« May 2009 | ص?حه اصلی | July 2009 »

صلاحت را بیشتر از خودت می دانم!

June 30, 2009 02:02 PM

بچه که بودم، اویل پول توجیبی منظمی نمی گرفتم، تا اینکه با اصرار خودم و حمایت مادرم، قرار شد یک ماهیانه مشخص داشته باشم که بر اساس آن بتوانم روی هزینه هایم  برنامه ریزی کنم. چند ماهی اوضاع خوب بود تا اینکه... به مرور برخی ماهها ماهیانه کمتر از آنچیزی که باید به من داده می شد.اعتراض که کردم این جواب را از پدرم گرفتم که: "تو هنوز بچه ای، من خیر و صلاح تو را می دانم، بیشتر از خودت... می دانم هر ماه چقدر پول لازم داری، این ماه تو اینقدر پول لازم نداری!" 
تا اینکه ....


بگذارید این خاطره را نیمه کاره رها کنم و بپردازم به اوضاع این دو هفته پس از انتخابات.  پیشتر راجع به سیاست ها و برنامه های دولت در زمینه محدود کردن کانالهای اطلاع رسانی مطلب نوشته بودم (برای مثال اینجا یا اینجا) اما انگار اوضاع نه تنها روبه خوب شدن نیست، دولتمردان ما و کارشناسان عالیرتبه آنها، هر روز دست گل جدیدی به آب می دهند. چند روزی است به جز بستن پیام کوتاه و محدود کردن ایمیل و بستن مسنجر ها و قطعی گاه وبی گاه موبایل کار به مسدود کردن تلفنهای اینترنتی خارج از کشور و بدتر از آن به قطعی بدون اخطار تلفن های ثابت به صورت منطقه ای هم رسیده است! شنیده ها حاکی است که روز دوشنبه هفته جاری، تلفن ثابت برخی مناطق تهران نیز قطع گردیده است، تازه شایعات می گوید قطعی برق بعد از ظهر این روز نیز تصادفی نبوده است....

گویی دولت ما هم مثل پدر من و خیلی از پدرهای دیگر، برای یک کودک یا بهتر بگویم طفل صغیر تصمیم می گیرند و خیرو صلاح ما را بیشتر از خودما می دانند که هر موقع دلشان خواست یک کانال اطلاع رسانی را باز کنند و هر موقع هم که نخواست مسدودش کنند و ما مثل طفلی کم عقل باید دهانمان را باز نگهداریم تا دولتمان از قطره چکانش، قطره ای از اطلاعات و کانالهای اطلاعاتی را به ما بدهد!

کاری به شرکتها ندارم که از بابت قطعی تلفن و یا کندی اینترنت چه ضررها که نکرده اند، مردم عادی چه گناهی دارند که باید به مصداق سوختن تر و خشک، از بابت این جریان آسیب ببینند. اگر مریضی در خانه احتیاج به مراقبت داشت آیا می توان با توجیه جلوگیری از اغتشاش، جلوی ارتباط خانواده اش با اورژانس را گرفت! بگذریم، کو گوش شنوا...

به خاطره خودم باز گردیم که با اعتراضی دامنه دار و تحصن هایی خانگی! پدرم را مجبور کردم که ماهیانه من را مستقل از جیب خودش بکند، از خانه ای اجاره ای می گرفتیم که من موفق شدم نقش مامور وصول اجاره را بازی کنم و خودم یک ماه در میان اجاره را برای ماهیانه دوماهم بردارم! پس از آن نیز که دیگر بزرگ شده بودیم و مستقل و دیگر کسی نمی توانست به من بگوید که صلاحت را بیشتر از خودم می داند، حداقل در زمینه اوضاع اقتصادیم!

شاید اگر دولت مجبور شود که به جای مسدود کردن رسانه های ارتباطی، کنترل آنها را به دست گیرد و به تشکیل شبکه های خصوصی مخابراتی تن دردهد و اجازه دهد که شرکتهایی مستقل خصوصی در این زمینه نقش بازی کنند دیگر شاهد چنین شاهکارهایی نباشیم، که برای جلوگیری از "سوء استفاده"، اصل "استفاده" را ممنوع کرد.

