcentre.co.uk/eclipse/Resources/choosing-lms.htm)
نکته حائز اهمیت اینکه موارد فوق تعاریف کلاسیکی از LMS هستند که با دیدگاه تجاری و یا دیدگاه مشتری ایرانی تفاوت دارد. در مطالب بعدی این تفاوت ها را دنبال خواهم کرد.
همین!
Ali Vahed | 11:35 AM | Comment(s)(1)
حس خوب+حس بد = ؟May 27, 2007 11:24 PM
این روزها ، روزهایی است که سرمان بسیار شلوغ است، خدا را شکر! چند اتفاق افتاد که حس های خوب و بدی در ما ایجاد کرد که نمی دانم برآیندشان را چه گونه اندازه بگیرم و در نهایت بگویم خوشحالم یا ناراحت. بگذارید تا آنجا که می شود گفت همینجا تعریف کنم که لااقل در پایانش خودم بتوانم یک اندازه گیری کنم.
1- دو سه هفته پیش یکی از مشتریان نرم افزار گویا در یکی از شهرستانها زنگ زد روی موبایلم. 4 ، 5 سال پیش نرم افزار خریده بودند از ما. تقریبا یادم رفته بودشان، اما خوب تماسشان همه خاطرات را زنده کرد. نرم افزار را که خریده بودند روی یک دستگاه پنتیوم 133 افتضاح نصب کرده بودند. همان روزها هم شک داشتم که استفاده کنند. فکر کردم چون دولتی هستند صرفا برای همین که بگویند سیستم تلفن گویا هم دارند خرید کردند و طبیعتا ناراحت بودم. تا روزی که زنگ زدند. جالب بود، چند وقتی با همان دستگاه کار کرده بودند و بعد دستگاه جدیدی و باز هم استفاده، کاربر جدیدی زنگ زده بود و راهنمایی آموزشی می خواست، باور نمی کنید چقدر خوشحال شدم دیدم سیستمی که اصلا فکر نمی کردم تو این همه سال کار کرده و هنوز هم از آن استفاده می کنند. خدا را شکر
2- در این مدت قرارداد یک راهکار جامع برای شرکت یار مهربان اندیشه را امضاء کردیم، کارشان یک کار فرهنگی با ارزش است، توزیع کتاب با یک رویکرد جدید. شاید پروژه ای نباشد که از نظر مالی چشمگیر باشد و این را خوب می دانم، اما خود پروژه به دلم نشست. بچه های آن شرکت هم به نظرم آدم های صادقی بودند که کارشان و تجارتشان مقدس است. به نظرم کسی که در این دوره و زمانه هنوز هم تابلوی کار فرهنگی را در دست می گیرد و کار می کند آدم شجاعی است. موضوع پروژه را هم دوست دارم. فعلا فقط یک وب سایت و یک تلفن گویا برایشان نصب کرده ایم که نشانی ها خالی نباشد. به زودی پروژه را که با رویکرد یک سیستم مدیریت ارتباطات مشتریان کامل (CRM : Customer Relationship Managment) اختصاصی شده با رویکرد و طرح های این شرکت است فاز به فاز تحویل می دهیم.. در مطلبی جداگانه به بحث طراحی چنین سیستمهایی اشاره خواهم کرد. حس خوبی دارم. خدا را شکر
3- در هفته گذشته به یک مشتری سیستمی فروختیم که از اول هم نمی خواستیم که بفروشیم ، اما اصرار کردند و چون پیش فاکتور داده بودیم، چاره ای جز اجرا نبود. یک نرم افزار را بدون آنکه فاز تست را روی آن انجام دهیم، بردیم زیر بار فشار بسیار زیاد. حجم ورود اطلاعات و تماس بسیار بالا بود. مشتری نیز بدون توجه به درخواست ها و هشدار های اولیه ما مبنی بر اینکه این سیستم باید اول آزمایش شود، فشار آورد که زودتر عملیاتی شود که متاسفانه به دلایل مختلف نرم افزار نتوانست به صورت صد در صد فعالیت کند و پروژه شکست خورد. ناراحتم. چون اولین تجربه این شکلی است. شاید 50 یا 60 درصد هم ما مقصر بودیم. نتوانستیم در مدت فعالیت سیستم ایراد ها را برطرف کنیم. حس خوبی نداشتم. اما سبب خیر شد. چطور؟ به فاز های تستمان یک فاز تست زیر فشار بالا هم اضافه کردیم و برای اینکه اینکار را سریع انجام دهیم یک نرم افزار آزمایش کننده ساختیم. ایده ساخت این نرم افزار را خیلی وقت بود که داشتیم اما فرصت یا انگیزه نشده بود. نرم افزار را هم به حدی کامل کردیم که یک نرم افزار شبیه ساز کامل شد. بدم نمی آید به جز آنکه خودمان از آن استفاده می کنیم، در اختیار سایرین هم قرار دهم اما بازهم به دلیل مشکل اول ناراحتم، حس بدی دارم. خدا را شکر
4- برای یکی از ایده هایمان سال پیش زحمت زیادی کشیدیم. چون ایده بزرگی بود نیاز به سرمایه گذاری زیادی داشت. ایده را در قالب یک پیشنهاد مفصل به جایی عرضه کردیم که از آن استقبال شد. حتی چند نمونه (Prototype) هم برایش ساختیم و با صبر زیاد مرحله مرحله هفت خوان رستم را برای تایید آن دنبال کردیم. درست زمانی که فکر می کردیم کار تمام شده و پروژه در بخش های مالی جهت پرداخت است، شنیدم ایده ما را به کسی داده اند که بسازد. کسی که با روابط وارد شده است و هم ما و هم خودشان می دانند که نمی تواند. حیف! برایش خیلی زحمت کشیده بودیم که همه برباد رفت. حس بدی دارم. باز هم خدا را شکر
5- چند مورد دیگر هم اتفاق افتاد که نمی توانم بگویم. درست است که از شکست ها درس گرفته ایم و به موفقیت ها هم مغرور نشده ایم، اما نمی توانم حسم را نبینم، خوبم یا بد، خدا داند...
همین!
Ali Vahed | 11:24 PM | Comment(s)(0)
استعفا می دهیم! اخراج می شویم! (قسمت 2- زمانی برای استعفا)برای اینکه بررسی کنم که یک نیروی کامپیوتری (در یک نگاه کلی تر یک شاغل در بخش های فنی) چه زمانی خود باید استعفا دهد و از یک شرکت خارج شود، بهتر است دلایل منطقی را که یک نفر می تواند در انتخاب یک شغل و ماندن در آن داشته باشد را طرح کنم.
به نظر من می توان دلایل زیر را در انتخاب یک شغل در مرحله اول و ماندن در آن در مرحله دوم برشمرد:
- نوع کار: برخی کارها به خاطر ماهیت خودشان از یک پیچیدگی و جذابیتی برخوردارند که می تواند به عنوان یک انگیزه قوی در انتخاب و استقامت در یک شغل مطرح شوند. برای مثال تجربه کار در پروژه های توزیع شده، هوش مصنوعی و یا پروژه ها و مساله های سخت برای من این خاصیت را دارند.
- محیط کار: محیط کار، شرکت و پرسنل و مدیریت آن و فضا و جوی که در یک شرکت است شاید دلیل بسیار مهمی برای انتخاب و ادامه کار باشد. محیط های با آرامش، بدور از تنش، شاید گاهی شیک و تر و تمیز با آدم های خوب واقعا نعمت بزرگی است!
- پیشینه و شهرت یک شرکت: برخی ها یک شرکت را از روی اسمش انتخاب می کنند، هر چقدر شرکت بزرگ تر، قدیمی تر و یا با اعتبار خاصی باشد، علاقه مند به حضور در آن بیشتر است. برای مثال شاید در میان عامه مردم شرکت نفت چیز دیگری است! کارمند ایران خودرو بودن یعنی همه چیز! در همکاران سیستم بودن یعنی که از بقیه سرتر هستم! .... (به این مساله بعدا از نگاه هویت بخشی سازمانی نگاه ویژه ای خواهم داشت)
- پول: این عامل را به هیچ وجه نمی شود نادیده گرفت. شاید هیچ کدام از عوامل بالا نباشد ولی انسان به خاطر پول حاضر به انجام یک کار باشد. تجربه کار برای کسانی که در عسلویه کار می کنند شاید از این دست باشد.
