« May 2007 | صفحه اصلی | July 2007 »

سهمیه بندی بنزین و مشکلات وب سایت ها

June 27, 2007 12:58 PM

خبر را همه می دانند، بنزین از دیشب سهمیه بندی شد.خبری که خیلی وقت است منتظر شنیدنش بودیم و به نظر شخص خود من با توجه به آثار مصرف زیاد بنزین کار شاید درستی باشد. هدف درستی که مطمئن نیستم به درستی اجرا شده است یا خیر؟ چون هنوز برای ارزیابی نتایج آن زود است. استفاده از کارت هوشمند سوخت با آن حجم تراکنش بالا و توزیع شدگی ایستگاه ها در سطح کل جایگاه ها در کل کشور آیا می تواند راحت کار کند و یا .... نمی دانم. بگذارید چند روز بگذرد در مورد آن قضاوت خواهیم کرد.


مطلبی که می خواهم امروز به آن بپردازم در مورد اثرات جانبی این قضیه "کارت هوشمند سوخت و سهمیه بندی بنزین" است. اثری که در مورد برخی وب سایت های دولتی و یا خبرگزاری ایجاد کرد:
1- در هنگام اعلام اجباری شدن کارت سوخت و ارائه راهنمایی برای مراجعه به وب سایت پست ، پلیس و یا شرکت ملی پالایش و پخش، مواجه شدیم با ترافیک زیاد این وب سایت ها و در روزهای اول همه از کار افتادند و یا با مشکلات زیاد و تاخیر طولانی پاسخگویی می کردند.
2- با اعلام آغاز سهمینه بندی بنزین هم وب سایت های خبری که این خبر و اتفاقات بعدی آن -آتش سوزی در پمپ بنزین ها - را پوشش می دادند با مشکل تعداد بازدید کننده مواجه شدند. نمونه اش ایسنا که مرتب پیغام خطای بار ترافیک بالا روی سرور و عدم امکان سرویس دهی را می دهد.


دلیل این امر شاید به مشکلات ناشی از وب سرورها، عدم امکان Load Balancing و یا ایجاد سرورهای موازی برای توزیع Data و Application ، عدم اختصاص پهنای باند مناسب برای سرور ها و مشکلات ناشی از برنامه سازی های غلط و یا ناقص است در سطح web Application های مرتبط.
اینکه وب سایت های رسمی دولتی نظیر پست و یا پلیس و یا خبرگزاری پربیننده ای مثل ایسنا راهکاری برای پوشش حجم ترافیک بالا پیش بینی نکرده باشند اصلا شایسته نیست. بگذریم که حداقل در ایسنا راهنمایی صورت می گیرد، خدا پدر مدیر سایتشان را بیامرزد. اما در بقیه .... 
شاید اشتباهی که اغلب مرتکب می شویم آن است که ایجاد یک وب سایت برای یک شرکت کوچک را با ایجاد یک وب سایت پربیننده اشتباه می گیرم و با همان ابزار و روش اولی برای دومی هم کار می کنیم  و باید چنین عواقبی را هم شاهد باشیم که خود کرده را تدبیر نیست. بگذریم ...
اگر در آینده برای وب سایت کارت هوشمند که به مردم سرویسهای نظیر درخواست المثنی و ..... را بدهد و یا سایر وب سایت هایی که احتمال این می رود که با ترافیک زیادی مواجه شوند، همین شکل عمل کنیم  و  راهکاری دائمی (و یا مقطعی برای زمانی که احتمال بازدید زیاد می رود) برای وب سرورهای آنها  پیش بینی  نکنیم، با همین مشکلات مواجه خواهیم شد. پس ...


همین!

Ali Vahed | 12:58 PM | Comment(s)(0)

انتخاب کردن يا انتخاب شدن؟ مساله اين است!

