« August 2008 | صفحه اصلی | October 2008 »
خدا نیاورد آن روز را که کامپیوتر را از ما بگیرند ....!September 21, 2008 04:23 PM
برخی مواقع با دوستان همکار صحبت می کنیم از زمانها و شرایطی که نتوانیم کار کامپیوتری بکنیم: پیر بشویم، یک معلولیت سراغ ما بیاید، جنگی بشود و یا شرایط جامعه تغییری بکند که نیازی به نرم افزار نداشته باشد و ... از اینکه در این شرایط از ما چه کاری ساخته است، تقریبا اکثرا پاسخ می دهیم، هیچ!
به جز کار با کامپیوتر، هیچ نمی دانیم و نمی توانیم، ما آدمهای تک بعدی! انگار کامپیوتر و نرم افزار جزیی از زندگیمان شده است، جزیی که دیگر برایمان شبیه تنها یک شغل نیست. همه دار و ندارمان است. جزیی از وجودمان شده است.
حتی برخی از ما که به کار کامپیوتر نگاه شغل و وظیفه دارند هم، کمتر جایگزینی برای روزهای بیکاریشان دارند و یا به آن اندیشیده اند که اگر این شغل را از آنها بگیرند، چه کاری می توانند انجام دهند، وقتی با آنها در این زمینه صحبت می کنم، درست مانند گروه اول، اکثرا سردرگم می مانند.
نمی دانم شاید حرفه های دیگر هم چنین باشد، شاید از یک نظامی کارش را بگیری،کار دیگری بلد نباشد و یا آن را شایسته خود نداند، شاید یک معلم نتواند به کار دیگری به جز تدریس عشق بورزد، شاید یک کارمند وابسته به اداره اش باشد و بازنشسته که شود سرخورده و افسرده راهی پارک ها بشود، شاید یک پزشک در زمان پیری، مستاصل بماند، شاید ...
فقط همین را می دانم که خدا نیاورد آن روزی را که ...
همین!
Ali Vahed | 04:23 PM | Comment(s)(2)
CERNSeptember 13, 2008 04:11 PM
این روزها خبر راه اندازی شتاب دهنده LHC در CERN مورد توجه همه جهانیان است، به شکلی که در روزنامه های ما و حتی بخشهای اصلی خبری صداوسیما به عنوان تیتر اصلی از آن یاد می شود. شتابدهنده ای که با طول 27 کیلومتر در عمق 100 متری زمین برای شبیه سازی مهمترین رخداد عالم هستی ، Big Bang مورد استفاده قرار می گیرد، به همین دلیل فیزیک دانان این روزها در پوست خود نمی گنجند و به چنین دستآوردی افتخار می کنند و هر کس سعی می کند خود را جزیی از آن بداند (در ایران هم ما به جز ساخت یکی از قطعات یکی از Detector های این مجموعه، به این می نازیم که 7 دانشجوی دکتری در این مرکز داشته ایم که تز پایانیشان را انجام داده اند یا می دهند)
اما چرا CERN را باید در دنیای فنآوری اطلاعات و ارتباطات نیز جدی گرفت و مانند فیزیک دانان، کامپیوتری ها نیز به آن افتخار کنند. شاید مهمترین دلیل آن، بحث تعریف پروتکل وب(WEB) است در این مرکز، استانداردی که ابتدا برای تسهیل به اشتراک گذاری مستندات این پروژه بین محققان آن تدوین شد (تیم برنزلی را که می شناسید) و پس از آن، با گسترش آن در بستر اینترنت ، این شبکه را از یک بستر متنی خشک و غیر قابل انعطاف،به چیزی تبدیل کرد که زندگی بشریت را متحول کرد.
اما مساله دیگر که برای شخص من بسیار جالبتر است، حجم اطلاعاتی است که این شتابدهنده تولید خواهد کرد و باید مورد پردازش قرار گیرد، چیزی حدود 10 گیگا بایت در ثانیه، یا 15پتا بایت در سال، معادل 20 میلیون CD در سال(اگر این تعداد CD را روی هم بگذاریم، 20 کیلومتر خواهد شد!). می گویند این حجم از اطلاعات، معادل هزار برابر کل اطلاعات کتابهایی است که در عرض یکسال چاپ می شود! می گویند حجم اطلاعات در گردش روی شبکه این سیستم ، معادل کل حجم اطلاعاتی خواهد شد که در شبکه مخابراتی کل دنیا جریان دارد! جالب است برایم که زمانی که این حجم از اطلاعات در جریان باشد، با چه مکانیسمی سخت افزاری و نرم افزاری آن را پردازش می کنند و چه نتیجه ای می گیرند، من که هنوز نتوانستم ام پردازش چنین حجم از اطلاعاتی را تصور کنم، برای من به چیزی مانند خیال و رویا شبیه است، رویایی که به قول خود متخصصان این مرکز به واقعیت تبدیل شده است، آنهم با استفاده از بحث Grid Computing (برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.)
