میفروشمش!

July 28, 2010 6:26 PM

در خبرها آمده بود که آقای ابوترابی، مدیر پرشین بلاگ، آمادگی خود را جهت فروش این سرویس دهنده قدیمی وبلاگ ابراز کرده است.(اینجا)
در اینکه ترویج فرایند راه اندازی یک وب سایت، پرمخاطب کردن آن و پس از آن فروش یک سنت حسنه و جاری در سایر ملل است شکی نیست، مانده ام اینکار این بار به جهت کسب منفعت است یا به خاطر جلوگیری از ضرر و یا احتمالا ناشی از فشارهای غیر تخصصی ... که برخی مدیران سایت ها را سخت آزرده کرده است ، ماجرای مدیر بلاگفا و رنجنامه مدیر کلوپ را خوانده اید؟


هر چه هست باید منتظر ماند و نتیجه را دید، سرنوشت یکی از معروف ترین سرویس دهند های وب فارسی را...


همین!

Ali Vahed | 6:26 PM

فروش انواع فیلم و سریالهای روز جهان!

May 10, 2010 9:46 AM

دوستی از من پرسید، فکر می کنی ایا تجارت الکترونیک در ایران موفق می شود؟ پاسخ قطعیش را .... نمی دانستم.
جستجویی گذری کردم در وب سایت های مختلف، سایتهای آگهی و نیازمندی، تبلیغات اینترنتی و ... جیزی که دیدم آن بود که انگار بازار فروش فیلم و سریالهای خارجی علی الخصوص کره ای در فضای الکترونیک بسیار گرم است، با یکی از این سایتها تماس گرفتم به عنوان مشتری دیدم آنقدر سرشان از این بابت شلوغ است که وعده های چند روزه می دهند! کالاهای دیگری که در وب بسیار تبلیغ می شود آن دسته از کالهایی است که شاید لقب "تلویزیونی" یا "ماهواره ای" برای آنها مناسب تر باشد. کالاهایی به ظاهر متفاوت از تولید کنندگان و عرضه کنندگان گمنامی که دم از برتر بودن کالاهای خود نسبت به تولیدات کارخانه ها و شرکتهای شناخته شده تر می زنند، لوازم آشپزخانه متفاوت، داروهای غیر مجاز یا غیر معمول، لوازم آرایشی متفاوت و ...
این تازه فضای B2C است (تجارت الکترونیک خورد و ارتباط با مصرف کننده نهایی) در عرصه B2B (تجارت الکترونیک بین شرکتها) چیز دتدانگیری پیدا نکردم. حق هم دارند وقتی بانک به من کامپیوتری هنوز اجاره نمی دهد با حساب شرکت  اینترنتی کار کنم  و یا هنور ممیزین مالیاتی با تایید اسناد مبادله الکترونیک مشکل دارند و ... چه جای توقع است؟
به نظر می رسد فضای کنونی تجارت الکترونیک در کشور، همان فضای بازارهای مکاره و یا بازار روزهای سنتی است با این تفاوت که دست فروش های قدیمی الان بساطشان را در سایتهایشان پهن کرده اند!


همین!

Ali Vahed | 9:46 AM

برنده واقعی رای گیری مجله تایم

May 1, 2010 2:31 PM

خلاصه ماجرا: مجله تایم (Time)  هر ساله طبق یک رای گیری 100 چهره برتر تاثیر گذار سال را از دیدگاه خوانندگانش انتخاب می کند. امسال به دلیل حضور برخی چهره ها از ایران ، این رای گیری برای برخی از کاربران ایرانی مهم شده و در طی چند هفته گذشته از طریق ایمیل و یا نوشتن در وبلاگ های شخصی، سایرین را به حضور در این رای گیری تشویق می کردند و یا برعکس به دلایلی با معرفی آن، نتایج آن را مسخره و یا بیهوده معرفی می کردند. این رای گیری که به صورت رسمی در هفته های گذشته پایان یافته بود، با اعلام مسؤولین مجله که صرفا از آن به بعد برای علاقه طرقداران این اشخاص باز است تا پنجشنبه پیش ادامه داشت و هم اکنون پایان یافته است.


کاری به مهم بودن یا نبودن و تاثیرداشتن و یا نداشتن این رای گیری ندارم که نه در آن زمینه تخصص دارم ونه این وبلاگ جای آن است.
بکه می خواهم این رای گیری را از منظر یک نرم افزاری بررسی کنم. از این دیدگاه با دو معیار متفاوت به مساله خواهیم پرداخت:
1- شبکه های اجتماعی و مفهوم مشارکت :
با طرح مفهوم وب2 یکی از تغییرات اساسی در رسانه ها تبدیل شدن آنها از یک رسانه یک طرفه یا دو طرفه به یک رسانه 3 طرفه است، پیشتر فقط رسانه تولید محتوی می کردند و به مخاطبین منتقل می کردند (یک طرفه) پس از آن با ایحاد یک سری کانال ارتباطی امکان دریافت نظرات و بازخورد های مخاطبین را نیز ایجاد کردند (دو طرفه) اما در چند سال گذشته با ایجاد امکانی برای ارتباط مخاطبین با یکدیگر از طریق آن رسانه گام در جهت تولید محتوی بر مبنای مشارکت برداشته اند (3 طرفه). مجله تایم نیز با برگزاری اینگونه نظر سنجی نه تنها امکان مشارکت مخاطبین خود را در تولید محتوی فراهم کرده است بلکه با فراهم کردن ماژول گفتگو (Chat) امکان تبادل اطلاعات بین مخاطبین را نیز فراهم کرده و هم آنها را در نگارش مجله شریک کرده و هم کلونی های اجتماعی مرتبط با یک شخص یا یک برداشت سیاسی و یا اجتماعی  را شکل داده است.


2-فرایند بهینه سازی جستجو (SEO:Search Engine Optimization):

با ایجاد اینگونه نظرسنجی ها یکی از مسائلی که طراحان وب سایت تایم به آن دست پیدا کردند ارتقاء وضعیت این وب سایت از دیدگاه موتورهای جستجو و وب سایت های مرجع جهانی است. دقت کنید که لینک این سایت در یک مدت کوتاه در وب سایت ها؛ وبلاگ ها و صفحات email گذاشته شده است. این index شدن وب سایت به ربات های موتورهای جستجوگر این امکان را می دهد که از مسیرهای بیشتری به یک سایت برسند و در نتیجه رتبه این سایت را در موتور های جستجو ارتقاء می دهند. از سوی دیگر حجم بالای ترافیک توزیع شده جهانی که از کشور های مختلف (برای مثال در این دوره از سوی کشورهایی نظیر ایران، چین، کره و ....) باعث ارتقاء وضعیت وب سایت در زمینه مرجعیت می شود. برای مثال به آمار وب سایت alexa در این زمینه نگاه کنید. وب سایت www.alexa.com به عنوان یکی معتبرترین مرجع های رتبه بندی سایت ها هم اکنون رتبه 576 را به وب سایت مجله تایم اختصاص داده ست (http://www.alexa.com/siteinfo/time.com#) که رتبه بسیار خوبی است. وقتی وضعیت گذشته این وب سایت را مشاهده می کنید متوجه می شوید که این آمار برای مثلا 3 ماه پیش به طور متوسط بیش از 600 و در حدود 700 بوده است. از سوی دیگر این سایت در این بازه زمانی به یکباره در بین 1000 سایت اولی که ایرانیان به آن مراجعه کرده اند تبدیل می شود (رتبه 229 در ایران) که برای وب سایتی که زبان فارسی ندارد و یا اطلاعات مورد نیاز ایرانیان در آن نیست رتبه بسیار عالی است. دوستانی که در زمینه seo فعالیت می کنند می دانند که ارتقاء رتبه در بین 1000 وب سایت اول کار بسیار سختی است که به سادگی میسر نمی شود.
به دوستانی که به دیده شک به این برداشت نگاه کرده و هدف ارتقاء وبسایت را جزء اهداف اصلی این مجله ندانند این نکته را متذکر می شوم که چهارشاهد برای اثبات این مدعا وجود دارد: اول حضور چهره های مختلف از کشورهای مختلف دنیا که رای گیری را برای همه جذاب می کند در حالیکه خود مجله تایم در کشور های محدودی چاپ می شود و دوم اینکه امکان رای گیری مجدد برای یک نفر فراهم بود در حالیکه می شد به سادگی با محدود کردن IP جلوی این کار را گرفت. این امکان رای گیری مجدد زمینه حضور بیش از یک بار افراد و یا حضور بیش از یک زمان مشخص را برای آنها فراهم نمود که همزمان هم Page View و هم Pag Visit سایت را بالا می برد و سوم امکان گفتگو و Chat برای هر شخص موجود در فهرست که این هم تعداد مراجعه و مدت زمان مشاهده صفحات را بالاتر می برد و چهارم آنکه با وجودیکه در هفته های پیش آمارگیری رسمی به پایان رسیده بود، همچنان امکان رای گیری (به عبارت بهتر مراجعه به سایت) را باز گذاشتند.
مطابق این دیدگاه به نظر من برنده واقعی این رای گیری مدیران وب سایت تایم هستند که توانستند مراجعات بیشتری را به سایت خود هدایت کرده، مخاطب بیشتری برای خود مجله جذب نموده و برند بهتری از مجله بسازند و در کنار آن از قبل افزیش بازدیدکنندگان و ارتقاء سطح جستجو و رنکینگ وب سایت، در آمد بیشتری را از طریق تبلیغات جذب کنند.طبیعتا این نوشته یک برداشت شخصی و با توجه به اطلاعات محدود است و خود طراخان وب سایت تایم با دسترسی به اطلاعات جزیی تر از مراجعات به سایتشان می توانند آمار دقیق تر و با معنی نری از این منظر ارائه کنند.

نتیجه: به عنوان یک پیشنهاد به دست اندرکاران و مدیران جرایدو رسانه های پرمخاطب وطنی توصیه می کنم از این موضوع الگو برداری کرده با ایجاد نظر سنجی های مختلف در حوزه های مورد علاقه مردم، وضعیت وب سایت خود را بهبود بخشند کاری که برای مثال برنامه نود یا فوتبال شبکه 3 با ایجاد وب سایتهای خود و انجام نظرسنجی و یا دریافت نظر مخاطب (برای مثال دوربین نود) انجام داده، ضمن ایجاد بستر مناسب برای مشارکت و تشکیل یک شبکه و رسانه اجتماعی، با افزایش بازدیدکننده و مخاطب درآمد های تبلیغاتی خود را نیز افزایش داده اند.

همین!

پی نوشت : این نوشته برای جلوگیری از پیش آمدن هرگونه شائبه ای، بدون لینک و در پایان رای گیری منتشر شده است و از نگارش برخی آمار و اطلاعات در آن خودداری شده است و صرفا می تواند به عنوان یک اطلاع عمومی و یا ایده ای به عنوان شروع یا یک case study برای یک تحقیق دانشگاهی در زمینه اثربخشی رسانه ها، WEB2 و یا روابط عمومی 2 برای دانشجویان و محققین رشته ارتباطات پیشنهاد شود.

Ali Vahed | 2:31 PM

چرا داشتن بلاگ سازمانی برای شما مهم است؟

April 20, 2010 6:50 PM

امیر مهرانی نویسنده موفق وبلاگ TheCoach به بهانه معرفی وبلاگ رادمان در وبلاگشان، پرسش فوق را با من مطرح کرد،...  پاسخ من به این پرسش ر ا«اینجا» بخوانید.
همین!

Ali Vahed | 6:50 PM

اینترنت ملی

March 27, 2010 9:03 AM

در خبر ها آمده "وزیر ارتباطات: راه اندازی اینترنت ملی از سال 89" (اینحا). کاری به اهداف و مزایا و معایب چنین شبکه ای ندارم، بحثم بر سر واژه هاست. آیا می توان "اینترنت" به صورت "ملی" داشت؟ اگر مفهوم اینترنت را همان اتصال جهانی بین شبکه ها دانست. ایا بهتر نیست حالا که قرار است چنین شبکه ای را فارغ از سابقه ایجاد چنین شبکه هایی در کشور های دیگر و یا خلق الساعه بودن آن ایجاد نمود آن را اسم قدیمی آن "شارع" یا نمی دانم با واژه  "اینترانت ملی" نامگذاری کرد که درست تر باشد و یا حداکثر یک اکسترانت ملی. نمی دانم!؟
هرچه هست امیدوارم این پروژه به سرنوشت سیستم عامل ملی مبتلا نشود. (نوشته مرتبطم رادر (اینجا) بخوانید)


همین!

Ali Vahed | 9:03 AM

تاثیر لنگر کشتی بر مهندسی نرم افزار!

February 10, 2010 7:46 PM

خواستم باز در مورد تاثیر لنگرکشتی بر وضعیت خطوط اینترنت کشور و بالطبع آن روند تولید و پشتیبانی نرم افزارهای تحت وب که هر موقع مشکلی در این زمینه پیش می آید، به آن بیچاره ها گیر می دهند بنویسم، دیدم سه سال پیش در این زمینه نوشته ام، تکراری نمی نویسم، همان نوشته را بخوانید : "دریا موجه .... دریا..." (اینجا)


همین!

Ali Vahed | 7:46 PM

راه اندازی پست الکترونیک.... با سلام و صلوات!

January 31, 2010 9:39 AM

خبری در ایرنا کار شده بود مبنی بر "پست الکترونيکي فرمانداري گتوند راه اندازي شد " (اینجا). این خبر در این چند وقته مورد توجه دوستان کامپیوتری شده بود و طنزهای مختلفی از روی آن ساخته شده بود؛ آنجا که دامنه این پست الکترونیک Gmail است و یا توضحیاتی که در مورد مشخصات این راه اندازی شده است...
واقعیت را بخواهید این خبر اصلا خنده دار نیست. مایه تاسف است....
نه برای آن فرمانداری، که شاید با دانش فنی موجود، همین که به فکر ایجاد این ایمیل افتاده اند را باید به آنها تبریک گفت و گام گذاشتنشان را در این راه ارج نهاد.


مایه تاسف است برای ما و همکاران ما، که جقدر غافلیم از توسعه فنآوری در سطح کشورمان. نشسته ایم در جمع بسته خودمان و صحبت از آخرین دست آورد های IT می کنیم، شبکه های مجازی راه می اندازیم، وب2 یا روابط عمومی 2 را آرمان می دانیم... در حالیکه در این کشور هنوز فضاهایی هست که از ابتدایی ترین و بدیهی ترین ابزارها محروم است.  شاید بهتر باشد مدتی به جای اینکه به فکر توسعه عمودی فنآوری باشیم به فکر گسترش افقی آن باشیم...
همین!

