« April 2009 | صفحه اصلی | June 2009 »

رونالدینهو را بیرون بگذار!

"May 30, 2009"

هفته پیش بارسلونا سومین جام فصل خودش را برد، به جز آن موفقیت های بیشتری کسب کرد که مبارک طرفدارانش باشد.در تفسیر های ورزشی یکی از دلایل موفقیت این تیم را تغییرات اساسی این تیم نسبت  به فصل پیش و فروش ستاره های افول کرده اش بود، ستاره هایی که  موفقیت های قبلی این تیم به پای آنها نوشته می شد.
این بیرون گذاشتن ستاره ها، کسانی که کل تیم حول محور آنها می چرخید، باعث شد که از یکسو بقیه بازیکنان تیم، بازی خودشان را بکنند، انگیزه پیدا کرده از سایه خارج شودند و از سوی دیگر مربی در انتخاب شیوه بازی دیگر محدود به یک شیوه خاص نگردد و با آزادی کامل شیوه جدید بازی خود را انتخاب کند...


آیا می توان از این الگو در شرکت های نرم افزاری هم استفاده نمود؟


واقعیت این است که برخی مواقع مدیران شرکتهای نرم افزاری نیز باید این شجاعت را داشته باشند که در ترکیب تیم های خود دست برده، کار مشابه را انجام دهند. یعنی افراد شاخصی که شاید چندسالی آن تیم به آنها وابسته بوده است را از ترکیب آن تیم خارج کنند.
چرا؟

1- برخی مواقع شما باید با تغییر تکنولوژی سریعا واکنش دهید و با نیاز بازار محصولات و شیوه تولید خود را تغییر دهید.افراد شاخصی که در یک کار جا افتاده اند، حرکت شما را برای این تغییر کند می کنند.
2-افراد جا افتاده، معمولا جلوی جانشین پروری را می گیرند. به این ترتیب تیم وابسته به آنها می شود و افراد از یادگیری خارج می شوند و همه کارهای مهم دراختیار آنها قرار می گیرد. این مساله نه تنها باعث عدم رشدسایر افراد می شود، ریسک شما را بالا می برد.
3-این مساله شاید به اهمیت دو مساله قبلی نباشد، اما این افراد به دلیل حضور طولانیشان حقوق بالایی می گیرند که شاید یک نیروی جوان و تازه نفس با یک هزینه کمتر بتواند کارایی بهتری از آنها داشته باشد.

چه کسی؟
در این زمینه دقت بسیار باید کرد، شما نباید نیروی با تجربه خود را به راحتی از دست بدهید، چون در واقع هزینه آموزش وی را پرداخته اید. در این زمینه باید دقت کنید، ستاره ای نیاز به تغییر دارد که افول کرده باشد. اولین مرحله تغییر نیز جابجا کردن وی است، نه حذف وی.اگر تیمی با حذف یک ستاره اش موفق می شود، تیمی هم هست که یک ستاره را سالها حفظ می کند و بابت همین موفق است. شما کسی را مشمول تغییر بدانید که در سرجمع به نفع شرکت باشد. کسی که یادگیری دارد، هر روز پیشرفت می کند و مانند یک مهره کارآمد در کسب منافع شرکت شما موثر است، مشمول تغییر نیست. اما کسی که پیشرفت نمی کند، در مقابل تغییرات مقاومت آشکار یا نهان دارد، توازن تیمی شما را به هم می زند به شکلی که بقیه اعضاء تیم مسیر پیشرفت را برای خود مسدود می بینند و بی انگیزه می شوند را باید تغییر داد.

چه زمانی؟
بهترین زمان برای خروج یک ستاره فوتبال، انتهای فصل است. برای یک نیروی کامپیوتری نیز زمان بین دو پروژه،ابتدای سال که ترافیک کاری کمتر است بهترین زمان برای تغییر است. شما باید ریسک این که با این تغییر چند ماهی آن تیم وضعیت پایدار خود را از دست بدهد را به جان بخرید و برای آن زمان یک برنامه آموزشی دقیق طراحی کنید، به شکلی که تیم یک سازماندهی مجدد شده و به مرور تغییرات جدید در آن شکل گیرد. حتما به یاد داشته باشید، زمانی که یک تغییر الگو (Paradigm shift) در حال رخ دادن است چه در تولید، چه در فروش و چه در پشتیبانی یک محصول نرم افزاری، باید شما نیز آماده تغییرات باشید. صاحبنظران معتقدند در هنگام تغییر الگو، تجربیات قبلی ، ارزشی ندارد و کسی موفق است که بتواند الگوی جدید را خوب یاد بگیرد.

