« May 2008 | صفحه اصلی | July 2008 »

امنیت کنکور سراسری

June 25, 2008 02:31 PM

نوشته «آنها در برزخند؛ تا يك ماه رنگ دنيا را نمي‌بينند!» را در ایسنا بخوانید، نگاهی است به مساله امنیت کنکور سراسری. من را برد به فضا و زمانی که کنکور می دادم. واقعیتش آن است که دلم اصلا برای آن روزها تنگ نشده است! 
جالب است در دنیای دیجیتالی امروز و همزمان با تمامی بحث های امنیتی که در حوزه اطلاعات داریم، امنیت فیزیکی نیز همچنان نقش خود را دارد و چقدر این نقش در برخی مواقع پیچیده، حساس و پر هزینه است. دلم برای کسانی که درگیر تهیه و توزیع سوالات هستند سوخت. اما درست مثل پزشکان، در برخی موارد، کاری از دست ما هم بر نمی آید!


همین!

Ali Vahed | 02:31 PM | Comment(s)(0)

"ما" و تحولات اقتصادی از دیدگاه رئیس جمهور

June 24, 2008 08:14 AM

شب دوشنبه (سه تیر) رئیس جمهور، آقای احمدی نژاد، بخشی از طرح های دولت برای ایجاد تحول در اقتصاد کشور را بیان کرد. هر چند مهمترین جنبه این طرح از دیدگاه مردم، همان نقدی کردن یارانه ها است، اما از دیدگاه "من نرم افزاری" این صحبت ها چندین جای توجه داشت که با هم مرور می کنیم (جملات رئیس جمهور  از اصل خبر در خبرگزاری ایسنا گرفته شده است، اینجا):


- در بحث ساماندهی نظام مالیاتی، آقای رئیس جمهور مشکل را از نبودن یک بانک اطلاعاتی مناسب برای فعالیتهای اقتصادی دانست:« دولت نظام جامع ارتباط پايگاه‌هاي اطلاعاتي و يك سيستم دريافت ماليات خودكار طراحي كرده است و بايد آگاهي‌هاي لازم داده شود و ماليات كه حق مردم است، اخذ شود.»


-در بحث گمرک، مشکل مهم در عدم حضور یک بانک اطلاعاتی جامع و کامل در همه کشور برای ثبت کالاها بر شمرده شد : « گمرك ما از نظر حجم نيرو در 30 سال گذشته كوچك‌تر اما از نظر حجم كار چند برابر شده است. صدها هزار نوع كالا بايد رد و بدل شود كه عمدتا با توان دستي و ذهني ماموران است.» وي افزود:« براي حل اين مساله بايد ساختار، ابزار و اختيار لازم ارايه شود تا كارها به درستي انجام گيرد. بايد مامورين گمرك تامين باشند و پايگاهي وجود داشته باشد كه گمركات به هم وصل شوند و هر كالا كدي داشته باشد.»

- در بحث بانکها، به جز اصلاح قوانین بانکی نداشتن اطلاعات مشکل مهم برشمرده شد:رييس جمهور انجام درست امورات بانكي را نيازمند ضوابط دقيق، پيچيده، همراه با اطلاعات دقيق عنوان كرد و گفت:« بانك‌ها نمي‌توانند منابع را درجهت اهداف اقتصادي هدايت كنند. ساختارها بايد راه را باز كنند.»

- در موضوع مسکن، عدم داشتن اطلاعات در زمینه خرید و فروش مسکن و لزوم ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی برای آن مورد تاکید قرار گرفت : وي با بيان اين‌كه، ما تلاش كرده‌ايم راه سوداگري را در عرصه‌ي مسكن ببنديم، به تاسيس پايگاه اطلاع‌رساني در زمينه‌ي خريد و فروش مسكن و اقداماتي كه در اين راستا صورت مي‌گيرد، اشاره كرد و گفت:« مثلا بايد ديگر قولنامه‌ها كه امضا شد و رسمي شد در اين پايگاه اطلاع‌رساني ثبت شود.»

