« August 2007 | ص?حه اصلی | October 2007 »

سه سال گذشت .....

September 30, 2007 09:36 AM

از اولين مطلبي که در وبلاگ نوشته شد ("اولین گام") ، سه سال مي گذرد (30 سپتامبر 2004 تا کنون) و فردا می رویم در 4 سالگی. قبل از ايجاد وبلاگ، براي شرکت وب سايت داشتيم، اما حضور وبلاگ باعث شد که بسته به اهميت موضوعي که آن روزها ذهنمان را مشغول کرده بود،مطلبي بنويسم . اين  است که امروز که به اين سه سال نگاه کرده و مطالب وبلاگ را مرور مي کنم، مي توانم کرونولوژي تغييرات خود و شرکت را مشاهده کنم، چيزي که فقط به دليل روز به روز بودن محتوي وبلاگ ها و تاثير گرفتنش از وقايع پيرامون بوجود مي آيد، خاصيتي که رسانه اي مانند وبلاگ را از ساير رسانه هاي سنتي و ديجيتال ديگر متفاوت مي کند و وبلاگ را ماهيتي جدا از همه آنها مي سازد. پس وبلاگ مي نويسيم، شايد تا سه سال ديگر ....
همين! 

Ali Vahed | 09:36 AM | Comment(s)(3)

سیستمهای چند عامله (Multi Agent Systems )

September 29, 2007 12:03 AM

با طرح تعاری�?ی در مورد عاملها (Agents)  در این نوشته می خواهم نگاهی به سیستمهای چند عامله ،  Multi Agent System،  داشته باشم.  بسیاری از  سیستم های تجاری اولیه عامل را برای هد�? جستجو مورد است�?اده قرار دادند . در این سیستم ها عاملهای من�?رد به مراکز معینی متصل می شدند ، اطلاعات لازم را جمع آوری می کردند و در نهایت به نزد کاربر درخواست کننده بر می گشتند. به عبارت دیگر عاملها یک کار ان�?رادی  داشتند و در مقیاس بسیار کمی – اگر بود – با عاملهای دیگر تعامل داشتند. این روش باوجودیکه کاربردهای زیاد خاص خود را دارد نمی تواند به تنهایی یک اجتماع یا یک سازمان ایجاد کند که بتواند نیازهای دیگر کاربران را برآورده سازد . در عوض در محیط های انسانی ما یک شبکه از ا�?راد را داریم که برای منظورهای مختل�? با یکدیگر در تعامل می باشند. بدین ترتیب برای ایجاد یک جامعه از عاملها نه تنها نیاز است که بین آنها ارتباط برقرار کرد بلکه عاملها باید بتوانند با یکدیگر هماهنگ هم باشند. این هماهنگی می تواند جنبه های مختل�? همکاری و یا رقابتی داشته باشد. این جوامع، سیستمهای چند عامله (MAS) نامیده می شوند.
به عبارت دیگر "یک سیستم چند عامله یک  پیاده سازی با تاکید بر همکاری از برنامه ها (عاملها) است که با یکدیگر هماهنگ شده اند برای رسیدن به همگرایی روی  پاسخ یک یا چند وظی�?ه"

سیستم های چند عامله، سیستم هایی هستند که از جمع شدن عاملهای هماهنگ شده با هم و روابط بین آنها تشکیل شده اند. در این سیستم هر کس وظی�?ه خود را می داند و می داند که چه زمانی با دیگری باید ارتباط برقرار کند.
برخی دلایل منطقی وجودی سیستم های چند عامله عبارتند از:
- یک عامل می تواند همه چیز را بسازد اما عاملهای چاق (!) باعث بروز نارسایی هایی در سرعت ، قابلیت اطمینان ، قابلیت نگهداری و نظایر آن می شوند. (به عبارت دیگر عامل همه کاره وجود ندارد.) تقسیم کارکرد ها بین عاملهای مختل�? مزایای واحدبندی شدن ، قابلیت انعطا�? ، قابلیت تغییرپذیری و قابلیت توسعه را �?راهم می سازد.
- دانش های تخصصی اغلب از یک عامل بدست نمی آیند (به عبارت دیگر عامل عالم مطلق وجود ندارد ) دانشی که در بین منابع (عاملهای) مختل�? گسترده شده است می تواند در هنگام نیاز در یک دیدگاه بسیار کاملتر جمع گردد.
- کاربردهایی که به محاسبات توزیع شده نیاز دارند بهتر توسط MAS حمایت می شوند. در اینجا عاملها می توانند به صورت مول�?ه های خودمختار ریز شده ای طراحی شوند که به صورت موازی عمل می کنند. پردازش همزمان و حل مساله می تواند برای بسیاری از مسائل که تاکنون به صورت خطی حل می شدند راه حل های مناسب تری ارائه کند. بدین ترتیب �?ن آوری عاملها نهایی ترین حد را در �?ن آوری مول�?ه های توزیع شده �?راهم می سازد.
- MAS برای کاربردهایی که ذات توزیع شده و غیر همگن دارند مانند تجارت الکترونیک و نظایر آن مناسب ترین گزینه است. در این گونه محیط ها , عاملها می توانند مستقل از یکدیگر و توسط توسعه دهندگان مختل�? طراحی و تولید شوند و با وضع قوانین تعامل با یکدیگر هماهنگ گردند واهدا�? طراحی را برآورده سازند.
همانطور که ملاحظه می کنید با طرح سیستم های چند عامله، به بحث هوش مصنوعی توزیع شده و شبیه سازی دنیای واقع در تولید سیستمهای اطلاعاتی و نرم ا�?زاری، نزدیک تر شدیم.
باز هم در این مورد خواهم نوشت...
همین!

Ali Vahed | 12:03 AM | Comment(s)(5)

وسوسه

September 27, 2007 12:03 PM

نتواستم مقاومت کنم در مقابل خودم و باز هم اين ترم درس گرفتم، شديدا احساس عذاب وجدان دارم که اشتباه کردم که قبول کردم، اما نشد، وقتي دستوري باشد از جانب شخصي که به وي احترام مي گذاري که "اين کلاس را بگير"، نمي توانم جواب رد بدهم، دروغ نمي گويم ، �ف?قط اين نبود، وسوسه شدم، نمي توانم دور از فضاي دانشگاه باشم، هر چند مي دانم که به صلاحم نيست که بروم، مي دانم اين ترم مرتب خودم را لعن و نفرين خواهم کرد، اما چه کنم که نمي توانم نروم...
همين!

Ali Vahed | 12:03 PM | Comment(s)(1)

نيروي انساني به عنوان يک سرمايه- قسمت 5 - خانم يا آقا، کدام نيرو بهتر و کم دردسر تر است؟

September 23, 2007 09:44 PM

در کلاس مهندسي نرم افزار، مثالي مي زنم براي مقايسه عملکرد خانم ها و آقايان در مهندسي نرم افزار که در آخر هم دانشجويان پسر و هم دانشجويان دختر دلخور مي شوند از دستم! مثالي که خواهش مي کنم کپي رايت آن حفظ گردد، چون ساخت خودم است. آن مثال اين است:
"�?رض کنيد مي خواهيد يک کار تعريف کنيد، آن کار اين است که يک کوه کنده شود و در يک دره بزرگ ريخته شود تا هر دو صافشوند. براي نيروي خانم نمي توانيد به همين سادگي مساله را توصيح دهيد، بلکه بايد يک بيل به دستش بدهيد، ببريدش پاي کوه، بگوييد ببين بيل را اينجوري مي گيري، اينجوري این خاک را مي کني و اينجوري در آن چاله مي ريزي، لطفا اين کار را تکرار کن! بايد جزييات کامل کار و تبديل يک کار بزرگ را به مساله کوچک انجام دهيد وگرنه نمي تواند خواسته شما را به خوبی اجرا کند، اما در آن سو شما مي توانيد برويد و وي را به حال خود رها کنيد، اگر سنگ هم از آسمان ببارد، مرتب و منظم، هر روز سروقت مي آيد و با دقت کاري که به وي محول کرده ايد را انجام مي دهد، غر نمي زند، دل به کار مي دهد و کار را همانطور که خواسته ايد تا سالها ادامه مي دهد (فقط بايد مواظبش باشيد که وقتي کوه کاملا کنده شد، کارش را متوقف کنيد وگر نه تا تبديل محل آن به يک چاله بزرگ به کارش ادامه خواهد داد!) اما اگر اين کار را بخواهيد به يک آقا بدهيد بايد مساله را اينجوري توضيح دهيد، "اون کوه را مي بيني، بکنش، بريزش اون دره را پرکن" همين. خودش مي داند که چه کند، شايد استفاده از بيل براي کندن کوه به نظرش احمقانه بيايد و يک ماه تلاش کند و يک بيل مکانيکي اختراع کند و کاري که همان خانم در يک سال انجام مي داد، در يک ماه بعد انجام دهد، شما هم خوشحاليد، اما بايد حواستان باشد که سربازي نداشته باشد، بايد حواستان باشد که ممکن است خيلي ناگهاني در حاليکه به شما لبخند مي زند، هوس کانادا رفتن به سرش بزند و کار شما را نيمه کاره رها کند و برود، شايد کسي در حين کار شما پول بيشتري به وي بدهد و تصميم بگيرد کوه را براي وي بکند، شايد اصلا حس کند، چرا بايد کوه را کند، بهتر است دره را عميق تر کرد، شايد يک روز حال کار کردن نباشد، شايد در عين توافق اوليه، ناگهاني حس کند پول بيشتري مي خواهد، شايد ... خلاصه بايد مراقبش باشيد!"

از شوخي گذشته، تجربيات خودم از بکارگيري نيروهاي آقا و خانم در بخش هاي فني به من نشان داده است که آقايان در کارشان خلاقيت بيشتري نشان مي دهند و مي توانند کار ها را سريعتر انجام دهند،اما دردسر هاي بيشتري هم پشت سرشان است، اما خانم ها نيروهاي کم دردسرتري هستند اما دوست دارند يک کار ساده و تکراري داشته باشند و برخلاف نيروهاي آقا، کمتر دنبال ماجراجويي و تغيير در کارشان است.نکته مهم آنکه اين قضيه عموميت ندارد و مثال نقض بسيار است، شايد ديدگاه من بود در مورد اين قضيه و طبیعتا قابل نقد.

از کدام استفاده کنيد بهتر است؟ پاسخ اين سوال روشن است، هر کسي را بهر کاري ساخته اند، براي بخشي از کارتان که دردسر و تنش بيشتري دارد و نياز به يک بولدوزر براي انجام آن هست، آقايان مناسب تر هستند اما در بخشي که مي خواهيد يک کار را حفظ کنيد و خوب نگهداري کنيد، خانم ها مناسب تر هستند.
فقط دو نکته را هم در مورد نيروهاي آقا و خانم وجود دارد که بايد در مورد استخدامشان دقت کنيد تا با مشکلات بعدی کمتري مواجه شويد
- آقايان مجرد معمولا پس از دانشگاه سربازي بايد بروند و شايد هوس ادامه تحصيل يا مهاجرت داشته باشند.
-خانمهاي مجرد، معمولا بايد ازدواج کنند و ادامه کارشان بسته به شرايط بعد از ازدواجشان است که آيا خودشان و همسرشان مايل به کار کردن هستند يا خير، بچه دار شدن بعد از آن را هم بايد در نظر بگيريد.
ترجيح خودم آن است که سعي کنم از اشخاص متاهل استفاده کنم، چون ثبات بيشتري در کارشان دارند و اگر خانم باشند حتما به اين نتيجه رسيده اند که بعد از ازدواج هم کار کنند ، آقايان هم ديگر سرشان بوي قرمه سبزي نمي دهد و به جاي هوس هاي بيهوده، نسبت به کار منطقي تر فکر مي کنند و دل به کار می دهند.
...
در مطلبي به تجربيات محدودم در مديريت نيرويهاي آقا و خانم و تفاوت برخورد يک مدير با هر کدام از اين نيروها صحبت خواهم کرد، که نمي دانم درست است يا نه، صرفا مانند این نوشته، تجربياتم خواهد بود.
همين!