June 25, 2007 10:24 AM

مقدمه: در اين مطلب به بحث انتخاب يک شغل براي يک مهندس نرم افزار از ديدگاه خود وي خواهم پرداخت. اين مطلب در راستاي مطالب قبلي (برای مثال «این» یا «این») و به دليل پرسش هاي مطرح شده نوشته مي شود. بنابراين سعي شده است تا در آن به صورت کلي موضوع مورد بحث قرار گيرد و تنها محدود به يک يا چند مورد خاص محدود نباشد. اميدوارم فرصتي فراهم شود تا در آينده به بحث انتخاب و استخدام نيروي انساني متخصص  از ديدگاه يک مدير شرکت نرم افزاري نيز بپردازم.


يک مهندس نرم افزار -مانند هر نيروي کار متخصص ديگر- براي آنکه در يک محل مشغول به کار شود دلايل متعددي را مد نظر قرار خواهد داد. در نوشته «زماني براي استعفا» ، دلايل مختلفي را که فردي براي انتخاب يک شغل مي تواند داشته باشد را از ديدگاه خودم بررسي کردم و به همين دليل از ذکر مجدد آنها در اين نوشته خودداري مي کنم. مطمئنا اين دلايل مي تواند در قالب يک روش نمره دهي وزني ، به هر کدام از اين معيار ها نمره اي داده و با توجه به ميزان اهميت هر يک از ديدگاه خود، در وزن آن معيار ضرب و در نهايت يک عدد حاصل جمع بدست آورد که با ميانگين گرفتن وزني، نمره آن کار بدست مي آيد. اگر در مورد چندين انتخاب يک نفر خاص،  اين نمره ها در کنار هم قرار گيرد، به راحتي مي توان بالاترين امتياز را انتخاب نمود.
نکته مهم در آن است که ما يک شغل را انتخاب کنيم يا بگذاريم مديران يک شرکت ما را در يک جاي خالي خود در شرکت جذب کنند؟

پاسخ به اين سوال، يک عبارت قطعي براي همه زمانها و همه شرايط نيست و بسته به موقعيت جواب متفاوتي به آن مي توان داد.
به نظر من در اين مواقع بايد منتظر شد تا توسط یک مجموعه برای کاری انتخاب شد:
- در مواقعي که توانايي و يا تخصص خاصي در خود نمي بينيم.
- در مواقعي که شناخت کامل نسبت به حيطه هاي شغلي رشته تخصصي خود نداريم.
- در مواقعي که علاقه خود را به يک کار نمي دانيم.
-در مواقعي که ساير پارامتر هاي انتخاب شغل (مانند خود شرکت و ....) به حدي قوي و به ايده آل هاي ما نزديک است که حتي اگر به نوع کار امتياز صفر هم بدهيم باز هم از ساير انتخاب هايمان امتياز بالاتري بگيرد.
-در مواقعي که تازه فارغ التحصيل شده ايم و هنوز تجربه خاصي در کاري نداريم.
- در مواقعي که چاره ديگري نداريم! به عبارت ديگر پيشنهاد کاري ديگري نداريم و به دلايلي مجبور باشيم به هر کاري دست بزنيم.

نکته مهم آن است که انتخاب شدن هميشه هم بد نيست. بگذاريد يک مثال نه چندان مرتبط اما به نظر خودم نزديک به موضوع بزنم. زمان دانشجويي در دوره ليسانس ، کار هم مي کردم و به عنوان اول برنامه نويس و بعد تحليل گر فعاليت مي کردم. زماني که مي خواستم پروژه کارشناسي را بگيرم فکر کردم که من که اينهمه پروژه عملياتي انجام داده ام. بهتر است پروژه کارشناسي را هم در همين زمينه بگيرم تا راحت تر باشم. از استادم آقاي پوروطن پرسيدم، گفت نه! بگذار براي يک موضوعي انتخاب شوي که 180 درجه با کاري که مي کني فرق داشته باشد! تا خودت را در زمينه هاي ديگر هم آزمايش کني. اين بود که پيش کسي رفتم براي پروژه که مي دانستم کارم با زمينه تخصصيش نسبتي ندارد: دکتر اسماعيلي. آقاي دکتر هم گفت من انتخاب کنم يا خودت، گفتم شما، ايشان هم يک موضوع مطالعاتي و تحقيقاتي کامل به من داد. در ايام آن پروژه اگر چه سختي زيادي کشيدم اما در نهايت يک قابليت خودم را آزمايش کردم. اين رويه را بعدا در بسياري کارها انجام دادم. گذاشتم شرايط انتخاب کند به چه سمتي مي رود تا خودم را در موقعيت هاي جديد هم آزمايش کنم... بگذريم.