به چه شکلی؟
قبل از هر چیز شما باید کاندیداهای تغییر را شناسایی کنید، تلاش کنید در آن تیم حضور پررنگ تری داشته باشید و از طریق مستند سازی و یا ارتباطات چهره به چهره، دانش و تجربه آن تیم را استخراج کنید، سپس برنامه و Plan تغییر را به دقت مدون کنید و سپس مرحله به مرحله آن را اجرا کنید، در این زمان نباید از برخی مشکلات در فعالیت های جاری هراس داشته باشید و باید مرحله به مرحله این اشتباهات را اصلاح کنید تا تیم با سازماندهی جدید شکل پایداری به خود بگیرد.

یک تجربه
در شرکت یکی از دوستان، نیروهای ارزشمندی حاضر بودند که فعالیت تولید آن شرکت وابسته به آنها بود. به شکلی که در یک تیم حدود 15 نفره، اگر سه نفر را حذف می کردید کل تیم دچار مشکل می شد. این نیروهای ارزشمند هر چند باتجربه بوده و کمک بسیاری به شرکت می کردند اما به این دلیل که با یک زبان و یک شیوه برنامه نویسی عادت داشتند، در مقابل تغییر شیوه تولید مقاومت می کردند، از سوی دیگر چون همه سرنخ ها به آنها وابسته بود، دچار نوعی خودخواهی شده، شرایط غیر طبیعی برای کارکردن خود طلب می کردند. به دوستانم هشدار دادم که باید برای این افراد فکری بکنند، متاسفانه آن زمان محدودیت های مالی اجازه تغییر به این دوستان نمی داد که بهترین کار تشکیل یک تیم مجزا برای تولید با یک سازماندهی جدید بود، تا اینکه امسال دو نفر از این افراد خود از این شرکت خارج شدند، شاید این اتفاق ضربه بزرگی به سازمان آن شرکت باشد، اما اگر دوستانم بتوانند این اتفاق را خوب مدیریت کنند، سرآغاز تحول بزرگ و اتفاقات مثبتی برای آنها است. این که اکنون بتوانند تکنولوژی جدید را وارد شرکت کنند، متدولوژی های نوین تولید را بکار گیرند و به افراد تیم فرصت پیشرفت بدهند و اشتباهاتی که از روی تکرار تبدیل به عادت شده بود را برطرف کنند.

همین!

Ali Vahed | 10:06 AM

چرا FaceBook رفع فیلتر شد!؟

"May 26, 2009"

به همان بیهودگی که Facebook توقیف و فیلتر شد، به همان شکل هم رفع فیلتر شد. دو احتمال در این زمینه وجود دارد:
1- دوستان و عزیزان فیلتر کننده به بیهوده بودن کار خود پی برده اند و متحول شده، اشتباه خود را جبران کرده اند.
2- همه اینکار (فیلتر کردن و رفع آن پس از چند روز) یک بازی انتخاباتی بود.
نمی دانم، نظر شما چیست؟


همین!

Ali Vahed | 3:49 PM

چرا Facebook فیلتر شد؟

"May 23, 2009"

چندماهی نمی گذرد که به اصرار همسرم، عضو facebook شدم و نه مانند یک عضو فعال، بلکه گاهی از روی تفنن و یا از سر email هایی که از آن می آمد آنجا سر می زدم... اصولا خیلی اهل عضو شدن در اینگونه شبکه های اجتماعی نبودم ، اوایل orkut را جدی گرفته بودم تا زمانی که فیلتر شد، حالا FaceBook که آن هم الحمدالله توسط دوستان ارشادگرمان مسدود شد. اما چرا؟