Ali Vahed | 9:39 AM

همین یکی کم بود!؟

January 16, 2010 1:30 PM

فرمانده محترم ناجا اخیر اعلام کرده اند "ای‌میل‌ها و اس‌ام‌اس‌ها کنترل می‌شود " (اصل خبر را اینجا بخوانید).
همینمان کم بود، به دلیل ایجاد محدودیت های قبلی توسط سایر نهادها سرعت اینترنت و خدمات پیام کوتاه آنقدر در وضعیت اسفناکی قراردادشت که نمی دانم از حالا به بعد که پلیس هم به جمع "کنترل کنندگان" اضافه می شود، چه وضعی پیدا می کند!؟
ایکاش نهادی تشکیل می شد که به نمایندگی از همه این عزیزان، یکپارچه و یکجا و یکباره وضعیت نظارت را بر عهده می گرفت تا شاهد آنچه امروز بر آن ناظریم نباشیم و فعالان صنعت IT بتوانند از برخی حداقل ها در سرعت، پهنای باند، قابلیت اطمینان و اعتماد در استفاده از این "ابزارها" بهره گیرند.
طنزی است وضعیت اینترنت در روزگار ما... یکهو بساطش جمع شود که راحت تر است، ما هم به سراغ کار آبرومند دیگری می رویم! میوه فروشی بدک نیست!؟ (اینجا را بخوانید)


همین!

Ali Vahed | 1:30 PM

روابط عمومی2 ، یک رویا یا یک کابوس!

November 14, 2009 1:33 PM

دیروز، 22 آبان، اولین همایش روابط عمومی 2 برگزار گردید.واژه  روابط عمومی2 یا PR2.0 بر مبنای تاثیر وب 2 بر روابط عمومی مطرح شده است، یعنی همان فلسفه ای که در وب2 بر مبنای مشارکت همگانی و ارتباط دوسویه و سه سویه مطرح می شود. این فلسفه که در قالب وب سایت های مبتنی بر آن نظیر شبکه های اجتماعی و یا مجموعه های به اشتراک گذاری فایل، تصویر و یا فیلم، وبلاگ ها و میکروبلاگ ها و یا ویکی ها خود را نشان داده است.
در این فضا است که قالب سنتی رسانه شکسته می شود و مصرف کننده اطلاعات خود در نقش تولید کننده آن نیز برمی آید و با مشارکت، اطلاعات تکمیل می شود، تولید کننده اطلاعات و یا رسانه نیز یاد می گیرد که بشنود و مشارکت مخاطب خود را در بهبود نظام اطلاعاتی خود شاهد باشد.
در این مطلب قصد ندارم در مورد روابط عمومی 2 صحبت کنم که بهترین راه مراجعه به مقالات و کتابهایی است که در این زمینه منتشر شده است. اما....
آیا روابط عمومی ایرانی می تواند به سمت روابط عمومی 2 حرکت کند؟ پاسخ به نظر من منفی است، چرا؟
- ما هنوز از همه ظرفیت روابط عمومی کلاسیک استفاده نکرده ایم و مخاطبین و مشتریان هنوز نتوانسته اند همه آنچیزی که حقشان است را دریافت کنند، مشتری مداری و یا تکریم ارباب رجوع هنوز شعاری دهن پرکن بیشتر نیست و شاید انگشت شمار باشند مجموعه هایی که به معنی واقعی کلمه این شعار را به عمل تبدیل کرده باشند.
-فرهنگ مشارکت هنوز در میان مردم ما جا نیافتاده است، در کشورهای پیشرفته اینکه مشتری، رقیب و منتقد ذینفع سازمان شما هستند و با نظراتشان باعث پیشرفت شما می شوند امری جا افتاده است، اما در ایران نه تنها سازمان های عرضه کننده کالا و خدمات یادنگرفته اند که صدای مشتری و ارباب رجوع را بشنوند و به آن اهمیت بدهند بلکه خود مشتری یاد نگرفته است نظر خود را بیان کند و اگر انتقادی دارد با خود آن سازمان به شکل مستقیم مطرح کند و نه آنکه نارضایتش را مخفی کند و یا اینکه نهایتا آن را در جمع "دیگران" مطرح کند. در این فضا که هنوز مشارکت به معنی واقعی تعریف نشده است، کلونی های اجتماعی شکل نگرفته است و شبکه ای ایجاد نشده است، چگونه می توان انتظار داشت که در فضای وب به شکل واقعی پا بگیرد.
-زیرساخت لازم برای ورود به روابط عمومی آنلاین و روابط عمومی 2 مهیا نیست. تا زمانی که اینترنت پرسرعت به سهولت دردسترس نیست و آنچیزی که ما به آن عنوان اینترنت پرسرعت می دهیم و با هزار شرط و دردسر در اختیار استفاده کننده قرار میگیرد در نهایت یک شوخی و یا یک کاریکاتوری از ارتباط است و تازه همان ارتباط "آب باریکه" هر روز به سلیقه ای یا بهانه ای محدود می شود،چه گونه می توان انتظار داشت سازمان و مشتریانش اینترنت را به کانالهای دیگر ارتباطی ترجیح دهند.
- اینجا همه چیز سیاسی است، تا زمانی که اکثر وب سایت های وب2 مسدود و فیلتر هستند چگونه می توان انتظار داشت روابط عمومی ها در این فضا حاضر شوند، Fliker ،Youtube ، twitter و Facebook و .... مهمترین ابزارهای روابط عمومی2 به شمار می آیند، وب سایتهایی که به علت ترس ناشی از شناختن امکانات آنها، به صورت سلیقه ای خارج از دسترس همگان هستند. تا زمانی که وضعیت رسانه های اجتماعی و یا شبکه های اجتماعی این چنین است تحقق روابط عمومی 2 بی معنی است.


از این رو است که به نظر می رسد نه تنها در ذهن کارگزارن روابط عمومی، روابط عمومی 2 یک رویای دست نیافتنی باشد در ذهن مدیران ارشد تحقق آن یک کابوس ترسناک است، آنجا که باید بپذیرند دانستن حق انسانها است، مشارکت مردم لازمه پیشرفت است و باید دوبرابر آنچه می گویند را بشنوند!
همین!

Ali Vahed | 1:33 PM

تفاوت نوشتن در وبلاگ با نوشتن در facebook

July 1, 2009 8:44 PM

روزی برنامه نقدی را گوش می کردم که گوینده از تفاوت گویندگی در رادیو پیام با دیگر رادیو ها داشت. اینکه شما در رادیو پیام مخاطبی را دارید که ممکن است بی هدف و در حالیکه سوار یک تاکسی است، چند دقیقه ای صحبت های شما را بشنود و سریع پیاده شود قبل از آنکه حرف شما تمام شود. اینجا است که شما نمی توانید یک بحث طولانی را در رادیو پیام مطرح کنید و یا از برهانهایی نظیر برهان خلف استفاده کنید که ممکن است شنونده به خاطر اینکه تنها یک جمله از یک متن شما را می شنود دچار سوء تفاهم بشود و ...


به نظر می رسد نوشتن در فیس بوک هم نظیر گویندگی در رادیو پیام است، آنجا که نوشته شما در میان صدها لینک یا نوشته دیگران گم می شود و کسی نمی داند قبلش چه بوده و بعدش شما چه می نویسید(این ماهیت فیس بوک است که رسانه ای برای انتشار مداوم مطلب به صورت شخصی نیست بلکه در قالب یادداشت شما نظرتان را در کنار سایرین مطرح می کنید)، در حالیکه در وبلاگ شما می توانید نوشته خود را در چند قسمت بگذارید و خواننده می تواند سیر مطالب شما را دنبال کند و در کنار آن از طریق طبقه بندی مطالب وبلاگ شما و یا tag ها با سایر نظرات شما آشنا شود.
در facebook اما چنین نیست، درست است که نوشته شما را "دوستانتان" می خوانند اما الزاما آن دوستان شما و روحیه شما را نمی شناسند و شما نمی توانید نوشته ای را بنویسید که خود شاید به آن اعتقاد نداشته باشید. برای مثال یک متن ادبی کوتاه که شما مانند یک نویسنده آن را از روی خلاقیت ذهنی خود ساخته اید و خودتان را جای شخص دیگری قرار داده اید.


لذا به نویسندگانی که در هر دو شکل، مطلب می نویسم توصیه می کنم که شکل و قالب ارائه محتوی هر دو رسانه را جدی بگیرند و برای هر یک "متفاوت" بنویسند، برای یکی مانند یک سریال چند قسمتی و برای  دیگری شبیه یک تیزر یا کلیپ یک دقیقه ای.


همین!

Ali Vahed | 8:44 PM

اعتراض در خیابان های دیجیتال!

June 18, 2009 9:49 AM

از شاهکار دولت در قطع و مسدود کردن کانالهای اطلاع رسانی که بگذریم - در پست قبل به آن اشاره کرده بودم-  (معمولا مخالفان دولتها با هدف خرابکاری ممکن است کانالهای اطلاع رسانی را قطع کنند و دولتها با آن مقابله می کنند اما اینبار گویا برعکس شده است) این روزها با پدیده جدیدی مواجه شده ایم: برخورد گروه ها با یکدیگر در فضای سایبر، قبل و بعد از انتخابات.


در قبل از انتخابات، گروه های مختلف از طریق ارسال انبوه پیام کوتاه، email ، ایجاد فضای گفتگو از طریق وبلاگ ها و حضور پررنگ در شبکه های اجتماعی با نماد هر گروه،تاسیس خبرگزاری های تحت وب، ساخت کلیپ های فلش و یا به اشتراک گذاری فیلم های تبلیغاتی، فضایی داغ تر از فضای واقعی در فضای اینترنت ساخته بودند، فضایی که شاید ملتهب بود، اما هیچ گاه به جز مدت کوتاهی که دولت Facebook را فیل تر کرد به مواجهه رودرو تبدیل نشد.
از روز رای گیری و پس از آن از یکسو دولت و موافقان نامزد منتخب، اقدام به بستن وب سایت های گروه های مخالف خود با استفاده از انحصارش در فنآوری اطلاعات نموده است و از سوی دیگر مخالفان نیز با انواع و اقسام روشهای نفوذ (Hack) و حمله (Attack) در حال از کار انداختن وب سایت های رسمی و خبرگزاری های جبهه مخالف هستند! در این زمینه کار آنقدر بالا گرفته است که پای ارگانهای نظامی دولتی و یا حتی خبرگزاری های دولتی نیز به وسط کشیده است و آنها طرف مقابل را به نفوذ و حمله و یا حتی برخورد فیزیکی و قانونی تهدید می کنند.
از سوی دیگر با محدود شدن کانالهای اطلاع رسانی، هر روز یک بازگشت به عقب در شیوه های اطلاع رسانی اتفاق می افتد که مرا کم کم به فضای فیلمهای نوستالژیک اول انقلاب که انقلابیان نوار کاست صحبت های امام را دستی و در منزل تکثیر می کردند و یا از روی اطلاعیه ها با دست می نوشتند می برد!


اینجا است که باز هم متخصصان هر دو گروه به فکر استفاده از کانالهای دیگر می برد، از شبکه های اجتماعی با هدف اطلاع رسانی استفاده می شود، آنها آن را فیل تر می کنند، از پیام رسان و مسنجر استفاده می شود برای اطلاع رسانی سریع، آنها آن را مسدود می کنند، از گروه های خبری و Mailing List ها استفاده می کنند، آنها سرعت اینترنت را چنان پایین می آوردند که باز کردن یک صفحه نیز با مشکل روبرو می شود.از تویتر استفاده می کنند تا اخبار را گسترش دهند، همان بلایی که سر سایت های دیگر آمد را سر این یکی هم می آورند، در وبلاگ مطلب می نویسند، سرویس دهنده های وبلاگ یا از داخل و یا ناشی از عوامل بیرونی دچار مشکل می شوند و سرویسهای خود را غیر فعال می کنند،  یکی فیل تر می کند یکی فیل تر شکن می سازد!
بازی تازه وارد مراحل مهیج خود می شود، مانند یک ناظر بی طرف منتظر می مانم ببینم کدام یک برنده می شوند!


همین!

Ali Vahed | 9:49 AM

ظهور و سقوط خبرگزاری های تحت وب

June 10, 2009 4:35 PM

با گرم شدن تنور مبارزات سیاسی در کشورمان، گروه های مختلف سیاسی از رسانه جدیدی برای تبلیغ استفاده می کنند: "خبرگزاری" ایده ای که پیشتر آن از طریق روزنامه دنبال می شد. از این رو است که این روزها هر روز شاهد حضور یک خبرگزاری جدید می باشیم. خبرگزاری هایی که برخی دوره ای هستند و تاری مصرف دارند، برای مثال تنها برای دوره کوتاهی پیش از انتخابات فعال می باشند.


اما، آیا یک خبرگزاری رسانه مناسبی برای تبلیغ و فرهنگ سازی است؟آیا می توان مانند روزنامه، یک خبرگزاری را به عنوان ارگان یک گروه برشمرد، به نظر من که اصلا تخصصی در ارتباطات ندارم پاسخ این پرسش منفی است،چون به نظر من خبرگزاری فقط یک رسانه خبری است که به طرق مختلف خبرها را جمع آوری می کند و مهمترین ها را منتشر می کند، در حالیکه در روزنامه کاربردهای مقاله نویسی در کنار خبر نویسی امکان اضافه کردن تحلیل و نظر شخصی را به نویسنده می دهد.
اینکه وب سایت های مرتبط با گروه های سیاسی، نام خبرگزاری و ..... نیوز را برای خود انتخاب کرده اند، شاید از آن جهت باشد که بیننده به همان دلیلی که گفتم به "خبر" بیشتر اعتمادمی کند تا یک تحلیل شخصی.
به همین جهت باید کاملا مراقب بود، اگر خبرگزاری های تحت وب، همانند آنچیزی که در انتخابات ریاست جمهوری دنبال می کنند، خبرها را جهت دار و یا در قالب رپورتاژ آگهی منتشر کنند به مرور اعتماد مخاطب به آن سایت از دست رفته و شاهد کاهش بازدید کننده خود خواهند بود.


همین!


پی نوشت: مجددا متذکر می شوم که دیدگاه من می تواند با دیدگاه تخصصی ارتباطات و اطلاع رسانی در تعارض باشد.

Ali Vahed | 4:35 PM

چرا FaceBook رفع فیلتر شد!؟

May 26, 2009 3:49 PM

به همان بیهودگی که Facebook توقیف و فیلتر شد، به همان شکل هم رفع فیلتر شد. دو احتمال در این زمینه وجود دارد:
1- دوستان و عزیزان فیلتر کننده به بیهوده بودن کار خود پی برده اند و متحول شده، اشتباه خود را جبران کرده اند.
2- همه اینکار (فیلتر کردن و رفع آن پس از چند روز) یک بازی انتخاباتی بود.
نمی دانم، نظر شما چیست؟


همین!