اما در موارد زير بايد خودتان انتخاب کنيد و نگذاريد که کاري به شما تحميل شود:
- در مواقعي که احساس مي کنيد در يک کاري تخصص داريد و در آنجا بيشتر مفيد فايده هستيد.
- در مواقعي که علاقه خود را مي دانيد و توانمندي هاي خود را مي شناسيد.
- در مواقعي که مايليد در يک زمينه ادامه دهيد به شکلي که در آن کار متخصص شويد (به عبارتي همه کاره هيچ کاره نشويد. در يک زمينه متخصص باشيد.)
- در مواقعي که مايليد کارتان با رشته تحصيلي، زمينه مطالعاتي و يا مقاطع تحصيلي بالاترتان همراستا باشد.
-در مواقعي که کار ديگري بلد نيستيد!

نکته مهم اين است که عوض کردن مرتب شغل و زمينه تخصصي اصلا خوب نيست. به عنوان یک مدير شرکت، اگر يک نفر براي استخدام مراجعه کرده باشد و در سوابقش موارد متفاوت از نظر نوع کار ببينم، استقبال نخواهم کرد. بلکه ترجيح مي دهم در خيلي از موارد يک فردي که صرفا در يک موضوع کار کرده و حرفه اي آن موضوع باشد را جذب کنم.
مساله حائز اهميت ديگر هم به عنوان يک حرفه اي آن است که اصول و شرايط خاص خود را داشته باشيد. هر کاري را انجام ندهيد. بلکه با اصول خود بسنجيد و شما آن را انتخاب کنيد. براي خود يکسري شرايط بگذاريد (دايره انتخاب) و اگر آن کار در اين محدوده بود آن را برگزينيد. مواظب باشيد به کسي تبديل نشويد که اقيانوسي از اطلاعات دارد منتها به عمق يک سانتيمتر!(چيزي که نزديک بود خودم به آن دچار شوم ولي در يکي دو سال گزشته تلاشم بوده که در زمينه خاص تري فقط فعاليت کنم). به عنوان يک مهندس نرم افزار، شخصا به شرايطي رسيده ام که ديگر حاضر نيستم انتخاب شوم، حتي اگر آن کار بسيار وسوسه کننده باشد.

يک توصيه: در هنگامي که تازه فارغ التحصيل شده ايد و سابقه کار مشخصي نداريد، اعتماد کردن شرکت ها به شما سخت است. چون توانمندي ثابت شده اي نداريد، پس تا حد ممکن بگذاريد آنها شما را انتخاب کنند. منتهي مراقب باشيد از زمينه هاي مورد علاقه خود خيلي فاصله نگيرد. سعي کنيد با آن شرکت شرايطي را تعيين کنيد که در صورتيکه پس از مدت معيني به اين آگاهي رسيديد که در آن کار نمي توانيد مثمر ثمر باشيد، کارتان را عوض کنيد. البته دقت شود که اين مدت بايد کاملا مشخص و محدود باشد. اما پس از يکي دو کار اول يا پس از دو، سه سالي تجربه، آنگاه مي توانيد با آزادي بيشتري خودتان انتخاب کنيد که چه کاري را دوست داريد و حاضر به انجامش هستيد.

همين!

Ali Vahed | 10:24 AM | Comment(s)(2)

دعوت به همکاری، کارمند بخش پشتیبانی

در بخش خدمات پس از فروش رادمان نیاز به یک یا دو نفر همکار با مشخصات زیر داریم:


--فعال، پویا، پیگیر و با حس کنجکاوی کامل
-عقل سلیم
-تحصیلات مرتبط با کامپیوتر
- سرعت انتقال در فرآگیری مطالب جدید
- توانایی نصب و آموزش نرم افزارهای مختلف
-خطایابی نرم افزار، تهیه راهنماهای نصب و رفع خطا برای محصولات نرم افزاری
- شرکت در جلسات فنی ارزیابی محصول و مذاکره با مشتری
-ترجیحا آقا به دلیل نصب های شهرستان
-با قابلیت بالا در کارگروهی
-....