خوشحالم برای یکی از بچه های قدیمی رادمان، علی جوادزاده، که در زمان ادامه تحصیلش در چنین پروژه بزرگی در بخش Grid Computing حضور داشته است و به وی حسادت می کنم که توانسته است با چنین آدمهایی و در چنین محیطی کار کند، محیطی که برایم شبیه یک بهشت موعود است، آدمهایی که برایم خدایگان این رشته اند!
همین!
Ali Vahed | 04:11 PM | Comment(s)(0)
استادان علیه تقلبSeptember 11, 2008 06:15 PM
دو پاراگرافی که در بالا ذکر شد، هدف از تشکیل یک وبلاگ است با نام: "استادان علیه تقلب"( اینجا را کلیک کنید.)
اینکه استادان بزرگی که حامیان این وبلاگ هستند، به چنین درجه از خشم رسیده اند که همچین وبلاگی را راه اندازی نموده اند، نشان از عمق فاجعه ای دارد که در ارزیابی علمی ما می گذرد و شاهد آن هستیم و این بسیار نا امید کننده است.بازتاب خبری تشکیل چنین وبلاگی هم نشان دهنده از خالی بودن جای چنین مواردی در فضای وب بوده است و عطش جامعه دانشگاهی به دریافت چنین مطالبی، امیدوارم این بزرگواران در هدفی که دنبال می کنند موفق باشند.
همین!
پی نوشت: تعدد نامهای کامپیوتری در فهرست نامهای حامیان این وبلاگ برایم جالب بود. خوشحالم که این بار کوزه گر از کوزه شکسته آب نمی خورد (اینجا را ببینید.)
Ali Vahed | 06:15 PM | Comment(s)(0)
ماه رمضان از نگاه حرفه ایSeptember 6, 2008 02:11 PM
در اینکه ماه رمضان،ماه مبارکی است شکی نیست، در اینکه مهمانی خدا است هم ایضا، اما این ماه اثراتی برای محیط های کاری و شرایط آن دارد که در این نوشته قصد دارم به آن اشاره کنم. اگر چه پیشتر در نوشته هایی در این مورد صحبت کرده بودم (مراجعه کنید به 1، 2 ، 3 و 4 ).
دقت شود این نوشته یک بررسی علمی یا اعتقادی نیست، بلکه نظر شخصی من است در رابطه با مواردی که در ماه رمضان بایستی در یک محیط مورد توجه افراد اعم از مدیران و برنامه ریزان شرکتها و پروژه ها قرار گیرد، از جمله :
- کاهش ساعات کار دولتی ها: در برگزاری جلسات و تحویل ها به این نکته دقت شود. عملا با کاهش زمان کار و مسائل مرتبط با ماه رمضان، حدود 2 ساعت مفید برای شما باقی است (9:30 الی 11:30)
- کاهش کارایی پرسنل : روزه گرفتن باعث می شود که علی الخصوص در ساعات بعد از ظهر، کارایی پرسنل کم شود و نمی توانند مانند روزهای عادی کار کنند. برای محاسبه زمان در تخمین پروژه ها، باید حتما یک نفر-ماه در ضریبی نظیر 4/3 یا 2/1 ضرب شود.
-تعطیلات و شب های قدر: وجود دو تعطیلی رسمی (شهادت حضرت علی (ع) و عید فطر ) که برخی مواقع به صورت ناگهانی افزایش می یابد به همراه روزهای پس از شبهای قدر نیز باید مد نظر قرار گیرد تا از زمان مفید کاری و جلسات کسر شود.