Ali Vahed | 3:49 PM

چرا Facebook فیلتر شد؟

May 23, 2009 7:21 PM

چندماهی نمی گذرد که به اصرار همسرم، عضو facebook شدم و نه مانند یک عضو فعال، بلکه گاهی از روی تفنن و یا از سر email هایی که از آن می آمد آنجا سر می زدم... اصولا خیلی اهل عضو شدن در اینگونه شبکه های اجتماعی نبودم ، اوایل orkut را جدی گرفته بودم تا زمانی که فیلتر شد، حالا FaceBook که آن هم الحمدالله توسط دوستان ارشادگرمان مسدود شد. اما چرا؟


راستش را بخواهید، هیچ وقت نفهمیدم واقعا چرا! دوستان اگر مایلند که ما به راه فساد نیافتیم که باید جلوی چیزهای دیگر را بگیرند که به گفته مسؤولین انتظامی در رسانه ملی صحبت از عدم وجود مرز برای ایران نباشد، اینکه به گواه خود اخبار رسمی کشور یک نوجوان یا جوان در کمترین زمان، حتی کمتر از آنکه نیاز باشد به یک سوپرمارکت برود، می تواند به مواد مخدر دسترسی داشته باشد. اینکه فساد و فحشا دم دست ترین چیزی است که در جامعه به چشم می توان دید ....
اما یک شبکه اجتماعی که با هدف توسعه فضای دیجیتال مطرح می شود، چه مشکلی دارد ... خدا می داند. درست مانند این است که چون می دانیم با چاقو می توان آدم کشت، چاقو را ممنوع و چاقو ساز را محکوم کنیم! تازه در مثال چاقو اغراق است که یک وب سایت اینگونه هم نیست! شاید بهتر بود مثال بیاورم که چون موسیقی ممکن است غنا باشد، رادیو و تلویزون را حرام کنیم،آنگونه که طالبان کرد...
دلم می خواست یک بار یکی از این دوستان تصمیم گیر را از نزدیک می دیدم که بدانم، چه فکر می کنند؟ ساختار فکریشان چیست؟ آیا اصلا مفهوم فضای دیجیتال و سایبر را می فهمند یا ....؟ فکر کنم خوب است که این دوستان را نمی بینم، چون شاید بیش از الان از دست آنها ناامید می شدم، اینکه می می فهیمدم ، طالبان را به سخره می گیریم، اما در پشت ظاهر برخی ها مان، طالبانی بس متعصب تر و کوته فکر تر نشسته است...
کاش مدیران نظام و آنها که در تصمیم سازی نقش دارند، مشاورین بهتری می گرفتند و از کارشناسان مجرب تری کمک می خواستند که می دانم در چنین فیلترینگ هایی، تقصیر به گردن مدیران نیست، این کارشناسان و مشاوران هستند که از کاه کوهی می سازند و ... بگذریم!


همین!

Ali Vahed | 7:21 PM

"وبلاگ نویس" الزاما مجرم نیست!

March 28, 2009 9:05 AM

صدا و سیما، استاد واژه سازی است! واژه هایی را خلق می کند که معنی واقعی آنها با چیزی که در ذهن مردم ایجاد شده است تفاوت دارد. برای مثال واژه" شهرک نشین" به خودی خود اصلا بد نیست، یعنی کسی که در یک شهرک زندگی می کند، اما صدا و سیما آن را به جای شهروندان صهیونیست بکار می برد که بار معنی منفی دارد. یا ستیزه جویان عراقی که تلاش شده است بار منفی و مثبت نداشته باشد،اما آنطرفی ها از همین افراد به عنوان تروریست نام می برند که منفی است. این فقط هنر صدا و سیمای ما نیست، بلکه همه بنگاه های تبلیغاتی اطلاع رسانی داخلی و یا خارجی از این کارها بسیار می کنند.
تا اینجای قضیه به من ربطی ندارد، آنجا من حساس شده ام که صداو سیما و سایر ارگانهای تبلیغاتی نظام، واژه" وبلاگ نویس" را نویس را خلق کرده اند و مدام به شکلی برخورد می کنند که فلان وبلاگ نویس دستگیر شد و فلان وبلاگ نویس، برندازی نرم می کند و ....
تلویزیون های انطرفی هم به شکل معکوس وبلاگ نویس را قهرمان مخالف نظام نام می برند وبه به و چه چه می کنند...!
در تعطیلات عید، هر جا که در جمع مردم عادی و مهمانی های خانوادگی بود، از من می پرسیدند که چطور می توان وبلاگ نویس شد-بخوانی:د چگونه می توان با وضع موجود مخالفت کرد!- و یا وبلاگ نویس ها را شناخت و با آنها مقابله کرد -بخوانید: چگونه می توان از نظام دفاع کرد-
هر چقدر تلاش کردم که به آنها بقبولانم که وبلاگ نویسی الزاما سیاسی نیست، سخت بود، تازه وقتی می فهمیدند که من هم چند سالی است وبلاگ دارم، با نگاه دیگری به من نگاه می کردند، یا از سر تقدیر برای شجاعت و یا از سر نصیحت و شماتت!
کمدی تر آن است که در این چند روز ، برنامه هایی از تلویزیون پخش شد که جو را تشدید کرد، در شناسایی شبکه های برندازی در محیط اینترنت و یا خطرات اینترنت برای جوانان و نوجوانان! در این برنامه ها از کلماتی تخصصی استفاده می شد که اصلا بد نیستند، اما نوع جمله بندی و گویش مجریان و توضیحاتی که نویسندگان به آنها اضافه کرده بودند، معنای دیگری را در ذهن مردم عادی ایجاد می کرد، مثلا تاکیدی که بر روی VPN به عنوان یک رسانه جاسوسی می شد بامزه ترین است، چنان چشمان بیچاره ای را که یک VPN برای کسی ساخته بود را سیاه کرده بودند و وی را در جایگاه متهم که نه مجرم گذاشته بودند که بیا و ببین!
حتی در اعترافات یکی از این مجرمان شطرنجی شده، ذکر شد که برای کسی یک وب هاست (Web Host)  ایجاد کرده است! که مشتری این خدمات سایت غیر اخلاقی را در آن گذاشته است.
به شوخی به یکی از دوستان گفتم، اینگونه مجرم سازی از بچه های کامپیوتری به شکل آن است که اگر کسی با یک سکه 5 تومانی از تلفن عمومی مزاحمتی برای کسی ایجاد کرد برویم وکارمند بانک مرکزی که آن سکه را ضرب کرده است و یا شرکتی که تلفن را ساخته است را بگیریم و بگوییم شما ابزار و آلات جرم را مهیا کرده اید.
کاش شبکه های تبلیغاتی از مفاهیم فنآوری، استفاده ابزاری نمی کردند!
کاش ما می فهمیدیم از چیزی که نمی شناسیم الزاما نباید بترسیم! اگر با وبلاگ، اینترنت، چت،VPN، پهنای باند، وب سایت، فیلترینگ، News letter .... آشنا نیستیم، فکر نکنیم آنها ابزار جاسوسی و یا براندازی هستند!
کاش وبلاگ نویسان، قهرمانان یا ضد قهرمانان مردم نبودند، بلکه به شکل ساده کسانی بودند که در یک مورد نظرشان را به اشتراک می گذارند،..... همین!


 

Ali Vahed | 9:05 AM

ديدار با هويت مجازي

May 1, 2008 12:08 PM

پيشتر ها در زمان محبوبيت شبکه هاي BBS (نظير شبکه پيام) کاربران با نامها و هويت هاي مجازي در فضاي اين شبکه با يکديگر به مبادله اطلاعات و صحبت کردن مي پرداختند. به مرور اين کاربران که در اين شبکه به يک علاقه مندي مشترک رسيده بودند قراري مي گذاشتند و بسته به علاقه مشترک همديگر را در فضاي واقعي مي ديدند، گروهي با هم سينما مي رفتند، کافي شاپ، رستوران، پارک، تورهاي کوتاه مدت و بلند مدت ، موزه و کنسرت جاههاي ديگري بود که اغلب اين دوستان فضاي مجازي همديگر را در واقعيت مي ديدند. پس از گسترش اينترنت، BBS جاي خود را به چيزهاي ديگر نظر گروه هاي اينترنتي (مانند Yahoo Groups) ، ليست هاي خبري ، اتاق هاي گفتگو (Chat rooms)  و از اين جمله داد. مواردي که باز يا هم فکران يک موضوع و يا کساني که مايل بودند دوست پيدا کنند از آنها استفاده مي کردند. اما ورود Orkut به فضاي وب، باعث تبديل اين هويت ها و نامهاي مجازي به هويت هاي واقعي گرديد. اينبار افراد اکثرا با هويت واقعي خود پا به دنياي مجازي گذاشته، شبکه ها و طبقه بندي هاي مورد علاقه خود را انتخاب مي کردند. برخي دوستان قديم را به شبکه دوستان خود اضافه مي کردند و برخي ديگر به دنبال دوست جدید می گشتند. برخي مواقع هم اين ارتباط ها در دنياي مجازي باعث مي شد، افراد ادامه آن را در دنياي واقعي دنبال کنند (در رابطه پسر و دختر، برخی مواقع این رابطه به پدیده ای به نام ازدواج اینترنتی هم منجر می شد). بعد از فيلتر شدن orkut در ايران، جاي آن را انواع شبکه هاي کوچک و بزرگي گرفت که هنوز هم که هست انواع دعوتنامه هاي آن به دستتان مي رسد. شايد در اين ميان yahoo 360 به دليل عدم فيلتر شدن بيشتر مورد توجه قرار گرفت اما به نظر من هنوز هيچکدام جاي orkut را نگرفته است.
اما نکته اي که حائز اهميت است آنکه اين گروه ها-علي الخصوص بعد از orkut- اغلب در ايران مورد توجه نوجوانان و جوانان و يا حداکثر دانشجويان قرار گرفت و سايرين اگر حضوري هم داشتند، بيشتر جنبه نمادين و اينکه ما هم هستيم داشت تا اينکه به صورت جدي در آنها مطرح باشند و فعالیت کنند. اما نیاز به حضور در دنیای مجازی هنوز هم باقی بود، جاي خالي هويت مجازي را براي اين گروه مخاطب چه چيز گرفت؟
.
.
.

وبلاگ
.
.
.
بله، وبلاگ، شايد ايراني ها پيشتر به دليل شخصيت و خاصيت ذاتيشان خيلي نمي توانستند در جمع ابراز عقيده کنند و هميشه با نوعي احتياط ، يا از ابراز عقيده در يک موضوع طفره مي رفتند و يا آنقدر لحن غير صريح و پر از استعاره در پيش مي گرفتند که منظور واقعيشان سخت فهميده مي شد. اما وبلاگ به نظرم جايي بود که اين مشکل را براي ما برطرف مي کرد. اکثرا يا با هويت واقعي و يا با هويت مجازي ، بدون آنکه خود را درگير عواقب نظراتشان بکنند در فضاي وبلاگ نويسي، عقايد خود را مطرح مي نمايند. اين مساله باعث مي شود که پس از مدتي و مشخصا در مورد وبلاگ هاي تخصصي، افراد همفکران و علاقه مندان به يک موضوع را پيدا کنند و با آنها ارتباطي در دنياي مجازي داشته باشند. در مورد يک موضوع مشترک به بحث هاي گروهي بپردازند و يا حتي به مخالفت با يکديگر در يک زمينه چنان تند مي شوند که گویی اگر همدیگر را در واقع ببینند دست به یقه خواهند شد، اما در عمل يک حس مثبت نسبت به کساني که با آنها در مورد يک موضوع مطلب مي نويسند پيدا مي شود.
مانند پدیده های پیشین، پس از تحکيم ارتباط در فضاي مجازي، گاهي اين ارتباط به صورت هدفمند و يا تصادفي به فضاي واقعي هم کشيده مي شد.
زماني در eprsoft ميزبان دوستاني بوديم که در مورد ارتباطات و روابط عمومي الکترونيک مطلب مي نوشتند، اما من به شخصه هيچکدام را نديده بودم، بعد از سالها يکبار در نمايشگاه توانمندي هاي روابط عمومي ، نشستي تشکيل داديم با حضور دکتر شکر خواه که همه دوستان دعوت بودند، جالب بود برايم که کساني را که تا حال با يک هويت مجازي و به نام يک وبلاگ مي شناختم، در دنياي واقعي مي ديدم و از نزديک در مورد مسائل مشترک صحبت مي کرديم. از آن روز به بعد برخي مواقع به صورت تصادفي به شخصي بر مي خورم که بيش از هويت واقعيش، هويت مجازيش و حضورش در فضای سایبر برايم معني دارد. در جلسات، در سازمانها و يا در بين دوستان همکار در حوزه نرم افزار، IT و يا روابط عمومي اين اتفاق تکرار شده است و لذت خاصي از اين ديدار با کسي که فکرش را مي شناسي اما خودش را نه به من دست مي دهد. این که با یک هویت مجازی دیدار می کنی. به نظر به خاطر ماهیت وبلاگ که فکر انسان در آن منتشر می شود، دیدار واقعی با نویسندگان وبلاگ های مورد علاقه بیشتر جذاب و مفید باشد، چون شما فکر طرف مقابل را می شناسید و بیشتر احساس همسویی می کنید.

نمی دانم از این منظر، پس از وبلاگ، چه پدیده ای در دنیای مجازی، خواهد گرفت؟ شاید دنیای مجازی و یا شهرهای مجازی، شاید یک چیز عجیب و غریب که هنوز فکر کردن در مورد آن مجال باشد، مثل اینکه آدم بتواند از طریق چیپ ست های همراه، مانند orkut آدم ها را رتبه بندی کند و به آنها ستاره و قلب بدهد! شاید به هر کس که در خیابان دیدید بتوانید در یک درختواره موضوعی بدانید این فرد به چه موضوعاتی علاقه مند است، شاید بتوانید روی هر کس یکسری Label بگذارید که از دور توسط یک گیرنده بفمید که چه طور آدمی است! شاید ... کسی چه می داند!

همین!