یک شرح وظائف کامل برای این فرد وجود دارد، کسانی که مایلند از طریق ارسال رزومه خود از طریق email و یا بخش تماس با ما در وب سایت اقدام نمایند. پس از بررسی، شرح وظائف برایشان ارسال خواهد شد تا در صورت توانایی در انجام چنین کاری، مصاحبه حضوری و آزمون مرتبط داشته باشند. 


همین!

Ali Vahed | 09:39 AM | Comment(s)(0)

سیستم های تلفن گويا، بررسی انواع سخت افزارهای مورد نیاز

June 19, 2007 11:17 AM

یکی از سوالاتی که اغلب در هنگام فروش سیستمهای تلفن گويا، از من یا بقیه بچه های بخش فروش و یا فنی پرسیده می شود آن است که نرم افزار شما با چه سخت افزاری کار می کند؟ کدام سخت افزار برای استفاده بهتر است؟ چه فرق هایی بین سیستمهای تلفن گویا از نظر سخت افزار مورد نیازشان می باشد؟ ما از کدام مدل استفاده کنیم؟ کدام سخت افزار برای نیاز ما مناسب است؟ و ....
همه این سوال ها که حول محور تکنولوژی مورد استفاده در بحث ایجاد ارتباط بین کامپیوتر و خطوط تلفن دور می زند، سوالاتی اساسی و تاثیر گذار در نیاز مشتری و نهایتا انتخاب وی می باشد. در این مطلب مروری کلی و سطحی خواهم کرد بر سخت افزارهای مختلف قابل استفاده در سیستمهای تلفن گویا از دیدگاه استفاده کننده و مزایا و معایبی که به همراه دارد. دقت شود که هدفم از این نوشته یک متن تبلیغی برای یک محصول و یا نگاه از دید رادمان نیست. چرا؟ چون هم در گویا2 و هم به صورت ویژه در گویا3 این امکان را در ساخت دیده ایم که از همه تکنولوژی ها پشتیبانی کنیم. بنابراین برای ما فرقی نمی کند که از کدام سخت افزار استفاده شود و این را معمولا به انتخاب خود مشتری می گذاریم. اگر چه راهنمایی ها و مشاوره های لازم را در هنگام خرید به وی ارائه می کنیم.
انواع سخت افزارها:

- کارتهای تلفنی (Telephoni Cards) : این کارتها که اغلب به صورت تخصصی جهت پیاده سازی سیستمهای تلفن گویا ساخته شده اند، کلیه امکانات پخش و ضبط صدا ، دریافت و ارسال تون و دریافت و ارسال فاکس (در برخی مدلها) وجود دارد. این کارتها معمولا در توانی از 2 ، قابلیت پشتیبانی از چند خط تلفن را دارند، مثلا یک ، دو، چهار، هشت و ... خط تلفن. از این نوع کارتها مارک های مختلفی در بازار وجود دارد که معروف ترین آنها کارتهای Dialogic هستند. این کارتها در قالب یک کارت داخلی به صورت ISA در مدل های قدیمی و PCI در مدل های جدید در بازار ایران هم استفاده می شوند. تفاوت دیگر این کارتها در روش نرم افزاری کار با آنها است. برخی بر مبنای API کار می کنند و برخی بر مبنای TAPI
2- کارتهای E1: این کارتها که گروه خاصی از دسته بالا هستند برای خطوط دیجیتال E1 ساخته شده اند. خطوط E1 به لحاظ نوع خط و پشتیبانی از تماسهای همزمان تفاوت هایی با خطوط تلفن عادی دارند و برخی شرکتها برای ساخت تلفن گویا به جای آنکه از مبدل استفاده کنند، مستقیما از این کارتها استفاده می کنند.
3- مودم های صوتی (Voice Modems): از روشهای رایج دیگر استفاده از مودم های معمولی (البته با قابلیت صوتی و یا فاکس) در ایجاد سیستمهای تلفن گویا است. مودم ها همه مشخصات کارتهای تلفنی را دارند اما در یک مقیاس کوچکتر و ساده تر. به عبارت دیگر در مودم ها اغلب مجموعه متنوعی از امکانات دیده شده است که بخشی از آنها با استفاده از TAPI قابلیت استفاده در سیستمهای تلفن گویا را دارند. مودم ها در دو نوع Internal و External وجود دارند که در سیتسمهای تلفن گویا می توان از هر دو نوع استفاده کرد.
4- دستگاه ها و ماژول های سخت افزاری خاص: برخی شرکتهای خارجی و یا ایرانی اقدام به طراحی و ساخت سخت افزارهایی نموده اند که می توان از آن در سیتسمهای تلفن گویا نیز استفاده کرد. برای مثال شرکت ایرانی می شناسم که یک ماژول سخت افزاری External تولید می کند که از طریق USB به کامپیوتر وصل می شود و هدف اصلیش ضبط مکالمت تلفنی به صورت نامحسوس است. اما از این دستگاه می توان با برخی محدودیت ها و تغییرات در ایجاد سیستم های تلفن گویا هم استفاده کرد. این دستگاه ها هم معمولا 4 یا 8 خط یا بیشتر را پشتیبانی می کنند.
5- Router: با استفاده از ماژول های صوتی روتر ها همانگونه که می توان VOIP و یا تلفن اینترنتی را پیاده سازی کرد می توان سیستم های تلفن گویا را نیز پیاده سازی نمود. روتر ها ابزارهای پرقدرتی در مدیریت تماس های تلفنی هستند مخصوصا آنجایی که صحبت از ایجاد یک RAS Server و یا ISP است. اما در کنار آن می توان سیستمهای تلفن گویا (IVR Systems) را هم رویشان پیاده سازی نمود، طبیعتا با برخی محدودیت ها و مسائل خاص خودشان.
6- روشهایی که نمی شناسم! من روشهای بالا را دیده ام و با آنها آشنایی دارم. روشهای دیگری هم ممکن است باشد که من از آنها مطلع نیستم.بگذریم.