-مشکلات جلسات دمو یا ارائه محصول: معمولا بحث پذیرایی در جلسات فروش محصول، باعث می شود که مشتری با حس بهتری نسبت به موارد ارائه شده در جلسه گوش دهد و تاثیر بهتری از جلسه دمو دریافت کند. علاوه بر آن بحث پذیرایی به عنوان یک وقفه در جلسه باعث شکسته شدن جلسه به زمانهای کوچکتر شده، در زمان پذیرایی می توان از بحث های کاری خارج شد و نزدیکی و همدلی بهتری با مشتری برقرار نمود. در ماه رمضان به دلیل عدم امکان پذیرایی، شما از این مزیت محروم هستید و باید برنامه دیگری برای آن داشته باشید. برگزاری جلسات در صبح ها و به صورت کوتاه مدت (45 دقیقه الی یکساعت) یک راهکار در این مساله است. از سوی دیگر در مورد مشتریانی که از شهرستان به تهران مسافرت می کنند و در جلسات شما شرکت می کنند مشکل پذیرایی و ارائه نهار و پذیرایی هم برای شما و هم برای خود مشتری با مشکل روبرو است.
-کاهش زمان نهار پرسنل: در قانون وزارت کا و عرف کاری شرکتها در در میان روز، معمولا نیم الی یکساعت به عنوان ساعت نهار و نماز برای استراحت پرسنل آمده است که از ساعت رسمی کار پرسنل کم می شود. در این ماه به دلیل اینکه برخی از کارکنان روزه هستند، این زمان باید حذف شود تا کارکنان بتوانند زودتر شرکت را ترک کنند. (این با بحث تعطیلی غیر منطقی ادارات در تهران متفاوت است).با وجود این کاهش، باید تلاش کنید در میان روز یک استراحت کوتاه به کارکنان بدهید که خستگی کار صبح در آنها باقی نماند..
- ماموریت پرسنل برای ارائه خدمات در شهرستانها: برخی پرسنل شمابه لحاظ رعایت روزه داری عادت دارند ، از سفر در این ماه اجتناب کنند. این کار شما را برای برنامه ریزی سفر و ماموریت دشوار می کند. از سوی دیگر پرسنلی که در این ماه به ماموریت می روند، با مشکلاتی نظیر تعطیلی رستورانها و ... مواجه می شوند که آنها را دچار مشکل می کند، به همین دلیل ماموریت ها در این ماه بایستی به حداقل کاهش یابد.
-افطار زمان مناسبی است که شما به پرسنلتان در رده های شغلی مختلف نزدیک شوید و با همدیگر یک رابطه مشترک و صمیمانه برقرار کنید، از سوی دیگر این زمان کمک می کند که شما با مشتریان خود نیز رابطه نزدیک تری ایجاد کنید. افطار زمانی است که روزه گیر و روزه خوار(!)، مذهبی و غیر مذهبی، مسلمان و غیر مسلمان و ... به آن به یک نگاه مثبت نگاه می کنند و برگزاری یک مهمانی افطار فرصت مناسبی است برای دیدوبازدید های کاری چه با پرسنل و خانواده آنها، چه با مشتری .
-رعایت شرایط روزه داری به معنای واقعی، کمک می کند که محیط های اداری از سلامت بهتری برخوردار شوند. (هر چند متاسفانه این شرایط رعایت نمی شود، ما از روزه داری فقط نخوردن را می دانیم )
- مذاکرات و نامه نگاری های سازمانی: در این زمینه باید دقت شود که برخی افراد در مکالمات روزمره در ماه رمضان ادبیات خاصی را انتخاب می کنند که در تماس با آنها توسط شما باید مد نظر قرار گیرد تا ارتباط موثرتری در این زمینه شکل گیرد، مواردی نظیر "نماز، روزه ها، قبول باشد!"، "با آروزی قبول ی طاعات و عبادات "، "التماس دعا!" یا ... به صورت رسمی و یا غیررسمی، شفاهی یا مکتوب مورد استفاده قرار می گیرد، حتی اگر شما آدم مذهبی نیستید و به این موارد اعتقاد ندارید، باید به عقیده سایرین احترام بگذارید و از این ادبیات در ارتباط با آنها استفاده کنید.
- حتی اگر در شرکت شما همه روزه می گیرند باید شرایط و محلی را فراهم کنید که هر کس به هر دلیلی مایل نیست روزه بگیرد بتواند به سادگی غذا یا چای بخورد و مزاحمتی برای وی ایجاد نشود. متاسفانه این مساله در سازمانهای دولتی ما دیده نشده است و از این نظر کارکنان دولت با مشکل مواجه می شوند، در حالیکه شرکتهای خصوصی اغلب به این مساله توجه دارند.