Ali Vahed | 09:44 PM | Comment(s)(11)

ورشکستگي

September 19, 2007 09:24 PM

روزي از بيل گيتس، مدير عامل ثروتمند شرکت مايکروسافت، پرسيدند: آيا به نظر شما شرکت شما روزي ورشکست خواهد شد؟ پاسخ داد: بله، يقينا،  فقط اميدوارم و تلاش مي کنيم که اين روز در نزديکي ها نباشد.
در مورد اين جواب که فکر مي کردم، به درستي ديدگاه اين فرد موفق در صنعت نرم افزار پي بردم. اينکه رشد شرکتها، مانند همه چيز در دنيا، از يک نمودار زنگوله اي پيروي مي کند، اوجي دارد و فرودي، هنر آن است که شيب فرود را کم کني و به موقع از قطار در حال سقوط بيرون بپري.
اما بعد ...
اين روز ها، خبر تعطيل شدن، ورشکستگي و يا افت کاري شرکتهاي کامپيوتري به گوشم مي رسد، خبري که ناراحتم مي کند و فکر کنم براي هر کس در اين زمينه فعال است هم چنين باشد. در مورد تعطيلي شرکتهاي کوچک نظري ندارم که سرنوشت محتومي است براي اين نوع شرکت. دلم مي سوزد براي شرکت هاي بزرگ و پرسابقه اي که به دلايل مختلف بسته مي شوند. از جمله يکي از شرکتهاي بزرگ فعال در زمينه سيستم هاي تلفن گويا که اين روزها خبر تعطيلي و ورشکستگيش را با روايتهاي مختلفي که شايد خارج از چارچوب يک کلاغ، چهل کلاغ نباشد، به گوشم  مي رسد. با وجوديکه از کانالهاي مختلفشنيده بودم، اما تا زماني که نيروهاي آن شرکت براي پيدا کردن کار به ما زنگ نزدند، نخواستم باور کنم. شايد در ظاهر به نظر به نفع ما باشد که يکي از رقبا از گردونه خارج شده است، اما باور کنيد که اينگونه نيست. خبر بدي است واقعا. اينکه يک شرکت موفق که هميشه نسبت به تخصصي بودنشان در زمينه سيستم تلفن گويا و تعداد مشتريانشان به آنها غبطه مي خوردم، تعطيل شود خبر خوبي نيست برايمان.
در مدل EFQM نکته اي است که دوست دارم، مي گويد رقباي شما هم جز مجموعه ذينفعان شرکت شما هستند، چون اگر شما پيشرفت کنيد، آنها هم مجبورند که جلو بروند و اين منتفع شدن آنهاست از پيشرفت شما. پس چرا من بايد از حضور يک شرکت قوي در اين بازار که جا براي همه هست اگر فرهنگ فنآوري اطلاعات جا بيافتد ناراحت شوم.
دوستي داشتم که مدير هتلي بود کوچک، نزديک هتل عباسي اصفهان ، که حتما مي دانيد هتل بزرگي است و گران. يک روز پرسيدم شما ضرر نمي کنيد اينقدر نزديک يک هتل بزرگ هستيد، مشتري که سراغ شما نمي آيد با اين وضع، گفت نه، اتفاقا نزديکي با اين هتل به نفع ماست، مشتري وقتي وارد اين هتل مي شود و از گراني اتاقش با خبر مي شود و يا جا نداشتنش، اولين جايي که سر مي زند، ماييم که روبروي اين هتليم و وقتي قيمت مناسب ما و سرويسهاي خوب ما را مي بيند، پيش ما مي آيد.
قصه ما هم با اين شرکتها همين است، آنها هم از جنس خودمان است، حتي اگر ندانيم، مستقيم و غير مستقيم سرنوشتمان به يکديگر مربوط است و نبايد و نشايد که خوشحال باشيم از عدم موفقيت ديگري.
نمي دانم چه بگويم، فقط اميدوارم شاهد اين اتفاق براي شرکتي همکار يا رقيب نباشم از اين پس و در مورد خودمان هم جواب بيل گيتس، در موردمان صادق باشد!
همين!

Ali Vahed | 09:24 PM | Comment(s)(0)

بازبینی کتاب های درسی، تجربه ای متفاوت با نتیجه ای متفاوت

September 18, 2007 04:52 PM

ترم مهر گذشته از طرف گروه کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی، کاری متفاوت به من ارجاع شد ، "بازبینی برخی کتابهای درسی مبانی کامپیوتر دوره های کارودانش کامپیوتر" قرار شده بود کتابهای جدید را مطالعه کنم و نظر خودم را در مورد آنها بنویسم و اصلاحات لازم را پیشنهاد کنم تا پس از انجام  همه اصلاحات پیشنهاد شده توسط افراد مختلف ،این کتابها به صورت رسمی مورد استفاده قرار گیرند. از اصل کار می گذرم که به شکلی انجام شد که شاید آنی نبود که می خواستم، دقیقا با ترافیک کار شرکت مقارن بود و نتوانستم آنقدر وقتی که می خواهم رویش بگذارم. بگذریم ...
پس از آن پیشنهاد دیگری شد از سمت یک مؤسسه معتبر آموزشی، که سرفصل تدریس فنآوری اطلاعات و ارتباطات را از مقطع پیش دبستان تا پیش دانشگاهی برایشان تدوین کنیم. قبول کردیم و کارهای خوبی برایش انجام شد ، بگذریم که این دفعه آنجور که می خواستیم استفاده نشد، باز هم بگذریم ...
نتیجه این دو کار به همراه تجربیاتی که در ساخت نرم افزار مدیریت آموزشی نیکا  علی الخصوص در حضور مجدد در یک مجتمع آموزشی پس از سالها باعث شد  نگاهم نسبت به تدریس پایه ICT در مدارس جدی تر شود. اینکه آیا می توان "کامپیوتر" را برای سنین پایه (کودکان و نوجوانان) یک درس تلقی کرد، آیا می توان نگاهی که به دروسی مانند ریاضی، ادبیات یا زبان خارجی است را می توان به فنآوری اطلاعات هم داشت؟ آیا ...

سوالی که پاسخش را در سرفصل دروس مرتبط در کشور های پیشرفته دنیا جستجو کردم و نتیجه جالبی گرفتم که خیر! این گونه نیست. کامپیوتر و ICT را نباید مستقیم درس داد، بلکه باید کاربرد آنها را بیان نمود برای بچه ها، که سایر درسهایشان را با کمک کامپیوتر یاد بگیرند و در کنار آن و در پس زمینه با کامپیوتر هم آشناشوند و دانسته هایشان در ناخودآگاهشان ثبت شود. اما در سنین بالاتر ، راهنمایی یا دبیرستان می توان آن را مستقیم درس داد و از دانش آموز هم مستقیم درخواست کرد.
تلاش کردم و این رویه را تا دانشگاه هم دنبال کردم، آیا تدریس مبانی کامپیوتر برای رشته مهندسی کامپیوتر درست است؟ برای رشته های غیر کامپیوتری چطور؟...
باز هم دیدم که نیاز به اصلاحاتی هست، که شاید برخی از آنها در سطح صلاحیت من نباشد، اما این ترم تصمیم گرفتم خودم آنها را تجربه کنم . این که به کامپیوتری ها روشی که استفاده می کردم و برای آن به مهندس پوروطن مدیونم، تغییراتی بدهم و برای تدرسی برای بچه های غیر کامپیوتری هم کاربردی تر از انچه پیش بود عمل کنم. امیدوارم تجربیات این ترم ها را بتوان مدون کنم تا به یک چارچوب خوب برای تدریس ICT از پیش دبستانی تا دانشگاه دست پیدا کنم، یک چارچوب ایرانی...
همین!

پس از نوشتار: چند روز پیش از یکی از دانشگاه های کشور تماس گرفتند و سرفصل دروس آموزش از راه دور در مقطع دکتری را برایم فرستادند تا اگر نظری دارم در مورد آن بدهم، هر چقدر با خودم کلنجار رفتم دیدم که من صلاحیت این کار را ندارم، این است که جوابی نداده ام هنوز، راستش نمی دانم چه جوابی بدهم، یک کاری می کنم بالاخره، بگذریم ...

Ali Vahed | 04:52 PM | Comment(s)(0)

گوگل فیلتر شده است؟

September 17, 2007 02:24 PM

امروز در وبلاگ های مختلف خواندم که گویا سایت google و gmail در بخشی از کشور فیلتر شده است .من که همچین مشکلی را نداشتم، نمی دانم این خبر واقعا صحت دارد یا نه؟ اگر چنین باشد وای به فیلتر کنندگان ما با این دست گلهایی که هر روز به آب می دهند. یکهو ارتباط اینترنت را با خارج از کشور قطع کنید و یا همان اینترنت ملی (شما بخوانید اینترانت ملی) خودتان را راه بیاندازید،تمام!
امیدوارم این کار اشتباه سهوی مخابرات باشد و یا استفاده کنندگان اشتباه کرده باشند. امیدوارم ....


همین!

Ali Vahed | 02:24 PM | Comment(s)(3)

نسبيت زمان ، حرارت بخاري و سرعت رسيدن به آخر ماه!

September 16, 2007 09:44 PM

چند ماه پيش، با يکي از دوستانم که در شرکتي کارمند است، سفري ميرفتيم، در راه گفتم، آخ باز دارد آخر ماه مي آيد و موعد پرداخت حقوق پرسنل، خريداران هم پرداختي نداشته اند و نگرانم و اميدوارم در اين روزهاي باقيمانده، طلب هايمان وصول شود. نکته اي گفت که خوشم آمد و ديدم هر کس از وضع خود، دنيا و زمان را يک جور مي بيند، گفت از نظر من که حقوق بگيرم، آخر ماه هميشه خيلي دير مي رسد و زمان ديرتر مي گذرد، اما از نظر تو که حقوق مي دهي، آخر ماه خيلي زود مي رسد و زمان با شتاب سپري مي شود. اين همان نسبيت زمان است!
مطلبي هم گفت از اينشتين که زماني دوستي، ساده و غير دانشمند،  پيشش آمده بود که اين نظريه نسبيت که طرح کردي چيست؟ اينشتين ديد نمي تواند به اين دوست،  علمي توضيح دهد،بنابراين صندلي مهمان خود را نزديک بخاري گذاشت و حرارت بخاري را زياد کرد، پس از مدتي که با هم صحبت کردند، مهمان کاملا از گرما کلافه شده بود اما رويش نمي شد چيزي به اينشتين بگويد، وقتي وي اين موضوع را فهميد، گفت تو نزديک بخاري هستي و گرما اذيتت مي کند، بنابراين زمان برايت دير مي گذرد و من اينجا دورم و معمولي و زمان برايم زود مي گذرد و اين همان نظريه نسبيت زمان است که من طرح کرده ام. دوستش فکر مي کنم متوجه موضوع شد. من هم ايضا!