مقایسه:
اگر چه دو گروه اول انحصارا برای ایجاد سیستم های تلفن گویا ایجاد شده اند و از گروه سوم هم به صورت گسترده در این زمینه استفاده می شود ولی این بدان معنی نیست که بقیه تکنولوژی ها را باید فراموش کرد. چون هر یک مزایا و معایبی دارد که در هنگام انتخاب باید به آن دقت شود. این موارد باعث می شود که تنها یک سخت افزار برای همه نیازها مناسب نباشد و بسته به نیاز مشتری تفاوت کند.
1- کارتهای تلفنی (آنالوگ و یا E1) : مهمترین مزیت این کارتها اختصاصی بودنشان برای این نیاز است. این عامل باعث می شود که حجم زیادی از پردازش ها در سخت افزار انجام شده و در نهایت نرم افزار کوچکتر و ساده تری استفاده شود (متاسفانه این حسن در برخی موارد به عیب تبدیل می شود، شرکتهایی را می شناسم که به خاطر این قابلیت سخت افزار، اغلب از یک نرم افزار ثابت که گاهی یک دموی خارجی برای آن کارت است استفاده می کنند و به مشتری قابلیت خاصی ارائه نمی کنند). مزیت دیگر کارتهای سخت افزاری، پشتیبانی از چندین خط روی یک کارت است. اما یک مشکل مهم در این کارتها قیمت آنهاست. در مورد کارتهایی با یک مارک خوب، صرفا عددی نزدیک به یک میلیون تومان باید صرف خرید یک کارت 4 پورت شود. کارتهای چینی و یا کارتهایی با قابلیت محدود (برای مثال بدون امکان فاکس) در بازار وجود دارد که می توان تا 500 الی 600 تومان هم آنها را خریداری نمود، اگر چه شخصا این کار را توصیه نمی کنم که از هر سخت افزاری در این زمینه استفاده شود.
2- مودم ها: مهمترین مزیت مودم ها در سهل الوصول بودن و قیمت آنها است. به سادگی و با کمتر از 10 الی 20 هزار تومان می توان یک مودم Internal و تقریبا دو برابر آن یک مودم External را خریداری نمود. طبیعتا در مودم ها به ازاء هر خط تلفن یک مودم مورد نیاز است. این امر این امکان را به مشتری می دهد که هر زمان که بخواهد تعداد خطوط مورد استفاده در تلفن گویای خود را افزایش یا کاهش دهد. اما اشکالات مهم در مودم ها به پیچیده شدن نرم افزارهای مرتبط با آنهاست، چون حجم اصلی کار بر دوش نرم افزار است. از سوی دیگر اگر یک سیستم با چند خط (بیش از 8 خط) مورد نیاز باشد تعداد مودم ها باعث شلوغی بیش از حد سیستم می شود (اگر مودم ها External باشند تصور کنید حجم کابل برق آنها را! )
3- دستگاههای سخت افزاری خاص: مهمترین حسن این گونه دستگاه ها قابلیت اختصاصی شدن با نیازهاست، چون تولید کننده وجود دارد. از سوی دیگر می توان امکان تلفن گویا را با امکانات دیگر ترکیب نمود. برای مثال با ضبط مکالمه، انتقال خط، حسابداری خطوط ، مراکز تلفن و .... اما یک اشکال مهم عدم وجود برخی قابلیت ها (برای مثال فاکس، تشخیص صحیح وضعیت خط و ...) است. مساله دیگر آن است که تا چه حد می توان به این کارتها و تولید کننده اطمینان نمود که اولا محصولشان مشکل خاصی نداشته باشد ثانیا پشتیبانی خوبی روی آن ارائه کنند. کارتهای تلفنی و یا مودم ها آنقدر در تیراژ بالا ساخته شده و تست می شوند که انسان راحت تر و با خیال آسوده تر می تواند از آنها استفاده نماید.
4- روتر ها: کاربرد router ها در ساخت تلفن گویا در همه موارد توصیه نمی شود و انتخاب معمولی نیست. اما در جاهایی که تعداد خطوط زیاد است و یا محدودیتی در کامپیوتر های سرور وجود دارد انتخاب خوبی است. مهمترین حسن در پشتیبانی از تعداد زیاد خطوط تلفن و مهمترین عیب به جز سختی کار، هزینه بالای سخت افزاری است که باید برای خرید یک روتر خوب پرداخت.