Ali Vahed | 12:08 PM

امنیت وب سایت از دیدگاه وزارت کشور و وزارت فنآوری اطلاعات و ارتباطات

March 3, 2008 5:25 PM

در بخش خبری ساعت 20 شبکه خبر در 12 اسفند ماه، سوالی از وزیر کشور پرسیده شد مبنی بر اینکه شنیده شده است: گویا برای حفظ امنیت وب سایت انتخابات و رایانه ای شدن آن، قرار است اینترنت کل کشور در روز 24 اسفند قطع شود!؟ آقای وزیر ضمن عدم قبول و یا رد این مساله، حفظ امنیت وب سایت مذبور را بر عهده شرکت مخابرات و وزارت ICT دانست.
نمی دانم چنین چیزی صحت دارد یا نه، اما فکر می کنم از عزیزان این دو وزارتخانه هیچ بعید نیست چنین کاری! این که برای حل یک مساله صورت مساله را پاک کنند. سابقه چنین کاری دارند. ماجرای فیلتر کردن کل سایت گوگل و یا کل سایت پرشین بلاگ که یادتان نرفته است؟
کاش یک نفر به این دوستان متذکر می شد که اگر قرار باشد برای هر مساله مهمی در اینترنت، ارتباط همه کاربران قطع شود، اسم این شبکه دیگر اینترنت نبود، هیچ کس هم نبود که از آن استفاده کند.
کاش یک نفر به آنها یادآور می شد برای حل مسائل، اگر ایده ای ندارید، حداقل بررسی کنید که در سایر کشورهای دنیا چه می کنند، شما هم همان کار را بکنید.
کاش کسی به آنها می گفت که هکر ها و نفوذ کنندگان فقط در ایران نیستند، یا اگر باشند، فقط از طریق خطوط مخابرات به اینترنت وصل نیستند، با آنها که در ایران نیستند و یا با روش دیگری وصل هستند می خواهید چه کنید!؟
کاش .....


همین!

Ali Vahed | 5:25 PM

وقتی واحد مرکزی خبر هم کپی رایت را رعایت نمی کند.

December 25, 2007 8:09 AM

پیشتر نظرخودم را راجع به کپی کردن یک مطلب بدون ذکر منبع آن گفته بودم (اینجا).اما ...
تا جاییکه این اتفاق در بین وبلاگ ها و وب سایت های شخصی بیافتد دلخوری زیادی باقی نمی ماند، اما وقتی واحد مرکزی خبر (IRIB) هم، به عنوان یک بنگاه اطلاع رسانی و خیر رسانی حرفه ای،  مشمول این قاعده بشود چه باید گفت!؟
اینکه نوشته ای را بدون ذکر مرجع و منبع کار کنند در قواعد کار حرفه ای اطلاع رسانی مطمئنا کار درستی نیست. نوشته" 15 دليل برای ميوه فروش شدن به جای مهندس نرم افزار شدن" را که چند ماه پیش نوشته بودم(اینجا) را در IRIBNews پیدا کردم (http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=ScienceContent&news_num=131956) و تعجب کردم از این که... خودتان می دانید.
همین!

Ali Vahed | 8:09 AM

اشتباه پر هزینه

November 13, 2007 1:54 AM

در این چند روز، با مشکلی مواجه شدیم که باوجودیکه شاید کوچک بود، اما هزینه بسیار و تاوان نسبتا سنگینی داشت. پایان اعتبار دامنه رادمان! که تا تمدید مجدد دو سه روزی را بدون سایت سپری کردیم.
جالب آنکه شرکت محترمی که چند سال پیش این دامنه را به نام شرکت رادمان ثبت کرده بود، هیچ اعلان یا هشداری صادر نکرد. نمی دانم آیا اینکار خودکار انجام می شود یا نه؟ اما ایکاش شرکتهای فعال در این زمینه، با ایجاد یک تقویم و سیستم یادآوری کننده مناسب، پیش از وقوع چنین اتفاقاتی، مشتری خود را آگاه می کردند که برای خودشان هم پر سود است.
بگذریم! چند روز پر استرسی را به این خاطر گذرانیدیم، که خدا را شکر تمام شد و همه چیز به وضع سابق برگشت، هر چند بچه ها هم از این فرصت استفاده کردند و دستی به سروگوش صفحه اول سایت کشیدند، اگر چه هنوز یک کم جای کار دارد.
همین!

Ali Vahed | 1:54 AM

"خواندنی بودن" يا "پربيننده بودن"، کداميک براي يک «وبلاگ» مهم تر است؟

October 25, 2007 2:24 PM

اين روزها، مساله که در مرور برخي از وبلاگها مشاهده مي کنم، رقابت و تلاشي است که براي جذب بيننده با هم دارند، برخي خوشنودند از تعداد بيننده اي که دارند و گروهي هم دلخورند از اينکه چرا بيننده ندارند، براي پربيننده کردن هم اغلب کارهاي عجیبی مي کنند از:
- حجم تيتر ها و مطالب جنجال برانگيزي که با هدف جذب مخاطب به وبلاگ يک فرد صورت مي گيرد،
-ارائه انواع آمار هاي مختلف در جهت نشان دادن پربيننده بودن يک وبلاگ،
-ارائه مطالب خلاف واقع، محرمانه و يا حريم خصوصي افراد در يک وبلاگ با هدفجذب مخاطب،
- طرح موضوعاتي نظير جوک و لطيفه و نمي دانم عکسهاي سرگرم کننده در کنار مطالب ديگر در يک وبلاگ،
-کپي مطالب خواندني ديگران از وبلاگ و يا وب سايت ديگران و ذکر بدون منبع در وبلاگ خود
-....


سوالهایی که براي خودم مطرح مي شود آن است که چرا به وبلاگ که رسانه اي است شخصي، نگاه تجاري داريم؟ چرا بين يک وب سايت بازرگاني با يک وبلاگ تفاوت قائل نيستيم؟ هدفيک وبلاگ چيست؟ اينکه به هر قيمت پر بيننده شود و مراجعات زيادي به آن بشود يا اينکه خواندني باشد و مراجعه کننده (هر چند کم  يا متخصص) با هدفي مشخص به يک وبلاگ مراجعه کند.

معتقدم نگاه تجاري به يک وب سايت شرکت و یا وب سایت عمومی اصلا غلط نيست، بلکه با هدف آن هم سازگار است، جذاب کردن و پربيننده تر کردن آن هم کاري است درست در راستاي تبليغات آن وب سایت و کسب منافع مادی مرتبط برای سازنده آن. اما در يک وبلاگ شخصي يا تخصصي مهمتر از تعداد بيننده موردي، آن است که چقدر مراجعه مجدد مي شود به وبلاگ شما، چقدر خواننده از خواندن مطلب شما استفاده مي کند و چيزي به دانسته هايش اضافه مي شود، چقدر در تجربيات شما سهيم مي شود، چه مقدار دانش به اشتراک گذاشته مي شود، چقدر خودتان با نوشتن، خودتان را آزموده ايد، چقدر خودتان تلاش کرده ايد، بهتر و بهتر بنويسيد، اينها به نظر من از چيزهاي ديگر مهمتر است .
اين نکته منافاتي با پربينده بودن يک وبلاگ ندارد، چه بسيار وبلاگ هاي خواندني که به دليل موضوعاتي که طرح مي کنند، پر بيننده هم هستند، اما به نظر من در مورد يک وبلاگ تخصصي،نويسنده نبايد و نشايد که بين خواندني بودن و پربيننده بودن مطلبش معامله کند، همانگونه که فرق است بين يک نشريه وزين علمي، تخصصي با يک هفته نامه يا مجله زرد که در مورد همه چيز و هيچ چيز مي نويسد. همانطور که بين يک فيلم خوب از نظر کيفي با يک فيلم موفق در گيشه ممکن است تفاوت باشد.
صحبت آخر اينکه به نظر من وبلاگ نويس ابتدا بايد تلاش کند مطلبش خواندني باشد و برايش تعداد بيننده و ويزيت سايت در درجه دوم اهميت باشد.
همين!

Ali Vahed | 2:24 PM

اینترنت 50 ساله!

October 13, 2007 12:09 PM

در بخش خبری ساعت 21 جمعه شب، خبری نقل شد مبنی بر اینکه بالاخره امکان نوشتن دامنه به زبان دیگری به جز انگلیسی فراهم شد و آن را به عنوان یک تحول اساسی در تاریخ 50 ساله گذشته اینترنت دانست!
فکر می کنم سردبیران خبر کمی باید دقت کنند، چون امکان ثبت دامنه به زبان های دیگر چند سالی است که مطرح است و شرکتهایی هم در ایران اقدام به فروش این دامنه ها کردند و خبر جدیدی نیست، از آن مهمتر فکر کنم تاریخچه کامپیوتر های الکتریکی چیزی نزدیک 60 ، 70 سال بیشتر نیست! (دهه 1940) ، چطور اینترنتی که یکی دو دهه از گسترشش نمی گذرد بیش از عمر خود کامپیوتر های لامپ خلا قدمت دارد و تازه  در 50 سال اخیرش تحولی چنین ندیده است!
یک کم بیشتر دقت کنیم ....


همین!

Ali Vahed | 12:09 PM

گوگل فیلتر شده است؟

September 17, 2007 2:24 PM

امروز در وبلاگ های مختلف خواندم که گویا سایت google و gmail در بخشی از کشور فیلتر شده است .من که همچین مشکلی را نداشتم، نمی دانم این خبر واقعا صحت دارد یا نه؟ اگر چنین باشد وای به فیلتر کنندگان ما با این دست گلهایی که هر روز به آب می دهند. یکهو ارتباط اینترنت را با خارج از کشور قطع کنید و یا همان اینترنت ملی (شما بخوانید اینترانت ملی) خودتان را راه بیاندازید،تمام!
امیدوارم این کار اشتباه سهوی مخابرات باشد و یا استفاده کنندگان اشتباه کرده باشند. امیدوارم ....


همین!

Ali Vahed | 2:24 PM

توليد محتوي يا تکثير محتوي؟

September 8, 2007 9:53 AM

يکي از مشکلات جهان سوم و از جمله ايران، هميشه آن بوده است که توليد کننده اطلاعات نيست و مصرف کننده آن است. همه گير شدن وبلاگ باعث شد که به دليل شخصي شدن توليد محتوي الکترونيک، جهشي داشته باشيم و افرادي به توليد محتوي شخصي، عمومي، تخصصي و يا عام بپردازند. نهضتي که هنوز پا نگرفته، دارد به نهضت تکثير محتوي تبديل مي شود. به عبارتي داشتن بيننده بالاتر، عدم توانايي در نوشتن مداوم مطلب و .... برخي وبلاگ نويسان و نویسندگان محتوی وب سایت ها را به کپي کردن مطلب ديگران در وبلاگ یا وب سایتشان واداشته است. هر چند کپي اطلاعات از رسانه وبلاگ به نظر حقوقي کار اشتباهي نيست و مشمول قوانين کپي رايت نمي شود اما به نظر من بدون ذکر منبع آن اخلاقي نيست، هر چند کپی کردن آن را هم صلاح نمی دانم و بهتر است اگر مطلب خوبی هم پیدا کردیم، منبع آن را معرفی کنیم، نه آنکه آن را عینا منتشر کنیم. براي مثال نوشته "15 دليل براي ميوه فروش شدن به جاي مهندس نرم افزار شدن" را اين روزها در خيلي جاها مي بينم که عينا کپي شده است و حتي برخي جاها نويسنده  زحمت لينک دادن و يا معرفي منبع را هم به خودش نداده است. نوشته هاي ديگري از دیگران را  هم مي دانم که چنين شده است، برخي وبلاگ نويسان فقط جستجو مي کنند و هر چيز خواندني که مي بينند را در وبلاگ و يا وب سايت خودشان قرار مي دهند. قصد گله و شکايت شخصي ندارم، که ناراحت نيستم، خوشحالم که مطلبی با تکثیر شدنش، ضریب نفوذ و فرهنگ سازی پس از آن افزایش می یابد.  قصدم يک يادآوري بود به اينکه، سعي کنيم توليد کننده اطلاعات باشيم تا کپي کننده آن.
همين! 

Ali Vahed | 9:53 AM

پست الکترونیک، نیاز، کلاس کار یا تشریفات؟

July 31, 2007 3:18 PM

نرم افزار سروش، بخشی دارد تحت عنوان بانک اطلاعات افراد، که در آن می توان مشخصات اشخاص حقیقی و حقوقی مورد نیاز یک مجموعه را وارد نمود. در این بانک در قالب یک سیستم مدیریت ارتباط مشتریان، همه اطلاعات پیرامون یک فرد نگهداری می شود، سپس از طریق کانالهای اطلاع رسانی مختلف می توانیم به افراد به صورت فردی، گروهی و یا زمانبندی شده پیامهای پویا را ارسال کنیم. پیام هایی نظیر فاکس، پست الکترونیک email، پیام کوتاه SMS، پیام های صوتی و ... بگذریم. قصه چیز دیگری است.
به لحاظ اجرایی این سیستم را در سازمانهای مختلفی که طیف متنوعی از مخاطبان را شامل می شوند راه اندازی کرده ایم. سازمانهایی که اغلب با طیف تحصیل کرده ای از مخاطبان شامل مدیران دولتی، روزنامه نگاران،  پزشکان یا وکلا و مهندسین را شامل می شوند. نکته آنجاست که مشتری های ما، اطلاعات این مخاطبان را جمع آوری کرده و در سروش وارد کرده اند، از جمله نشانی پست الکترونیک (email address) را. جالب است برایم که در این تعداد نسبتا زیاد از افراد، درصد کمی از آنها ایمیل دارند و تازه  آنها که داشته اند هم اغلب از سرویس های رایگان (نظیر yahoo یا gmail ) استفاده کرده اند. جالب تر آنکه عده نسبتا قابل توجه ای از همین تعداد هم  آدرس هایشان را اشتباه نوشته اند! اغلب یک www قبل از ID خود نوشته اند، http گذاشته اند یا نشانی ایمیل را با فاصله (space ) وارد کرده اند. برخی هم که با ID های خنده دار و اسامی مستعار، ثبت نام کرده اند. نکته مهم آنکه این اطلاعات مربوط به مخاطبان یک سازمان خاص و در یک شهر خاص نیست. جمع بندی من است از مشاهده اطلاعات چندین سیستم.