-پرسنلی که روزه نمی گیرند باید به شکلی کاملا توجیه شوند که غذا خوردن آنها، مشکلی برای اشخاص روزه دار ایجاد نکند، بوی غذا، نمایش خوردن غذا و چای (کامپیوتری که عادت به چای خوردن نداشته باشد می شناسید!؟) و .. باید کاملا مد نظر باشد.
- در برخی مشاغل، ماه رمضان با کاهش حجم کار و تولید مواجه است. مشاغلی مرتبط با صتایع غذایی، گردشگری ، هتل ها و ... از این جمله است. این ماه فرصت خوبی برای شما است که با این مشتریان ارتباط برقرار کنید و از فرصت خلوتی سر آنها، برای فروش و راه اندازی نرم افزار جدید استفاده کنید.
-...
هر چند،به دلایلی، چند سالی است دیگر روزه نمی گیرم، اما تلاش می کنم در این ماه با درک شرایط آن، شیوه کار کردن را هم برای روزه دار ها و هم برای غیر روزه دارها(!) فراهم کنم.امیدوارم دولت هم در این زمینه شرایط را برای ما نیز دشوار نکند، تعطیلی سه روزه عید فطر، یا کاهش ساعات کار از جمله شاهکارهای دولت در این زمینه است که چون قبلا در مورد آن نوشته ام دیگر به آنها نمی پردازم.
همین!
Ali Vahed | 02:11 PM | Comment(s)(9)
فنی ها به بهشت می روند!September 2, 2008 02:44 PM
دوستی می گفت یک جامعه زمانی دچار مشکل می شود که آدم های تکنوکرات در آن کم بشوند، اشخاص تکنیکالی که دست به آچارند و می دانند چطور یک طرح را به یک ابزار تبدیل کنند.
نمی دانم چقدر این دیدگاه درست است، هر چند با آن موافقم و عقیده خودم آن است که جامعه ای که فیلسوف نداشته باشد آینده بلند مدت را از دست می دهد، جامعه ای که آدم فنی نداشته باشد آینده کوتاه مدت را، بگذریم ....
هدف از طرح مقدمه فوق، ورودی بود به بحث اهمیت حضور افراد فنی (Technical Man) و حکم کیمیا داشتن آنان است در شرایط حال حاضر کشور.
در شرایط فعلی کشور ما، گروهی که وارد رشته مهندسی می شوند شامل چند دسته کلی می شوند:
- افرادی که مهندس نیستند (تعریف مهندس را اینجا ببینید)، بلکه صرفا به دلیل اسم، اصرار والدین، قبولی تصادفی یا .... وارد این رشته شده اند و آخر و عاقبت بسیاری از آنها در اشتغال به مشاغل غیر تخصصی است.
- افرادی که خیلی مهندس می شوند! اکثر بچه هایی که با هدف مهندس شدن وارد این عرصه می شوند، مهندسی را در پشت میز نشینی، کا رباکلاس کردن، دستور دادن، با لباس شیک و ماشین شیک به کارگاه سر زدن و ... می دانند، این است که این افراد وقتی فارغ التحصیل می شوند، اگر از شانس و اقبال یا پول و پارتی پدر بهره مند نباشند، سرخورده می شوند و از انجام یک کار عادی هم عاجز می شوند، اگر از آنها بخواهی که عزیز من برای شروع باید از کارهای جزیی شروع کنی به آنها بر می خورد و عطای آن کار را به لقایش می بخشند، حتی اگر چنین افرادی در شرکت شما ماندگار شوند، شما از استخدام انها به جز اضافه شدن یک نانخور اضافه، عایدی دیگری ندارید.
- افرادی که مهندس می شوند. این افراد یا با علاقه وارد این رشته می شوند و یا با ورود به آن علاقه مند می شوند و می توانند مساله خوب حل کنند و برای مسائل بهترین راه حل را با توجه به شرایط موجود انتخاب می کنند.
اما بر سر دسته سوم چه بلایی می آید...
دسته سوم خود به سه گروه تقسیم می شوند:
- گروهی که مهاجرت می کنند و شرکتهای خارجی به سرعت آنها را جذب می کنند. کشور از نبود آنها دچار چه خسرانهایی که نمی شود ...