راستش را بخواهید، هیچ وقت نفهمیدم واقعا چرا! دوستان اگر مایلند که ما به راه فساد نیافتیم که باید جلوی چیزهای دیگر را بگیرند که به گفته مسؤولین انتظامی در رسانه ملی صحبت از عدم وجود مرز برای ایران نباشد، اینکه به گواه خود اخبار رسمی کشور یک نوجوان یا جوان در کمترین زمان، حتی کمتر از آنکه نیاز باشد به یک سوپرمارکت برود، می تواند به مواد مخدر دسترسی داشته باشد. اینکه فساد و فحشا دم دست ترین چیزی است که در جامعه به چشم می توان دید ....
اما یک شبکه اجتماعی که با هدف توسعه فضای دیجیتال مطرح می شود، چه مشکلی دارد ... خدا می داند. درست مانند این است که چون می دانیم با چاقو می توان آدم کشت، چاقو را ممنوع و چاقو ساز را محکوم کنیم! تازه در مثال چاقو اغراق است که یک وب سایت اینگونه هم نیست! شاید بهتر بود مثال بیاورم که چون موسیقی ممکن است غنا باشد، رادیو و تلویزون را حرام کنیم،آنگونه که طالبان کرد...
دلم می خواست یک بار یکی از این دوستان تصمیم گیر را از نزدیک می دیدم که بدانم، چه فکر می کنند؟ ساختار فکریشان چیست؟ آیا اصلا مفهوم فضای دیجیتال و سایبر را می فهمند یا ....؟ فکر کنم خوب است که این دوستان را نمی بینم، چون شاید بیش از الان از دست آنها ناامید می شدم، اینکه می می فهیمدم ، طالبان را به سخره می گیریم، اما در پشت ظاهر برخی ها مان، طالبانی بس متعصب تر و کوته فکر تر نشسته است...
کاش مدیران نظام و آنها که در تصمیم سازی نقش دارند، مشاورین بهتری می گرفتند و از کارشناسان مجرب تری کمک می خواستند که می دانم در چنین فیلترینگ هایی، تقصیر به گردن مدیران نیست، این کارشناسان و مشاوران هستند که از کاه کوهی می سازند و ... بگذریم!


همین!

Ali Vahed | 7:21 PM

حضور در نمایشگاه، چرا؟ چگونه؟

"May 22, 2009"

هر ساله نمایشگاه های زیادی در سطح کشور چه به شکل مستقل و چه در کنار یک همایش برگزار می شود که شرکتهای نرم افزاری را برای حضور در آنها وسوسه می کند. حضور در این نمایشگاه ها در قالب یک غرفه، معمولا هزینه زیادی را برای شرکتها در بر دارد که متاسفانه اغلب به دلیل اینکه هدف از شرکت در نمایشگاه روشن نیست و اقدامات درستی قبل، در زمان برگزاری و پس از آن انجام نمی شود، این هزینه به هدر می رود. در این نوشته نه از دیدگاه یک متخصص تبلیغات، بلکه از نگاه تجربی یک مدیر که هر ساله به صورت متوسط در یک همایش یا نمایشگاه شرکت می کند، اهداف و حداقل های شرکت در نمایشگاه را مورد بررسی قرار می دهم، امیدوارم دوستان دیگر نیز تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند تا در نهایت یک بسته کامل برای عزیزانی که مایلند در یک نمایشگاه شرکت کنند، فراهم شود.
پیش از هر چیز باید هدف از شرکت در یک نمایشگاه روشن شود تا هزینه کردن در این زمینه توجیه پذیر شود.