شما به من بگویید، این طرح بیشتر یک تحول اقتصادی است یا یک تحول نرم افزاری!؟ آیا نکاتی که رئیس جمهور محترم به آن رسیده اند، نکاتی نیست که سالهاست در کشورهای دیگر با کمک فنآوری اطلاعات و ارتباطات حل شده است و چند سالی هم هست که توسط متخصصان ایرانی متذکر می شود که به آن نیاز داریم؟ طبیعتا در این زمینه گوش شنوا کیمیاست! این ضرب المثل را شنیده ام " که ماهی را هر وقت از آب بگیری ..." اما به نظر شما دیر نیست؟ در دولتی که متاسفانه در چند سال گزشته در برخی بخشهایش با نرم افزاری ها نامهربانی شد و عملا بسیاری از پروژه های بزرگ تعطیل و یا به دلیل اختصاص نیافتن بودجه کافی به حالت تعلیق رفت، تعریف این تعداد پروژه ملی در یک زمان کوتاه را باید نشانه چه دانست؟ اینکه مدیران ارشد نظام هم به نقش نرم افزار و اطلاعات پی برده اند و تاثیر آن را در بهره وری فهمیده اند؟ امیدوارم حدسم درست باشد. خوشحالم از اینکه شخص اول اجرایی کشور، طرحش را بر مبنای فنآوری اطلاعات چیده است. خوشحالم از اینکه نقش "ما" در انچه دولت تحول اقتصادی می داند، چقدر پررنگ است.هر چند به خاطر تجربه های قبلی کشور اینبار هم زیاد خوش بین نیستم، فقط امیدوارم نقش "ما" در حد حرف و شعار نباشد، امیدوارم ...

همین!

Ali Vahed | 08:14 AM | Comment(s)(7)

نظام عرضه و تقاضا در رزومه و شغل، یک نگاه تحلیلی

June 22, 2008 12:21 PM

وب سایت ITJobs اختصاص به کاریابی و شغل یابی و رزومه اینترنتی است. در صفحه اول این وب سایت به نکته جالبی برخواهید خورد. اینکه یک آمار کلی از مشاغل موجود در هر زمینه تخصصی (فرصتهای کاری) و نیز رزومه های موجود (کارجو) و نیز به تفکیک استان ارائه شده است. گرچند از این آمار نتوان به یک جمع بندی دقیق و همه جانبه دست پیدا کرد و جامعه آماری ما برای نتیجه گیری کامل نشود اما چند نکته حائز اهمیت در آن دیده می شود:


-نمی دانم چرا وضع استانها اینقدر با تهران متفاوت است. الان که در استانها به سبب حضور دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و علمی کاربردی باید فارغ التحصیل کامپیوتر زیاد باشد. شاید شرکتها و متقاضیان استخدام در شهرستانها به شیوه دیگری عمل می کنند. شاید رابطه و یا مراجعه حضوری موثر تر است. آنچنان که می دانم شرکتها در شهرستانها هم با کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه هستند (نوشته اپاتان را در این زمینه بخوانید: اینجا) . به هر حال تفاوت فاحش است. امیدوارم فارغ التحصیلان و ساکنان بومی شهرستانها در تهران دنبال کار نگردند، که اگر چه کار در تهران بیشتر است اما شرایط زندگی آنچنان برای یک مهاجر در تهران سخت است که دستآورد آنچنانی برایشان به ارمغان نخواهد داشت. کار در شهرستان حتی با حقوق کمتر بسیار سودمند تر از کار در تهران با حقوق بیشتر است. از سوی دیگر زمان آنکه بگویم کار در شهرستانها آنقدر تخصصی و جدید نیست هم گذشته است. گسترش اینترنت، این فاصله را پر کرده است و شرکتهای شهرستانی کارهای بسیار خوبی در زمینه فنآوری اطلاعات دارند. به شخصه شرکتهای اصفهانی، قمی، شیرازی و مشهدی می شناسم که کارشان بسیار به روزتر از خیلی از شرکتهای تهرانی و شایسته تمجید است.

- به جز رده شغلی "بازاریاب" ، تقریبا رابطه شغل و رزومه منطقی است. یعنی مشاغل بیشتر از رزومه هاست. فرصت نکردم یک درصد کلی در این زمینه بگیرم و با نرخ بیکاری در کل جامعه مقایسه کنم تا ببینم نرخ بیکار رد صنعت IT با نرخ کلی بیکاری چه نسبتنی دارد.

- در مورد "بازاریاب" عمده شرکتهای نرم افزاری با مشکل مواجه هستند و بنابراین تقاضا برای جذب بازاریاب همیشه وجود دارد. نکته کلیدی آنجاست که در کشور ما نیروی بازاریاب کم نیست، مشکل آنجاست که بازاریاب نرم افزار و سخت افزار با بازاریاب عطر و ادکلن متفاوت است و اکثر دوستان بازایاب این نکته را درک نکرده اند. آن است که هر چقدر هم در زمینه دیگر موفق هستند وقتی پا به زمینه کامپیوتر می گذارند ، ناموفق می شوند. بازاریاب کامپیوتری (مخصوصا در زمینه نرم افزارهای تخصصی) ویژگی هایی می خواهد که شخص خاصی را می طلبد. نکته دیگر اینکه به دلیل ضعف اقتصاد نرم افزار و کمی گردش مالی در آن، برای بازاریابان حرفه ای ، نرم افزار بازار جذابی نیست، چون سود آنچنانی که در زمینه های دیگر ، عمومی تر و یا ساده تر وجود دارد در نرم افزار برایشان متصور نیست. این است که سراغ اینکار نمی آیند.