همين!

Ali Vahed | 09:44 PM | Comment(s)(0)

هنر ساده سازي

September 15, 2007 06:09 PM

در دوره تحصيل دانشگاه و پس از آن، هميشه عاشق روش تدريس استاداني بودم که هنر "ساده سازي" را خوب مي دانستند و خوب بکار مي گرفتند. ساده سازي از نظر من آن است که يک مطلب دشوار و پيچيده علمي را بتواني با ذکر مثالهايي ملموس و با يک زبان قابل فهم به شکلي بيان کني که اکثريت دانشجويان کلاس متوجه شوند. متاسفانه، برخي درس دادن را فقط آن مي دانند که مطلبي را از يک کتاب حفظ و بعد آن را در کلاس به همان شکل خام منتقل کنند. اين نکته مهم است که يک مدرس درس، بيشتر از آنکه خود ايجاد کننده يک علم باشد، آن را از منبعي (کتابها و يا مقالات ديگران) به گروه ديگري منتقل کند. مدرس يک درس نبايد الزاما در آن صاحب نظر باشد، بلکه بايد انتقال دهنده خوبی باشد براي آن (اين ديدگاه من است و قابل نقد) اگر چه اگر يک مدرس، صاحب نظر و اثر در يک موضوع باشد، مي تواند پيش زمينه بهتري براي تدريس آن  داشته باشد، اما فقط اين کافي نيست. به عبارت ديگر چه بسيار دانشمنداني که از تدريس يک موضوع ساده عاجزند و چه بسيار مدرساني که علم ثبت شده ديگران را به بهترين شکل به دانشجویان منتقل مي کنند. (اگر انسان هم دانشمند باشد هم استاد خوب که نو علي نور است.) اما به نظر من کسي مي تواند در مورد يک موضوع، ساده حرف بزند که تخصص کامل در مورد آن داشته، همه زواياي آن را خوب بشناسد و به تمامي مسائل آن اشراف داشته باشد. يعني سادگي ارائه نهايت کمال است در دانستن يک موضوع .
از بين اشخاصي که بسيار خوب هنر ساده سازي را با روش خود انجام مي دهند  مي توانم به دکتر الهي قمشه اي، آقاي قرائتي و ... در رسانه ملي و از بين استادان خودم ، به استادانی مانند آقاي روحاني رانکوهي، آقاي دکتر ناظمي و آقاي مهندس پوروطن اشاره کنم، که قبلا در مورد هر سه عزيز نظرم را نوشته بودم و می دانید.
القصه، سعی می کنم من هم این درس را یاد بگیرم و به کار گیرم، نوشتم تا هم تاکیدی باشد برای خودم، هم شاید مورد بهره کسی قرارگیرد. 


همين!

Ali Vahed | 06:09 PM | Comment(s)(2)

ما و دولت

September 12, 2007 08:25 PM

پنج شش سال پیش زمانی با یکی از دوستانم که یک شرکت واردات مو?ق داشتند و وسوسه شده و یک کارخانه تولیدی بزرگ را با دشواری ?رآوان راه اندازی کرده بودند صحبت می کردم، از سختی های کار جدید نسبت به قبلی می گ?ت، پرسیدم : از دولت توقع چه حمایتی دارید، بالاخره شما اکنون به جای وارداتی سود آور، کار آ?رینی کرده اید و لایق تشویق و حمایت، گ?ت: دولت کاری به کار ما نداشته باشد و چوب لای چرخمان نگذارد، ما خودمان می دانیم چه شکلی، کارمان را بکنیم و نیازی به حمایتش نداریم!
در این سالها، شاید به محتوی حر?ش پی برده باشم و واقعا درک کرده باشم.اینکه از دولتها توقع خیر نداریم، لااقل شر نرساند.
چرا؟
در کشور ما، دولت به جز ?عالیت ها و وظائ? رسمی حاکمیتی، بنگاه اقتصادی است بزرگ. بنگاهی که شاید هیچ کس به بزرگی آن نباشد، با سرمایه ای عظیم، نیروی انسانی بیشمار و قوانین تعری? شده توسط خودش وارد عرصه های تجاری شده است و کار می کند، از صنایع بزرگ تولیدی گر?ته تا شرکتهای کوچک و بزرگ ملی و حیاتی همه وابسته به دولت هستند. ?رقی هم بین دولت زمان جنگ، سازندگی بعد از آن، اصلاحات بعدی و دولت عدالت محور جاری نیست، همه این بنگاه اقتصادی را به دست گر?ته اند و حاضر نیستند آن را به مردم واگذار کنند (دقت کنید به حساسیت های رهبر در اجرای سیاست های اصل 44 و تذکرات و یادآوری های مکرر ایشان در این زمینه)
به خودی خود این که دولت یک بنگاه اقتصادی بزرگ داشته باشد بد نیست. مشکل آنجاست که چون سیاست گذار و مجری خودش است، گاهی وقت ها تصمیم هایی می گیرد که به ن?ع خودش است تا سایر مردم و شرکتهای کوچک و بزرگ خصوصی. رجوع کنید به سیاست های انحصار در خودرو سازی در سالهای دور و نزدیک، ر?تار مخابرات در مقابل اپراتور دوم و .....

کاش می شد دولت به نقش اصلی خود که همان سیاست گذاری های کلان، استاندارد سازی ها و نظارت ها و راهبری های کلان است بر می گشت و کار مردم را به خودشان وامی گذاشت.
در این مدت، این بنگاه بزرگ اقتصادی بلاهایی سرمان آورده است که گاهی به حر? آن دوستم پی می برم که ایکاش دست از سر ما برمی داشت، لط?ش را نمی خواهیم:
- شرکتهای کامپیوتری دولتی و نیمه دولتی از سالهای دور و نزدیک تشکیل شده اند،که با رانت دولتی بودن خود، شرایط رقابت را در پروژه های بزرگ برای سایرین سخت کرده اند، هر چند در اجرای برخی پروژه های ساده هم نامو?قند و هم اکنون بیشترشان شده اند دلال پروژه، پروژه را می گیرند و با کسر مبلغ بالایی از سود آن، اجرا را به شرکتهای دیگر می سپارند.
- نحوه برخورد دولت با کارمندان و کارگران به شکلی بوده است که انگار ?قط خودش را می بیند، طرح هایی مثل قراردادهای کوتاه مدت، پیشنهادهای نظیر کم کردن ساعات کار خانمهای دارای ?رزند به تعداد ?رزندانشان، سیاست های قیمت گذاری برای بخش خصوصی در عین ا?زایش حقوق کارگران و هزینه مواد اولیه، تعطیل کردن ناگهانی برخی روزها، کاهش ساعات کاری در ماه مبارک رمضان، جلو بردن یا نبردن ساعات کاری، تغییرات مداوم در سیاست های بودجه ریزی، عدم توجه به برنامه های بلند مدت و .... بیش از آنکه به ن?ع شرکتهای خصوصی، کارمندان و یا کارگران باشد به ن?ع دولت است انگار (یا بعضی وقت ها بدتر به ن?ع هیچکس نیست). اینکه دولت به دلیل آنکه سرمایه زیادی دارد (بخوانید پول ن?ت)، نگران کار شرکتهای خود و سود ده بودن یا زیان ده بودن آنها نیست، به ما چه؟ چطور می تواند چون خیالش راحت است برای بخش خصوصی که در تولید کار می کند، تصمیم گیری کند که باید چنین کنی یا چنان؟ مطئنا یک بخش خصوصی یک بنگاه خیریه نیست که هد?ش سود دهی نباشد، تصمیم غلط تو باعث می شود که بخش خصوصی راه ?رار آن را پیدا کند و در نهایت یا آسیب ببیند یا با پیداکردن راهکاری ضرر را به سایرین (بخوانید کارگران و کارمندانش) منتقل کند. اینجاست که شرکتهای خارجی به راحتی، نبض اقتصادی کشور را به دست می گیرند و در ضع? رقیب جولان می دهند (مشاهده کنید حجم تبلیغات شرکتهای خارجی را در کشور در مقابل صنایع داخلی)

حتی اگر یک شرکت خصوصی در یک واکنش طبیعی، به این تصمیمات توجه نکند و کار خودش را بکند هم با مشکل مواجه است، مایی که نود درصد مشتریانمان دولتی هستند، کسی که با بانک های کشور کار می کند، ?ردی که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم این تصمیمات عجیب و غریب دولتها در خانواده اش تاثیر گذار است چه باید بکند.
جالب است که همانطور هم که گ?تم ربطی به دولت حاکم ندارد و انگار از ابتدای تاریخی که می شناسیم، دولتهایمان چنین بوده اند، رجوع کنید به ر?تار غیر حاکمیتی و بازرگانی دولتها از تشکیل دولتهای مدرن در کشور تا کنون.یک راننده تاکسی روزی می گ?ت، چون دولت های ما، همگی درآمدشان از ?روش ن?ت بوده است و نه مالیات مردم، راحت هستند و هر تصمیمی که بخواهند می گیرند، اگر تنها محل درآمد دولت از مالیات بود (آنچنان که در کشور های پیشر?ته دنیا چنین است) دولت نمی توانست یک شرکت تجاری باشد، نمی توانست بدنه بزرگی داشته باشد، نمی توانست در هر کاری که دلش می خواهد به عنوان یک مجری وارد شود، نمی توانست هر تصمیمی که می خواست بگیرد و در مقابل نهاد های مردمی مالیات دهنده پاسخگو تر بود. گمانم راست می گ?ت.

دلم می خواست به همکار بزرگم (بخوانید رئیس جمهور محترم) بگویم ، درست است که شرکت تو (بخوانید دولت) بسیار بسیار بزرگتر از شرکت ما است، اما حق تو نیست که تصمیمی بگیری ، که ندانی مابه ازاء آن برای ما چیست؟ چون ماییم که تو را انتخاب کرده ایم و تو در مقابل ما مسؤولی، از تو توقع حمایت نداریم که نیازی به آن نداریم، ?قط بگذار کار خودمان را بکنیم و کاری به کارمان نداشته باش، خودمان بلدیم گلیممان را از آب بیرون بکشیم و نگران وضع زندگی کارمندانمان، یا ?روش بیشتر به مشتریانمان با ا?زایش کی?یت و یا کاهش قیمت باشیم که چیزی است که هر کس اندکی اقتصاد بداند متوجه می شود که چاره ای به جز آن نداریم.


همین!