در اینکه قشر عوام مردم با این نشانی بیگانه باشند جای تعجب زیادی برایم نبود، اما جالب بود برایم که چرا قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر ما چرا؟ آیا اهمیت داشتن یک نشانی الکترونیک رسمی را نادیده گرفته اند و نیازش را احساس نکرده اند؟ آیا صرفا داشتن یک ایمیل برایشان خالی نبودن عریضه است که حتی نمی دانند چطور باید بنویسندش؟ آیا آن را مایه کلاس کار و پز اجتماعی می دانند.
اینکه من به عنوان یک شخص آدرس یاهو یا ... داشته باشم مهم نیست اما یک مقام مهم در یک شرکت دولتی یا خصوصی چرا باید از آن نشانی همه جا استفاده کند؟
به من خرده نگیرید که از نگاه یک کامپیوتری به قضیه نگاه می کنم، در وضعیتی که داشتن یک موبایل الزامی شده و همه جا و در همه فرمهای ورود اطلاعات جای خالی پرکردن آن را می گذارند، نباید به email هم جدی نگاه شود. چرا باید یک وزیر ما وقتی می خواهد نشانی خود را بدهد، به سختی و آنهم در یاهو می گوید و تازه بعد از چند روز متوجه می شود (یا می شوند) که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده و اصلاحش می کنند!؟ اینکه مدیر فنآوری اطلاعات و ارتباطات بخش دولتی ما وقتی برایش ایمیلی می زنی باید زنگ بزنی که برو بخوان اشکالی ندارد!؟ اینکه اگر از دانشجویان بخواهی تمرین ها را email کنند خودشان و سایر استادان تعجب می کنند؟ اینکه وقتی خیلی از افرادی که در وبلاگی کامنت می گذارند، آدرس ایمیلشان را اشتباه (با غلط های نگارشی) وارد می کنند؟ اینکه هنوز به عنوان یک رسانه ارتباطی در روابط عمومی ها جدی گرفته نشده است؟ همه اینها عجیب نیست...؟
نمی دانم، به نظر من که عجیب است.
همین!

Ali Vahed | 3:18 PM

سهمیه بندی بنزین و مشکلات وب سایت ها

June 27, 2007 12:58 PM

خبر را همه می دانند، بنزین از دیشب سهمیه بندی شد.خبری که خیلی وقت است منتظر شنیدنش بودیم و به نظر شخص خود من با توجه به آثار مصرف زیاد بنزین کار شاید درستی باشد. هدف درستی که مطمئن نیستم به درستی اجرا شده است یا خیر؟ چون هنوز برای ارزیابی نتایج آن زود است. استفاده از کارت هوشمند سوخت با آن حجم تراکنش بالا و توزیع شدگی ایستگاه ها در سطح کل جایگاه ها در کل کشور آیا می تواند راحت کار کند و یا .... نمی دانم. بگذارید چند روز بگذرد در مورد آن قضاوت خواهیم کرد.


مطلبی که می خواهم امروز به آن بپردازم در مورد اثرات جانبی این قضیه "کارت هوشمند سوخت و سهمیه بندی بنزین" است. اثری که در مورد برخی وب سایت های دولتی و یا خبرگزاری ایجاد کرد:
1- در هنگام اعلام اجباری شدن کارت سوخت و ارائه راهنمایی برای مراجعه به وب سایت پست ، پلیس و یا شرکت ملی پالایش و پخش، مواجه شدیم با ترافیک زیاد این وب سایت ها و در روزهای اول همه از کار افتادند و یا با مشکلات زیاد و تاخیر طولانی پاسخگویی می کردند.
2- با اعلام آغاز سهمینه بندی بنزین هم وب سایت های خبری که این خبر و اتفاقات بعدی آن -آتش سوزی در پمپ بنزین ها - را پوشش می دادند با مشکل تعداد بازدید کننده مواجه شدند. نمونه اش ایسنا که مرتب پیغام خطای بار ترافیک بالا روی سرور و عدم امکان سرویس دهی را می دهد.


دلیل این امر شاید به مشکلات ناشی از وب سرورها، عدم امکان Load Balancing و یا ایجاد سرورهای موازی برای توزیع Data و Application ، عدم اختصاص پهنای باند مناسب برای سرور ها و مشکلات ناشی از برنامه سازی های غلط و یا ناقص است در سطح web Application های مرتبط.
اینکه وب سایت های رسمی دولتی نظیر پست و یا پلیس و یا خبرگزاری پربیننده ای مثل ایسنا راهکاری برای پوشش حجم ترافیک بالا پیش بینی نکرده باشند اصلا شایسته نیست. بگذریم که حداقل در ایسنا راهنمایی صورت می گیرد، خدا پدر مدیر سایتشان را بیامرزد. اما در بقیه .... 
شاید اشتباهی که اغلب مرتکب می شویم آن است که ایجاد یک وب سایت برای یک شرکت کوچک را با ایجاد یک وب سایت پربیننده اشتباه می گیرم و با همان ابزار و روش اولی برای دومی هم کار می کنیم  و باید چنین عواقبی را هم شاهد باشیم که خود کرده را تدبیر نیست. بگذریم ...
اگر در آینده برای وب سایت کارت هوشمند که به مردم سرویسهای نظیر درخواست المثنی و ..... را بدهد و یا سایر وب سایت هایی که احتمال این می رود که با ترافیک زیادی مواجه شوند، همین شکل عمل کنیم  و  راهکاری دائمی (و یا مقطعی برای زمانی که احتمال بازدید زیاد می رود) برای وب سرورهای آنها  پیش بینی  نکنیم، با همین مشکلات مواجه خواهیم شد. پس ...


همین!

Ali Vahed | 12:58 PM

نگاهی به وب سایت های سران نظام

May 31, 2007 6:06 PM

امروز به شکل تصادفی وارد یکی از وب سایت های دولتی مربوط به یکی از سه قوه شدم، بهانه ای شد که نگاهی بیاندازم به چند وب سایت دولتی مربوط به سران سه قوه و مقام رهبری ایران.
وب سایت هایی که دیدم اینها بود:
1- www.leader.ir و www.khamenei.ir مربوط به آقای خامنه ای، رهبر ایران.
2- www.predsident.ir و www.ahmadinejad.ir وب سایت های رسمی و شخصی رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد
3- www.majma.ir وب سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس آن آقای هاشمی رفسنجانی
4- www.majlis.ir وب سایت مجلس شورای اسلامی و سازمان پژوهش های آن
5- www.iranjudiciary.org  وب سایت قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
6- www.shora-gc.ir  یا www.irisn.com وب سایت شورای نگهبان قانون اساسی
در این نوشته می خواهم اشاره ای کنم به برخی نکات در ساخت این وب سایت ها و نظراتم از جنبه یک ارزیابی سطحی جلوتر نخواهد رفت و جنبه های ریز و دقیق طراحی گرافیکی، امنیت، ساختار اطلاعاتی، معماری، ابزارهای پیاده سازی و .... را در بر نمی گیرد. پیشنهاد می کنم یکی از دانشجویان کامپیوتر در رده کاردانی و یا کارشناسی به عنوان پروژه درسی این موضوع را انتخاب کند و این بررسی را به شکل درست و کلی انجام دهد. چرا این بررسی مهم است؟

اول آنکه وب سایتهایی که اسم بردم و چند وب سایت دیگر، مهمترین سایت های کشور از جنبه حکومتی بوده و هر کس در داخل و یا خارج از کشور که بخواهد به اطلاعات رسمی و بی واسطه رده بالای نظام دسترسی پیدا کند به این نشانی ها مراجعه می کند، هم چنین دایرکتوری ها و وب سایت های مرجع این سایت ها را لینک کرده و ایندکس می کنند. مساله دیگر اهمیت اطلاعاتی آنهاست که به عنوان یک سند شناخته خواهد شد . از سوی دیگر امنیت آنها بسیار مهم است، جلوگیری از نفوذ ها و حمله ها مخصوصا در مورد مخالفین نظام و افراد بیکار بسیار حائز اهمیت است. تجربه نشان داده است اینگونه سایت ها برای هکر ها بیشتر جذاب است تا یک سایت عادی.
طراحی گرافیکی، سرعت، چند زبانه بودن و .... از دیگر نکاتی است که برای ایجاد یک تاثیر مثبت روی مخاطب و جواب دادن به همه نیازهای آن در اینگونه سایت ها بایستی به شکل ویژه دیده شود.نکته دیگری که در این وب سایت ها مطرح است، آن است که این نهاد ها معمولا مشکلی در پرداخت هزینه وب سایت ندارند و حاضرند بودجه های کلانی را برای ساخت یک وب سایت خوب خرج کنند (خوش به حال اجرا کنندگان! ) و از طرف دیگر شرکتهای کامپیوتری هم معمولا به خاطر اسم این وب سایت ها در صورتی که به عنوان مجری انتخاب شوند بسیار لذت خواهند برد (به عنوان یک نمونه کار عامل خوبی برای کلاس کاری یک شرکت می باشند!)
بگذریم، بهتر است بپردازم به نظراتم در مورد این سایت ها:
1- انتخاب دامنه: متاسفانه در مورد وب سایت قوه قضائیه در گرفتن آدرس دقت نشده است. نشانی org. برای سازمانهای آمریکایی یا بین المللی است نه یک قوه رسمی و بزرگ کشور. همچنین در نشانی دوم وب سایت شورای نگهبان انتخاب دامنه com. (نشانه یک وب سایت تجاری آمریکایی و یا با کمی اغماض شرکتهای تجاری در سرتاسر دنیا) . بنابراین باید دقت شود که نشانی ir. برازنده یک وب سایت رسمی برای قوای اصلی کشور است.
2- اطلاعات: به جز وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد، بقیه وب سایت ها جنبه رسمی دارند و اطلاعات آنها سندیت دارد. اول اینکه نمی دانم رهبری چرا دو وب سایت دارد . اگر یکی شخصی و دیگر رسمی بود هیچ. ولی دلیل دو وب سایت با دو ابزار جداگانه و دو آدرس جداگانه که در بخش های اطلاعاتی اشتراکات زیادی دارند را نمی دانم. مخاطب گیج می شود. می دانم یک وب سایت "پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای" و دیگری "پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری" است و طبیعتا توسط در نهاد پشتیبانی می شود اما بهتر است در قالب یک پرتال مشترک بوده و در دو زیر دامنه اطلاعات اختصاصی هر دو نهاد و در بقیه فضا، اطلاعات مشترک دو مجموعه قرار گیرد.
3- معماری: تقریبا به نظر می رسد همه وب سایت ها از سیستم های مدیریت محتوی (CMS) ها و یا پرتال ها در ساخت وب سایت ها استفاده کرده اند.وب سایت شورای نگهبان را که می دانم توسط پرتال سیگما، محصول شرکت سیگما است که از دوستان رادمان هستند و محصول داخلی خوبی دارند. اما توجیه ساخت وب سایت مجلس را به کمک ابزار متن باز (و نه خیلی قوی) PHPNUKE را نمی دانم. اصولا استفاده از این ابزار به خاطر بار زیاد روی سرور و همچنین سوراخ های امنیتی زیاد مناسب نیست. مگر آنکه شرکت سازنده پیش بینی های لازم را انجام داده باشد. وب سایت قوه قضائیه هم که از این نظر بسیار بد طراحی شده است. عدم استفاده از بخش های خبر و .... و به جای آن گذاشتن یک تصویر بزرگ از نشریه "ماوی" که باعث کندی سایت است و اطلاعاتش هم توسط موتور های جستجو خوانده نمی شود از بدترین انتخاب هاست. برایم جای تعجب است که قوه قضائیه که می دانم تیم های خوبی از منظر IT دارد و همچنین رویکرد خوب خود جناب آقای شاهرودی به فنآوری های نوین (برای مثال به بحث ویدئو کنفرانس های قوه قضائیه توجه کنید) چرا یک وب سایت با این ضعف ساختاری و معماری را دارند. همچنین دلیل لینک های صفحه اول به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و صدا و سیما را نمی دانم. بهتر نبود در یک بخش مجزا این لینکها قرار گیرند.
4- طراحی ظاهری: تقریبا در تمامی سایت ها جنبه های ظاهری و زیبایی لحاظ شده است. اما سایت شخصی آقای احمدی نژاد، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری و وب سایت مجلس شاخص تر هستند. به نظرم باز هم وب سایت قوه قضائیه از این جنبه هم ضعیف تر است. در وب سایت مجمع تشخیص هم که انگار این قضیه یا خیلی جدی نبوده و یا یک نگرش واحد در مورد آن وجود ندارد. تفاوت های تند رنگ ها، تعداد زیاد تصاویر برای صفحات اول و استفاده از تصویر به صورت اغراق شده برای بیشتر منو ها ایده خوبی برای یک سایت رسمی نیست. ظاهر این وب سایت بیشتر شبیه سایت های خبری است تا یک وب سایت رسمی.
5- لگو و بنر سایت: بهترین بنر سایت ها را متعلق به وب سایت leader.com می دانم که هم به اندازه کافی رسمی است، هم زیبا و هم نشان دهنده ماهیت. بقیه هم خوب هستند. وب سایت های متعلق به رئیس جمهور هم خوب هستند. اما باز هم ارتباط بنر وب سایت قوه قضائیه و جریان آن دیش ماهواره و کیبورد کامپیوتر را نفهمیدم. دلیلی نیست برای نشان دادن استفاده از IT در یک سازمان اغراق کنیم. خود یک وب سایت پویا نشان دهنده توجه به این قضیه هست. استفاده به جا از پرچم ایران هم در همه بنر ها به نظرم شایسته است. اما یک نکته نوشتن اسم سایت به سه زبان در وب سایت Khamenei.com است. چون بیننده در صفحات فارسی است، نیازی به نوشتن سه زبان دیگر نیست. بلکه یک نوشته با خط رسمی فارسی (برای مثال نستعلیق) بهتر از فونت کوفی برای سایت است و کافی بود لینک یا دکمه ای برای رفتن به صفحات با زبان های دیگر پیش بینی شود.
6 مقدمه اولیه: برخی سایت ها از صفحه مقدمه اولیه به صورت فلش و یا صفحات ساده انتخاب زبان استفاده کرده اند که در طراحی های جدید وب سایت ها دیگر استفاده نمی شود و قدیمی شده است. دلیل آن است که کاربر مجبور است یک کلیک اضافی برای ورود به سایت داشته باشد. حتی اگر قرار است سایت چند زبانه باشد بهتر است یک صفحه به صورت پیش فرض بالا بیاید (که در مورد سایت های رسمی بهتر است همان فارسی باشد و یا از طریق تشخیص IP انتخاب شود) و از آنجا امکان رفتن به صفحات با زبان های دیگر قرار داده شود. بکار بردن فلش های سنگین به عنوان مقدمه هم گرچند زیبایی بیشتری به سایت می دهد اما به دلیل کند کردن زمان دسترسی به سایت حداقل برای صفحات اول توصیه نمی شود.
7- تکنولوژی ساخت: به نظر می رسد وب سایت شخصی آقای احمدی نژاد از تکنولوژی ها و تکنیک های طراحی و پیاده سازی جدید تری برخوردار باشد (که طبیعی هم به نظر می رسد) استفاده از سرویس های RSS و بکارگیری AJAX از اینجمله است. که اولی (RSS ) به نظرم الزامی برای بقیه سایت ها هم هست و باید سایر وب سایت های کشور هم از این سرویس استفاده کنند تا ارتباطشان با خبرگزاری ها و سایر خبرخوان ها بهتر شود.
8- ابزارهای پیاده سازی: به جز وب سایت قوه قضائیه که فکر می کنم کمتر برنامه سازی دارد، بقیه از ابزارهای مختلف استفاده کردند. چند تا از PHP ، دو سه تا از ASP.NET و یکی هم از JSP . به نظر می رسد وب سایت رهبری که با JSP ساخته شده است ، انتخاب بهتری برای وب سایت رسمی ایران است. PHP با وجودیکه زبان و ابزار ساده ای است و ASP.NET هم با وجودیکه امکانات قویی دارد ، به نظر نمی رسد انتخاب مناسبی باشند، اولی به دلیل ضعف ها و سادگی های زبان و دومی به خاطر قوانین کپی رایت. ناسلامتی ما با آمریکا قطع رابطه کرده ایم و در تحریم هستیم! پس بهتر است از ابزارهای تجاری آنها استفاده نکنیم و با استفاده از زبان جاوا، هم از این نظر خیالمان راحت باشد هم مسائل امنیتی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. البته این را هم خوب می دانم که با PHP و ASP.NET می توان وب سایت ایمن ساخت و با جاوا وب سایت بد و این به سازنده بر می گردد. اما کلیت را مد نظر قرار داده ام.
9- سرعت به روز رسانی: به جز سایت شخصی رئیس جمهور که احتمالا به دلیل مشغله کاری ایشان دیر به روز می شود، بقیه سرعت به روز رسانی خوبی دارند. هر چند وب سایت مجلس و ریاست جمهوری را مناسب تر می دانم.
10- محتوی و امکانات: به جز اطلاعات ایستا که در همه موجود است، تقریبا همه بخش اخبار جدی دارند (به جز سایت شخصی رئیس جمهور که نیازی به آن ندارد). اما از منظر امکانات و اطلاعات متعدد وب سایت مجلس یک سر و گردن بالاتر است. هر چند وب سایت دفتر رهبری و مجمع هم خوب و کامل هستند و انواع اطلاعات ، گالری تصاویر، مستندات و امکان سوال و جواب در آنها وجود دارد. اما در وب سایت مجلس به جز اطلاعات، کلی کتاب، امکان ورود به شبکه نخبگان و .... وجود دارد که نشان دهنده رویکرد جدی مدیران این سایت به خدمات رسانی در کنار اطلاع رسانی در وب سایت هستند.
11- وب سایت شخصی: به جز آقای احمدی نژاد (و رئیس جمهور قبلی آقای محمد خاتمی) نمی دانم چرا بقیه سران نظام رویکرد جدی به داشتن یک وب سایت شخصی و یا حداقل یک وبلاگ و یا یک زیرسایت شخصی در این سایت ها ندارند. لزومی ندارد که حتما خودشان پشت کامپیوتر بنشینند و بنویسند. اما وجود یک صفحه شخصی برای آنها باعث می شود مخاطب با راحتی بیشتری با آنها ارتباط برقرار کرده و رابطه عاطفی بیشتری تشکیل شود. امیدوارم مشاوران رسانه ای و فنآوری اطلاعات سران رده اول نظام اهمیت وجود این سایت ها را درک کرده و نسبت به ایجاد یک بخش خاص و شخصی برای این مسؤولان اقدام نموده و به روز رسانی آن و انتقال دو طرفه اطلاعات را در دستور کار خود قرار دهند.