همین!

Ali Vahed | 02:02 PM | Comment(s)(5)

اطلاع رسانی افقی، اطلاع رسانی عمودی

June 27, 2009 06:49 PM

در ادامه یادداشت قبلیم "فاصله طبقاتی اطلاعاتی" با کمک دوست عزیزم، آقای فرید، متوجه شدم که بحثی که مطرح شد، خیلی هم جدید نیست و کسان دیگری پیشتر تحت عنوان شکاف دانش "Kwnoledge Gap"  بسیار به آن پرداخته اند، پس در این یادداشت، تلاش کردم از منظر اطلاع رسانی و با تاکید مجدد اینکه اینها نظرات شخصی و برداشت های یک کارشناس نرم افزاری است و نه یک متخصص علوم ارتباطات به این فاصله طبقاتی بپردازم.
در یک نظام اجتماعی لوزی شکل طبقه بندی شده از منظر اطلاعات،نوشته قبل، می توان دو شکل از اطلاع رسانی را تعریف نمود:
- اطلاع رسانی افقی: در این شکل، اطلاعات در یک طبقه به اشتراک گذاشته می شود و محدوده نفوذ گردش و کانال اطلاع رسانی صرفا در یک طبقه خاص صورت می گیرد و کمتر به طبقات دیگر نفوذ می کند. برای مثال در مهمانی های خانوادگی یا دوستانه، جمع های دانشگاهی و یا دانشجویی، گروه های گردش گری و انجمن های مختلف ادبی یا هنری، محیط های کاری و اداری و یا تیم ها و گروه های ورزشی آماتور و یا حرفه ای اکثرا کسانی حضور دارند که در یک طبقه اند (و یا طبقه وابسته اند) و اطلاعاتی که در میان آنها گردش پیدا می کند در همین طبقه است. در قالب توسعه یافته نیز شبکه های اجتماعی نظیر FaceBook نیز همین کارکرد را دارند، در این شبکه ها که از پیوند دوستان و همکاران افراد با یکدیگر ایجاد می شود، اطلاعات صرفا در قالب همان گروه ها و شبکه ها گردش پیدا می کند و برخی مواقع این گردش به شکلی می رسد که به حالت اشباع تبدیل می شود. (نگاه کنید به وضعیت Facebook در هفته های اخیر که گاهی یک مطلب خاص و یکسان توسط چندین دوست مختلف به اشتراک گذاشته می شود درحالیکه به ظاهر این افراد با یکدیگر ارتباط مستقیم ندارند)
این شکل از اطلاع رسانی به جداشدن طبقات و عدم ارتباط آنها با یکدیگر که نتیجه آن، دریافت اطلاعات متفاوت و نهایتا ایجاد تلقی های مختلف از پیرامون افراد هر طبقه نسبت به گروه های دیگر کمک می کند، راهکار غلبه بر این مشکل گسترش شکل دیگری از اطلاع رسانی است.