پی نوشت:
1- این نوشته یک نوشته انتقادی به سیاست های دولت ?علی نیست. مشکلی است که ?کر می کنم همیشه وجود داشته است و ?کر هم می کنم همچنان باقی بماند، مگر آنکه عزم جدی برای ر?ع آن گر?ته شود.
2- من یک صاحبنظر در بخش های سیاسی و یا اقتصادی نیستم، این نوشته صر?ا نظرم به عنوان مسؤول یک مجموعه تولیدی بسیار کوچک در کشور است، که تصمیم های ناگهانی دولت در بخشهای کاری و اقتصادی، تاثیر من?ی در کارش دارد و در خود این حق را می بیند که گلایه کند از آن.
3- امیدوارم رئیس جمهور عزیر که به شجاعت در تصمیم گیری شهرت پیدا کرده است، با کمک مشاورانشان، تصمیمی بگیرند و در یک برنامه مشخص، حضور دولت را در به عنوان یک بنگاه اقتصادی کم رنگ تر کند و ....
4- معتقدم که ر?ع این مشکل زمانی بیش از اینها نیاز دارد، شاید عمر هیچ دولتی برای اجرای آن کا?ی نباشد، مگر آنکه در یک برنامه بلند مدت و به عنوان یک استراتژی ?رادولتی مورد توجه قرار گیرد، چنانکه الان هم مورد توجه است اما نمی دانم در اجرا چگونه است.

Ali Vahed | 08:25 PM | Comment(s)(5)

برنامه ريزي استراتژيک شرکت هاي نرم ا?زاري 8 - سالانه بيانديش، ماهانه عمل کن.

September 11, 2007 01:41 PM

يک شرکت توليد کننده نرم ا?زاري بايد هم در زمان تاسيس و هم در دوره هاي بازبيني استراتژي هاي خود، يک نکته را مد نظر قرار دهد، برنامه ريزي زماني، بدين معني که براي رسيدن به اهدا? خود  در قالب برنامه هاي بلند مدت ميان مدت و کوتاه مدت ، گام هايي را تعري? کند. اين کار در همه شرکتهاي توليدي و بازرگاني نيز يکسان است، اما نکته اي که در مورد يک شرکت نرم ا?زار ويژه تر است، طول مدت اين برنامه هاست. به دليل تغييرات مداوم تکنولوژي نمي توان، برنامه هاي بلند مدت طولاني تدوين نمود مگر آنکه، آن برنامه مستقل از تغييرات جامعه و ?نآوري باشد. در مورد برنامه هاي کوتاه مدت، هم اگر يک شرکت ماهيت توليدي دارد، نمي تواند برنامه ها را آنقدر جز کند که نتواند آنها را محقق کند.
تجربه محدود و ناقص من در اين زمينه باعث شده است که سه گروه برنامه براي شرکت تدوين کنم:
- برنامه بلند مدت 5 ساله که در آن ?قط چارچوب هاي کلي اهدا? شرکت محقق شده است و براي آن برنامه ريزي مي شود، با اين پويايي که به توان با توجه به استراتژي نهايي، تاکتيک هاي کوتاه مدت را تغيير داد.
- برنامه ميان مدت يکساله، که قبل از آغاز هر سال کاري شرکت، برنامه سال بعد را بر اساس شرايط موجود و نگاهي به برنامه بلند مدت تدوين مي شود. در اين برنامه جايگاه ا?راد و وظائ?شان در سال آينده مشخص مي شود. اين برنامه ميان مدت ممکن است در ميانه سال، با توجه به ايجاد ?رصت هاي جديد و يا بروز بحران هاي کاري، تغيير پيدا کند، اما تلاش مي شود رؤوس آن با برنامه بلند مدت همخواني داشته باشد.
- برنامه کوتاه مدت يک ماهه: که در اين برنامه در ابتداي هر ماه، خروجي آن ماه مشخص مي شود. و وظائ? ريز ا?راد تعري? مي شود. در اين مورد هم در مورد شرايط ناگهاني مانند خدمات پشتيباني ?وري، ?روش هاي لحظه اي و يا ريسک هاي پروژه تغييراتي در برنامه داده مي شود. بگذريم که گاهي اين تغييرات به حدي است که خروجي هر ماه را مت?اوت از پيش بيني اوليه مي کند، اما تلاش مي کنم که بي خروجي نباشيم!

ذکر اين مطلب ضروري است که اين برنامه ريزي مت?اوت از برنامه ريزي و زمانبندي هر پروژه است که ماهيت خاص خودش را دارد و بايد به درستي براي آن برنامه ريزي کرد. اين گونه برنامه ريزي کوتاه مدت براي بخش هايي نظير ?روش، خدمات پس از ?روش و توليد بسته هاي عمومي نرم ا?زار (Packages) صادق مي باشد. از سوي ديگر به دليل تغييرات سريع جامعه ، نمي توان ساختارهايي هرمي براي يک شرکت نرم ا?زاري ايجاد کرد که همه وظي?ه مشخصي داشته باشند و به صورت ماهانه تغييري در آن رخ ندهد، مگر آنکه آن شرکت بزرگ و با سرمايه مادي و معنوي کا?ي باشد.

نکته مهمي که در تدوين برنامه هاي شرکت به آن رسيده ام، آن است که بايد ?کر ها را سالانه انجام داد، اما براي هر ماه برنامه عملياتي مت?اوتي داشت. چرا؟
در ايران ما ماه هاي مت?اوتي داريم که بر اساس آن شرايط جامع مت?اوت است و اين شايد در هيچ جاي دنيا سابقه نداشته باشد: اين ماه ها عبارتند از ?روردين، ارديبهشت، خرداد، شهريور، دي، بهمن، اس?ند! به اضا?ه ماه محرم و ماه رمضان در تاريخ قمري. تعجب کرديد که بخش مهمي از سال در شرايط ويژه هستيم، صبر کنيد، توضيح مي دهم.
- ?روردين : نيمي از ماه تعطيل است، در نيم دوم هم هنوز کسي تصميم به خريد يا س?ارش نرم ا?زار ندارد و همه صبر مي کنند تا ماه بعد. ضمن اينکه به دليل عدم باز شدن ردي? هاي بودجه، حتي در صورت تمايل به خريد، محل پرداخت وجه مشخص نبوده و عملا موکول به ماههاي بعد مي شود.
- ارديبهشت، به دليل هزينه هاي سنگين ماه اس?ند و عدم ?روش خوب محصولات جديد، ?شار مالي در ارديبهشت ماه به شرکت ها وارد مي شود، هر چند تقاضاهاي خريد محصول و س?ارش پروژه ا?زايش مي يابد.
- خرداد : ?صل امتحان نيروهاي کاري است که دانشجو هستند، لذا در صورت داشتن چنين نيروهايي، در اين ماه و ابتداي تير ماه، بسته به تعداد توان ?ني شرکتها کاهش مي يابد.
- شهريور: اغلب مرخصي مديران و کارکنان در اين ماه است تا پيش از آغاز ?صل تحصيلي جديد، با خانواده استراحتي داشته باشند، بنابراين عملا ?روش اين ماه و ماه مهر ا?ت پيدا مي کند.
- دي و بهمن : با نزديک شدن به دهه ?جر و آخر سال، ميزان تقاضاي مشتريان، علي الخصوص در بين سازمانهاي دولتي ا?زايش مي يابد. لذا بايد تيم ?روش و خدمات پس از ?روش آمادگي کا?ي براي مذاکرات متعدد در ماه آمادگي داشته باشند.
- اس?ند: هر چند ميزان درآمد خوبي حاصل از ?روش ماههاي پيشين به شرکتها تزريق مي شود، اما با توجه به هزينه هاي آخر سال، پاداش پرسنل و هداياي تبليغاتي شرکت، و نيز هزينه هاي ?روردين و ارديبهشت، بايستي مديريت مالي درستي در شرکت صورت گيرد.
- محرم : به دليل برگزاري مجالس مذهبي و تعطيلات آن، اغلب مشتريان دولتي علي الخصوص در دهه هاي اول آن در دسترس نيستند.
- رمضان : با توجه به شرايط ويژه روزه داري، توان توليد در مجموعه هاي نرم ا?زاري کاهش مي يابد. از سوي ديگر به دليل همين شرايط با مشتريان عملا نيمه دوم روز غير قابل است?اده است. اين مشکل با دستور عجيب دولت در سال جاري مبني بر کاهش ساعت کاري در ماه رمضان براي ادارت دولتي تشديد مي شود.

اين موارد عمومي نيست و با توجه به ماهيت هر شرکت و مکانيسم ?روش و ارائه خدمات پس از ?روش مي تواند مت?اوت باشد. اين نتيجه گيري را در رادمان با توجه به وضعيت ?روش و کسب و کار شرکت در طي پنج ساله گذشته به دست آورده ام. در اين سالها به ت?کيک هر ماه، نوع کار، نوع ?روش، ميزان درآمد به ت?کيک نوع پروژه، ميزان هزينه به ت?کيک نوع هزينه و .... را ثبت کرده و بر اساس آن گزارشهاي خوبي براي مديريت آتي شرکت و برنامه ريزي آن بدست آورده ام.

اين نکته هم ?رآموش نشود که برنامه ريزي ماهانه شرکت، تابع شرايط اجتماعي نيز هست، براي مثال تعطيلي ناگهاني اعلام شده از سوي دولت (به تعداد بين التعطيلين توجه کنيد)، جلو کشيدن يا نکشيدن ساعات کار، کاهش ناگهاني و بدون اعلام قبلي ساعات کار در ماه رمضان و يا .... در ?عاليت هاي جاري شرکت ها تاثير گذارند. هر چند شايد خود به اين شرايط متعهد نباشند و کار خود را بکنند اما دولت و جامعه را نمي توان کاري کرد. کاش ما هم به عنوان يک شرکت خصوصي درآمد چاههاي ن?ت را داشتيم که نگران کار کردن و يا نکردن در يک روز يا يک ماه نبوديم.

به هر حال به مديران شرکت هاي نرم ا?زاري توصيه مي کنم که با توجه به عملکرد قبلي شرکت خود و با توجه به وضعيت درآمد هاي خود، اقدام به ترسيم يک نمودار جريان پول (Cash Flow Diagram) بنمايند و با ترسيم اهدا? بلند مدت و تدوين برنامه هاي ميان مدت و کوتاه مدت براي رسيدن به آنها اقدام نمايند.
ادامه دارد...
همين!

Ali Vahed | 01:41 PM | Comment(s)(0)

خون "فيلمساز" از خون "مهندس نرم افزار" رنگين تر است!