در یک جمع بندی کلی بیشتر وب سایت رهبری و مجلس را پسندیدم و ناراحت شدم برای وب سایت قوه قضائیه که با وجود اینهمه توانمندی در این قوه می توانست بهتر باشد و نیست. امیدوارم مدیران همه این وب سایت ها، و مدیران وب سایت های دیگر مهم دولتی و یا خصوصی بزرگ، اهمیت وب سایت خودشان را به عنوان محل حضور در دنیای سایبر و مجازی جدی بگیرند و بیشتر تلاش کنند در بهتر کردن وب سایت خود.
همین!

تا یادم نرفته این نکته را اشاره کنم که من شاید صلاحیت یک منتقد جدی و با دانش را برای مقایسه این وب سایت ها نداشته باشم. نظراتی که دادم صرفا برداشت های شخصی خودم به عنوان یک بیننده است نه یک نظر کارشناسی جدی و برای نظرات مخالف نظر خود و یا استدلال های مدیران این سایت ها احترام قائل هستم و نظرشان را کامل می پذیرم چون آنها در گود هستند ما خارج از آن.

Ali Vahed | 6:06 PM

حسن سوء استفاده از شهرت!

April 5, 2007 3:35 PM

این روزها شاهد حضور چهره های مشهور -و نه الزاما محبوب- در فضای اینترنت و در قالب ایجاد حداقل یک وبلاگ و یا وب سایت شخصی هستیم، اقدامی که شاید بیشتر برای نمایش کلاس یک فرد باشد. چهره های تلویزیونی نظیر کامران نجف زاده، مازیار ناظمی و ... از جمله این افراد هستند که با ایجاد یک وبلاگ این روزها بازدید کننده زیادی را به سایت خود جذب می کنند. دو فرد اول از جمله موفق های این عرصه هستند و اشخاص دیگری که اسم نمی برم[!] جزو ناموفق ها. 
اینکه الزاما وبلاگ یک فرد مشهور، پرمحتوی و یا خواندنی باشد را نمی دانم ولی خوب اسم این شخص وسوسه کننده است که مطالبش  و روزنوشت هایش را بخوانی، هر چند مطلب جالبی هم نباشد.
اینگونه وب سایت ها که بیشتر از محتوی مدیون نویسنده و شغلش هستند-فکر نمی کنم یک مجری ساده تلویزیون سطح فرهنگ و سواد بالاتری از یک روزنامه نگار موفق داشته باشد، نمی دانم- با جذب بازدید کننده زیاد می توانند محلی برای تبلیغات اینترنتی باشند و از آن طریق درآمد زایی خوبی بکنند، یا از طریق طرح مسائل مختلف به فرهنگ سازی هدف دار تبدیل شوند، که استفاده شرافتنمندانه ای از شهرت نیست.
به هر حال بسیاری از این بازدید های این سایت ها فقط برای یکبار و از روی کنجکاوی است و پس از آنکه بازدید کننده، محتوای را نپسندید برگشتی در کار نیست.
همین!


بعد از نوشتار: اصولا برخی از شهرت ها ناشی از محبوبیت یک فرد نیست، بلکه به خاطر شغلش است که همیشه جلوی چشم مردم است و دیده می شود، اسم و چهره اش به یاد می ماند، حتی اگر واقعا حرفی برای گفتن نداشته باشد.

Ali Vahed | 3:35 PM

هر روز یک بازی تازه ...!این بار تویتر!

March 28, 2007 8:46 PM

از وقتی اینترنت در ایران همه گیر شده است، هر روز چیز جدیدی روی آن مد می شود و خیلی سریع هم از مد می افتد.خسته شدم از بس چیز جدید شنیدم!
یادم نمی رود ابتدای کار را ، از ایمیل یاهو گرفته تا چت کردن، استفاده از مسنجر ها چقدر محبوب بود و مایه کلاس ... عضویت در گروه ها ،... روز دیگر orkut  و بعد هجوم زیاد سایت های مشابه ،... روز بعد وبلاگ و وب سایت شخصی داشتن، ....حالا هم که انگار تویتر (twitter) ...
تا روز دیگر چه چیزی مد شود ....


همین!

Ali Vahed | 8:46 PM

دامنه شخصی+ محتوی عمومی=وب سایت پر مخاطب؟

March 16, 2007 11:54 AM

مصاحبه وحید هاشمیان را خواندم. در جایی از مصاحبه، ارجاعی شده بود به وب سایت شخصیش(www.hashemian.net)  که گویا این بازیکن ملی ، علاقه دارد به جز اطلاعات شخصی خود در وب سایتش اخبار فرهنگی و آموزشی هم بگذارد. سری زدم به سایت این بازیکن فوتبال. صفحه اول هم همان عنوان "سایت خبری، فرهنگی و آموزشی" را داشت و در صفحات بعدی، رویکرد خبری ورزشی کاملا به چشم می خورد؟
اینکه ایده اینکار از کجا آمده که یک فرد معروف، وب سایت خودش را با محتوی عمومی پرکند  را نمی دانم خودش داده است و یا شرکت کامپیوتری سازنده یا مشاورانش طرح کرده ؟ اما به هر حال ایده جذابی است.
استفاده از یک دامنه شخصی به نام یک فرد مشهور به خودی خود عامل جذابیتی است که علاقه مندان وی با جستجو در موتورهای جستجو به این سایت برسند و سری بزنند به آن سایت. افراد مختلفی به این سایت لینک بدهند و در دایرکتوری ها به عنوان یک سایت مرجع ثبت شود. در کنار این وجود محتوی پویا و کلی باعث می شود که این مراجعه فقط محدود به یکبار نشود و مراجعات بعدی هم صورت گیرد. از طرف دیگر وجود کلمات کلیدی متعدد در محتوی سایت، رتبه جستجو را برای این سایت بالا می برد.
این عوامل در کنار هم باعث پربیننده تر شدن سایت شده و می توان از آن طریق تبلیغات نیز داشت (کما اینکه در این سایت هم همین چیز پیش بینی شده است) و کسب منافع مالی حتی به اندازه هزینه نگهداری سایت را مد نظر قرار داد.


تنها نکته ای که باقی می ماند، لزوم جدی گرفتن محتوی این سایت است، وجود همه اطلاعات آن فرد به همراه به روز بودن اطلاعات دیگر آن نکته مهمی است. در غیر اینصورت بازدید کننده پس از چند بار سر زدن، دیگر مراجعه نخواهد کرد.


همین!

Ali Vahed | 11:54 AM

به بهانه به روز شدن وب سایت رادمان

February 12, 2007 1:01 AM

پس از به روز شدن ظاهر وبلاگ در ماههای پیشین، اینبار نوبت به تغییرات کلی در وب سایت شرکت بود که در فرصت تعطیلات بهمن ماه انجام شد.
 این سومین بار است که وب سایت رادمان تغییر می کند. دفعه اول، خودم دست و پا شکسته چند Page ساختم و آپلود کردم که اقلا یک چیزی باشد. بار دوم، با تلاش دوست عزیزم امیر که آنروز ها وقت آزاد بیشتری داشت و با کمک بچه های دفتر وب سایت قبلی ایجاد شد که چند سالی فعال بود این بار هم که با تلاش ویژه خانم دیلمیان و همکاری خانمها ظاهری و تحقیقی، وب سایت جدید ساخته شد، که از این بابت از آنها سپاسگزارم. همگی خسته نباشید...!
این ها را ننوشتم که اطلاع رسانی کرده باشم که اینکار را از طریق دیدن سایت و سر زدن به بخش اخبار سایت متوجه می شدید. نوشتم تا با این بهانه نگاهی گذرا داشته باشم به مسائل به روز نگهداری وب سایت های سازمانها و شرکتهای دولتی و یا خصوصی.


اغلب دیده ام که سازمانها و یا شرکتها، هم خصوصی و هم دولتی، نگاهشان به وب سایت نگاهی کفایی است! یعنی اینکه صرف حضور و یا داشتن یک وب سایت را کافی می دانند. کافیست یک وب سایت، خوب یا بد، برایشان ایجاد شود، دیگر به این فکر نمی کنند که این ابتدای راه است و باید مدام آن را به روز نگهداری و مطالب آن را متناسب با اهداف شرکت خود تغییر دهی. مراجعه که می کنم به چنین سایت هایی متوجه می شوم که معمولا از آخرین مطالب و به روز رسانی ها چندین سال می گذرد بدون آنکه مطالب جدید افزوده شود و یا مطالب تاریخ مصرف گذشته حذف شود.

به جز بحث محتوی، با پیشرفت های ابزارهای برنامه سازی تحت وب، بایستی به لحاظ تکنیکی نیز وب سایت را به روز کرد و از تکنیک های بهتر و کاراتر استفاده کرد.
به روز کردن محتوی از طریق ایجاد بخش های اخبار و اطلاعیه ها، ساده ترین راهی است که یک سازمان می تواند وب سایت خود را از آن طریق پویا کند.
در مورد شرکتهای خصوصی ، تولید کنندگان و یا فروشندگان کالا و خدمات، نیز با تکمیل اطلاعات در مورد محصولات خود و اضافه کردن محصولات جدید و یا حذف قدیمی ها می توان وب سایت را همیشه فعال نمود.
در وب سایت مؤسسات آموزشی می شود با اضافه کردن محتوی آموزش الکترونیک، پرونده آموزش گیرندگان و اطلاعات عمومی جدید، وب سایت را همیشه خواندنی کرد.
به نظر من داشتن یک وب سایت مرده، به همان اندازه نداشتن وب سایت برای شرکتها زیان آور است. وب سایت هایی که کسی مایل به مراجعه مجدد به آنها نیست، چون اطلاعات جدیدی ندارند و یا اطلاعات نادرست و تاریخ مصرف گذشته به ما می دهند.
به جز به روز کردن محتوایی و غیر ساختاری، لازم است در دوره های زمانی مشخص، وب سایت کلا تغییر کند. تغییر جهت گیری های صاحب وب سایت، تغییرات کلی در اطلاعات، تغییرات واسط کاربری و یا استفاده از ابزارهای پیاده سازی جدید تر از جمله مواردی است که لازم است در آنها وب سایت جدیدی ، فارغ از وب سایت قبلی و با یک طراحی جدید تر و کامل تر ایجاد شود.
در هنگام تغییر وب سایت ازیک وب سایت قدیمی به یک وب سایت جدید چندین نکته حائز اهمیت است که به چند مورد آن اشاره می کنم:
- لزوم انجام تغییر در زمان با ترافیک کم بازدید کننده: چون تغییرات باعث بروز مشکلات اولیه در مشاهده سایت می شود بایستی دفت کرد، که اینکار در هنگام تعطیلات، نیمه های شب و یا زمانهای با کمترین بازدید کننده صورت گیرد، علی الخصوص در مورد وب سایت های با بازدید کننده زیاد و یا وب سایت های خبری این مساله مهم تر می باشد.
-به روز کردن دایرکتوری ها و موتور های جستجو: وب سایت جدید در ابتدای کار با مشکل در جستجو مواجه است، چون هنوز توسط موتور های جستجو ایندکس نشده است، بنابراین باید دقت شود که به روشهای دستی ، ثبت سایت ، فعالیتهای SEO ویا حداقل با صبر در مورد مراجعه روبوت های جستجو گر این مشکل بر طرف شود.
- نگهداری وب سایت قدیمی در یک مدت زمان گذار: تا حد ممکن باید اطلاعات سایت قبلی در یک مدت محدود نگهداری شود تا مراجعه کنندگان قبلی سایت با مشکل مواجه نشوند مگر آنکه اطلاعات آنها خارج از رده باشد که با هدایت صحیح به صفخات و بخش های جدید تر این مساله نیر بایستی اصلاح شود.
- انجام تغییرات در دامنه و DNS ها در صورت عوض شدن میزبان سایت (Host) : اگر سایت جدید در میزبان جدیدی قرار می گیرد، انجام مجدد تنظیمات دامنه فراموش نشود.
-بازبینی سایت جدید برای رفع مشکلات ظاهری و یا محتوایی: وب سایت ها مانند دیکته می مانند، تا زمانی که آپلود نشوند همه ایراداتشان نمایان نمی شود. اگر یک وب سایت را ابتدا روی دستگاه کامپیوتر خود و یا روی شبکه محلی توسعه داده اید، ابتدا آن را بازبینی کرده و اشتباهاتش را برطرف کنید، اما به هر حال بعد از بازگذاری سايت، مجددا تمامی صفحات و پیوندها (Link) ها را چک کنید، اغلب چیزهایی را پیدا می کنید که در بازبینی اولیه از قلم انداخته اید.
- نظر سنجی از کاربران پس از ساخت سایت جدید برای دریافت پیشنهادات و یا انتقادات نسبت به سایت جدید: ممکن است برخی چیز ها از چشم شما پنهان مانده باشد و یا متناسب با سلیقه شما باشد و سایرین با مشاهده حاصل کار، متوجه آن بشوند، بهتر است به شکلی نظرات کاربران و مشاهده کنندگان را دریافت کنید و در طراحی سایت جدید و یا در محتوی آن اعمال کنید.
-و ....