-اطلاع رسانی عمودی: در این شکل از اطلاع رسانی از طریق کانالهای مشترک، افراد چندین طبقه گیرنده یک اطلاعات مشترک هستند که گاهی در یک محتوی یکسان، اما در قالب های مخصوص فاصله طبقاتی را پر می کند و باعث می شود فاصله بین طبقات کاهش پیدا کرده شاهد یک طیف به هم پیوسته و دارای مرزهای مشترک بین طبقات مختلف باشیم. برای مثال اطلاعی که ابتدا در فضای وب منتشر می شود و از طریق ایمیل و یا وب سایت ها و وبلاگها یک گروه را شامل می شود، اینبار به شکل یک پیام کوتاه از محدوده پیش فرض خود خارج شده و پا را در میان گروه های دیگر از افراد باز می کند، خاصیت ارسال گروهی پیام کوتاه (Broadcast) نسبت به ارتباط یک به یک ارتباط تلفنی یا صوتی، کمک می کند که اطلاعات در یک حجم وسیع تری گسترش پیدا کند. در فضای پس از انتخابات این روز ها ایده چاپ و تکثیر کتبی بیانیه های یک نامزد که در وب سایت ها منتشر می شد، راهکاری برای اطلاع رسانی عمودی است.
البته دقت شود که منظور از اطلاع رسانی عمودی، اطلاع رسانی بالا به پایین نیست، بلکه باید کاری کرد که مسیر گردش اطلاعات به صورت دوطرفه بازباشد. بکارگیری خبرنگار برای خبرگزاری های تحت وب یک راهکار است، خبرنگاری که در لایه های پایینی حضور پیدا کند و اطلاعاتی که معمولا در قالب گفته ها و شنیده ها در این لایه ها در جریان است را به شکلی خبری برای لایه های بالاتر از طریق خبرگزاری های امروزی تر -و نه فقط انحصارا خبرگزاری های دیداری و شنیداری- منتشر کند.
نکته دیگر نیز همانگونه که گفته شد، قالب ارائه اطلاعات است که اگر لازم باشد باید حتما تغییر پیدا کند، به جز این گسترش شبکه های اطلاع رسانی و نیز آموزش طبقات مختلف جامعه در دسترسی به اطلاع از طرق مختلف منجمله فضای وب و شبکه اینترنت می تواند به این باور که یک اطلاع در یک کانال اما با دسترسی بیشتر گسترش پیدا کند کمک کند.
اطلاع رسانی عمودی دو طرفه کمک می کند گذرگاه ها و کانالهای ارتباطی بین طبقات ایجاد شده، هر چه بیشتر اطلاعات در سطح جامعه منتشر شده، ارتباط و تفاهم بین طبقات بیشتر حاصل گردد.
نکته مهم اینکه در جوامع توسعه یافته، معمولا وظیفه هدایت و سیاست گذاری ایجاد این ارتباط به عهده دولت ها و اجرا به عهده بخش خصوصی است. در کشور ما متاسفانه هم سیاست گذاری و هدایت و هم اجرا بیشتر در دست دولت است و دولت ها هم همانگونه که پیشتر نیز به ان اشاره داشته ام، سهوا و یا عمدا اقدام موثری در این زمینه انجام نمی دهد و یا به شکل معکوس عمل می کند، .... همچون همیشه باید امیدوار بود که این روند اصلاح گردد.
ادامه دارد....
همین!

Ali Vahed | 06:49 PM | Comment(s)(2)

فاصله طبقاتي اطلاعاتي

June 23, 2009 03:34 PM

در ارزيابي نظام هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي ملت ها، به واژگاني برخورد مي کنيم که حاکي از فاصله طبقات مختلف اجتماعي در دسترسي به يک مفهوم است، تعريف ضريب جيني، خط فقر، فاصله طبقاتي، شکاف اجتماعي و يا دوپاره شدن فرهنگي و ....
به نظر من همزمان با تعريف واژه "شکاف ديجيتالي" که حاکي از ميزان دسترسي طبقات مختلف اجتماع به رسانه هاي ديجيتال و فاصله زياد بين آنها است بايد يک فاصله طبقاتي اطلاعاتي نيز تعريف کرد به شکلي که هر طبقه از اجتماع با توجه به مقتضيات خود به يک بخش از اطلاعات پيرامون خود دسترسي دارد و از گردش اطلاعاتي که در طبقه ديگر در حال رخداد است يا به شکل کامل و يا به شکل حداکثري غافل است.، فاصله اي که هر روز بيشتر مي شود و جامعه را دچار دو دستگي عجيبي ساخته است.
متخصص جامعه شناس و يا علوم ارتباطات و اطلاعات نيستم، بلکه از ديدگاه يک نرم افزاري به مساله نگاه مي کنم و به عنوان يک مثال (Case Studey)  مي توانم به انتخابات انجام شده رجوع کنم.
با مشاهده رخدادهايي که در اين انتخابات اتفاق افتاد، مي توان جامعه را به پنج طبقه اطلاعاتي تقسيم نمود:
- گروه اول کساني که به اينترنت پر سرعت دسترسي دارند، از نحوه استفاده از فيل تر شکن ها اطلاع دارند و به صورت مداوم به اينترنت و وب سايت هاي خبري و يا شبکه هاي اجتماعي رجوع مي کنند. اطلاعاتي که در ميان اين گروه در جريان است، اکثرا اطلاعاتي است که در فضاي وب به اشتراک گذاشته مي شود و اين گروه اعتنا و يا اعتمادي به رسانه هاي ديگر اعم از رسانه هاي ديداري و يا شنيداري و مکتوب ندارند و شايد تنها به آن دسته از اطلاعات اين رسانه ها توجه نشان مي دهند که در فضاي سايبر بازتابي داشته باشد. اطلاعات بين اعضاء اين گروه به سرعت به اشتراک گذاشته مي شود و به همان سرعت هم به روز مي شود و به همين شکل نيز مورد دسترسي قرار مي گيرد.
- گروه دوم کساني هستند که به نحوي به گروه اول وابسته اند. اعضاء خانواده و يا دوستان نزديک اين گروه که از آنها به عنوان يک منبع خبري استفاده مي کنند. به عبارت ديگر به صورت غير مستقيم و با سرعت پايين تري اين دسته از افراد نيز اطلاعات منتشر شده در فضاي وب را مورد استفاده قرار مي دهند.