- شغل برنامه نویس همچنان پر تقاضا ترین شغل در زمینه IT است. این نشان دهنده ماهیت تولیدی بیشتر شرکتهای نرم افزاری است. هر چند تولید بخشی جدا نشدنی از کار یک شرکت نرم افزار است، اما اگر به مشغل دیگر مانند پشتیبانی و فروش توجه نشود، شرکت در دراز مدت دچار مشکل خواهد شد. از سوی دیگر مشاغلی نظیر تحلیل گر، مدیر پروژه، طراح بانک اطلاعاتی و .... نیز باید در بخش تولید بکار گرفته شوند که طبیعی است که نیاز به نیروی کمتری دارد و شخص متبحر کمتری در این زمینه وجود دارد (کم بودن نباید باعث غافل شدن از این بخشها باشد)

-...?

شما نتیجه گیری دیگری از این آمار دارید؟ اگر نه امیدوارم دوستان ITJobs و یا سایر سایت های کاریابی فرصتی کنند و با داده هایی که در اختیار دارند برخی گزارشهای تحلیلی و آماری را منتشر کنند که می دانم، مشاهده آنها برای فعالان این صنعت بسیار سودمند است.
همین!

Ali Vahed | 12:21 PM | Comment(s)(1)

ابزاری بهتر از Excel برای برنامه ریزی

June 21, 2008 03:51 PM

همانطور که در یکی از نوشته های قبلی ذکر کرده بودم، این روزها درگیر اندازه گیری، برنامه ریزی و سازماندهی چند شرکت نرم افزاری هستم. برای اینکه بتوانم برنامه ریزی درستی داشتم باشم، باید تمامی اهداف و برنامه های کیفی آنها را به کمی تبدیل می کردم تا قابل اندازه گیری شوند و در نتیجه مدیریت گردند. این شد که سراغ Excel رفتم. خدا خیرش بدهد آقای نوید را که پنج-شش سال پیش در مورد Excel اینقدر تاکید کرد که جدی یاد بگیرم. الان سیستمی تولید کردم که کافی است هدف مالی شرکت برای یک سال و سپس برخی پارامترها از جمله محصولات و قیمت پایه آنها و عوامل فروش و میزان مطلوبیت آن و برخی پارامترهای دیگر در مورد شرایط محیط کار را وارد کنید تا به شما بگوید چند نفر نیرو در بخش پشتیبانی، تولید و فروش لازم دارید و در کدام ماه از سال چقدر باید مشتری جذب کنید و از کدام طریق، چقدر بودجه لازم دارید، سودتان در چه صورت افزایش می یابد و حتی محیط مناسب برای دفتر کارتان چقدر است. تازه اگر داده های واقعی خود را هم در مورد میزان درآمدها و هزینه های شرکت داشته باشید، میزان انحراف از برنامه های مصوب شرکت خود را در هر ماه و در کل برنامه خواهید دانست. یکجور مهندسی معکوس و اندیشیدن از اخر به اول.
هر چند این سیستم اصلا سیستم پیچیده ای نیست و ساخت آن با Excel بسیار ساده و ابتدایی است،  اما بدون شک ساختن آن با نرم افزاری به جز Excel ، کاری سخت و دشوار بود و شاید آنقدر پر هزینه، که عطایش به لقایش بخشیده می شد. درگیر شدن با فرمها، ساختن جداول و  روابط بانک اطلاعاتی آنقدر وقت شما را خواهد گرفت که از کار اصلی بازخواهید ماند.
از این گزشته، قابلیت های منطبق سازی یک سیستم مبتنی بر Excel به شما این امکان را می دهد که به سادگی نسخه جدیدی از سیستم ایجاد و تغییرات مورد نظرتان را در آن اعمال کنید. همان کاری که من کردم. برای یکی از شرکتها، با حفظ پایه اصلی، کلا سیستم را شکل دیگری دیدم و تغییرات اساسی در آن ایجاد کردم.
این است که به نظر من، بهتر از این نرم افزار، برای کاربردهای Single ، ابزاری نیست. کاربردهایی با هدف انجام محاسبات، پشتیبانی تصمیم گیری و برنامه ریزی کسب و کار. حتی نرم افزارهای تخصصی این موارد هم به دلیل پیچیدگی ها و کامل بودن بیش از اندازه، واسط کاربری نا آشنا و نیاز به خرید نرم افزار ، نمی تواند جای این نرم افزار را بگیرد. لذا به همه دوستانی که مایلند مشاوره و برنامه ریزی را به شکل جدی دنبال کنند، توصیه می کنم از قابلیت های این نرم افزار-Excel- غافل نشوند.
همین!