در انتها...
دوستانی که وب سایت جدید ما را دیده اندو نظر خاصی در مورد آن دارند، یا از طریق نظرات وبلاگ و یا بخش تماس با ما در وب سایت رادمان (www.radmanitd.com) ما را مطلع سازند.
همین!

Ali Vahed | 1:01 AM

انتخاب سیستم مدیریت محتوی

January 20, 2007 1:02 PM

پیشتر مطلبی در مورد سیستمهای مدیریت محتوی   و مزایای استفاده از آنها نوشته بودم، در پاسخ به سوال دوستی در مورد اطلاعات تکمیلی تر باید بگویم  چنانچه می خواهید وب سایتی را با بهره گیری از یکی از سیستمهای مدیریت محتوی (CMS:Content Management System ) موجود تهیه کنید حتما مطلب "Choosing an OpenSource CMS" را بخوانید و برای مقایسه امکانات CMS های مختلف سری بزنید به "The CMS Matrix"، سایت جالبی است.
همین!

Ali Vahed | 1:02 PM

دریا موجه .... دریا ...!

December 9, 2006 9:12 AM

خبر: سرعت اینترنت کشور باز هم کاهش یافت.
دلیل اعلام شده: یکی از کابلهای اتصالی از بندر جاسک به کشورهای عربی قطع شده است! پس همه پهنای باند به خطوط دیگر منتقل شده است و در نتیجه سرعت ..... معلوم است!
سابقه: هر وقت یک مشکلی برای اینترنت کشور پیش می آید، از زبان مسؤولان ، تازه چند روز بعد از بروز واقعه، می شنویم که این خط زیر دریا قطع شده است، یک بار لنگر کشتی، یک بار توفان یک بار نمی دانم شاید اره ماهی[!] باعث پاره شدن این فیبر نوری می شوند و حداقل یک هفته ای سرعت اینترنت مورچه وار می شود.
یک نظر شخصی: نمی دانم کشور های دیگر هم این مشکل را دارند که که کابل های ارتباطی زیردریایشان مدام قطع می شود، یا این فقط مختص ماست!؟ نمی دانم دوستان مخابراتی ، توجیه دیگری نمی توانند بیاورند یا نه!؟ نمی دانم این خلیج فارس و دریای عمان فقط با ما مشکل دارد یا نه!؟ نمی دانم این بادی که می وزد فقط برای ماست یا برای بقیه هم هست!؟ همه اینها را نمی دانم، فقط کاش عزیزان مسؤول یا فکری برای محکم کردن کابل ها می کردند که تند تند، با یک لنگر کشتی پاره نشود و یا دنبال توجیه دیگری می گشتند، این یکی دیگر خیلی تکراری شده است. اگر مشکل نرم افزاری، سخت افزاری و یا کاربری دیگری پیش آمده گناهش را گردن دریا نیاندازند.


دریا موجه... کاکا ..... دریا موجه! (با لهجه بندری بخوانید!)


همین! 

Ali Vahed | 9:12 AM

آیین نامه ساماندهی سایت ها

November 30, 2006 10:30 AM

نمی دانم چرا هر وقت کلمه ساماندهی را از زبان مدیران دولتی می شنوم، تن و بدنم می لرزد. نمی دانم چرا هر وقت چیزی قرارشده که "ساماندهی" شود، بکلی درب و داغان شده است و نه تنها وضعش بهتر نشده بدتر از بدتر شده است.
به هر حال آیین نامه ساماندهی به سایت های اینترنتی در هیات وزیران تصویب شده است. گفته اند هدف حمايت از پايگاه‌هاي قانوني، دسترسي آزاد و سالم مردم به اطلاعات و رعايت حقوق اجتماعي و ارزش‌هاي فرهنگي است. گفته اند از سایت های اطلاع رسانی مناسب حمایت می کنند. گفته اند هدف حمايت از پايگاه‌هاي قانوني، دسترسي آزاد و سالم مردم به اطلاعات و رعايت حقوق اجتماعي و ارزش‌هاي فرهنگي  است. . برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
در الزامش شکی ندارم که باید یک جهتی به فعالیتهای تحت وب داد. اینکه افراد مسؤولیت حرفشان را بپذیریند. اما اینکه چرا اینکار زیر نظر وزارت ارشاد است و هدف از طرح آن در مقطع حاضر چیست را نمی دانم. امیدوارم این طرح موفق باشد و "ساماندهی" کند!
همین!

Ali Vahed | 10:30 AM

سرعت=گناه!

October 19, 2006 10:12 AM

اخیرا دستورالعملی به سرویس دهنده های اینترنت ابلاغ شده مبنی بر اینکه از واگذاری اینترنت با سرعت بالای 128 به اشخاص حقیقی و اماکن عمومی خودداری شود. چرایش را نفهمیدم. لابد سرعت بالا مفسده ایجاد می کند و انسان را وادار به گناه.  اگر کسی دلیل واقعیش را می داند ، ما را هم راهنمایی کند.


همین!

Ali Vahed | 10:12 AM

بحران هسته اي و اهميت تبادل اطلاعات!

August 15, 2005 12:47 PM

 چند شب پیش در بخش گفتگوي ويژه اخبار شبکه دو از قول آقاي آقازاده رئيس سازمان انرژي اتمي شنيدم که در مورد بحران هسته ايران و مسائل مطرح بين ايران و طرفين مذاکره، پيشنهادي از طرفاروپايي دريافت شده است که آنرا سخاوتمندانه دانسته اند.
قصد تحليل اين پيشنهاد و راهکار اين را ندارم (چون تخصصي در اين مورد ندارم) . قصد قضاوت را نيز ندارم. اما چند نکته مرتبط با فنآوري اطلاعات و ارتباطات در اين پيشنهاد وجود داشت که بد نديدم به آن بپردازم.
به عنوان يک مشوق اقتصادي، طرف اروپايي متعهد شده است که در صورتي که ايران از چرخه سوخت اتمي دست بردارد، امکان استفاده از شبکه هاي پرسرعت براي دستيابي ايران به اينترنت را فراهم مي کند!

حرف جالبي است! آقاي آقازاده که به نظر من به شکل نادرست آن را اينچنين تفسير کرد که يعني اروپايي ها مي خواهند به ما اينترنت ياد بدهند! و بدين شکل آن را يک توهين به ايران دانست. اما به نظر من نمي توان اين جمله را چنين توصيف کرد.
یک معنی که از این جمله برداشت می شود آن است که این چیزی که ما امروزه به عنوان اینترنت استفاده می کنیم ، اصلا اینترنت نیست!!! (با این سرعت بد، سختی اتصال و پهنای باند کم)
اما خارج از شوخی می توان گفت در اين چند ساله که از توسعه شبکه اينترنت در ايران مي گذرد، به دليل وجود تهديد هاي مختلف و تحريم هاي آمريکا عليه ايران، مراکز سرويس دهنده بزرگ اينترنت در ايران و از جمله مخابرات ايران به سمتي حرکت کرده اند که تمامي شاهرگ ها و لينک هاي اصلي ايران چه از طريق زميني (فيبر نوري) و چه از طريق ارتباطات ماهواره ، مستقيم و يا غير مستقيم از طريق اروپا فراهم شده است. اين امر که به مرور به شکل يک امر بديهي در آمده است، امروز به عنوان اهرمي براي فشار به ايران در مذاکرات دو جانبه در آمده است و طرف اروپايي با توجه به شناختي که از ضروريت استفاده از اينترنت نه تنها در تجارت و کسب و کار دولت ها و شرکت ها بلکه در زندگي روزمره مردم در کشور هاي خود و در ايران مي داند از آن به عنوان يک مشوق و يا يک تهديد (سياست معرف چماق و هويج ) استفاده مي کند.
بدين ترتيب به خصوص براي شرکتهاي دولتي و بالاخص شرکت مخابرات ايران لازم مي دانم که با درک اهميت اين موضوع ، تلاش کنند که با ايجاد لينک هاي جايگزين به ساير کشور ها (مثلا کشور هاي شرقي و يا روسيه) مسير هاي ديگري را نيز پيش بيني مي نمايند.
اهميت استفاده از اينترنت براي کشور ها(دولت ها و ملت ها) به شکلي است که در دنياي امروز مي توان در جنگ ها و يا مذاکرات از آن استفاده کرد و کشور هاي صاحب فنآوري، کشورهاي ديگر را بوسيله آن تحت فشار بگذارند . (براي مثال در قضيه تهديد هاي آمريکايي ها در جهت بستن وب سايت هاي ايراني و يا در قضاياي اخير با اتحاديه اروپا)
بنابراين هر کشور ، همانگونه که براي ساير منابع حياتي خود (مانند تجهيزات نطامي . آذوقه و مهمات و از همه مهمتر آب سالم) پيش بيني نموده و ذخايري را براي روزهاي اضطراري در مکان هاي امن نگهداري مي کند، بايستي به شکلي عمل نمايد که همين نگراني در زمينه اطلاعات و ارتباطات آن کشور نيز وجود داشته و با تهيه نسخه هاي پشتيبان و ايجاد کانالهاي مختلف ارتباطي به صورت ايمن براي تبادل اطلاعات در داخل کشور و با خارج از آن پيش بيني هاي لازم را به عمل آورند.
به نظر من در جنگ هاي آينده، اولين نقطه اي که مورد حمله کشور مهاجم قرار مي گيرد، محل هاي نگهداري اطلاعات حياتي و کانالهاي ارتباط مخابراتي است. (همانگونه که در جنگ آمريکا با عراق، يکي از اولين نقاطي که توسط موشک هاي آمريکايي هدف قرار گرفت، مراکز مخابراتي کشور عراق بود که با از کار انداختن آنها توسط موشکهاي کروز با کلاهک گرافيتي، عملا امکان تبادل اطلاعات بين واحد هاي ارتش عراق از بين رفت و با حذفاين ارتباط، امکان غلبه بر هر بخش تسهيل شد.)
همين!

Ali Vahed | 12:47 PM

تفاوت هاي بين پورتال و وب سايت

March 5, 2005 11:30 AM

در ابتدا .....
دوستي دارم به نام آقاي شهرام رضايي گل که باوجوديکه رشته تخصصيش نرم افزار نيست اما دانش خوب و تجربه زيادي در اين زمينه دارد. به بهانه اي متني  در اختيارمان قرار داد در مورد تفاوت هاي پرتال و وب سايت نگارش شده توسط شخصي که من نمي شناسم. بد نديدم با توجه به اينکه در مورد CMS مطلب نوشته بودم آن مطلب را با اندکي تلخيص در وبلاگ هم بگذارم. متن زير نظر شخصي نگارنده آن است و نظرش قابل احترام. پرتال از ديدگاه هاي ديگر نيز تعريف شده است که با تعريف اشاره شده در اين متن متفاوت است. سعي مي کنم در آينده ديدگاه ساير افراد را نيز در اين زمينه منعکس کنم.
و اما بعد .....


پورتال چيست؟
ارائه يک تعريف مشخص از پورتال همواره يک چالش بوده است. شايد واژه پورتال (به معني دروازه يا محل ورود به يک شهر)، تا بحال بيشترين سوء کاربرد را در IT داشته است. طبق تعاريفي که تا بحال ارائه شده است، پورتال را ميتوان يک مرکز ارائه خدمات و اطلاعات اينترنتي دانست که بر چهار پايه اصلي استوار است:
1) انطباق پذيري (Customization)
2) اختصاصي کردن (Personalization)
3)  يکپارچگي (Integration)
4)  پشتيباني انجمنهاي اينترنتي (Online Communities)

يکي از مهمترين مفاهيم پورتال، محتوا يا Content ميباشد. محتوا را ميتوان در حالت کلي هر شيء الکترونيکي، اعم از اسناد HTML/XML، تصاوير، صدا و هر چيزي که به صورت الکترونيکي ارائه شده باشد، دانست. اعمالي را که پورتال روي محتوا انجام ميدهد، ميتوان به پنج گروه کلي تقسيم بندي کرد:
1) متمرکز کرن (Aggregation)
جمع آوري اطلاعات و خدمات از منابع متعدد و توزيع شده به طريقي قابل توجه و معني دار.
2) اختصاصي کردن (Personalization)
Personalization ، پروسه اي است که از طرف پورتال براي نمايش اطلاعات به کاربران بر اساس نيازهاي آنان اجرا ميشود. اين مقوله نيازمند وجود Content Metadata (يعني اطلاعاتي در مورد اطلاعات موجود در سايت) است که نقش هر کدام از کاربران را، به علاوه حقوق دسترسي (Access Rights) آنها مشخص ميکند.
3) توصيه و معرفي کردن محتوا (Recommendation)
هنگامي که يک نرم افزار، از اطلاعاتي که در مورد شما ميداند، براي پيشنهاد کردن اطلاعات و يا خدمات جديد استفاده ميکند، آن را يک سيستم Recommender ميناميم. پورتال ميتواند بر اساس علاقمنديهاي يک کاربر و يا اطلاعاتي که در مورد او ميداند، مطالب مناسب را در اختيار او قرار دهد. اين مهم ميتواند حتي از طريق دنبال کردن موضوعات مورد علاقه کاربر صورت گيرد.
4) گلچين کردن و خلاصه کردن مطالب (Excerpt Content)
پورتال ميتواند به صورت اتوماتيک مطالب را خلاصه نموده، در اختيار کاربر قرار دهد. به عنوان مثال کلمات کليدي يک مقاله ميتواند براي جستجوي آن مورد استفاده قرار گيرد.