پارامترهای تصمیم گیری:
اگر می خواهید یک سیستم تلفن گویا انتخاب کنید، به نظر من پارامتر های زیر در انتخاب سخت افزار مؤثر است:
- تعداد خط: برای تعداد خط زیر 4 تا 8 خط مودم ها به سادگی کار می کنند، اگر بیش از این نیاز دارید تا 32 خط می توان از کارتهای تلفنی و برای بالاتر اگر خط E1 دارید از کارتهای خاص آن و برای تعداد خطوط بسیار بالا برای مثال 60 خط ، روتر انتخاب بهتری است.
- تعداد تماس: یک پارامتر مهم تعداد تماس (علی الخصوص متوسط تماس همزمان است) در مراکزی که تماس بالایی دارند، توصیه می کنم از سخت افزار جدی تری استفاده شود. کارتهای تلفنی با مارک معتبر انتخاب بدی نیستند در این موارد اگر حجم تماس شما بالاست. در مورد مراکز با تماس فوق العاده زیاد حرکت به سمت روتر ها توجیه پذیر است.
-قابلیت پشتیبانی: به خاطر در دسترس بودن مودم ها، این سیستمها راحت تر پشتیبانی می شوند. اگر یک سخت افزار خراب هم شد به سادگی می توان از نزدیک ترین مغازه کامپیوتری یک مودم خرید و جایگزین کرد (یادم می آید در مورد یکی از مشتریان بیچاره درایور کارت تلفنی اش را گم کرده بود و آخرش هم پیدا نکرد و سیستمش بی استفاده ماند، یا مشتری خودمان که بر اثر صاعقه اتاق سرور آتش گرفت و کامپیوتر ها (از جمله کامپیوتر گویا) هم از بین رفت، خریدار ما هم به سادگی یک دستگاه کامپیوتر و مودم دیگری هم خرید و بدون آن که ما پیششان برویم و یا به ما هزینه ای بپردازند گویا را دوباره نصب کردند.)
- تنوع قابلیت ها: اگر صرفا به امکانات صوتی یک سیستم نیاز دارید، می توانید از هر کدام از سخت افزارهای فوق استفاده کنید، اما در صورتیکه نیاز به امکان خاصی است برای مثال ارسال و دریافت فاکس، تماس خودکار با مشترک، ضبط مکالمه و یا .... بهتر است سخت افزار مناسب برای اینکار خریداری شود.
محدودیت خطوط: اگر الزامی در استفاه از خط E1 دارید بایستی یا از کارتهای خاص آن و یا از روتر استفاده کنید. مودم ها و اکثر کارتهای تلفنی و دستگاه های سخت افزاری خاص به تنهایی قادر به پشتیبانی از این خطوط نیستند و باید از مبدلی برای استفاده شود.
- بودجه خرید:عامل دیگر برای انتخاب بودجه مورد نظر شما برای خرید سیستم است. اگر سقف بودجه محدود است معمولا مودم در بودجه های کمتر و کارتهای تلفنی در رده های بالاتر مناسب تر هستند .در مورد بودجه های نامحدود (خوش به حال شما!) می توانید از هر روشی که می خواهید استفاده کنید!
-...

نکته مهم: دقت شود، سخت افزار مهمترین عامل در خرید یک سیستم تلفن گویا نیست و نرم افزار سیستم نقشی شاید به مراتب مهمتر دارد. قابلیت های یک سیستم تلفن گویا با نرم افزار آن سنجیده می شود، و باید پارامتر های کیفی نرم افزار از جمله پویایی، سادگی ، استحکام و .... را در تصمیم گیری بسیار اهمیت داد. در کنار آن ها (نرم افزار و سخت افزار) باید به مسائلی نظیر اعتبار تولید کننده، نحوه ارائه خدمات پشتیبانی، نحوه ارائه سیستم و مسائلی نظیر آن که درمورد خرید همه سیستمهای کامپیوتری مهم است نیز توجه شود.

همین!


Ali Vahed | 11:17 AM | Comment(s)(4)

مهندس نرم افزار حرفه ای کیست؟

June 16, 2007 01:57 PM

به مطلبی با همین عنوان در وبلاگ "یادداشت های یک دانشجوی مهندسی برق" برخوردم که مطلب جالبی است و خواندنش را به همه دوستان نرم افزاری توصیه می کنم.اگر چه بماند که این که این مطلب با عنوان این وبلاگ در مغایرت است، بماند!


همین! 

Ali Vahed | 01:57 PM | Comment(s)(1)

فروش پایان نامه، نظام عرضه و تقاضا!