اهداف حضور در نمایشگاه
سالها پیش از یک مدیر بزرگ که شرکتی نرم افزاری و موفق را اداره می کرد پرسیدم چرا در نمایشگاه شرکت می کنید؟ پاسخ داد: برای اینکه به رقبایم نشان دهم من هنوز زنده ام! هنوز ورشکست نشده ام و سرپایم! چون من مشتری خودم را دارم و از این نظر نمایشگاه به درد من نمی خورد!
آن روزها این نظر برایم عجیب بود، اما پس از تاسیس شرکت و حضور در یکی دو نمایشگاه، معنی جمله آن مدیر را کاملا فهمیدم!
به طور کلی می توان اهداف حضور در نمایشگاه را در چند مورد زیر خلاصه نمود:
- بازاریابی  و جذب مشتری: در نمایشگاهی که مشتری شما از آن بازدید می کند و یا در آن حضور دارد، حضور شما باعث می شود مشتری شما را پیدا کند، بسته به نوع حضور شما به شما جذب شود و مقدمات فروش برایش فراهم شود و یا در همان جا فروش صورت گیرد.
-برند سازی: گاهی اوقات شما در نمایشگاه مستقیما مشتری پیدا نمی کنید، بلکه حضور شما، پوشش خبری و تبلیغی این حضور باعث می شود که نام شما و یا محصولاتتان در ذهن افکار عموم و یا یک قشر خاص جا بیافتد و تبدیل به یک برند تجاری (Brand) گردد.
-نمایش توانمندی یا سرمایه شما به رقبا: مانند آن نظر مدیر برخی مواقع شما در یک نمایشگاه شرکت می کنید و یا حامی (sponser) یک همایش یا نمایشگاه می شوید که در فضای رقابتی، بتوانید عرض اندامی کنید.
- ارتباط با مشتریان قبلی: برخی موارد ، حسن شرکت در یک نمایشگاه ان است که شما مشتریان قبلی خود را در یک فضای متفاوت می بینید و می توانید رابطه تجاری خود با آنها را بازخوانی کنید.
برای حضور در نمایشگاه به نظر من باید یکی از اهداف فوق با ترکیب با اولویتی از آنها را داشت، در غیر اینصورت حضور در یک نمایشگاه بی معنی است. اگر فقط در نمایشگاه شرکت می کنید که در نمایشگاه شرکت کرده باشید، پولتان را در جوی آب ریخته اید. اگر در نمایشگاهی نمی توانید بفروشید، برند بسازید و یا چشم رقیبتان را کور کنید!، شرکت نکنید!

روش جضور در نمایشگاه
به نظر من حضور در یک نمایشگاه را باید به سه بازه زمانی پیش از برگزاری، زمان برگزاری و پس از آن تقسیم نمود. اهمیت این سه بازه در یک سطح است و اگر در هر کدام اقدامات درست صورت نگیرد، هدف شما محقق نخواهد شد.
پیش از برگزاری، به جز اجاره غرفه، باید اقدامات زیر صورت گیرد:
- آماده سازی اقلام تبلیغی، نظیر کاتالوگ، بروشور، CD ، فرمهای لازم، اشانتیون و ....
- آماده سازی پلان غرفه به شکلی شایسته و آماده سازی تجهیزات و لوازم نمایشگاهی مانند استند، کانتر، پاپ آپ و.... و سایر تجهیزات مانند میز وصندلی، کامپیوتر ها و ....
-خبررسانی در سطح خبرگزاری ها در مورد حضور در نمایشگاه بسته به هدف (اگر هدف ساخت Brand است اینکار الزامی است)
- اطلاع رسانی به مشتریان بالقوه، رقبا یا مشتریان موجود بسته به هدف از حضور
- آماده سازی و آموزش پرسنلی که در غرفه حاضرند.