شايد بتوان از Yahoo! به عنوان کاملترين پورتالي که تا به حال ساخته شده است نام برد. بنا به آنچه در بالا آورده شده است، تفاوت هاي اساسي ميان يک وب سايت و يک پورتال وجود دارد. مهمترين اين موارد در زير به صورت خلاصه آورده شده است:
• پورتال به صورت دروازه ورود به يک بانک اطلاعاتي است. آنچه که مهم است، آن است که پورتال همواره ما را به سايتها يا پورتال هاي ديگر راهنمايي مي کند و به خودي خود تنها يک راهنما است. براي همين است که در بعضي از موارد به پورتالها، Internet Yellow Pages مي گوييم. در حالي که يک وب سايت مي تواند حاوي مقدار زيادي اطلاعات باشد که فقط بر روي آن سايت قابل دسترسي است.
ممکن است، وب سايت از امکاناتي مشابه يک پورتال براي جستجو و مديريت داده ها استفاده نمايد، اما آنچه که مهم است آن است که اين داده ها عموما بر روي پايگاه داده هاي خود سايت قرار دارند.

• پورتال عموما" حاوي مطالبي است که جنبه اطلاعات عمومي دارد. داده هايي که از منابع مختلف بر روي يک پورتال جمع آوري مي شوند، معمولا داراي پراکندگي فراواني هستند. به همين علت، در بسياري از پورتال ها، ابزارهايي مانند Directory قرار داده مي شود تا اين اطلاعات را طبقه بندي نمايد.
از سوي ديگر داده هاي قرار داده شده بر روي يک وب سايت، اولا" از منابع محدودتري تامين مي شوند و ثانيا" داراي پراکندگي زيادي نبوده، حول يک محور و موضوع مشخص دور مي زند.

• پورتال يک سيستم کاربر محور است. به اين معني که تمام امکانات پورتال بر اين اساس پيش بيني شده است تا جوابگوي نياز هاي کاربران با سلايق، علاقمنديها، سنين و رده هاي کاري متفاوت باشد. امکاناتي مثل پست الکترونيکي، Chat، انجمنهاي اينترنتي و ... همه براي آن است که کاربران را به هر شکل ممکن به پورتال دعوت نمايد.
در حاليکه يک وب سايت،يک سيستم Subjective يا موضوع محور است. درست است در هر وب سايت، امکاناتي براي کاربران مختلف پيش بيني مي شود، اما بايد به اين نکته توجه داشت که کاربري که با يک وب سايت کار ميکند بايد به شکلي به موضوع وب سايت مرتبط يا علاقمند باشد.

• يکي از مهمترين جنبه هاي تفاوت بين پورتال و وب سايت جنبه اقتصادي آن است. پورتال ها عموما" براي کسب درآمد ساخته شده اند. بيشتر پورتال ها درآمد هاي خود را از طريق تبليغات کسب مي نمايند.

همین!

Ali Vahed | 11:30 AM

مزایای ایجاد یک وب سایت یا استفاده از CMS

February 13, 2005 8:27 PM

اجراي پروژه های وب سايت بزرگ به دو طريق ممكن می باشد:


-         ايجاد يك وب سايت ايستا با ايجاد صفحات اطلاعاتي به صورت ايستا و تهيه برنامه هاي تحت وب به صورت ثابت و بدون تغيير


-         ايجاد يك وب سايت از طريق يكي از سيستمهاي مديريت محتوي خوب


 


در  زير برخي مزاياي ايجاد يك وب سايت از طريق سيستمهاي مديريت محتوي فهرست شده است:


1- مديريت كاربران:


با CMS: مديريت كابران و تعيين سطوح دسترسي در كل سايت به صورت جامع و توسط سيستم صورت مي گيرد.

بدون CMS: ايجاد مديريت كاربران به عهده توليد كننده است. كاربران براي ورود به بخشهاي مختلف سايت بايد در جاهاي مختلف اعتبار سنجي شوند.



2- گسترش پذيري:


با CMS: براي توسعه اطلاعاتي در CMS نياز به تغييرات بنيادي در سيستم نمي باشد و از اين رو كم هزينه است.

بدون CMS: توسعه بخشهاي مختلف و تغييرات در محتواي سايت زمانگير و پر هزينه است.



3- ايجاد صفحه اي جديد:


با CMS: تمامي صفحات جديد برپايه پيش فرض هايي كه از قبل تعريف شده اند ايجاد و تمامي لينك ها به طور خودكار بروز رساني مي شود. اين فرآيند به طور كامل قابل بازرسي مجدد مي باشد.

بدون CMS: تمامي صفحات با استٿاده از صفحات قبل ايجاد مي گردد. نقشه سايت و تمامي لينكها بايد به طور دستي بروزرساني گردند.



4- طبقه بندي اطلاعات

با CMS: اطلاعات توسط يك روش واحد طبقه بندي و در دسترس مشاهده كنندگان قرار مي گيرد.


بدون CMS: طبقه بندي اطلاعات توسط كاربر صورت مي گيرد و به ازاي تغيير در طبقه بندي، تغييرات در حجم زيادي صورت مي گيرد.



5- جستجو


با CMS: جستجو در محتوي سايت به دليل رعايت قالب ها، نمايه سازي صفحات در زمان ايجاد سريع و كارا است. و از يك مكانيزم عمومي براي جستجو در كل سايت استٿاده مي شود.

بدون CMS: روالهاي جستجو در بخش هاي مختلٿ متفاوت است. وظيفه نمايه سازي و ايجاد تسهيلات لازم براي جستجو در يك بخش به صورت دستي صورت مي گيرد.



6-يكنواختي و يكساني محتوي:

با CMS: الگوها از محتويات سايت مجزا مي باشند و در نتيجه به طور يكسان و يكنواخت قابل بكارگيري هستند.

بدون CMS: محتوي و الگوهاي نمايش به طور كامل آميخته هستند و در نتيجه تغييرات در سايت را با مشكل روبرو مي سازند.


7- تغيير قالب نمايشي سايت:

با CMS: به دليل جدا بودن محتوي از الگوها و قالب هاي نمايش به سادگي مي توان ظاهر سايت را تغيير داد.

بدون CMS: به دليل يكپارچگي محتوي و قالب هاي نمايشي، تغيير ظاهر سايت به محتوي سايت نيز مرتبط مي گردد.



8-فرآيند جريان كار

با CMS: موتور جريان كار CMS با اجراي خودكار فرآيند انتشار محتوي و ضبط تمامي عمليات جهت وارسي و بازرسي مجدد در مراحل ممختلف، پس از تاييد نهايي محتوي به صورت خودكار منتشر مي شوند.

بدون CMS: جريان كار عموما توسط email به صورت دوره هاي خاص مشخص مي شود. Email ها به افراد مختلف سازمان ارسال مي شوند و در نتيجه با تاييد نهايي محتوي به صورت دستي منتشر مي شوند.


9- زمان انتشار

با CMS: محتوي به سرعت و پس از تاييد به صورت خودكار منتشر مي شود.
بدون CMS: محتوي در زمانهايي كه مدير سايت در دسترس باشد بروز رساني مي گردند. چند روز براي رفع خطا ها و پيكر بندي مجدد صرف مي گردد.


10- شواهد حقوقي

با CMS: شواهد تغيير و يا انتشار اطلاعات بطور خودكار توسط سيستم ضبط مي شود.

بدون CMS: جمع آوري شواهد و ضبط آنها از وظايٿ افراد است. تغييرات به صورت دستي و ايجاد log از محتوي به سختي و به صورت دستي تهيه مي شود


با توجه به این دلایل به مدیران و کارشناسان بخش های کامپیوتری سازمانهای دولتی و یا خصوصی بزرگ توصیه می کنم چنانچه قصد دارند وب سایتی پویا برای مجموعه خود ایجاد کنن حتما مزایای استٿاده از CMS ها را در نظر بگیرند.

امروزه در دنیا تعداد بسیار زیادی محصول CMS خوب در دنیا وجود دارد که خیلی از آنها به صورت متن باز و یا رایگان می باشند. از سوی دیگر هم در ایران شرکت های کوچک و بزرگ فعال در زمینه ایجاد وب سایت به سمت تولید یک CMS بومی روی آورده اند که از این میان به فعالیت های شرکتهای رهنما، ستکام، نوژان، داده پردازان دوران، ایران رایانه و .... اشاره کرد.

همین!

Ali Vahed | 8:27 PM

سیستم مدیریت محتوی

February 10, 2005 8:13 PM


مديريت محتوي (Content Management) شامل سيستم، ابزارها و فرايند هايي است كه بوسيله آن اطلاعات مورد نظر كاربر ايجاد، مديريت، منتشر و آرشيو مي باشد. يك سيستم مديريت محتوي (CMS: Content Management System) زيربناي لازم جهت مديريت محتوي به صورت همزمان و توسط كاربران متفاوت را به صورتي مهيا مي كند كه بدون نياز به داشتن اطلاعات فني خاص و مستقل از ظاهر نمايش اطلاعات اين فرآيند صورت گيرد. در اين سيستمها معمولا امكانات و ابزارهاي را فراهم مي كنند كه بتوان به شكل استاندارد و در قالبهاي معين اطلاعات را منتشر كرد. از جمله امكانات مطرح اين سيستمها مي توان به موارد زير اشاره كرد: مديريت اطلاعات ، طبقه بندي اطلاعات، اخبار، لينك هاي مرتبط ، مديريت قالبهاي نمايش(Theme) ،  پرسش و پاسخ هاي متداول،مديريت كاربران، ايجاد تسهيلات براي ايجاد ساده اطلاعات، نقشه سايت، آمار مراجعين و ....


 
همین!

Ali Vahed | 8:13 PM

اینترنت!

December 18, 2004 9:08 PM

در رادمان همکاری داریم به نام خانم [.......]. این خانم از آن مهندس های جوانی است که علاقه زیادی برای یادگرفتن دارد و شاید این مهمترین دلیل همکار شدنش با ماست. اما یک نکته جالب قابل ذکر در مورد این همکار عزیر علاقه مفرط وی به اینترنت است. جواب کوچکترین سوالهای روزمره و ساده را در اینترنت جستجو می کند.  حتی اگر از وی بپرسی که ساعت چند است قبل از اینکه به ساعت روی دیوار نگاه کند، کانکت می شود و از طریق اینترنت چک می کند که الان در هر نقطه زمین ساعت چند است!!!
از شوخی که بگذریم با ورود اینترنت به زندگی جاری ایرانی، تحول زیادی در نوع زندگی و فکر مردم ایجاد شده است. تا همین چند سال استفاده از اینترنت چنانچه امروز همه گیر شده است نبود. یادم می آید در سمیناری تحت عنوان زندگی در اینترنت که چند سال پیش از طرف انجمن انفورماتیک برگزار شده بود، دکتر صنعتی-مدیرعامل وقت شرکت نرم افزاری سینا (sina soft) - از تجربیاتش در استفاده از اینترنت در زندگی روزمره در آمریکا می گفت. صحبتهایی که آن روز شاید برای ما خیلی دور جلوه می کرد. اما امروز واقعیت آنست که عملا زندگی مردم ایران هم با اینترنت و تحولات آن گره خورده است.
هر روز شمار کاربران اینترنت افزایش می یابد. هر روز قیمتهای اتصال به اینترنت کاهش می یابد و هر روز ISP های قدر پول دار تر و ISP های کوچک فقیرتر می شوند. هر روز تعداد بیشتری از سیاستمداران، هنرمندان، روزنامه نگاران و ..... به سمت اینترنت و ایجاد یک وب سایت شخصی و یا در حالت ساده تر یک وبلاگ می کنند.
دانشجوی امروز دیگر شاید کمتر سری به کتابخانه ها بزند-هر چند هنوز به نظر من به دلایل کارکردهای کتاب و کتابخانه اینترنت به معنی عامش نمی تواند جایگزین مناسبی باشد و بحث کتابخانه های رقمی (Digital Libraries) هم از همینجا آغاز می شود- دانشجوی امروز با تعریف یک تحقیق و یا انتصاب یک پروژه، اولین کاری که می کند آنست که چک کند ببیند آیا کسی قبلا کار مشابهی انجام داده تا با کمی تغییر -حداکثر ترجمه به فارسی- آن را به استادش تحویل دهد!
حتی کسانی که اپراتوری ساده کامپیوتر را هم نمی دانند دم از اینترنت و جایگاه ویژه آن می کنند. چند وقت پیش یکی از دوستان می خواست در یک کار صنعتی سرمایه گذاری کند و جالب اینکه در آن مورد هیچ نمی دانست! حتی نمی دانست اسم چیزی که می خواهد تولید کند چیست!؟ به من زنگ زد که فلانی یک سر به اینترنت بزن! یکی رو پیدا کن! که بداند این چیست و فرمول و روش ساختش را به من  بدهد! گفتم آخه به این سادگی نیست که من وصل شوم و یکی را پیدا کنم. باید اول بدانم در مورد چه چیزی جستجو کنم. به ظاهر قانع شد اما مطمئنم که در دلش به من خندید و حتما پیش خودش گفت بابا این یارو اصلا سواد نداره، الکی اسم خودش رو هم گذاشته مهندس کامپیوتر!!
نکته مهمی که به نظر می رسد باید به آن توجه بکنیم آن است که سرنوشت اینترنت را با سرنوشت سایر فنآوری هایی که قبلا آمد و بدون دانستن فرهنگ استفاده، آن را به بدترین شکل ممکن استفاده کردیم گره نزنیم. هر چند از جامعه مصرفی ما بعید است بتواند استفاده معقولی از همه چیزهای جدید بکند. اینترنتی هم که می توانست به عنوان ابزاری برای اتصال ما به جهان باشد و مرز های جغرافیایی ما را کمرنگ و منحصر به کتابهای جغرافیا بکند می رود که به سرنوشت محتوم سایر فنآوری ها بپیوندد. دریغ و صد افسوس که از این موقعیت هم بهره نبردیم تا خود را با جهان یکی کنیم. کاری که شاید در هند و امارات و مالزی و اندونزی اتفاق افتاد می افتد.
بگذریم....!
همین!

Ali Vahed | 9:08 PM