« June 2010 | صفحه اصلی | August 2010 »

میفروشمش!

"July 28, 2010"

در خبرها آمده بود که آقای ابوترابی، مدیر پرشین بلاگ، آمادگی خود را جهت فروش این سرویس دهنده قدیمی وبلاگ ابراز کرده است.(اینجا)
در اینکه ترویج فرایند راه اندازی یک وب سایت، پرمخاطب کردن آن و پس از آن فروش یک سنت حسنه و جاری در سایر ملل است شکی نیست، مانده ام اینکار این بار به جهت کسب منفعت است یا به خاطر جلوگیری از ضرر و یا احتمالا ناشی از فشارهای غیر تخصصی ... که برخی مدیران سایت ها را سخت آزرده کرده است ، ماجرای مدیر بلاگفا و رنجنامه مدیر کلوپ را خوانده اید؟


هر چه هست باید منتظر ماند و نتیجه را دید، سرنوشت یکی از معروف ترین سرویس دهند های وب فارسی را...


همین!

Ali Vahed | 6:26 PM

دعوت به همکاری

"July 13, 2010"

انگار شرکتهای نرم افزاری زمانی نیست که کمبود نیروی انسانی نداشته باشند، آنقدر که جابجایی نیروی انسانی زیاد است، ما هم از این قاعده مستثناء نیستیم.

طبیعتا برای جذب نیرو، هم به کاریابی های طرف قرارداد سپرده ایم و هم در روزنامه به صورت متوالی آگهی کرده ایم، اما همانطور که امیرمهرانی در Thecoach نوشته است، گویا بهترین راه، به جز دزدی نیروی انسانی[!]، از طریق دوستان و آشنایان است (اینجا) مطلبی که با تجربیات گذشته ما  هم همخوانی دارد.

به هر حال، خوانندگان این مطلب که در جستجوی کار هستند به «اینجا» مراجعه کنند و دوستانی که در میان آشنایانشان افراد خوب و با پتانسیل مناسبی سراغ دارند،مرحمت فرموده، به ما معرفی کنند،جبران خواهیم کرد!
در ضمن علی الحساب جذب نیروی انسانی در بخش پشتیبانی برایمان اولویت اول است.

همین!

Ali Vahed | 11:13 AM

موی سپید، ریش سپید... مرد سپید.

"July 12, 2010"

چند روزی است از فوت پیر هوش مصنوعی می گذرد و من هنوز در فکر روزهایی هستم که اولین بار ایشان را دیدم.  سال 76 یا 77 بود فکر می کنم، مرکز تحقیقات فیزیک نظری....
مردی با آن چهره خاص و فراموش نشدنی که بیشتر به هنرمندان یا فلاسفه شبیه بود تا یک آدم فنی و مهندس! پدر هوش مصنوعی ایران! آدم فازی! مرد .... عاطفی!
 بچه هایی که ایشان را دیده بودند می دانند چه می گویم... اما چهره متفاوت تنها عامل خاص برای به خاطر سپردن ایشان نبود، "کارو لوکس" ، چه اسمی!؟ قبل از اینکه حرف زدن استاد را ببینم فکر کردم شاید یک خارجی است که ایران آمده، اما "او یک ایرانی بود". اما فقط چهره متفاوت و اسم خاص ایشان نبود که نمی شد فراموش کرد، رفتار و منش ایشان وجه تمایز اصلی بود.آنها که دانشجوی ایشان بودند اول با هزار زحمت با ایشان درس می گرفتند و بعد با هزار زحمت درس را می گذراندند و فکر می کنم اکثرشان این اتفاق را یکی از بزرگترین شانس های زندگیشان می دانستند.
من که افتخار شاگردی ایشان را نداشتم، حیف، خیلی هم استاد را ندیده بودم، شاید در حاشیه کنفرانسی، جلسه دفاعی یا .... شنیدن  اسم و رسم یک نفر مرا وسوسه می کرد که در آن جلسه باشم، یک نفر به نام "دکتر کارو لوکس"...
روحش شاد، یادش گرامی!
همین!

Ali Vahed | 10:35 AM

عاقبت به خیر...!

"July 11, 2010"

دوستی بعد از خواندن نوشته "15 دلیل برای ..." این نامه را برایم فرستاده بود، از آنجا که بخش کامنت های آن مطلب بسته شده است،آن را عینا اینجا می گذارم که شما هم در تجربه این دوست، با نام مهرداد، شریک شوید. چون متن اصلی فینگلیش بود ، با عذر خواهی اینجا هم همان را خواهم گذاشت.