Ali Vahed | 03:51 PM | Comment(s)(3)

تبلیغ و نرم افزار

June 17, 2008 02:37 PM

بچه های دفتر این دفعه برای تبلیغ راه متفاوتی را دنبال کرده اند و به جای یک تبلیغ خشک و خالی و یا یک تصویر متحرک ایستا، ایده جدیدی را به کار برده اند. (صفحه اول وب سایت رادمان را مشاهده کنید.) نمی دانم این روش تبلیغ چقدر بهتر و یا بدتر از روشهای کلاسیک است و آیا موثر تر هست یا نه؟
همین! 

Ali Vahed | 02:37 PM | Comment(s)(2)

ساختار دفاعی، ساختار تهاجمی

June 14, 2008 08:17 AM

به بهانه این روزهای فوتبالی،  بد ندیدم سلسله مطالب فوتبال شرکتی ... را ادامه دهم. در این مبحث می خواهم به بحث ساختار دفاعی، ساختار تهاجمی در یک فوتبال شرکتی -با توجه به تعاریفی که در نگاشت یک شرکت نرم افزاری به یک تیم فوتبال داشتیم- اشاره کنم.
ابتدا بحث فوتبالی: در فوتبال سنتی وقتی بازیکنان را در سه خط حمله، هافبک و دفاع تقسیم می کردند وظایف هر کدام کاملا مشخص بود و گل زدن به عهده مهاجم و گل نخوردن به عهده مدافع قرارداده شده بود. اما در فوتبال مدرن این کل تیم است که حمله می کند و کل تیم است که دفاع می کند. بدین ترتیب در موقع گل زدن دیگر به خط حمله تنها اکتفا نمی شود و از ساختار حمله که مسؤولیت همه اعضاء تیم از دروازه بان تا نوک حمله در آن روشن شده است صحبت می شود و در موقع حفظ نتیجه و گل نخوردن فقط خط دفاع مسؤول نیست بلکه از ساختار دفاعی که همه تیم را در بر می گیرد صحبت می شود.
یادآوری: در فوتبال شرکتی، تیم فروش را به خط حمله،تیم تولید را به هافبک و تیم پشتیبانی را به خط دفاع نگاشت کرده بودیم(اینجا)
اما در یک شرکت نرم افزاری:

در شرکتهای نرم افزاری بزرگ و یا در شرکتهای نرم افزاری با مدیریت سنتی نیز مانند یک فوتبال سنتی، وظائف سه گروه فروش، تولید و پشتیبانی کاملا به صورت مجزا از هم تعریف شده و این واحدها هر یک تنها وظیفه خود را انجام می دهند. تولید تنها محصول را با توجه به مشخصات تعریف شده تولید می کند، فروش محصول آماده و یا پروژه جدید را به فروش می رساند و پشتیبانی از پروژه های اجرا شده حمایت فنی می کند. اما در یک شرکت نرم افزاری کوچک ویا متوسط و یا شرکتی که برای حفظ فضای رقابتی نیاز دارد که در بازار حضور مؤثر داشته باشد، نمی توان نیروها را اینقدر از هم جداگانه تقسیم کرد، بلکه باید "ساختار فروش" و "ساختار پشتیبانی" شرکت تعریف گردد. به نحوی که در هنگام نیاز به پوشش بازارهای هدف، فروش گسترده محصولات و یا نیاز به فروش به یک مشتری ویژه، این تنها بدنه فروش نیست که باید درگیر شود، بلکه کل شرکت با اضافه کردن نیرو به شکل هدفمند به فروش بهتر محصول کمک می کنند. در این میان حتی شاید لازم باشد هدایت فروش از پشتیبانی صورت گیرد، برای مثال با جلب رضایتمندی مشتری موجود، به جذب مشتری جدید کمک شود (همانطور که در فوتبال می گوییم، از دفاع توپ مناسب برای نوک حمله سانتر می شود) پس از به ثمر رسیدن فرآیند فروش -گل زدن به حریف در فوتبال- اینبار نوبت به کل شرکت است که نتیجه را حفظ کنند و مشتری را ناراضی نکنند (نخوردن گل در فوتبال) اینجا است که باز هم ساختار دفاعی شرکت مرکب از همه نیرو ها سازماندهی مجدد می شوند برای اینکار و به تیم پشتیبانی کمک می کنند. تیم فروش تلاش می کند ارتباط موثر خود را با مشتری جذب شده حفظ کند (نگه داشتن توپ در زمین حریف و دفاع از نوک حمله) اینکار باعث می شود برخی اعتراضات و دلخوری ها به دلیل روابط عمومی بهتر نزد پرسنل فروش و ارتباط نزدیک تر با مشتری در همان مراحل اول برطرف شود و صرفا تقاضاها و درخواست های فنی به بخش پشتیبانی برسد. نتیجه اینکه تیم پشتیبانی در حمایت از یک مشتری تنها نیست و سایر بخشها نیز به موقع به وی کمک می کنند.