September 10, 2007 11:04 AM

مدتهاست با توجه به زياني که فيلمسازان داخلي از دزديده شدن و تکثير فيلمهايشان و تبديل آن به CD هاي ارزان قيمت گلايه مي کنند و از خسارت چندين ميلياردي به صنعت سينما شکايت کرده  و کار به تحصن کشيد تا جايي که فکر مي کنم در مورد فيلم اخراجي ها بود که کار به بگير و ببند هم رسيد و نيروي انتظامي دستفروش هاي فيلم را حتي از خيابان جمع مي کرد.
در مذمت تکثير غيرقانوني فيلم شکي نيست، قبول! اما چرا همين اتفاق در مورد نرم افزار نمي افتد؟ چرا؟ چرا کسي به ضرر هايي که يک شرکت نرم افزاري از شکستن قفل نرم افزارش و فروش آن مثل نقل و نبات، نه در دستفروشي ها، بلکه در مغازه هاي تابلو دار بازار رضا و پايتخت و نمي دانم مجتمع کامپيوتر ايران توجه اي نمي کند و برايش اشک نمي ريزد. کسي به ناديده گرفتن حقوق توليد کننده محصول نرم افزاري در بين خريداران توجه نمي کند، چرا کسي به ارزان قيمت بودن نرم افزار در ايران برخلاف همه جاي دنيا توجه نمي کند؟
شايد :

1- از ماست که بر ماست، اگر ما هم مثل سينما گران و بازيگران، شلوغ مي کرديم و تحصني مي کرديم درست مي شد ...
2- فيلم از نان شب واجب تر است و حمايت از سينما گر از آن هم واجب تر، اما نرم افزار به چه درد مي خورد، توليد کننده آن بيشتر!؟
3- فيلم را همه مي بينند، نرم افزار را فقط گروهي؟ ان هم لابد گروه قليلي از جامعه.
4فيلمسازي هنر است اما نرم افزار ساختن که هنر نيست لابد؟
5- دل آدم براي هنرمند مي سوزد، اما لابد مهندس نرم افزار براي لاي جرز ديوار خوب است!؟
6- توليد فيلم پر هزينه است، اما نرم افزار را در خم رنگ رزي مي سازند، لابد!؟
7- فيلمسازان در رسانه ها آشنا دارند و کلي خبرنگار مي شناسند، اما نرم افزاري ها که کسي را ندارند.
8- فيلم ، بيننده را سرگرم مي کند، مي خنداند، مي گرياند، .... اما نرم افزار که خاصيتي ندارد، فقط اعصاب آدم را خورد مي کند و کار آدم را زياد مي کند.
9- رطب خورده منع رطب نمي کند، ما که از سيستم عاملمان تا ابزارهاي تخصصي توليدمان دزدي است، چطور مي توانيم از دزديده شدن نرم افزار خودمان گله کنيم.
10- نرم افزار ساز اگر ناراحت شد، اشکال ندارد مهاجرت مي کند به کانادا و استراليا، آنجا قدرش را مي دانند، اما فيلمساز مال خودمان است، بازيگرمان رافقط در فيلم هاي داخلي بازي مي دهند، فيلم هايمان هم که عموما فقط مصرف داخلي دارند، پس چرا ناراحتشان کنيم.
11- بازيگران خوشتيپ و خوشگل هستند، وضعيت نرم افزار نويسها که معلوم است، موهاي کچل يا آشفته، دست و زانو و کمر پردرد، شکم برآمده، دندانهاي سياه شده از خوردن چايي و يا کشيدن سيگار، تيک هاي عصبي، خودمانيم، اگر ما هم بوديم به هنرپيشه ها بيشتر توجه نمي کرديم؟
11- ساير موارد

خدا، آخر و عاقبت همه ما را به خير کند، فيلمسازان را خوشنود و نرم افزار نويسان را به راه راست هدايت کند....
همين!

پ ن : مي دانم، خيلي از سينما رو ها و علاقه مندان سينما از نوشته من ناراحت خواهند شد، قصدم خداي نکرده توهين به سينماي کشورمان نيست که خودم بسيار دوستش دارم و می دانم در این زمان حساس، نیاز به حمایت دارد تا ورشکسته نشود، شايد مقايسه کردن آن با نرم افزار را مي خواستم پررنگ تر بکنم در اين نوشته و اينکه به همان اندازه به نرم افزار توجه نمي شود، این که اگر به نرم افزار هم توجه نشود همان وضعیت را پیدا می کند، به سبک خود هنرمندان کمي اغراق شد شايد. به دل نگيريد لطفا ....

Ali Vahed | 11:04 AM | Comment(s)(1)

جشن "آزادی نرم ا فزار" یا "نرم افزار آزاد"؟

September 8, 2007 09:58 AM

در وبلاگی به نام روزنت خواندم که روز دوشنبه 19/6 ، روز" آزادی نرم افزار" است، که کاربران می توانند در آن روز روی کامپیوترشان لینوکس رایگان نصب کنند (بیشتر ...)، سوالی که برای خودم پیش آمد این بود که این روز، نامش روز "آزادی نرم افزار" است، یا روز "نرم افزار های متن باز" (Open Source)؟
امیدوارم در ترجمه به فارسی اشتباه نشده باشد، نمی دانم.


همین!

Ali Vahed | 09:58 AM | Comment(s)(6)

توليد محتوي يا تکثير محتوي؟

يکي از مشکلات جهان سوم و از جمله ايران، هميشه آن بوده است که توليد کننده اطلاعات نيست و مصر? کننده آن است. همه گير شدن وبلاگ باعث شد که به دليل شخصي شدن توليد محتوي الکترونيک، جهشي داشته باشيم و ا?رادي به توليد محتوي شخصي، عمومي، تخصصي و يا عام بپردازند. نهضتي که هنوز پا نگر?ته، دارد به نهضت تکثير محتوي تبديل مي شود. به عبارتي داشتن بيننده بالاتر، عدم توانايي در نوشتن مداوم مطلب و .... برخي وبلاگ نويسان و نویسندگان محتوی وب سایت ها را به کپي کردن مطلب ديگران در وبلاگ یا وب سایتشان واداشته است. هر چند کپي اطلاعات از رسانه وبلاگ به نظر حقوقي کار اشتباهي نيست و مشمول قوانين کپي رايت نمي شود اما به نظر من بدون ذکر منبع آن اخلاقي نيست، هر چند کپی کردن آن را هم صلاح نمی دانم و بهتر است اگر مطلب خوبی هم پیدا کردیم، منبع آن را معر?ی کنیم، نه آنکه آن را عینا منتشر کنیم. براي مثال نوشته "15 دليل براي ميوه ?روش شدن به جاي مهندس نرم ا?زار شدن" را اين روزها در خيلي جاها مي بينم که عينا کپي شده است و حتي برخي جاها نويسنده  زحمت لينک دادن و يا معر?ي منبع را هم به خودش نداده است. نوشته هاي ديگري از دیگران را  هم مي دانم که چنين شده است، برخي وبلاگ نويسان ?قط جستجو مي کنند و هر چيز خواندني که مي بينند را در وبلاگ و يا وب سايت خودشان قرار مي دهند. قصد گله و شکايت شخصي ندارم، که ناراحت نيستم، خوشحالم که مطلبی با تکثیر شدنش، ضریب ن?وذ و ?رهنگ سازی پس از آن ا?زایش می یابد.  قصدم يک يادآوري بود به اينکه، سعي کنيم توليد کننده اطلاعات باشيم تا کپي کننده آن.
همين! 

Ali Vahed | 09:53 AM | Comment(s)(1)

سیستم های مدیریت آموزشی، نگاه ایرانی

September 5, 2007 08:02 PM

در نوشته ای مرتبط، تعاریفی کلاسیک در مورد سیستمهای مدیریت آموزشی (LMS) آورده بودم و در نوشته ای دیگر مقایسه این سیستمها را با سایر نرم افزارهای آموزش الکترونیک e-learning را ذکر کرده بودم. در این نوشته می خواهم از دیدگاه خودم، به عنوان کسی که در تجربه تولید سیستم مدیریت آموزشی نیکا در در رادمان سهمی کوچک داشته است، به این موضوع بپردازم.
با بررسی هایی که انجام داده ام، به این نتیجه رسیده ام که در کشور ما، دو نوع عمده  سیستم مدیریت آموزشی وجود دارد:
1- سیستم های مدیریت آموزشی کلاسیک که در سطح معاونت های آموزشی، مؤسسات و مجتمع های آموزشی و مدارس به جهت مکانیزه کردن فرآیند های مدیریتی و پشتیبانی آموزشی استفاده می شود. این گروه از سیستم ها که هم از لحاظ تولید کننده، محصول آماده و مصرف کننده در اقلیت عجیبی هستند، از فنآوری اطلاعات و ارتباطات به شکل جدی برای بهبود فرآیند آموزشی و افزایش کارایی و اثربخشی آن استفاده کرده اند. اما همانگونه که گفتم هم از نظر اقبال مشتریان و هم از نظر سطح کیفی محصولات و تعدد سازندگان، غریبانه، مورد کم توجهی هستند.
2- گروه دوم سیستمها، نرم افزارهایی هستند که نمی توان آنها را یک سیستم مدیریت آموزشی دانست. این سیستمها صرفا یک بخش اطلاع رسانی هستند. برای مثال یک وب سایت مدرسه ایستا، نرم افزاری که صرفا یک کارنامه چاپ می کند، تلفن گویای صرفا اطلاع رسانی، یا نهایتا وب سایتی که قابلیت نمایش نمرات را دارد از این جمله است. مشاهده کرده ام که مخصوصا در سطح مدارس و مجتمع های آموزشی، این سیستمها محبوب تر هستند.

دلیل این محبوبیت را می توانم در موارد زیر بر شمارم:
- عدم ورود عمقی کامپیوتر، نرم افزار و سخت افزار در سطح سازمانهای آموزشی علی الخصوص مدارس و آموزش و پرورش که باعث می شود، کاربرد ICT در سطح باقی بماند.
- نگاه مدیران آموزشی به این سیستمها که آنها را صرفا جهت تشریفات و کلاس کار مجموعه خود می دانند، صرفا کافی است یک وب سایت داشته باشند تا در تبلیغات خود اسم ببرند، اما درک استفاده عملیاتی از آن را ندارند.
-عدم دانش کاربری در سطح مدیران و پرسنل مدیریتی و اداری مجموعه های آموزشی در بهره برداری از نرم افزار که باعث می شود در مقابل تغییرات مقاومت کرده و از اینکه نرم افزار در کارشان تاثیر بگذارد جلوگیری می کنند.
- نداشتن بودجه کافی برای خرید نرم افزار و سخت افزار مناسب: چون بسیاری از مدارس دولتی بوده و بودجه مشخصی برای IT خود ندارند و خیلی از مدارس غیر انتفاعی هم با کمبود بودجه مواجه هستند، حتی اگر علاقه هم داشته باشند که استفاده خوبی از کامپیوتر در مجموعه خود داشته باشند، پول خرید نرم افزار و سخت افزار مناسب را نداشته باشند و تنها به اندازه ای قادر به پرداخت باشند که یک سیستم ساده صرفا اطلاع رسانی ایستا برایشان ایجاد شود.
- ضعف تولید کنندگان داخلی: اکثر تولید کننده ها نگاهی سطحی به سیستمهای آموزش دارند و آنرا مشکل نمی دانند. این نگاه غیر جدی باعث می شود که سیستم خوبی تولید نکنند. بر عکس که در سیستمهای مالی، تولید کنندگان پرقدرت وارد شده و کار را درست انجام می دهند.
- عدم وجود یک استاندارد و رویه مشخص از سوی نهادهای تاثیر گذار مانند وزارت آموزش و پرورش و یا وزارت فرهنگ و آموزش عالی که باعث می شود، آشفتگی در فروش و خرید محصولات نرم افزاری پیش بیاید.