در زمان برگزاری باید به نکات زیر دقت نمود:
- غرفه شما معرفی از شرکت شما است. بسته به هدف و بودجه سعی کنید غرفه شیکی آماده کنید، وسایل پذیرایی خوب و گرانقیمتی داشته باشید. اگر می خواهید شیرینی ارزانی به بازدید کننده بدهید، بهتر است اصلا ندهید! حتی اگر یک غذای ارزان را دوست دارید جلوی چشم بازدید کننده نباید آن را بخورید. شما در نمایشگاه شرکت کرده اید که خود را در معرض دید عموم قرار دهید ، پس مانند یک مهمانی مهم، آبروداری کنید!
- تلاش کنید غرفه به دو بخش کلی تقسیم شود: یک بخش وروردی که مخاطب را جلب کند و یک فضای مذاکره (VIP ) که بتوانید در آن از اشخاص مهم به شکلی که نشان دهد خاص هستند پذیرایی کنید و مذاکره داشته باشید.
- ثانیه های حضور شما مهم است. آن را هدر ندهید. با یک شخص بیش از اندازه وقت نگذارید، مراقب باشید شما آمده اید که به هدفتان برسید پس از کارهای بیهوده یا صحبت با اشخاص غیر مهم و یا عدم حضور فعال در غرفه اجتناب کنید.
- کسانی را در غرفه بگمارید که بتوانند به هدف شما کمک کنند. افرادی با لباس مرتب، برخوردی خوب و آگاه به فعالیت شرکت شما. بسته به جو نمایشگاه و هدف شما باید خودتان یا تیم فروش و بازاریابی شرکت کند.صرفا حضور افرادی زیبا یا با تیپ خاص، به شما در رسیدن به هدف کمک نخواهد کرد.
- تلاش کنید افراد مهم را قبل از رسیدن به غرفه خود شناسایی کنید و آنها را جذب کنید، الزامی ندارد که اگر یک فرد مهم از مقابل غرفه شما گذر کرد، خود به خود جذب ماجرا شود.
- از اقلام تبلیغی خود به شکل هدف مند استفاده کنید. مراقب باشید متاسفانه بسیاری از افراد در کشور ما صرفا برای تفریح و وقت گذارنی از یک نمایشگاه بازدید می کنند و دادن اقلام تبلیغی به آنها و یا وقت گذاشتن برای آنها هدر دادن هزینه و زمان است.
-چنانچه کسی در زمان نمایشگاه به شما ، شرکتتان و یا محصولتان ابزار علاقه شدید نشان داد، الزاما فرد مهم و کلیدی نیست! ما ایرانی ها عادت داریم حتی در هنگام خرید از یک مغازه، حتی اگر از یک جنس خوشمان نیاید، جوری وانمود کنیم که آن را می خواهیم و پس از آنکه وقت فروشنده را گرفتیم با گفتن "این باشد تا یک دور بزنیم" آب پاکی را روی دست فروشنده بریزیم.
- تلاش کنید از بازدید کنندگان اطلاعات مهم نظیر نام، سمت و اطلاعات تماسی آنها و زمینه علاقه مندیشان را بگیرد تا پس از نمایشگاه به عنوان یک lead در اختیار تیم بازاریابی شما قرار گیرد.
- بسته به هدف باید کاری کنید که اشخاص مهم و کلیدی، شما را به خاطر بسپارند. پس کاری کنید که این اتفاق بیافتد. از خلاقیتتان استفاده کنید.

زمان پس از نمایشگاه بسیار مهم است. اگر هزینه زیادی بکنید و یک نمایشگاه را به خوبی برگزار کنید اما پس از آن اقدامی در این زمینه نکنید، همه چیز را هدر داده اید. باید در این زمینه اقدامات زیر را صورت دهید:
- تلاش کنید پوشش خبری مناسبی در این مورد ایجاد کنید، خبرگزاری ها، وب سایت شرکت، گالری های تصاویر، فضای اتاق های دمو و ... محل هایی هستند که می توانید حضورتان را ثبت کنید تا در آینده نیز افراد جدید از این قضیه مطلع شوند.
-تلاش کنید بلافاصله با بازدید کننده های مهم ارتباط برقرار کنید و اطلاعات مورد نیاز را به آنها اطلاع دهید. مجددا پس از گذشت یک یا دو هفته تا حداکثر یک ماه مجددا با آنها ارتباط برقرار کنید و در قالب ارسال یک برشور، تماس تلفنی و یا .... ارتباط را بازخوانی کنید، اینکار باعث می شود بازدید کننده شما را فراموش نکند.
- اگر هدفتان از نمایشگاه فروش کالا است، تلاش کنید گرمی مشتری را از دست ندهید و بلافاصله جلسات دمو و یا فروش برای مشتریان بالقوه را برگزار کنید. سپری شدن زمان باعث می شود تاثیر ملاقات شما در نمایشگاه برای افراد کمرنگ شود.
- یک اطلاعات آماری از حضور خود در یک نمایشگاه تهیه کنید مانند هزینه انجام شده، تعداد بازدیدکننده، میزان رسیدن به هدف و .... تا به عنوان یک درس برای حضور مجدد در این نمایشگاه در سالهای بعد یا نمایشگاه های دیگر مورد استفاده قرار گیرد. تلاش کنید یک نظر سنجی مناسب انجام داده و نقاط قوت و نواحی قابل بهبود را استخراج کنید و تقویت و یا بهبود آنها را به عنوان یک رویه سازمانی تبدیل کنید.