- گروهی می خواهند بروند اما شرایط رفتن را ندارند، این دسته انگیزه کار کردن را از دست می دهند و اکثرا تلاش می کنند از زیرکار دربروند و باری به هرجهت زندگی کنند...
- دسته سوم که ماندنی هستند و مشغول به کار، اکثرا برای این افراد به خوبی در کشور کارهایی با درآمد های عالی پیدا می شود، چون نیاز کشور به این دسته است. کسانی که کار بلد هستند و ابایی از اینکه لباسشان خاکی شود و یا دستشان کثیف بشود ندارند. اهل کارند و اگر قرار باشد کاری را انجام دهند، حاضرند از صفر تا صد آن را انجام دهند.
شرکتهای کوچک و بزرگ اغلب به دنبال چنین افرادی می گردند (یادم می آید چند سال پیش در شرکت یکی از دوستان، به دلیل اینکه نتوانستند یک مدیر فنی خوب پیدا کنند دست به دامان هندی ها شدند، یک مهندس هندی واقعا همه فن حریف را استخدام کردند)
متاسفانه به دلیل عدم درک شرایط این افراد در بسیاری از شرکتها، خیلی از این افراد فنی به مرور خسته می شوند از اینکه می بینند همیشه دستور می پذیرند و کسانی همیشه پشت میز نشسته و فرمان می دهند، آنوقت است که یک اشتباه بزرگ را مرتکب می شوند، یا احساس می کنند مدرک تحصیلیشان کم است و به فکر ادامه تحصیل می افتند (غافل از اینکه بعد از آن چیز خوبی در انتظارشان نیست و اصطلاحا Overeducated می شوند) یا به دنبال پست های عادی می گردند(و اینبار هم از یکنواخت شدن و کسل کننده شدن کارشان دلزده می شوند)
روندی که دربالا ذکر کردم باعث می شود که افراد فنی در کشور ما کم باشند و همانطور که اشاره کردم از نبودشان کشور دچار ضرر بسیار می گردد، ضرری که متاسفانه اغلب توسط مدیران ارشد کشور درک نمی شود.
اما عیب را گفتیم، راه حل را هم بگوییم.
با در نظر گرفتن چند راهکار ساده می توان افراد فنی را در کشور زیاد کرد و یا ماندگاری آنها را حفظ کرد:
- تغییر نظام آموزشی رشته های مهندسی : در برخی کشورها ، دانشجوی چنین رشته ای باید پیش از ورود، چند ماهی در کارخانه یا کارگاهی مرتبط با رشته دانشگاهی مورد علاقه اش کارآموزی کند. اینکار باعث می شود که آنکار را فقط در پشت میز نشستن نداند. توجه به کارهای عملی، جدی کردن بحث کارآموزی و .... از جمله اقدامات ای است که در این زمینه می توان انجام داد.
- تغییر نگرش جامعه به آدم های فنی: اکثر فکر می کنند که آچار به دست بودن، کار کارگری است نه کار مهندسی، اگر بتوان با نشان دادن مهندسان عملگرا در ذهن جامعه و رسانه ها تغییر ایجاد کرد، جوانان تصویر ذهنی بهتری نسبت به کار فنی پیدا می کنند.
- اهمیت دادن به آدم های فنی در کسب و کارهای مختلف : اگر از نظر حقوق، جایگاه سازمانی، احترام و ... به این افراد توجه شود، آنها با کمال میل کاری را که می کنند ادامه خواهند داد و فکر مهاجرت یا تغییر شغل را در سر نمی پرورانند.
- اهمیت دادن به تولید و حل مساله به جای واردات کالای آماده و یا ماشین آلات آماده از طریق وضع قوانین گمرکی، کنترل مرزها، سودآور کردن تولید و ... که افراد را از مشاغل کاذب (مانند دلالی) به مشاغل واقعی سوق می دهد.
-پاک کردن این ذهنیت که یک شبه می توان پولدار شد و به همه چیز رسید،جوانان ما اکثرا به دنبال آن هستند که ره صد ساله را یک شبه طی کنند،و متاسفانه برای ایده خود در جامعه نمونه هایی را هم می بینند، این است که اکثرا به جای کار دنبال پول می گردند و تلاش می کنند برای به دست آوردن پول ساده ترین کار را انجام دهند.
-و...
بحثمان طولانی شد، بگذریم و امیدوار باشیم روزی برسد که در کشور دچار کمبود آدم های فنی نباشیم ...
همین!