- امنیت شغلی: برخی برایشان هیچ چیزی به اندازه امنیت شغلی در یک کار مهم نیست. حاضرند در یک بخش دولتی فسیل شوند ولی چون خیالشان راحت است که سر ماه حقوقشان را می گیرند و هیچ کس هم نمی تواند به سادگی اخراجشان کند، حاضرند همه چیزشان را بدهند تا کارمند دولت شوند.
- ارتباط انسانی: بعضی از افراد به خاطر روابط انسانی و عاطفی، اعم از فامیلی یا دوستی، استاد و شاگردی و ... در یک محیط مشغول به کار می شوند. پسرهایی که پیش پدر کار می کنند، شاگرد هایی که دوست دارند پیش استادشان کار کنند، پسر یا دخترهایی که به خاطر علاقه به طرف مقابلشان حاضرند در یک شرکت کار کنند و ... از این دسته اند.
- پرستیژ اجتماعی: برخی از مشاغل هستند که عنوانشان یک پرستیژ و اعتبار اجتماعی در بین افراد ایجاد می کنند. استاد بودن، مدیر پروژه بودن، رئیس بودن و ... حتی اگر در یک مجموعه ساده هم باشد،چنان اسمی دارد که افرادی حاضرند هیچ چیز نداشته باشند ولی این عنوان را داشته باشند.
-تبلی فردی(!) : برخی اوقات یک فرد یک کار را از روی تنبلی می پذیرد، نزدیکی به محل زندگی، ساعات کار کم، نامنظم بودن، کار کم و .... از نمونه این دلایل است که به تنهایی و یا در کنار سایر پارامتر ها در انتخاب و ماندن در یک کار مهم است.
- قدرت سیاسی و یا اجتماعی: در برخی کارها انسان در محیط هایی است که در آنجا می تواند کلی آدم و شرکت جدید را بشناسد و این برای آینده مفید باشد، مخصوصا اگر آن اشخاص دارای یک قدرت اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی خاصی باشند که آشنایی با آنها، برای فرد مورد نظر ما مهم باشد.
-تعهد: برخی مواقع بع دلیل رودربایستی (نمی دانم املای این کلمه را درست نوشته ام)، تعهد کتبی به یک سازمان (برای مثال در مورد بورسیه های یک سازمان) و یا تعهد اخلاقی به یک شرکت، یک کار ادامه پیدا می کند.
-ناچاری: برخی مواقع کاری هیچ کدام از مزیت های فوق را ندارد اما به دلایلی چاره ای به جز ادامه آن نداریم، عدم وجود کار جدید، شرایط خاص زندگی یک فرد، محیط های ناآشنا ، کار در خارج از کشور، نیازهای مالی و ..... همه گاهی یک فرد را مجبور می کند در هر محیطی و یا هر میزان پولی کار کند و چاره ای جز آن ندارد.
- سایر دلایل: دلیل دیگری به ذهنم نمی رسد اما ناچارم یک سایر موارد بگذارم که اگر چیزی جا ماند در اینجا اضافه شود!
وقتی پارامتر های فوق طرح شد، می توان راحت تر در تصمیم گیری در مورد یک کار و ادامه آن انجام داد. به نظر من بهترین راه حل آن است که در این مورد مهندسی عمل کنیم. یعنی اینکه پارمتر های مهم برای ادامه یک کار را برای خودمان مشخص کنیم. به هر یک بر اساس میزان اهمیتی که برای ما دارد یک وزن بدهیم و در مورد یک کار خاص به آنها نمره دهی کنیم. در نهایت می توان یک میانگین وزنی از مجموع نمرات این پارامتر ها بدست آورد.
حال اگر این میانگین از یک حداقل کمتر بود و یا از میانگین یک شغل جدید با محاسبه هزینه های تغییر شغل کمت بود، به صلاح یک نفر است که از کاری که دارد استعفا دهد و یک کار جدید را انتخاب کند.