نمی دانم، آیا چیزی را جا انداخته ام!؟
همین!

Ali Vahed | 7:24 PM

هویت شرکتی به جای هویت فردی!

"May 16, 2009"

1- چند سال پیش با شرکتی همکاری تجاری می کردیم روی نرم افزار تلفن گویای خودمان که با نام گویا3 شناخته شده است، مدیر عامل آن شرکت فرد مشغولی بود، اشتباها من را همیشه  "آقای گویا" می نامید! این قضیه باعث بسیاری داستانها و لطیفه ها در بین دو شرکت شده بود!


2- به بهانه روز روابط عمومی و ارتباطات و برگزاری چهارمین همایش روابط عمومی الکترونیک، نوشته کوتاهی در قالب خبر و گفتگو شده بود با من در مورد راهکار جامع ارتباطات الکترونیک که بازتاب های خوبی داشت(اینجا). جالب آن بود که در اصل خبر فامیل من درست نوشته شده بود اما در بازتابها من به "مهندس رادمان" و آقای رادمان تغییر نام پیدا کرده بودم! خنده دار بود ....!


فارغ از وجه شوخی و فکاهی این اشتباه  ها واقعیت این است که به مرور شما با شرکتتان یک هویت مشترک پیدا می کنید. در ابتدای کار این شما هستید که به شرکت هویت و شخصیت می دهید، حضور شما در شرکت جدید التاسیستان  است که باعث می شود کسی با شما کار بکند یا نکند اما پس از آنکه چند سالی از فعالیت شرکت سپری شد، این شرکت است که هویتی مستقل می گیرد و شما را وامدار خودش می کند، اینجا است که هویت فردی شما دیگر مستقل از شرکت نیست! این شمایید که وابسته به شرکتتان می شوید و اعتبار شرکت است که باعث جذب یا دفع یک مشتری می شود.
نامهایی در صنعت نرم افزار است که دیگر نمی توان آنها را جدا از شرکتشان دانست، مهندس نظاری را نمی توان مستقل از همکاران سیستم دانست،مهندس منتصری را جدای از عصر دانش افزار یا مهندس فضلی را نمی توان جدا از ورانگر برشمرد .... و قس علی هذا ...
این نکته بسیار حائز اهمیت است، اگر شما فرد معتبری باشید، می توانید به شرکت جدیدتان اعتبار ببخشید و اگر شرکت شما اعتبارش را از دست بدهد،اعتبار  شما هم بالطبع آن خدشه دار می شود و با لعکس... نکته ای که مدیران شرکتها باید به آن دقت بسیار داشته باشند...
همین!

Ali Vahed | 5:28 PM

10 نکته در مصاحبه استخدامي

"May 13, 2009"

به لحاظ مسائل شغلي، تعدادي مصاحبه داشته ام در نقش مصاحبه شونده و تعداد بيشتري در نقش مصاحبه کننده. ياد گرفته ام که به جلسه مصاحبه استخدامي را يک جلسه خريد و فروش بدانم، جايي که متقاضی شغل آمده است تا توانايي اش را به طرف مقابل اثبات کند و مصاحبه کننده در نقش مشتري قانع شود که اين فرد مناسب کار وي است. متاسفانه بسيار ديده ام که متقاضيان کار، آنگونه که بايد و شايد اين مصاحبه را جدي نگاه نمي کنند و از اين نظر تعداد جلسات ناموفقشان بيش از آنچيزي است که بايد. در ادامه در 10 بند، مهمترين مواردي که از نظر من يک جوينده کار بايد در مصاحبه رعايت کند را نام مي برم، بديهي است که بيش از اينها بايد دقت نمود ، شاهد آنکه چه کتابها که در اين زمينه نوشته شده است.
اما اين 10 نکته کدامند:

1-خودتان را آماده کنيد: قبل از مصاحبه خودتان را براي مصاحبه آماده کنيد. رزومه منظم و ساختيافته اي تهيه کنيد، در روز مصاحبه لباس خوب و مرتب بپوشيد و در ذهنتان يک بار مصاحبه را مرور کنيد تا براي سوالات جواب از قبل آماده داشته باشيد.
2- راستگو باشيد: در رزومه يا در هنگام مصاحبه دروغ گفتن و يا غلو کردن معمولا بدترين کاري است که يکنفر مي تواند انجام دهد، همکاري يک رابطه بلند مدت است و دروغ ها برملا خواهد شد، بهتر است استخدام نشويد تا اينکه پس از روشن شدن واقعیت اخراج شويد.
3- خودتان را خوب بشناسيد: شرکتهاي موفق ، افراد توانمند را جذب مي کنند. شما اگر خود،توانايي ها و ناتواني ها خود را بشناسيد بهتر مي توانيد خودتان را معرفي کنيد. توانمندی ها هم الزاما با تجربه به دست نمی آیند، ممکن است شما در کاری مهارت داشته باشید و یا یک مشخصه مثبت داشته باشید که اتفاقا آن جایی که با شما مصاحبه می کنند به آن نیاز داشته باشند.
4-منظم باشيد: به جز نظم در ظاهر، نظم در ساعت قرار به شما کمک مي کند تصوير بهتري از خود در ذهن مصاحبه کننده ايجاد کنيد.
5-جواب همه پرسشها "بله" نيست: شما قرار نيست براي استخدام شدن به هر درخواستي که مي توانيد يا نمي توانيد پاسخ مثبت بدهيد. اگر فکر مي کنيد از پس کاري بر نمي آييد يا به کاري علاقه نداريد، بدون تعارف اين را اعلام کنيد. مطمئن باشيد تاثير بهتري دارد، الزامي ندارد اگر تلاش کنيد با پاسخ مثبت به همه پرسشها، مصاحبه کننده را راضي کنيد، موفق شويد.
6- با معيشت خود شوخي نکنيد:در مورد حقوق درخواستي عددي را اعلام کنيد که به آن نياز داريد يا حق خود مي دانيد، کمتر از آن شما را در زندگي دچار مشکل مي کند، بيشتر از آن شانس شما را در استخدام کاهش مي دهد.
7- فضای مصاحبه را دوستانه کنید: اگر بتوانید با مصاحبه شونده همدلی کنید و حس مثبتی در وی ایجاد کنید و یا بتوانید با جملاتی یخ رابطه را بشکنید راحت تر می توانید اعتماد طرف مقابل را ایجاد کرده و فرصت برای همکاری ایجاد کنید.
8-اطلاعات کسب کنید: همیشه قبل از آنکه به جایی مراجعه کنید تلاش کنید با آن محل و نوع کارش آشنا شوید تا در روز مصاحبه ابهامی در ذهن شما نباشد. بیان اینکه شما تلاش کرده اید با آن محل آشنایی شما پیدا کنید حس مثبتی در مصاحبه کننده ایجاد می کند.
9-سوابق کاری و یا نمونه کارهای خود را به همراه داشته باشید: تهیه یک رزومه خوب به همراه سوابق کاری و یا نمونه کارها، تقدیرنامه ها و یا .... در روز مصاحبه کمک می کند که راحت تر توانمندی های خود را اثبات کنید.
10-آرام باشید: تلاش کنید قبل از مصاحبه استرس و هیجان را از خود دور کنید، برای اینکار یا باید تجربه خود را بالا ببرید و یا قبل از مصاحبه خوب آماده شوید و قکر های مثبت داشته باشد. فرد مضطرب یا نگران معمولا نمی تواند تمرکز خوبی داشته باشد و به پرسشها پاسخ درست بدهد و این نه تنها شرایط را ملتهب تر می کند، مصاحبه کننده را از رسیدن به نتیجه دور می کند.

همین!

Ali Vahed | 1:56 PM