1.jpg


- گروه سوم کساني هستند که به اينترنت و فضاي وب يا دسترسي ندارند و يا دسترسي هاشان محدود و در بازه هاي زماني نسبتا طولاني اتفاق مي افتد و يا دلايل اتصالشان به شبکه چيزي به جز دسترسي به اخبار و اطلاعات است. اطلاعات گردش پيدا کرده در اين گروه معمولا از طريق رسانه هاي سنتي نظير راديو، تلويزيون و جرايد توليد مي شود.برخي اعضاء اين دسته تنها به رسانه هاي رسمي و برخي ديگر به رسانه هاي مخالف و ممنوع و گروهي به هر دو رسانه دسترسي دارند.  طبيعتا گردش اطلاعات در اين گروه کند تر از دسته هاي اول و دوم است و معمولا به اطلاعاتي دسترسي دارند که به نوعي فيلتر شده است (اصطلاحا در قالب "دروازه باني خبري" توسط رسانه جذب شده و انعکاس داده شده است).
- گروه چهارم کساني هستند که مانند دسته دوم به هر دليل خودشان به رسانه هاي اطلاعاتي دسترسي ندارند و از طريق گروه سوم و بر اساس "گفته ها و شنيده ها" تغذيه اطلاعاتي مي شوند. اطلاعات اين دسته از افراد که معمولا سطح سواد پايين تري داشته و يا از امکانات مالي محدودتري برخوردار هستند به صورت غير دقيق و با ماهيتي قلب شده در گردش است و با هر گردش اطلاعات ميزان خطاي اين اطلاعات افزايش مي يابد. در سالهاي اخير "پيام کوتاه"  بر خلاف ماهيت اصلي آن، مهمترين رسانه اي بوده است که به اين گروه از افراد خبررساني مي نموده است.
- گروه پنجم: اين گروه در نظام طبقه بندي اطلاعاتي جاي نمي گيرند، چون نه به هيچ رسانه اي دسترسي و يا علاقه دارند و نه مي توانند و يا مايلند به اطلاعات دسترسي داشته باشند. اکثر اطلاعات به صورت ديرهنگام و در قالب "شايعه" به اين گروه رسانيده مي شود. ساکنين روستاهاي کوچک، افراد حاشيه نشين شهر ويا افراد بي تفاوت با زندگي فردي و اجتماعي محدود، برخي از افراد سالمند و يا کودکان خردسال را مي توان در اين دسته قرار داد.