دقت شود:
-تعریف ساختار فروش و پشتیبانی در یک شرکت به همین سادگی نیست و نیاز به فرهنگ سازی و سازماندهی مناسب نیروها دارد. اگر در این زمینه اغراق شده عمل شود و یا وظائف افراد به درستی تعریف می شود شما ممکن است نه تنها کمکی به این بخشها نکرده باشید بلکه با شلوغ کردن سر آنها و انتساب وظائف متفاوت و متناقض باعث سردرگمی افراد و بخش ها شده، به نحوی که وظائف اصلی خود را فراموش کنند.
- تعریف این ساختار ها، تعیین شرح وظائف در هر زمان و نیز زمان مناسب برای به حمله رفتن و یا حالت تدافعی گرفتن از نکاتی است که به عهده مدیران ارشد سازمان است و باید قبلا برای آن توانمند شده باشند. این کار را می توان از طریق بازی های تدارکاتی (که بزودی نقش آن را در یک شرکت نرم افزاری بیان خواهم کرد)، شبیه سازی، گردش نیروها در واحد های مختلف و یا مطالعه رفتار شرکتهای موفق در این زمینه (Best Practice) در این میان مدیران نهادینه کرد.

همین!

Ali Vahed | 08:17 AM | Comment(s)(1)

چگونه از طریق نرم افزار پولدار شویم؟

June 9, 2008 07:11 AM

به نظر من فقط دو راه برای "پولدار" شدن از طریق تولید و یا فروش نرم افزار وجود دارد:
1- یا یک پروژه 100 میلیونی بگیری و به اندازه 10 میلیون برای آن هزینه کنی.
2- یا یک محصول 5 میلیونی با هزینه 10  میلیون بسازی و از روی آن 100 نسخه بفروشی.


دقت کنید که:
- عدد ها صرفا برای مثال و بیان نسبت است!
-پول در آوردن با پولدار شدن فرق می کند، خیلی از شرکتهای نرم افزاری پول در می آورند اما آنقدر هزینه می کنند که در آخر چیزی به عنوان سود اقتصادی برایشان باقی نمی ماند.
- کار سختی نیست پروژه 100 میلیونی بگیری و به اندازه 95 میلیون برای انجام آن هزینه کنی (تازه اگر از 100 میلیون برای آن بیشتر هزینه نکنی!) . این زرنگی توست که بتوانی برای همان پروژه -یا از روش درست و یا روش نادرست- هزینه کم بکنی.
-می توانی محصول 5 میلیونی ات را 500 هزار تومان بفروشی به شرطی که بتوانی به جای 100 نسخه، 1500 نسخه بفروشی (1000 تا از این تعداد جبران 100 تای قبلی است 500 تا هم برای پوشش هزینه های فروش و پشتیبانی فروش 1000 نسخه دیگر است!)


همین!

Ali Vahed | 07:11 AM | Comment(s)(4)

Hello world

June 5, 2008 10:18 AM

برنامه معروف "hello world " را که می شناسید، همان برنامه ای که تقریبا همه کتابهای برنامه نویسی با آن شروع شده اند و خودم هم در آغاز هر دوره برنامه نویسی برای دانشجویان استفاده می کنم. دیروز در وبلاگ مهیار، لینکی دیدم که در آن این برنامه را با بیش از 373زبان برنامه نویسی مختلف نوشته بودند! (اینجا)  یکسری به آنجا بزنید. تنوع زبانها و نوع نگارش آنها جالب است و آدم را به این فکر می اندازد در این زمینه که چقدر زبانهای برنامه نویسی به زبانهای طبیعی شبیه اند آنکه کلی زبان در دنیا وجود دارد ولی درصد بالایی از مردم جهان از تعداد اندکی از این زبانها استفاده می کنند و الباقی زبانها یا مهجور و یا رو به انقراضند.


همین!

Ali Vahed | 10:18 AM | Comment(s)(2)