1- چند روز پیش در خبر بیست و سی شبکه دو، گزارشی بود که با دوربین مخفی از شرکتهایی تهیه شده بود که مشغول به انجام پروژه های دانشجویی بودند و از مقطع کاردانی تا دکتری (!) پروژه تحقیقاتی و یا کاربردی انجام می دادند و رقم هایی کم و زیاد بابت هر یک طلب می کردند. تازه برخی با تضمین قبول کردن توسط استاد بود! جالب بود برایم که چگونه این کار به یک تجارت پرسود تبدیل شده است.
2- در کامنت های وبلاگ مرتب مواجه هستم با تقاضاهایی برای یک پروژه آماده، با وجودیکه به کرات مخالفت خودم را با آن اعلام کرده ام، به جز تقاضا ها ، دیده ام کامنت هایی که پیشنهاد فروش هم داده اند! مگر اینجا بنگاه معامله است!؟ برای همین ایمیل این افراد را از کامنتشان حذف کرده ام.
3- دیروز دنبال کتابی می گشتم. رفتم انقلاب. در بازار کتاب مغازه تکثیری و تایپ دیدم که اعلان بزرگی را چسبانده بود که "پروژه آماده نداریم! لطفا سؤال نفرمایید!" ترسیدم از  سایرینی که پروژه را جهت تایپ و یا تکثیر به آنها می سپاری و آنها با یا بدون اجازه تو آن را کپی می کنند و به دیگران می فروشند. ترسیدم از حجم سوالاتی که از این مغازه ها پرسیده می شود که یکی را وادار می کند اعلانی به این مضمون پشت شیشه بچسباند.
4- در زمان دانشجویی، یک روز آگهی با مضمون انجام پروژه کارشناسی در دانشکده چسبانده بودند. دکتر اسماعیلی -رئیس وقت دانشکده- وقتی آن را دید، به حدی عصبانی شد که تا آن روز ندیده بودم. آگهی را از دیوار کند و رفت تا به آن شرکت زنگ بزند و شکایت کند. نتیجه را نمی دانم.
5- آخر ترم ها اغلب مواجه بودم با تعداد زیادی پروژه تقلبی که با الگو گرفتن از اصل بقای گزارش کار  که "پروژه نه بوجود می آید و نه از بین می رود، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود!" تهیه شده بودند. به جز آنها تعداد زیادی دانشجو به من مراجعه می کردند و سایر همکلاسی هایشان را متهم می کردند به این که کار را خودشان انجام نداده اند و از فلان جا خریده اند و یا فلانی برایشان انجام داده است.
این موارد را گفتم که اشاره کنم به پدیده مذموم و ناپسند تقلب در پروژه. کاری که شاید بدتر از تقلب در جلسه امتحان باشد. پدیده ای که در این چند ساله و به دلیل وجود دانشگاه های مختلف برای همه چنان رشد کرده است که بر اساس آن نظام عرضه هم شکل گرفته و برای برخی تبدیل شده به یک تجارت سودمند. پدیده ای که دانشجو را از "دانش جو" بودن ساقط می کند. نمی دانم چرا دانشجویان پروه درسی ، کارشناسی و یا ... را به جای "تکلیف" یک "فرصت" نمی دانند؟ که در آن سعی کنند یاد بگیرند نه آن که فقط به صرف نمره گرفتن بگذرانند. که نتیجه اش را شاهدم. حجم زیادی فارغ التحصیل که هیچکدام سواد درست و حسابی ندارند و از عهده کارهای ساده هم برنمی آیند. تازه بعدش هم به دلیل بیکاری داد و فغان می کنند که آی ..... ایهاالناس در کشور بیکاری داریم و به نیروی متخصص اهمیت داده نمی شود!  یا اینکه حاضرند با هر شرایطی و هر خفتی تن به هرکاری بدهند و یا ارزان کار کنند و یا کار غیر تخصصی بکنند.
اینکه چرا هیچ کدام از سیاست گذاران عرصه آموزش، رؤسای دانشگاه ها، مدیران گروه ها و استادان، این مشکل را آنطور که لازم است جدی نمی گیرند و  راه حلی برای آن پیدا نمی کنند را نمی فهمم. به نظرم فاجعه بزرگی است که باعث می شود بدنه آموزشی کشور بی سواد و بی اطلاع باشد. که آن باعث می شود پس از فراغت از تحصیل به مشکل مواجه باشند و کشور را به دردسر بیاندازند. که این حجم از اقدامات غلط و تصمیم گیری های فنی اشتباهی که هر روز شاهد آنیم برآیند همین افراد است. اینکه به تنبلی عادت می کنند این افراد و سرمایه خود و کشور را هدر می دهند ، این که .....
زیاد غر زدم چون این موضوع ناراحتم می کند! می بخشید اینبار هدفم یک بحث کارشناسی نبود،فقط درددل کردم ....
همین!

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(1)