براي مثال در انتخابات رياست جمهوري ، دسته اول به وبلاگ ها و يا وب سايت هاي خبري و يا اخيرا به شبکه هاي اجتماعي براي دريافت خبر مراجعه مي کنند. طبيعتا اطلاعات به صورت جزيي همراه با تصاوير و يا چند رسانه اي در اختيار اين گروه قرار مي گيرد و مرزهاي رسمي کشوري محدوديت کمي در دسترسي به اطلاعات دارند(فارغ از اقدامات دولت پس از انتخابات در محدود کردن شديد کانالهاي اطلاع رساني)، گروه سوم نيز يا به شبکه هاي صداو سيماي رسمي کشور و جرايد کثير الانتشار و يا از طريق شبکه هاي ماهواره اي به اطلاعات پيرامون انتخابات دسترسي داشته اند، رسانه هاي که بيشتر در اختيار و يا تحت کنترل دولت بوده و نظرات مخالفين به شکل حداقلي و يا به شکل دشوار گردش پيدا مي نمود. (نگاه کنيد به وضعيت ممنوعيت چاپ روزنامه ها و يا پارازيت هاي ارسالي روي شبکه هاي ماهواره اي)
به نظر مي رسد وضعيت اين پنج طبقه را مي توان در يک ساختار لوزي شکل ترسيم نمود، جايي که گروه اول و پنجم در رئوس اين لوزي در حداقل جمعيتي خود قرار دارند، گروه هاي دوم و چهارم در وضعيت پس از آن و اکثريت جامعه را در گروه سوم و در ميانه لوزي مي توان تصور نمود. متاسفانه بر خلاف جوامع توسعه يافته که با نزديک تر کردن کانالهاي اطلاع رساني در تلاشند مردم در يک وضعيت يکپارچه قرار گرفته و اطلاعات به شکل يکنواخت در کل جامعه توضيع شود (بررسي کنيد حرکت شبکه هاي بزرگ خبر رساني را در تاسيس وب سايت هاي خبري و نيز گسترش ضريب نفوذ اينترنت پر سرعت خانگي و نيز افزايش سرعت روش شبکه هاي موبايل در دسترسي به اينترنت (GPRS) ) در جامعه امروزي ما زواياي اين لوزي روي به حاد شدن است و گروه اول و پنجم هر روز در اقليت بيشتري به سر برده و فاصله خود را از طبقات ديگر افزايش مي دهند به نحوي که اطلاعات مشترک بين اين گروه ها با سايرين تفاوت و حتي تناقض دارد.(نگاه کنيد نگرش گروه اول و گروه سوم را نسبت به اتفاقات پس از انتخابات که حتي به شکلي با توجه به منابع اطلاعاتي خود جاي دو طرف جابجا درگير در سنجش حق و باطل عوض مي شود).
اين فاصله طبقاتي اطلاعاتي منجر به تشکيل يک فاصله طبقاتي اجتماعي و فرهنگي شده است به نحوي که طبقات مختلف اجتماعي در حال شکل گيري است که به دليل منابع اطلاعاتي متفاوت خود، اختلاف عقيده بسياري با يکديگر پيدا کرده، نگاه آنها به زندگي و اتفاقات پيرامونشان متفاوت شده است. اگر چه وظيفه دولت ها است که همانگونه که به کاهش فاصله طبقاتي اقتصادي مردم، توجه مي کنند به کاهش فاصله طبقاتي اطلاعاتي نيز اهتمام ورزند، متاسفانه به صورت عمدي و يا سهوي، حرکت موثري در اين زمينه مشاهده نمي شود و يا حرکت ها به سمت معکوس و محدود کردن کانالهاي اطلاع رساني ديگر مي انجامد، اينجا است که به نظر من وظيفه جامعه دانشگاهي است که دنبال راه حلي براي کاهش اين فاصله بردارند و گرنه در حوادث آتي نيز مشکلاتي نظير آنچه در تعارضات و سوء تفاهمات اجتماعي پس از انتخابات رياست جمهوري رخداد خواهيم بود و اعتماد هر طبقه به ديگري به شدت کاهش مي يابد.
اما راه حل چيست ؟ تلاش مي کنم در نوشته ديگري باز هم از ديدگاه يک کارشناس نرم افزاري غير متخصص در زمينه علوم ارتباط و اطلاعات به آن بپردازم، اميدوارم اگر دوستاني فکر مي کنند نظر من در اين نوشته صحيح است راه حل هاي خود را بيان کنند و يا اگر ايرادي به اين نوشته مي بينند در نوشته هاي خود آن را اصلاح کنند. به نظر من موثر ترين کاري که دراين فضا از عهده جامعه نرم افزاري و اطلاعاتي کشور بر مي آيد، پرداختن به موضوعاتي پايه اي نظير اين مطلب مي باشد.
همين!