هر چند داشتن نرم افزار و سخت افزار ساده و ابتدایی را هم بد نمی دانم و به عنوان یک حداقل لازم می دانم، اما فکر می کنم مدیران آموزشی ما برای جا نماندن از قافله، ناچارند که رویکردشان را نسبت به سیستمهای مدیریت آموزشی و آموزش مجازی تغییر دهند که این تغییر نگاه باعث می شود مشکلات فوق برطرف شود. صرفه جویی حاصل از IT آنچنان است که سرمایه گذاری در این بخش را توجیه پذیر می کند، کاربران نیز ناچارند نظر مدیر را بپذیرند و تولید کننده هم وقتی مشتری جدی و خوب وارد بازار شود دیگر نمی تواند محصول ضعیف و ناقص تولید کنند و سرمایه کافی و انگیزه لازم برای سرمایه گذاری در تولید محصول خوب برایش فراهم می شود.
همین!

Ali Vahed | 08:02 PM | Comment(s)(0)

سخت است، باور کنید سخت است!

September 4, 2007 02:11 PM

چقدر سخت است که کسی را دوست داشته باشی و بخواهی اخراجش کنی!
چقدر سخت است  که کسی را لازم داشته باشی و نتوانی پیدایش بکنی!
چقدر سخت است که کسی را نخواهی و نتوانی اخراجش کنی!
چقدر سخت است که کسی را بخواهی و نتوانی نگهش داری!

همین!

Ali Vahed | 02:11 PM | Comment(s)(1)

چرا "سروش" را دوست دارم؟

نوشته قبلی آنقدر طولانی شد که یادم رفت آخرش بنویسم چرا این نرم افزار را دوست دارم. ما در رادمان کم محصول تولید نکرده ایم، اما برای من این یکی چیز دیگری است، چون:
1- آن را بدون دیدن یک مشابه قبلی یا بدون اینکه مشتری بشناسد تولید کردیم، نسخه یک سروش را از سال 82 شروع کردم ، اما چون آن زمان هیچ مشتری نبود که فرهنگ اطلاع رسانی خودکار را بداند، زیاد رویش کار نکردیم، تا مدتها، حتی در لیست محصولاتمان نمی آوردیمش، اما امروز می بینم که مشتری خاص خودش را پیدا کرده و کاربردهای مخصوص به خود.
2- پرکاربرد بودن و گستردگی بازار استفاده سروش، برایم جالب است. تقریبا کسی نیست که وقتی با وی صحبت می کنیم به آن احساس نیاز نکند، شاید بودجه اش را نداشته باشد، شاید نخواهد برای خودش کار درست کند، اما می داند که برای سازمانش چیز لازمی است.
3-بر خلاف خیلی از نرم افزار های شرکت که سایر بچه ها تولید کرده اند، در تولید سروش خودم بیشتر درگیر بودم و هستم، طبیعی است که حس علاقه بیشتری به آن داشته باشم.
4-یکی از اهداف سروش، اتصال به بانک های اطلاعاتی مشتری، استخراج اطلاعات و ارسال آن برای کاربر نهایی آن گزارشات است. کارکردن با داده را دوست دارم و کار با سروش این امکان را می دهد که با داده های خودمان و مشتریمان، ارتباط برقرار کنیم و از آن گزارشات جذاب بسازیم.
5-راحتی کاربر بعد از کار با سروش را دوست دارم، مشتری داشتیم اخیرا که سروش را برای ارسال فاکس از طریق چندین خط تلفن (تا 8 خطش را می دانم، اما قرار بود تا 20 خط هم جلو بروند) برای یک گروه سی، چهل هزار نفری از افراد و شرکتها استفاده کرد، پس از اینکه راه افتاد، آسودگی خیالش را دیدم، هر چند در ابتدا چند مشکل داشت که برطرف شد، اما وقتی شنیدم قبلا چه دردسری برای ارسال این اطلاعات می کشیدند و الان چقدر راحت شدند، خوشحال شدم.
6-سروش یکی از آخرین نرم افزارهایی است که با Delphi ساخته ایم و خواهیم ساخت، تقریبا به یک حد خوب از پختگی تولید نرم افزارهای مبتنی بر مؤلفه رسیده ایم که کار تولید را آسان می کند، کامپوننت هایی که بیژن ساخته است، ابزار تولید کلاس ها که به شکل رادمانیزه (!) یک جدول بانک اطلاعاتی را به کد دلفی تبدیل می کند، پکیج ها، ابزارهای تولید گزارش و .... به شکلی است که اجازه می دهد برنامه به این بزرگی را ساده مدیریت کنیم، نسخه اصلی سروش این روزها نزدیک به 300.000 خط برنامه شده است، 100 تا 120 فرم و شاید نزدیک به 60، 70 جدول، بزرگ است برای یک نرم افزار کاربردی ساده، اما خوب مدیریت تولیدش و مدیریت کد برنامه تا حد ممکن ساده شده، که این را در توسعه و منطبق سازی آن با نیاز مشتری نشان می دهد.
7- کلی ایده دارم و داریم برای توسعه سروش در نسخه های بعد که از ترس بزرگ شدنش نمی سازیمشان. جالب است برایم در مورد خیلی از نرم افزار ها در زمان دمو، مشتری نیازی مطرح می کرد که در نرم افزار ما دیده نشد بود، اما در سروش، در آخر جلسه دمو، مشتری کم می آرد، تقریبا باید خیلی از چیز ها را در نرم افزار کم کنیم تا نیازش را برطرفکنیم!
8- ...
به نظر شما برای دوست داشتن یک نرم افزار کافی نیست!؟
همین!

Ali Vahed | 10:57 AM | Comment(s)(1)

سروش، نرم ا?زاري که دوستش دارم.

September 3, 2007 02:57 PM

پيش از شروع:
- اين يک نوشته تبليغي نيست، اما به مصداق آنکه هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است، ممکن است از ادبيات تبليغي است?اده شود که ناخودآگاه است.
-اين نوشته جوابي نيست به نظري که آقای مزینانی در وبلاگش در مورد سروش داده بود، بلکه چيزهايي است که در ذهنم است و در کاتالوگ ها و يا مستندات مرتبط نوشته ايم يا  ننوشته ايم، آن نظر بهانه اي بود براي نوشتن اين مطلب.


سروش چيست؟
سروش از نگاه تخصصي يک E2CS است، Enterprise Electronic Communication System، که وظي?ه مکانيزه کردن و ايجاد يک اتوماسيون براي ارتباط يک سازمان کاري با مخاطبان خودش را بر عهده دارد. سروش نه تنها شامل همه آنچيزهايي است که در يک سيستم معمول مديريت ارتباط مشتريان CRM:Customer Relationship Managment را دارد، بلکه به دليل پوشش کانالهاي تبادل اطلاعات گامي ?راتر ر?ته است.
از نگاه عام ، سروش يک نرم ا?زار اطلاع رساني و ارتباطات الکترونيک است که اين امکان را براي سازمانها ?راهم مي کند که با شناخت مخاطب خود، اطلاعات مورد نيازش را به صورت خودکار و هد?مند ارسال کنند. هد? آن بوده است که سياست گذاري تماس و ارتباط با مشتري توسط کاربر صورت گيرد و اجراي آن توسط نرم ا?زار و به صورت مکانيزه باشد.


مشخصات کلي سروش چيست؟
در اين نرم ا?زار يک بانک اطلاعات اشخاص حقيقي و حقوقي وجود دارد که به مشتري امکان مي دهد، همه اطلاعاتي که پيرامون مراجعان، مخاطبان، مشتريان و ارباب رجوعان خود دارد را نگهداري کند، اين کار از طريق ?يلد هاي اطلاعاتي که ما پيش بيني کرده ايم و امکان اضا?ه کردن ?يلدهاي جديد در انواع مختل? به دلخواه و توسط مشتري و امکانات گروه بندي و طبقه بندي، ?يلترينگ و مرتب سازي که روي همه ?هرست ها وجود دارد، به کاربر سيستم اين قابليت را مي دهد که هر گونه اطلاعات را به هر شکل دلخواه خود در مورد يک مخاطب نگهداري کند.
وقتي اين اطلاعات نگهداري شد، امکان ارسال پيام به صورت ?ردي، گروهي و يا بر اساس يک رخداد خاص و يا زمانبندي مشخص براي ا?راد موجود وجود دارد. مکانيسم هاي ارسال پيام به اين شرح است:
-   ارسال پيام کوتاه، پيامک، يا همان SMS به صورت پارامتريک از طريق سيم کارت موبايل و نيز شماره هاي اختصاصي ارسال و دريا?ت پيام کوتاه
- ارسال نمابر، ?اکس يا همان Fax به صورت پويا، با قابليت طراحي قالب هاي متعدد براي پيامها روي چندين خط تل?ن به صورت همزمان
- ارسال پست الکترونيک، ايميل و يا email مستقيم از روي کامپيوتر بدون آنکه ارسال به صورت SPAM صورت گيرد با قابليت طراحي پيام ها و اضا?ه کردن پيوست هاي نامحدود
-چاپ و ارسال پيام هاي کتبي اعم از نامه، پاکت نامه، کارت، کارت پستال، دعوت نامه، خبر و .... هر آنچه مشتري مايل به طراحي و چاپ در زمان مشخص است.
- ارسال پيام هاي صوتي از طريق خطوط تل?ن با تماس مستقيم با مشتري
- ايجاد يک پيام يادآوري روي کامپيوتر هاي ا?راد براي ايجاد ارتباط مستقيم با مشتري مورد نظر
- اتصال به زيرسيستمهاي تل?ن گويا نرم ا?زار گويا3 و تماس مستقيم با ?رد مورد نظر و اجراي هر کدام از زيرسيستمها، براي مثال نظر سنجي تل?ني، اعلام بدهي، ثبت س?ارش و .....


در کنار اين بخش هاي اصلي ، بخش هايي نظير د?ترچه تل?ن پويا، د?تر انديکاتور براي ثبت نامه هاي صادره ، وارده ، ثبت تماس هاي دستي، کنترل تماس ها، آمار تماس ها، گزارش گيري هاي پويا، مديريت وظائ? و .... نيز در سيستم پيش بيني شده است که بتواند تمامي نيازهاي کاربران را در بخش ارتباط با مشتري ?راهم کند.