قضاوتی نمی کنم، فقط می توانم در پاسخ به این دوست بگویم: خوش به حالتان!


همین!


"15 dalili baraye mive foroosh boodan ta IT man boodan..:D


salam,,,
 bar hasbe etefagh matalabetoon ke be ghole khodetoon tanzname bood khoondam....
shayad jaleb bashe baratoon ke begam man kesi hastam ke bad az hodoode 10 sal faaliat dar hozeye IT in tasmim ro geerftam :D va in ka ro anjam dadam ba yeki az doostanam ke oonam etefaghan az vaghti ke yadesh miad too barname nevisio in harfa boode,,, motasefane tamami mavaredi ke zekr shode bood shayad dar negahe aval yek tanz bashe ama bayad paziroft ke shayad vagheyeati talkh dar hoze faaliat amsali mesle bande va shomast ke motasefane masire zendegimoon be samte IT raft..ziad vaghtet ro nemigiram faghat khastam bedooni man shayad avalin mohandese Computeri basham ke in taghire raviaro dadam va say kardam nazme mojood dar manteghe IT ro dar yek miveh forooshi piade konam,,va bavaret nemishe ghebte mikhoram ke chera 10 sal pish inkaro nakardam ke alan atie tazmin shodehyee dashte basham ,, vaghan 10 sal daramad khoob va rahat ro az dast dadim :D vaghan lezat bakhshe adam natije zahmatesh ro akhare shab bezare too jibesh va bere khooonash :D

movafagh bashid
"

Ali Vahed | 12:34 PM

مهندسین نرم افزار و "بچه دار شدن"!

"July 4, 2010"

متن زیر را پیشتر به زبان اصلی خوانده بودم نمی دانم کجا، اما دوستی مجددا ترجمه شده آن را برایم ایمیل کرد. فعلا بدون ذکر منبع آن را می گذارم تا... مرجع اصلی آن را پیدا کنم.


مهندسین نرم افزار چگونه فکر می کنند:
۱. مدیر پروژه: کسی که  فکر می کند ۹ تا زن می توانند یک بچه را در یک ماه به دنیا بیاورند.
۲. توسعه دهنده: کسی که فکرمی کند ۱۸ ماه  زمان می برد که یک بچه به دنیا بیاید.
3. هماهنگ کننده سایت: کسی که فکرمی  کند یک زن می تواند نه بچه را در یک ماه به دنیا بیاورد.
۴. مشتری: کسی هست که نمی داند چرا بچه می خواهد.
۵. مدیر بازاریابی: کسی که فکر می کند یک بچه می تواند به دنیا بیاد بدون اینکه مرد یا زنی وجود داشته باشد.
۶.  تیم بهینه ساری منابع: کسانی که فکرمی کنند به مرد یا زنی احتیاج ندارند.آنها می خواهند بچه ها رو با کمک هیچ منبعی متولد کنند.
۷. تیم مستند سازی: کسانی که برایشان مهم نیست بچه چه زمانی متولد می شود. فقط نه ماه مستند می کنند!
۸. ناظر کیفی: کسی که هیچ وقت از به دنیا آمدن بچه خوشحال نمی شود.
۹. تست کننده:   کسی  که همیشه به همسرش می گوید این بچه مشکل دارد!


همین!


پی نوشت:
متن انگلیسی را تحت عنوان "پروژه: بچه دار شدن" در نشانی http://www.citehr.com/21538-project-deliver-baby.html نمی دانم مرجع اصلی و اولیه است یا نه اما بد نیست آن را هم ببینید:


Project: Deliver a Baby


Project Manager is a Person who thinks nine women can deliver a baby in One month

 Developer is a Person who thinks it will take 18 months to deliver a Baby

Onsite Coordinator is one who thinks single woman can deliver nine babies in one month

Client is the one who doesn’t know why he wants a baby

Marketing Manager is a person who thinks he can deliver a baby even if no man and woman are available

Resource Optimization Team thinks they don’t need a man or woman; they’ll produce a child with zero resources

Documentation Team thinks they don’t care whether the child is delivered, they’ll just document 9 months

Quality Auditor is the person who is never happy with the PROCESS to produce a baby

Tester is a person who always tells his wife that this is not the Right baby

Ali Vahed | 4:36 PM