Ali Vahed | 03:34 PM | Comment(s)(0)

اعتراض در خیابان های دیجیتال!

June 18, 2009 09:49 AM

از شاهکار دولت در قطع و مسدود کردن کانالهای اطلاع رسانی که بگذریم - در پست قبل به آن اشاره کرده بودم-  (معمولا مخالفان دولتها با هدف خرابکاری ممکن است کانالهای اطلاع رسانی را قطع کنند و دولتها با آن مقابله می کنند اما اینبار گویا برعکس شده است) این روزها با پدیده جدیدی مواجه شده ایم: برخورد گروه ها با یکدیگر در فضای سایبر، قبل و بعد از انتخابات.


در قبل از انتخابات، گروه های مختلف از طریق ارسال انبوه پیام کوتاه، email ، ایجاد فضای گفتگو از طریق وبلاگ ها و حضور پررنگ در شبکه های اجتماعی با نماد هر گروه،تاسیس خبرگزاری های تحت وب، ساخت کلیپ های فلش و یا به اشتراک گذاری فیلم های تبلیغاتی، فضایی داغ تر از فضای واقعی در فضای اینترنت ساخته بودند، فضایی که شاید ملتهب بود، اما هیچ گاه به جز مدت کوتاهی که دولت Facebook را فیل تر کرد به مواجهه رودرو تبدیل نشد.
از روز رای گیری و پس از آن از یکسو دولت و موافقان نامزد منتخب، اقدام به بستن وب سایت های گروه های مخالف خود با استفاده از انحصارش در فنآوری اطلاعات نموده است و از سوی دیگر مخالفان نیز با انواع و اقسام روشهای نفوذ (Hack) و حمله (Attack) در حال از کار انداختن وب سایت های رسمی و خبرگزاری های جبهه مخالف هستند! در این زمینه کار آنقدر بالا گرفته است که پای ارگانهای نظامی دولتی و یا حتی خبرگزاری های دولتی نیز به وسط کشیده است و آنها طرف مقابل را به نفوذ و حمله و یا حتی برخورد فیزیکی و قانونی تهدید می کنند.
از سوی دیگر با محدود شدن کانالهای اطلاع رسانی، هر روز یک بازگشت به عقب در شیوه های اطلاع رسانی اتفاق می افتد که مرا کم کم به فضای فیلمهای نوستالژیک اول انقلاب که انقلابیان نوار کاست صحبت های امام را دستی و در منزل تکثیر می کردند و یا از روی اطلاعیه ها با دست می نوشتند می برد!


اینجا است که باز هم متخصصان هر دو گروه به فکر استفاده از کانالهای دیگر می برد، از شبکه های اجتماعی با هدف اطلاع رسانی استفاده می شود، آنها آن را فیل تر می کنند، از پیام رسان و مسنجر استفاده می شود برای اطلاع رسانی سریع، آنها آن را مسدود می کنند، از گروه های خبری و Mailing List ها استفاده می کنند، آنها سرعت اینترنت را چنان پایین می آوردند که باز کردن یک صفحه نیز با مشکل روبرو می شود.از تویتر استفاده می کنند تا اخبار را گسترش دهند، همان بلایی که سر سایت های دیگر آمد را سر این یکی هم می آورند، در وبلاگ مطلب می نویسند، سرویس دهنده های وبلاگ یا از داخل و یا ناشی از عوامل بیرونی دچار مشکل می شوند و سرویسهای خود را غیر فعال می کنند،  یکی فیل تر می کند یکی فیل تر شکن می سازد!
بازی تازه وارد مراحل مهیج خود می شود، مانند یک ناظر بی طرف منتظر می مانم ببینم کدام یک برنده می شوند!


همین!