مزاياي اصلي سروش چيست؟
1- جامع بودن و ديده شدن همه کانالهاي اطلاع رساني به صورت يکپارچه در کنار هم که سياست گذاري و کنترل را آسان تر و دقيق تر مي کند.
2- پويايي و امکان مديريت اطلاعات چه در بخش بانک اطلاعات ا?راد، چه در بخش تعاري? پيامها و چه در بخش ارسال آنها
3-مديريت کاربران، امکان است?اده به صورت نرم ا?زار تحت وب و نرم ا?زار تحت ويندوز از طريق نسخه windows Application و web Application
4- پوشش همه تکنولوژي ها و ?نآوري هاي موجود براي تماس، براي مثال امکان همزمان و موازي چندين ?اکس از روي يک دستگاه کامپيوتر و يا چندين دستگاه با کمک مودم هاي رايج، کارت هاي تل?ني و ... وجود دارد. يا در بخش ارسال پيام کوتاه، امکان است?اده از GSM Modem ، گوشي هاي تل?ن همراه و از طريق سرور هاي پيام کوتاه وجود دارد.
5- نگهداري سوابق و اطلاعات مرتبط با مشتري از طريق ثبت تماس هاي خودکار ، ثبت تماس هاي دستي، و دبيرخانه يا همان د?تر انديکاتور موجود در سيستم
6- امکان اختصاصي سازي هر پيام براي هر مشتري به شکلي که پيام ها از شکل Spam خارج شده و هر کس پيامي که واقعا به دردش مي خورد را دريا?ت کند.
7- قابليت ساده اتصال به بانک هاي اطلاعاتي و نرم ا?زارهاي موجود در محل خريدار، براي استخراج اطلاعات از آنها و ارسال از طريق نرم ا?زار سروش

داستان سروش از کجا شروع شد؟
وقتي سيستمهاي تل?ن گويا را عرضه مي کرديم، مشاهده کردم که اين تنها کا?ي نيست، بايد به صورت ?عال به سراغ مخاطب برويم و به شکل زودهنگام و پيش از آنکه وي به ما مراجعه کند برويم و اطلاعات کاربردي و به درد بخور براي وي را در اختيارش قرار دهيم. اين بود که نرم ا?زار سروش1 ايجاد شد که در ان يک بانک اطلاعات ساده براي نگهداري اطلاعات ا?راد وجود داشت و پيام هاي ايستا را به صورت ?ردي و يا گروهي مي ?رستاد، در سروش2 بانک اطلاعات تکميل شد و امکانات زيادي در آن ايجاد شد، در سروش2.5 ، طراحي پيام وقالب آن را در اختيار مشتري قرارداديم، در سروش 2.7 امکانات ثبت تماس دستي و مديريت وظائ? و يادآوري را قرارداده ايم و در سروش 3..... نمي توانم بگويم، چون طراحي شده است ، اما هنوز تصميمي براي آغاز پياده سازي بخش هاي جديد نگر?ته ايم، لذا ?علا مشخصاتش جزء اسرار شرکت محسوب مي شود.

چرا کار با سروش سخت است؟
سروش نسخه کامل به دليل پوشش همه نيازهاي سازمانها در بخش ارتباطات و اطلاع رساني خودکار، بزرگ و داراي بخش هاي متعددي است که آموزش آن را براي کاربر عادي دشوار مي کند و مانند خيلي از نرم ا?زارها مانند گويا نمي توان در يک يا دو جلسه به شکل کامل آن را آموزش داد. اين شايد مهمترين دليل سختي سيستم باشد. علاوه بر آن در بخشهايي مانند اتصال به بانک هاي اطلاعاتي و استخراج اطلاعات، طراحي پرس و جو ها (Query) هاي مرتبط، طراحي قالب پيام ها و مديريت منابع سيستم، نياز به کاربر حر?ه اي تري است که بيش از يک اپراتور ساده کامپيوتري با م?اهيم داده و نرم ا?زارها آشنا باشد.

چرا کار با سروش سخت نيست؟
براي اينکه سختي سروش را ساده کنيم، دو کار انجام مي دهيم:
1- نرم ا?زار را تنها به سازمانهايي به شکل کامل مي دهيم که واقعا به آن نياز دارند. بنابراين حجم آموزشي که براي سيستم لازم است کمتر مي شود به شکلي که سيستمهاي جديد سروش در يک يا دو جلسه آموزشي آموزش داده شده اند.
2- بخشي از تعاري? سيستم را خودمان انجام مي دهيم، در قالب ارائه خدمات پس از ?روش، بخشهايي نظير اتصال به بانک اطلاعاتي، تدوين گزارشات و قالب هاي پيچيده پيامها و مواردي از اين دست را يک يا چند بار براي مشتري انجام مي دهيم تا خود مشتري نيازي نداشته باشد با آنها کار کند. به کاربران حر?ه اي تر آن بخش ها را آموزش مي دهيم تا در صورت نياز تغييرات مورد نظر سازمان را خود انجام دهند.

سروش به درد چه کسي مي خورد؟
يکي از محاسن سروش آن است که به درد همه مي خورد! هر سازمان، نهاد يا شرکتي که مخاطبيني بيرون از خود دارد که مايل است با آنها ارتباط داشته باشد، مي تواند از اين نرم ا?زار است?اده کند. به طور جزيي تر:
- در روابط عمومي هاي سازمانها و ادارات دولتي براي ارسال خبر، ارتباط با رسانه ها و خبرگزاري ها، ارسال پيام ها اطلاع رساني، تبريک، تسليت و يا ?رهنگي براي مخاطبين خاص
- در بانک ها: براي ارسال خودکار و هوشمند اطلاعات مالي مشتري، مانده و گردش حساب ها، تاييديه ها و ...
- شرکتهاي بازرگاني: براي ارتباط با مشتريان خود، ارسال پيام هاي خودکار، اعلام وضعيت، ليست قيمت، کاردکس کالايي، صورتحساب
-شرکتهاي تبليغاتي و اطلاع رساني: براي ارسال پيامهاي تبليغي به صورت بينا و هد?مند براي مشتري مورد نظر خود
- سازمانهاي خدمات رسان مانند آب ، برق، گاز ، تل?ن، شهرداري ها براي ارسال اطلاعات مشترکين خود از طرق مختل?
- موسسات آموزشي: براي اعلام نتايج آزمون، ارسال پرونده تحصيلي، اعلام غيبت و ....
-نهادهاي ?رهنگي: براي ارسال پيام هاي هد? مند تبليغي و يا ?رهنگي براي مخاطبين عام و يا خاص خود
- آژانسهاي خدمات مسا?رتي و جهانگردي، هتل ها و مراکز توريستي: براي ارسال اطلاعات سودمند، تاييديه رزرو، اطلاع رساني تور هاي جديد و .... به مشتريان خود

و هر سازماني که نياز دارد قبل از آنکه مشتري به سراغش بيايد، خود به صورت ?عال براي وي اطلاعات عام و يا کاربري خاص خود ارسال کند.

نرم ا?زارهاي جانبي سروش کدامند؟
- نرم ا?زار تل?ن گويا، نسخه گويا3 که به صورت جامع با سروش طراحي و پياده سازي شده است و امکان تبادل اطلاعات با آن را دارد.
- نرم ا?زار سحر، که در آن امکان دريا?ت و پردازش پيام کوتاه را به شکل پويا ديده ايم و به سروش متصل مي شود.
- پرتالهاي اطلاع رساني و خدمات رساني خودمان که با سروش يکپارچه هستند و مي توان اطلاعات را هم از طريق وب ، از طريق تل?ن گويا و از طريق پيام کوتاه، ?اکس ، پست الکترونيک و ... از طريق سروش به صورت جامع در اختيار مشتري قرار داد.
-نرم ا?زار امين: به عنوان سيستم مديريت مشتريان براي ?روش و توزيع کالا براي شرکتهاي بازرگاني ، توليدي و خدماتي
-نرم ا?زار نيکا: که يک سيستم مديريت آموزشي کامل است و براي مجتمع ها و مدارس طراحي و اجرا شده است.

سروش کيست؟
نام سروش مانند همه نرم ا?زارهاي رادمان، از نام يکي از بچه هاي گل همکاران د?تر گر?ته شده است. سروش اصلي پسر آقاي نويد است و الان 4،5 سالش است. به جز اينکه نرم ا?زار سروش را دوست دارم، "سروش نويد" را بيشتر دوست دارم و داريم.

همين!

Ali Vahed | 02:57 PM | Comment(s)(1)

خدمات پشتيباني محصولات نرم ا?زاري، قسمت سوم، پشتيباني يا خدمات پس از ?روش؟ مساله اين است!

قبلا اشاره کرده ام که پشتيباني نرم ا?زار ، اهميت ?وق العاده اي در ?روش يا ساخت يک نرم ا?زار دارد، اما اين خدمات يک طي? گسترده از ?عاليت ها را شامل مي شود که بايد بر اساس نوع نگاه توليد کننده و نياز خريدار و قرارداد ?يمابين، مجموعه اي از آنها را انتخاب کرد. شايد تقسيم بندي دقيقي نباشد اما من اين خدمات را در دو گروه طبقه بندي مي کنم:
1- مجموعه ?عاليتهاي پشتيباني نرم ا?زار: همه ?عاليتهايي که به بحث راه اندازي صحيح، آموزش، نگهداري، ر?ع خطاهاي غير ساختاري و به روز آوري نرم ا?زار مي باشد را در اين دسته قرار مي دهم. اين ?رآيند ها، خود محصول نرم ا?زاري را هد? قرار مي دهند و حداقل هايي هستند که يک توليد کننده به نرم ا?زار خود ارائه مي کند و يا در يک قرارداد بايد مد نظر قرارداد، تعداد، سطح و مدت زمان ارائه اين خدمات مبحثي است که با توجه به قيمت نرم ا?زار و شرايط قرارداد تعيين مي شود.
2-مجموعه ?عاليتهاي خدمات پس از ?روش: اين دسته که گروه قبل را هم پوشش مي دهد به بهره برداري از نرم ا?زار توجه مي کند و به جز پشتيباني نرم ا?زار شامل ?عاليتهاي تبديل اطلاعات، جمع آوري و ورود اطلاعات، اجاره نرم ا?زار، سخت ا?زار و نيروي انساني، ?رهنگ سازي در سازمان براي ا?زايش تاثير حضور محصول يا راهکار نرم ا?زاري در سازمان و مديريت، هدايت، کنترل و انجام هر نوع عمليات لازم براي مشتري را شامل مي شود.
بگذاريد مثالي بزنم، ?رض کنيد شما يک سيستم تل?ن گويا از رادمان يا هر شرکت ديگري خريداري مي کنيد. طبق شرايط گارانتي، شرکت عرضه کننده نرم ا?زار در يک مدت زمان مشخصي، تضمين مي کند که سيستم به صورت صحيح ?عاليت کند و خطاهاي آن را اصلاح کند. آن را يکبار در محل شما نصب کند و به مدت زمان مشخصي به تعداد مشخصي کاربر آموزش دهد. همه اين تعهدات، در چارچوب پشتيباني نرم ا?زار گنجانيده مي شود. اما در ?رض دوم شرکت عرضه کننده به جز موارد بالا خدمات ديگري نيز به شما ارائه مي کند، براي مثال اطلاعات سيستم شما را صداگذاري مي کند، اگر لازم شد حتي اطلاعات شما را جمع آوري مي کند، شايد شما حتي سخت ا?زارهم نداشته باشيد آن را هم تامين مي کند، در يک نگاه آرماني حتي شما مايل به نصب سيستم در د?تر خود هم نيستيد، يک محل ?يزيکي، ميزبان سخت ا?زاري و نرم ا?زاري و خطوط تل?ن اختصاصي شما را در محل خودش تامين مي کند و اين خدمات را در مدت زمان معيني مطابق قرارداد به شما ارائه مي کند. در اين حالت خريدار، ديگر نگران نحوه است?اده از نرم ا?زار نيست و شرکت ?روشنده، هر نوع خدماتي که مد نظر باشد را البته در قبال دريا?ت هزينه ارائه مي کند.