البته همانطور که گفتم، تغییر یک کار، تغییر مثلا یک لباس نیست که انسان هر وقت خواست و به سادگی آن را انجام دهد. هزینه های تغییر شغل را نباید نادیده گرفت. مدت زمان بیکاری، سختی انطباق با شغل جدید، ریسک عدم توانمندی و یا شناخت غلط از یک کار و .... پارامترهایی است که حاصل جمعشان هزینه این تغییر را بدست می دهند.
نکته دیگر تعهدات انسان نیز نباید نادیده گرفته شود و با یک نگاه خودخواهانه صرفا به خود فکر کرد و مجموعه کاری که در آن مشغول به کار هستیم را نادیده بگیرم و منافع خود را به منافع وی ترجیح دهیم که در دراز مدت به ضرر ماست.
چند وقت پیش یک خانم کارشناس کامپیوتر مراجعه کرد به رادمان برای استخدام. رزومه اش را که نگاه کردم دیدم در دوسالی که از گرفتن مدرکش می گذرد حداقل 5 یا 6 کار عوض کرده بود و در هر کاری کمتر از دو یا سه ماه مانده بود. از وی دلیلش را پرسیدم، برای هر کدام توجیهی آورد. هر چند در زمینه کاری که لازمش داشتیم، ادعای زیادی مطرح کرد، اما استخدامش نکردیم. پرسید چرا؟ گفتم شما که اینهمه کار عوض کرده اید از چند دلیل خارج نیست یا هنوز خودتان را نمی شناسید ، یا تعهد کاری درستی ندارید و یا برای شرکتهایی که کار کرده اید مشکلی ایجاد کرده اید که در هر حال تضمینی نیست که در کار ما هم چنین نباشید، پس خداحافظ!
در مطالب بعدی به مسائل دیگری در این مورد اشاره خواهم کرد...
همین!
Ali Vahed | 12:00 PM | Comment(s)(0)
فرصت شغلی برای یک متخصص MTMay 19, 2007 06:41 PM
همانگونه که در بحش اخبار سایت هم ذکر شده، نیاز به همکاری پاره وقت و یا پروژه ای یک نفر متخصص نرم افزار Movble type داریم که مدیریت فنی چند وب سایت خودمان را به وی بسپاریم. طبیعتا علاقه مندان از بخش ارتباط با ما در وب سایت رادمان استفاده کنند.
همین!
Ali Vahed | 06:41 PM | Comment(s)(0)
Let's Talk about Java ...مطلبم فعلا جنبه اطلاع رسانی دارد، پس با دیدگاه خبری بخوانید، در فرصت مناسب با نگاه تحلیلی به خبری که می خواهم بدهم می پردازم.
با همت دوست عزیزم، مهیار، وبلاگی تحت عنوان "Let's Talk about Java" ایجاد گردید. نویسنده هدف از نوشتن این وبلاگ را زمینه ای برای مطالعه عمیق تر جاوا و به اشتراک گذاری دانسته هایش دانسته است. مهیار را آدمی می شناسم که با خودش و مخاطبش بسیار صادق است ، زبان صریحی دارد و پشتکار عجیبی در پیگیری یک موضوع دارد، پس به هدفی که دارد پایبند است و در همین راستا قدم بر می دارد. برایش آرزوی موفقیت می کنم.
همین!
Ali Vahed | 11:33 AM | Comment(s)(1)
در حسرت نوشتنMay 10, 2007 02:55 PM
پیش از آنکه فرصت کنم قسمت دوم مطلب قبلی را بنویسم، آنقدر سرم شلوغ شد که نتوانستم این روزها حتی یک مطلب کوتاه هم بنویسم! شاید بیش از اندازه در گیر نوشتن مقاله و طرح و تحقیق از یکسو و برنامه و کد و ... از سوی دیگر بوده ام.
امیدوارم در روزهای آینده بتوانم باز هم با گذاشتن یک وقت خالی جدی، مطالب وبلاگ را ادامه بدهم.
تا بعد ....
همین!