Ali Vahed | 09:49 AM

کانالهای ارتباطی، در اختیار دولت ها یا ملت ها

June 15, 2009 12:36 PM

چند روزی است کانال پیام کوتاه کشور قطع است، شبکه موبایل با قطعی هایی همراه است و اینترنت به شدت کند شده وعملا غیر قابل استفاده است، این به جز مسدود شدن برخی سایت های طیف های مقابل دولت در انتخابات و پارازیت هایی است که روی شبکه های ماهواره ای ارسال می شود . در این نوشته نه از نگاه سیاسی بلکه از دیدگاه فناوری اطلاعات است به پدیده جدیدی که در این چند روز با آن مواجه هستیم: "مسدود کردن کانالهای ارتباطی توسط دولت"
با اینکه مسدود کردن نظرات مخالفین را چه در قابل مسدود کردن روزنامه ها، شبکه های خبری و یا وب سایت ها را مخالف آزادی بیان می دانم اما با توجه به قوانین رایج آن را امری در اختیار دولت ها می بینم. بدین شکل هر دولتی با توجه به شرایط و زمان می تواند برای جلوگیری از گردش اطلاعاتی که نمی خواهد برخی از تولید کنندگان اطلاعات را با محدودیت ها و محرومیت هایی مواجه کند. اما اینکه دولت از توانایی و انحصار خود در شبکه ها استفاده کرده و این کانالهای اطلاع رسانی را کلا مسدود سازد درست نمی دانم.
کانالهای اطلاع رسانی نظیر اینترنت، پیام کوتاه و یا شبکه های ماهواره ای صرفا کارکرد سیاسی ندارند و از آنها به جهات مختلف استفاده می شود، کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، خانوادگی که نمی توان و نباید این کانالها را با هر توجیهی مسدود کرد.


بگذارید دو مثال عینی برای شما بزنم:

1- همکار عزیزی به مجموعه شرکت اضافه شده اند که مشکلاتی در شنوایی دارند و تنها کانال ارتباطی ایشان با خانواده خود، از طریق پیام کوتاه است. این روزها خانواده این همکار و خود وی مشکلات جدی و نگرانی های اساسی دارند.به دلیل ناآرامی های این چند روز از لحظه ای که ایشان دفتر را قصد منزل ترک می کنند، حجم نگرانی دوطرفه از وضعیت ایشان برای خانواده و همچنین ما در شرکت بسیار بالا می رود. آیا این حق دولت است که کانال ارتباطی به نام پیام کوتاه را که مورد استفاده بسیاری از ناشنوایان و یا کم شنوایان است به صورت نامحدود قطع کند؟
2-یکی از خطوط محصول در شرکت، پرتالهای تحت وب است که برای مشتریان مختلف ایجاد شده است، به سبب کندی بیش از حد اینترنت، عملا به روزرسانی تقاضاهای مشتریانی که نیازهای حیاتی به دریافت خدمات پشتیبانی پیدا کرده اند با مشکل مواجه است. برخی از مجتمع های بزرگ آموزشی مشتری محصول مدیریت آموزشی رادمان در این روزها در حال صدور کارنامه و یا تکیمل ثبت نام های خود هستند که متاسفانه ارائه سرویس به آنها به دلیلی که ذکر کردم به شدت دچار مشکل شده است. می دانم کم نیستند شرکتهای اینترنتی (یا به قول معروف همان دات کام ها)،فروشگاه های اینترنتی، بانک داری الکترونیک، تجارت الکترونیک و ... که این چند روز از مشکلات کانالهای ارتباطی خود دچار ضرر و زیان شده اند. آیا می توان به فرض اینکه می توان از اینترنت و یا وب سایت ها به جهت مخالفت با مساله ای استفاده کرد، کل شبکه را دچار مشکل کرد.

به نظر من در این دوره ما شاهد عجیب ترین رفتارهایی هستیم که در مواجهه با پدیده های مرتبط با فنآوری می شود، نظرم را پس می گیرم، ایران همیشه شاهد اینگونه رفتارها بوده است شاهد آنکه در زمان رضا خان خرید و فروش رادیو دو موج ممنوع بوده است به دلیل اینکه حاکمان فکر می کردند وسیله جاسوسی است! نگاه کنید رفتار ها را به پدیده های مشابهی نظیر فاکس، ویدئو و تلویزیون های ماهواره ای در سالیان اخیر!
امیدوارم دولتها از این پس از نظرات کارشناسانی بهره گیرند، که بهترین راه برای حل یک مساله را پاک کردن صورت مساله ندانند. کاری که مانند این روزها تر و خشک را با هم می سوزاند.
همین!