به عنوان خريدار کدام شيوه مناسب تر است؟
درست است که در خدمات پس از ?روش، همه چيز ديده شده است و به نظر بهتر است اما طبعا پر هزينه تر هم هست، گر چند اگر به درستي نگاه شود باعث کسر بخشي از هزينه هاي آشکار و پنهان نگهداري نرم ا?زار در يک سازمان مي شود. پس از اگر مشتري پولداري هستيد، يا قصد خريد يا س?ارش نرم ا?زار مهم و يا پيچيده و نامانوسي با سازمان خود هستيد، دنبال مجموعه اي باشيد که خدمات پس از ?روش کاملي را به نرم ا?زار خود ارائه کند. اما اگر خود به اندازه کا?ي دانش ?ني داريد و نيروي انساني ماهر و يا عملياتي خوبي هم در اختيار داريد، خودتان بخشي از ?عاليت ها را برعهده بگيريد، چون علاوه بر ارزان تر بودن، قابليت انعطا? و دسترسي هم بيشتر مي شود و شما براي هر کاري نياز نداريد که با ?روشنده تماس بگيريد و يا در مورد نرم ا?زارهاي غير بحراني هزينه گزا? بپردازيد.
به عنوان ?روشنده کدام شيوه مناسب تراست؟
هر چند ارائه خدمات پس از ?روش سود آور است اما به دليل غير کامپيوتري و يا غير نرم ا?زاري بودن آن اجراي آن دشوار وبراي بسياري از شرکتها، طاقت ?رسا است .پشتيباني يک محصول نرم ا?زاري با وجوديکه کاري بسيار نرم ا?زاري است اما باز هم براي شرکت هاي کامپيوتري مشکل است و معمولا ا?راد علاقه اي به آن ندارند. اگر مي توانيد يک تيم غير متخصص نرم ا?زاري و در عين حال با تخصص خدمات پس از ?روش تشکيل دهيد و احتمال مي دهيد که محصولتان به خدمات تکميلي احتياج دارد، هزينه کنيد واين تيم را تشکيل دهيد اما بدانيد که مديريت چنين تيمي مت?اوت از مديريت يک تيم توليد است و ممکن است اگرخوب عمل نشود نه تنها درآمد زا نباشد، بسيار پرهزينه هم از آب در بيايد.
ادامه دارد ....
همين!

Ali Vahed | 10:03 AM | Comment(s)(1)

آیا راهی برای نشان دادن ت?اوت نرم ا?زارها با هم برای مشتری هست؟

September 2, 2007 12:01 PM

یکی از مشکلات مهمی که تولید کنندگان و ?روشندگان محصولات نرم ا?زاری با آن مواجه هستند، نمایش وجوه تمایز محصول خود با سایر محصولات مشابه در بازار است.بگذارید توضیح دهم...
برای مثال مشتری برای سیستم حسابداری تماس می گیرد، شما امکانات نرم ا?زار خود را ش?اهی و یا کتبی اعلام می کنید، در پایان وقتی قیمت را اعلام می کنید برق سه ?از از سر مشتری می پرد، می گوید بابا چقدر گران، من حسابداری در بازار رضا دیده ام CD پنج هزارتومان! شما تلاش می کنید که به وی ب?همانید نرم ا?زار شما با آن نرم ا?زار قدیمی ق?ل شکسته ناقص بدون پشتیبانی ?رق دارد، می دانم مو?ق می شوید یا نه! چون واقعا سخت است.
این در حالیست که ت?اوت سیب با سیب معلوم است، ت?اوت مانیتور LCD با کی?یت با یک مانیتور 14 اینچ مشخص است، ت?اوت ژیان با بنز معلوم است.اما در مورد نرم ا?زار چین نیست.چرا؟
برای این عدم درک درست، چند دلیل به ذهن من می رسد:

1- عدم تعری? پارامترهای کی?ی برای ارزیابی یک نرم ا?زار توسط مشتری، به شکلی که ت?اوت برنامه حسابداری با حسابداری را نمی داند، چون نمی داند و یا نمی توانئ به چه شکلی باید این نرم ا?زارها را با هم مقایسه نمود.
2-عدم وجود نهادهای ارزیابی کننده و تعری? کننده استاندارد برای نرم ا?زارها: در همه جای دنیا، معمول است نهادهای دولتی و یا غیر انت?اعی و یا انجمن ها، به کمک مشتری آمده، محصولات را با هم مقایسه می کنند و Benchmark هایی را منتشر می کنند که در آن نرم ا?زار ها را هم مقایسه می کنند و به مشتری این حق انتخاب را می دهند که با کمک نتایج این مقایسه ها و بر اساس نیازهای خود و سطح بودجه خود، نرم ا?زار مورد تقاضای خود را خریداری نمایند.
3-عدم است?اده از مشاورین با تجربه برای تهیه RFP و یا ارزیابی ?نی محصولات، مشتری اگر خود نمی تواند تمایز بین محصولات را درک کند، باید از متخصصی بهره گیرد که به نمایندگی از وی، ابتدا نیازهای وی را بشناسد و سپس به نیابت از مشتری این ارزیابی را انجام دهد.
4-بازار خرده ?روشی در محصول نرم ا?زاری ایران، در ایران شرکت های کوچک -مثل ما- بسیار هستند و هر کس با توجه به محیط محدود پیرامون خود اقدام به تولید یک محصول نرم ا?زاری می کند، به دلیل کوچک بودن شرکت و عدم آگاهی مدیران و کارشناسان این شرکتها، ?رآیند تعیین مشخصات محصول، تست و آزمایش عملکرد محصول، قیمت گذاری ، پشتیبانی و .... به صورت ناقص اجرا می شود. مشتری نیز مواجه می شود با تعداد زیادی از محصولات مشابه که قیمت های بعضا بسیار مت?اوتی دارند و در مشخصات هم گاهی محصولات هم نام اما با عملکرد مت?اوت هستند. هر کدام هم در د?اع از محصول خود، توجیه های بسیار می دانند مشتری بیچاره حق دارد که گیج شود که کدام درست می گوید. اگر شرکتها بزرگ و با تیم های کارشناسی مناسب در بخش های مهندسی ?روش، حسابداری قیمت تمام شده و خدمات پس از ?روش بودند، اولا اقدام به تولید هر محصولی نمی کردند، دوما برای محصول خود پارامترهای کی?ی مناسبی تدوین و سپس بر اساس محاسبه و تخمین قیمت تمام شده محصول، نرم ا?زار قیمت گذاری شده و در بازار عرضه می شود.
5-نگاه غیر کاربردی به یک نرم ا?زار: اغلب شاهدم خرید یک نرم ا?زار صر?ا برای داشتن آن است. علی الخصوص در برخی سازمانهای دولتی نرم ا?زار، جایگاه تشری?اتی داشته و تنها برای نمایش گزارش عملکرد و یا راضی کردن مدیر انجام می شود. به همین دلیل در هنگام خرید یک نرم ا?زار و یا س?ارش یک پروژه نرم ا?زاری ، آنقدر ها که باید دقت نمی شود و نیاز سازمان جدی نگاه نمی شود.
6- انتزاعی بودن نرم ا?زار: بر خلا? خیلی از محصولات که به صورت ?یزیکی قابل مشاهده هستند و مشتری به سادگی می تواند ت?اوت آنها با یکدیگر را ببیند، نرم ا?زار محصولی انتزاعی و Abstract است و نمی توان به سادگی آن را تجسم کرد و درک کرد که این نرم ا?زار چیست و چه مشخصاتی دارد.
7- ....

راه حل این مشکل چیست؟ این که برای هر کدام از موارد بالا اقدامی انجام شود، انجمن های تخصصی عهده دار مقایسه منص?انه نرم ا?زار ها شوند، همراه با هر محصول نرم ا?زاری، معیارهای کی?ی آن هم منتشر شود، تیم های کارشناسی و یا مشاوره ای مشتری تقویت گردد و در نهایت شرکتهای عرضه کننده نرم ا?زار به یک استراتژی مناسب در ?روش برسند.
چند سال پیش سازمان مدیریت و برنامه ریزی، اقدام به تدوین استانداردهایی برای نرم ا?زارهای مورد نیاز سازمانهای دولتی ، اعم از وب سایت و پورتال، سیستم های اتوماسیون اداری، نرم ا?زارهای مالی و .... نمود و در قالب بخش نامه هایی به سازمانها ابلاغ کرد.اما متاس?انه مانند سایر برنامه ها در کشور، به شکل جدی نسبت به اجرای آن و تعیین میزان انحرا? سازمانها از آن و اعطای جوایز و جریمه به آنها بر اساس میزان تعهد به این موارد سنجیده نشد، این است که امروزه حتی در سطح در یک سازمان مستقل نیز شاهد آش?تگی نرم ا?زارهای موجود هستیم.

همین!

پ ن : مایلم اگر خواننده گرامی، تجربه ای در معر?ی یک محصول به صورت درست به مشتری دارد، در این وبلاگ و یا در رسانه شخصی و یا سازمانی خودش منتشر کند، تا ضمن تبادل تجربیات، ?رهنگ ?روش صحیح و خرید صحیح یک نرم ا?زار نیز همگانی شود.

Ali Vahed | 12:01 PM | Comment(s)(0)

خدمات پشتیبانی محصول نرم ا?زاری، بخش دوم، واجب تر از نان شب!

از دو دیدگاه می توان اهمیت خدمات پشتیبانی به یک محصول نرم ا?زاری را بررسی نمود: دیدگاه تولید کننده و دیدگاه مصر? کننده
-در تولید در تمامی منابع مهندسی نرم ا?زار، تاکید ?رآوان شده است بر نگاه درست به پشتیبانی نرم ا?زار و ?رآیند پشتیبانی را در کنار ?رآیند توسعه و ?رآیند مدیریت پروژه، سه رکن اصلی ساخت سیستم می دانند. در مهندسی نرم ا?زار به صورت مداوم بیان شده است که عمده هزینه نرم ا?زار، در ?از پشتیبانی تحمیل می شود، بدین معنی که نه تنها زمانی که به صورت اسمی پروژه تمام شد، تازه پروژه شروع شده و بایستی به تغییراتی که در ماهیت و واسط های نرم ا?زار داده می شود پاسخ متناسب داد و آن را نگهداری نموده به روز رساند، بایستی توقعات مشتری را در مورد به کارگیری نرم ا?زار نیز توجه داشت.
-در دیدگاه مصر? کننده، معتقدم در خرید یک محصول و یا بهره گیری از خروجی یک پروژه نرم ا?زاری در یک سازمان، باید دقت نمود که یک سوم کار، خود محصول است، یک سوم اهمیت باید به راه اندازی آن در سازمان (آموزش نرم ا?زار، نصب و راه اندازی درست، تبدیل کار با نرم ا?زار به ?رهنگ سازمانی، انتقال اطلاعات) و یک سوم نیز به پشتیبانی و ارائه خدمات پشتیبانی اختصاص داد. این زمانی است که می توان ادعا کرد یک راهکار نرم ا?زاری در سازمان جاری شده است.
لذا، ارائه خدمات پشتیبانی و خدمات پس از ?روش مصداق "شام واجب تر از نان شب!!"  می دهند، حال ت?اوت پشتیبانی صر? و خدمات پس از ?روش که یک طی? عمده از خدمات را شامل می شود چیست، در قسمت های بعدی به آن خواهم پرداخت.
همین!

Ali Vahed | 09:52 AM | Comment(s)(0)