Ali Vahed | 12:36 PM

ظهور و سقوط خبرگزاری های تحت وب

June 10, 2009 04:35 PM

با گرم شدن تنور مبارزات سیاسی در کشورمان، گروه های مختلف سیاسی از رسانه جدیدی برای تبلیغ استفاده می کنند: "خبرگزاری" ایده ای که پیشتر آن از طریق روزنامه دنبال می شد. از این رو است که این روزها هر روز شاهد حضور یک خبرگزاری جدید می باشیم. خبرگزاری هایی که برخی دوره ای هستند و تاری مصرف دارند، برای مثال تنها برای دوره کوتاهی پیش از انتخابات فعال می باشند.


اما، آیا یک خبرگزاری رسانه مناسبی برای تبلیغ و فرهنگ سازی است؟آیا می توان مانند روزنامه، یک خبرگزاری را به عنوان ارگان یک گروه برشمرد، به نظر من که اصلا تخصصی در ارتباطات ندارم پاسخ این پرسش منفی است،چون به نظر من خبرگزاری فقط یک رسانه خبری است که به طرق مختلف خبرها را جمع آوری می کند و مهمترین ها را منتشر می کند، در حالیکه در روزنامه کاربردهای مقاله نویسی در کنار خبر نویسی امکان اضافه کردن تحلیل و نظر شخصی را به نویسنده می دهد.
اینکه وب سایت های مرتبط با گروه های سیاسی، نام خبرگزاری و ..... نیوز را برای خود انتخاب کرده اند، شاید از آن جهت باشد که بیننده به همان دلیلی که گفتم به "خبر" بیشتر اعتمادمی کند تا یک تحلیل شخصی.
به همین جهت باید کاملا مراقب بود، اگر خبرگزاری های تحت وب، همانند آنچیزی که در انتخابات ریاست جمهوری دنبال می کنند، خبرها را جهت دار و یا در قالب رپورتاژ آگهی منتشر کنند به مرور اعتماد مخاطب به آن سایت از دست رفته و شاهد کاهش بازدید کننده خود خواهند بود.


همین!


پی نوشت: مجددا متذکر می شوم که دیدگاه من می تواند با دیدگاه تخصصی ارتباطات و اطلاع رسانی در تعارض باشد.

Ali Vahed | 04:35 PM

شعارهای تبلیغاتی مبتنی بر فنآوری اطلاعات در تبلیغات نامزدها

June 8, 2009 02:48 PM

یکی از ویژگی های این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، پررنگ شدن شعارها و وعده های مبتنی بر بهره گیری از فنآوری اطلاعات در بین نامزدهای اصلاح طلب است. بحثی که همواره در بین نامزدهای انتخابات مغفول مانده بود وشاید در دوره قبل تنها توسط یک نامزد بکار برده می شد.
در این دوره، توسط آقای ابطحی مشاور آقای کروبی، بحث بالا بردن سرعت اینترنت و کاهش فیلترینگ ها مطرح می شود که شاید بیشتر ناظر بر آزادی جریان اطلاعات باشد و در برنامه کاری پیشنهاد آقای میرحسین موسوی، بحث دولت الکترونیک به شکل جدی تری مطرح شده است و فصولی از این برنامه چه در بخش های اقتصادی و چه در بحث بهبود محیط کسب و کار به آن پرداخت است.در گفته های آقای احمدی نژاد، نامزد دیگر انتخابات، البته چیزی از IT مشاهده نکردم و در مورد آقای رضایی، نیز همچنین، اگر چه در مورد ایشان جستجویی نکرده ام.
به نظر می رسد کاربردهای IT بیش از آنچه امروز به عنوان یک ابزار برای تبلیغات مطرح می شود، مانند ایجاد سایت و خبرگزاری، ارسال انبوه پیام کوتاه، ایجاد وبلاگ و ... به تدریج در برنامه نامزدها بیشتر مشاهده شود. امری که شایسته است و باید نامزدهای محترم انتخابات بیشتر به آن توجه نمایند.


همین!

Ali Vahed | 02:48 PM | Comment(s)(1)